WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی

 

   مپندارید که ما بیگانه ایم -  نوای رفتگان ! - بشما گویم                امین الله مفکر امینی

نوای رفتگان

مپندارید که ما بیگانه ایم

دل به قید میهن است

هر درد وغمی، بردیده ودلهای ماست

این دوریها زارباب ستم برما و شماست

خاک وطن سرمهء  این دیده گان است

قصر های بهشتی دشمن، نباشند
چو خاک توده های میهن ما

ما زجبر روزگارترک میهن کرده ایم
هر نوای رنج ودرد، بدلهای ما دارد اثر

فراموش کی کنیم، ناله ها و گریه های یتیمان وطن

هم ناله های مادران پر شهامت ودلسوز
که ما ز زنده گی درسی آموخته ایم زحقیقت ها
بر بنای جوهروالا انسانی وعقل وخرد

که هدف جز خدمت نباشد، خلاف این گوهرناب

بشما ای هموطن سوگند!

بوطن سر خم کنیم ، باین گهواره ای زادگاه عزیز

سر تسلیم نداریم، بارباب ستم
سرتسلیم نداریم، بربیگانگان

بشکنیم زنجیر اسارتها ز دستان و پا های هموطن

به گودال نیستی سپاریم، سیه کاران میهن

خط بطلان کشیم بر مذهب و دین خود ساخته ای این
چپاولگران
رهزنان
قاتلان
آتش افروزان
این علامان فرمانبر،دشمنان مردم و میهن

گلهای لالهء آزاده سر زند بار دیگر
بدشت وودای و هر کوه و دمن
نعره همبستگی ها بر نوا آید به شیپور آزاده گی

این وطن از ماست
خوب وبدش ازماست
بسازیم شوره زارش چون گلستان

که نباشد دیگران را چون نشان

که نباشد دیگران را چون نشان

نوای رفتگان

ما دین خود ادا کردیم

در رهی آبادی میهن و مردم

سر ها بقربانگاه نهادیم وجان دادیم

تا برنخیزد نوای بینوایی ها

بشکند زنجیر اسارت و ظلم وستم
ز دست وپا ها

خواستیم تا گل کند

هر دشت و کوه ودمن این دیار

خیزد بوی خوش و بر نوا آیند بلبلان

وطن آباد شود، نباشد تبعیضی من وتو

کارودهفقان رها گردند، زبار قرض ورهن

ناقوس صلح و آزادی

بر نوا آید به هر مرزو بوم وطن

خواستیم همه با هم برادر و برابر باشند

بشاهراه ترقی قدم بگذارند

برسم آزاده گی
برسم انسان آگاه و با خرد

آزرده نگردند روح و تنی

زنان و مادران قهرمان این مرز وبوم

به چتر خرافات، جدا نشود سرهای
بیگناهی ز تن

هر یک طبق توانش، بیابند دستمزد حاصل کار

افسوس! برسم غلط و نا پسند دیدند بما

ازسو ظن

به فرزندان صدیق میهن، بستند تهمت کفر والحاد

تاراج کردند لانه های بلبلان وطن

بخدمت بیگانگان و دشمنان بستند کمر ز جهل

جای بلبلان، لانه کردند زاغ وزغن

کشتند و تاراج کردند به سر انگشت دشمنان مردم و میهن

کنون که گذشتیم و نیستیم بر گلستان وطن

تدبیر همان بهتر

نرقصید بر نوای زاغان چمن

دست اتحاد دهید ورفته ها سر ازدو بار آرید

بلبلان خوش خوان و آزاده را

بر اتحاد زنده کنید ، حس آزاده گی

تا نگردید بیش از این آغشته بخون
رهی نیک مردان و آزاده گان گیرید
که جان دادند و جان میدهند بهر شما
که جان دادند و جان میدهند بهر شما

   پیام انجمن به مناسبت حلول سال نوعیسوی                    پوهاند دوکتور غلام سخی مصئون

بشما که بیکدست قرآن ودیگری
شمشیر عداوت ها شده بیرون
دین و مذهب معامله گشته چو متاعی

  بآنانی گویم:که خودکُش بیگانه پرستند
بگذارید وطن آباد شود

تا کی داغ جفا کاری بینید، بر دیده و دلها

بگذارید اشک یتیمان وبیوه زنان بر چیده شود
تا کی پدری، بداغ فرزند عزیزش

بمزاری، یخن پاره کند
تا کی عصمت مادر زنی پاکدامن

بداغ سیه آلوده شود
 بگذارید بر بساط ماتم و غمها
شگوفه های امید، بشگفند سر زنو
که گویی نشانی نبودست زعداوت وکدورت وغمها

بدامان مردم و میهن
این خاک من و تُست

این خاک نیاکانی ، بسی عزیز است
سر ها شده قربان به حفظ ناموس و شرف و حریت او

زیر لوای پرچم سرخ آزاده گان

ارزان مفروشید، این خاک مرد خیز، این خاک گهر خیز

بدشمنان جان و تن و شر ف و ناموئس من و تو
کوروکباب دیده ودلهای که دراو نیست
حب وطن ، حب همخونی و هم کیشی و طریقت
بیگانه نکند، تا خود نکنیم آباد وطن را
این آموخته ایم ز تاریخ پر بار وطن خویش
دیگر بس است، حساب من و تو
 در این حالت خونبار وطن
که دیده ودلهاست بخون
با وحدت و همدلی، زنده کنیم حب وطن را
زنجیر اسارت بر کنیم
زدست و پای  خود و هموطن خود
شادی و غم و عز وشرفش

همه با ماست، همه از ماست
 بشما گویم!
بشما گویم!

 

    

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید