محمد امان ریاضت    دانشجوی ژورنالیزم
 

2013/02/09

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 حقیقت پدیده ی است که رسیدن به آن نه تنها باعث موفقیت فرد در جهان هستی میشود، بلکه رسیدن به آن فرد را وا می دارد تا در تماماً امورات دنیوی و اخروی موفق و کامگار بدرآید.

بویژه شناخت حقیقت یکی از اساسات مبحث بزرگ فلسفی جهان به شمار رفته و ذهن ملیون ها انسان را در روند تفریق حق و باطل مغشوش خاطر خود ساخته است. هرگاه با اندک تاثیر پذیری سو از حال و هوای نفس، در شناخت حق ضعف ایدیالوژیکی ی از ما سر بزند، نه تنها اینکه ما را دچار بحران فکری میسازد، بل این سبب میشود تا ره رو سرنوشت سازی را در قبال نداشته باشیم، اما با آن همه مشقت آفرینی هایی که در صورت عدم شناخت آن برای ما رخ میدهد، ما را کمک می کند تا با شناخت آن در زمره از انسان های آگاه و خوش اقبال به سر بریم.

لازم است تا در این جا برای وضاحت هر چه بیشتر رسیدن به حقیقت به این مثال های معروف اتکا کنیم.

سیب چه وقت پخته میشود؟

عقیده باغبان برای پخته شدن سیب، سرخ شدن آن است. اما به نظر دانشمند علوم نباتات، دلیل سرخی سیب موجودیت پلاستیدها درآن است، که به سیب رنگ سرخ می بخشد. و همچنان نظر به استدلال  شخص دانشمند، ازدیاد مواد قندی در سیب باعث می شود تا پلاستید های سرخ در ترکیب آن افزایش یافته و سیب رنگ سرخ ی را به خود اختیار کند.

سرانجام تعبیرهر دو درست است. اگر باغبان به نسبت داشتن دانش بیشتر تعبیر دانشمند نباتات راهم  بپزیرد باکی در شناخت پیشین وی نیست، چون بارسیدن به مرحله فراتری از حقیقت تغیری در مراحل پیشین شناخت ما رونما نمیشود. اما این تغیرنه به معنی از بین رفتن حقیقت پیشین است، زیرا این که ذهن باغبان نمیتواند به یکباره گی سرخ شدن سیب را ناشی ازموجودیت پلاستید ها داند، چون ذهن اوآماده درک چنین حقیقت نیست.

یکی از فلاسفه یونان می گوید:- امکان ندارد چیزی به حد اخیر رسد مگر آنکه مراحل آن را بدون رهاکردن کدام مرحله آن بپیماید. پس باید دانست که حقایق بعضن با داشتن مراحل پیشین مورد شناخت قرارمی گیرد.

با این وصف دلیل نپزیرفتن عقیده دانشمند علوم نباتات برای یک باغبان بر می گردد به ضعف شناخت شخص باغبان نسبت به دانشمند.

چه وقت تکامل شناخت صورت می گیرد؟

نخست اینکه شناخت پیشین ماحقیقت داشته و مورد پذیرش ما قرار گرفته باشد، مثلاٌ اگرکسی هرگز چیز سفید را ندیده باشد وبرف را ببیند، نمی تواند حکم کند که برف سفید است. زیرا او شناخت کامل با رنگ سفید ندارد.

دوم اینکه عقل برای رسیدن به مراحل بالاتر شناخت، مراحل پایینی را معیار قرار داده و به اساس آن مراحل بالایی را تشخیص می کند. پس در این صورت باید حقیقت مراحل پایین ثابت شده باشد. بطورمثال مثلث فیثاغورث که یک اصل ثابت شده است و توسط آن میتوان بسیاری حقیقت های دیگری را به اثبات رساند.

پس گفته می توانیم که حقایق تغیر نمی کند، گرایش ها و شناخت ما از آنچه که حقیقت است تغیر می کند، پروتوگراس دانشمند یونانی معتقد است:  معیار همه چیز انسان است.

 پس با این وصف به صراحت گفته میتوانیم که حقیقت همیشه یکی است، ولی انسان است که آنرا مطابق برداشت خود فکر می کند. حال این که انسان ها چگونه قادر گردند تا حق و باطل را به گونه درست از هم تفکیک کنند، با این سه اصل خلاصه می گردد.

       نگرش ها

       ارزش ها

       عقاید

وقتی میخواهیم حقیقتی را بشناسیم ،  نخست در باره آن تفکر نموده و دید خود را از آنچه که به ذهن ما خطور کرده است بیان می کنیم، و بعد ارزش های آن را مورد مطالعه قرار داده و ارزشیابی می کنیم، و بعد آن هم از آنچه که با پیمودن دو سیر با ژرف بینی دقیق در دسترس داریم، عقیده می کنیم. چون این اصل، عالی ترین فورمول حقیقت شناسی است.

محمد اما ن ریاضت

دانشجوی ژورنالیزم

مشخصات فردی

        

 

1- هدف من و نیرنگ دشمن

2- در جستجوی حقایق

 
 

admin@vatandar.at

 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد