2014/06/22

نوشته عبدالصمد ثبات

همان آش است و همان کاسه

  

گمان بر آنست که نفوذ تقلب در اتخابات 2014 در افغانستان در  یک حوزه قومی، سیاسی و جغرافیایی نیست، احتمال تقلب در جمع آوری رای ها در بیشتر ولایات کشور صورت گرفته باشد. در کشور ها و کشور ما  تقلب ها در اجرای انتخابات  از احتمال به دور نیست تجربه انتخابات دوره قبل  هویداست که صندوق‌ها در محلات  برده شد و با آرای جعلی پرشد. حتی در انتخابات  اعضا برای ولسی جرگه تقلب ها گسترش بی حد حصر داشت.کارتهای ساخته گی  و تقلبی چاپ شده بود. زیر سقف اتاق شخصی  بعضی کاندیدای موفق و یا ناکام  محل برای پرکردن صندوقها بود. تماسها و جور آمد ها  و سازش های  ارتشاعی و پولی با مسولان بخشهای مختلف  برای اکثر  آدمها و کاندید ها مشهود بود. همین امسال 2014 به روال معمول  کاندید های شورا های ولایتی  اگر رای بالا هم داشت در ختم پروسه و اعلان دوره ابتدایی  از ولایات به صورت  شخصی به کابل رفتند وقتی پرسیدیم برای چه کاری باید کابل برود جواب دریافتیم که برای تیار کردن و تنظیم کردن کار های خود لازم است تا خود برود که مبادا کدام کاری خلاف تصور و خواسته واقع شود و از طرفی هم  تثبیت نماید که کدام مشکلی در کار نیست.

  ببینید که حالا همان اعضای ولسی جرگه و مشرانو جرگه  انتخابات دوره قبل  که تجارب کافی بر تکتیک های تقلب در جمع آوری آرا داشته اند و دارند در هر دو سمت یعنی هم به طرفداری داکتر عبدالله عبدالله و هم به طرفداری داکتر اشرف غنی احمد زی  حلقه زده اند . فرا موش نباید کرد که هردو کاندید ریاست جمهوری خود آگاه اند و میدانستند که اطرافیان شان آدمهای مجرب در تقلب اند و پُر مدعا. اگر از این امر انکار مینمایند  جدآ دیده درایی مینمایند. حتی سوال اینجاست که چرا شما دو کاندیدا دلالان متقلب را در اطرافتان جا دادید؟ اگر  تایید نمیکنید لطفآ در برخوردها و غصب های نه چندان دور بلکه ششماهه اطرافیان تا  به گونه مرور وقت بگذارید  دقت نمایید ببینید که ادعا درست است یا نه؟ پس قناعت  باید کرد که شما هم پاک، پاک نیستید و با متقلبین همگامی داشته اید!

هیچ‌کسی نمی‌تواند مدعی شود که در انتخابات کنونی(2014)، چنان چیزی واقع نشده است. عقلانیت سیاسی ایجاب می‌کند که این تقلب‌ها و ادعای

 مبنی بر تقلب، منصفانه مورد بررسی قرار گیرد، و رای جعلی از رای اصلی جدا شود. نه اینکه با به کار گیری اصطلاحات و ادا های به اشتهای بحران، شورش به خورد مردم که از همه چیز آگاهی کامل ندارند داده شود.

کاندیدای محترم به خانه زنبور دست نزنید که شما هم بی گزند نمیمانید. متاسفانه طرفداران داکتر صاحب عبدالله عبدالله اگاهانه و نا آگاهانه از معاون ریس جمهور گرفته تا جوان ولگرد  کوچه میله های تفنگ و فیر های مرمی به خواب میبینند. عکسهای بیشماری درین روزها در سایت های اجتماعی گواه بر ادعاست. داکتر عبدالله عبدالله نباید خودش را در این حال برنده و حق به جانب بداند و نباید  خوش و خوشحال بر بالین پخته یی تکیه زند و خان خانی وارو در ده بتازد!!

این زمان با زمانه های جنگ قبلی کابل و جنگهای سابقه دار دوره های مختلف شورشی در کشور فرق دارد. مردم ما از چنگ خسته شده اند ای آن کسانی که از لوله تفنگ صاحبان زر شدید  خدا وند از حال و اولاد تان در آخرت بپرسد اما نکوشید که دوباره جوی خون در کشور روان کنید.

"ما را گمان بر این گیاه ضعیف آنچنان نبود"، که ملبس با "مود و ستایل" دموکراتها و با کسب تجارب ریاست ولسی جرگه  و روابط با جهان خارج و با تحلیل  های از اوضاع سیاسی و نظامی کشور و با دید، از حالت های نا هنجار مردم زجر کشیده ما اینک به مقام معاونیت ارشد ترین و با صلاحیت ترین بست وظیفه وی در سطح دولت افغانستان ( معاونیت ریاست جمهوری ) رسیده ، که مایهه خوش بینی ما شده بود- چنان احساساتی، عقده یی و یکطرف قضاوت نماید که همه را حیران حال خویش گرداند.!! جناب آیا هوس داشتی به شورش و جنگ ؟ آیا عطش کشتن و خون و زجه و ناله هنوز در سرت است؟ مردم  فکر میکردند که طی سیزده  سال اخیر  آنهمه نابسامانی های آورده شده از جانب گروههای مختلف در دهه هفتاد شمسی، عقده ها و تنگ نظری ها را از سرت بیرون کرده باشد!  شاکی بودند رو به دربار خداوند آورده باشی که: خدا یا دیگر جنگ درین دیار بس است. خدا یا دیگر بازی دادن افراد نا آگاه با مسایل سیاسی در این وطن و تشویق شان به گرفتن سلاح و قصد آتش و کشتن در این دیار بس است. خدا یا به من توان بده که در آبادی و شکوفایی وطنم دست و آستین بر زنم و عملآ کار نمایم. اما دانسته میشود که فتنه انگیزی همانا اثرش را در خودت تا هنوز دارد. آزرده نشوی، تعدادی  که ظاهرآ شما  را میدیدند خودت را تایید و دوست میداشتند و خودت را مصلح میپنداشتند. اینک، افسوس شک آنان را به حقیقت پیوستی  زود و به عجله اعتماد همه را بر خود ت ضرب صفر نمودی.

در شرایط که کاندیدان با قضایا برخورد صبورانه و مدبرانه نمایند. انگار داکتر اشرف غنی احمد زی  پنبه های گوشش را دور نکرده و هنوز در خواب غفلت به سر میبرد و در تفکر جهانی غرق است. هیچ صدایی سازنده و طرح قابل قبول برای رسیدن به وفاق کشوری و بیرون رفت از بن بست فعلی را از او نمیشنویم. گواهی برآن میدهد که از کرده های اطرافیانش خجل است و غرق در آب و عرق شده است.

برعکس طرفداران داکتر عبدالله به سالهای قبل برگشته اند ادبیات ترویج خشونت و مشاجره های قومی را عنوان و سرمشق روز  قرار میدهند! این نوع طرح اطرافیان شان بازهم لطمه  های گروپی خواهد بود که بر خود داکتر عبدالله  وارد خواهد آمد و ما را متیقین خواهد ساخت که "همان آش است و همان کاسه " یعنی بی اتفاقی و جور نیامدنهای دهه هفتاد شمسی  در وجود مفکوره های بلن پروازانه اطرافیانش هنوز پا برجاست.

از یاد نرفته که  سالهای قبل حتی بعد از  تعهد و قسم در خانه مبارکه خدا هیچ گروهی بر تعهد خود استوار عمل نکرد.چه ضرر وارد شان و شوکت ایشان خواهد شد تا  تعهد خود را به صلح و حفظ نظام نشان بدهند؟  می‌کوشند که با تهدید جلو تقلب را بگیرند؟ عادت خشونت و بچه ترسانی دیگر از مود رفته و به یاد همه میآورد که "گرگ زاده گرگ شود گرچه با آدمی بزرگ شود". همه این گونه رفتار ها و ارایه طرز فکر ها ارزش و موقف و موقعیت  داکتر عبدالله را بیشتر پیش پایین میآورد. خشونت و قهر و تهدید و سلاح و جنگ  و گروهبازی و قومی گرایی اگر می‌توانست جلو تقلب و فساد سیاسی و اداری و دیگر نابسامانی های جامعه را بگیرد افغانستان  ما حالا گل و گلزار میبود.

 

 

9 - طنز نامه سر گشاده،از حوصله برآمده

10 - طنز یکبار از سَرِ آن گذشته ام

11 - داستان کوتاه:هوس و آرمان

12 - طنز - فلانی خوب کرد و فلانی بد!

13 ـداستان کوتاه از میونیخ آلمان12/9/2012

14 - همان آش است و همان کاسه ن

 

 

1 - طنز به شوق رياست جمهوري

2 - داستان كوتاه عروسي 

3- سير انكشاف شركت ها ي تجارتي

4 - بحران آدميت

5 - كلَهء نيم پُختَه

6 - طنز - دينو هم وزن ديمو

7 - ملنگها رفتند هرات

8 - نامزاد

 

 
 

admin@vatandar.at

 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد