2014/08/28

نویسنده: عبدالصمد ثبات

بحث تعلیمی تربیتی

 

عِلّل و پیامد ها

علت ها سبب میگردد تا آنچه را امروز به حیث معلول در جامعه و محیط زیست خورد و بی اهمیت میپنداریم یا از موجودیت آن به صورت سر سری میگذریم مشکل ساز برای ما و نسلهای بعدی گردد. ، بهتر است از کنار علت و معلول، این پدیده های فلسفی مهم سبکسر و تنگ نظرانه رد نشویم. با درک و تجزیه، علت ها  معلولها را میتوان تغیر داد. با اینکار میشود به آسانی از شر بعضی  موانع سر راهی که مشکل زا میشوند خود و دیگران را رهایی ببخشیم. عناصر متشکله محیط که حالا شاید پدیده های کهنه گفته میشوند ، دست به دست هم داده پدیده های نو ایجاد مینمایند، این سلسله دوام دارد.

پیشرفت های روبنایی که ریشه از زیر بنای حاکم دارند، متاثر از طرز برخورد متکی بر رشد زیربنا ها به لحاظ پرورش و رد، پدیده ها اند. لازم است پدیده ها تحلیل شوند که از نظر رشد اجتماعی چقدر مطابق به روند و اصول متشکله بوده اند. سیاست که خود جز روبنای جامعه انسانی است همانا تامین روابط  مشروط میان عناصر متشکله، برقراری روابط میان طرفین و جوانب محدود بوده. استوار است بر شالوده فکری که از زیربنای جامعه تامین میگردد. طرحها و سیاست های جوامع انسانی هیچگاهی بیرون و خارج از اثرات زیربنایی مطالعه شده نمیتواند و نمیشود فرهنگ سازی در جامعه را نادیده از عوامل فوق دانست. گرچه در روند های موجود در کشور ما متاسفانه عده نهادهای ساخته شده در فضای بیخبری از اصل تاثیر زیر بنا بر روبنا سر گرم وارد کردن فرهنگ های خارج از مطالعات بنیه های زیربنایی اند. که زحمات شان برای خودشان و برای دیگران مشکل زا است. چون از نظر اجتماعی و بافتهای  جامعه افغانی تجارب عملی سالهای قبل هم به صورت زنده نشانداد که نمیشود فرهنگ آوری کرد بل باید موافق به رشد اساسی و پایه یی جامعه، مراحل رشد فرهنگی جامعه هم مورد مطالعه قرار بگیرد. تا تلفیق باشد میان ارزشهای قبل و فرآیند های نو.     

با تاسی ازفوق بخشی از بافت های موجود جامعه را از نظر اجتماعی به بحث روان تربیتی بنشینیم حذر مینمایم تا بحث فلسفی نگردد. اینجا بر مسایل و پدیده های در حال رشد، رشد یافته و به پخته گی رسیده نکته نظر های ارایه شود تا مستنداتی باشد برای به کار گیری آنچه همه ما در حیات روزمره خود در ماحول خویش در میابیم. اما از کنار آن بدون مطالعه میگذریم و گویا وقوع آن پدیده را شاید طبیعی تلقی نماییم. در حالیکه تصنعات بیشتر بر آن اثر کرده و معلول های بیشماری در اوضاع و شناخت جامعه ما را در پی دارند که هنوز بر آن توجه نشده.

 از سابق هر خانواده و فرد کوشیده تا شرایط زیست و اوضاع اقتصادی خانواده اش بهبود حاصل نماید و بتوانند تغیرات مثبت را حس نمایند. اینکار جنبه عملی هم داشته. به شرط که به صورت جهشی نه بلکه با طی نمودن پله ها و مراحل وسپری نمودن مدتهای لازمه میسر گردیده باشد. آنهم که ناشی از اصلاحات و خلاقیت ها و کوشش ها بوده نه چون فرهنگ وارد شده که  رشد کاذب را در پی دارد. اما رشد کاذب مطمیناً که گذار بِدون  نوبت از یک مرحله به مراحل بعدی را نشان میدهد که نارسایی ها و نا پخته گی هاست،که در مسیر به وقوع میپیوندد. طی مسیر رشد غیر طبیعی علل در پی است و اداره با پخته گی آنچنانی نیاز دارد که لغزش های متعاقب را سد گردند. در غیر آن طغیان نارضایتی در مسیر و در حال وقوع است که جلوگیری آن مشکل زا میگردد.

اخلاق افراد خانواده ها در حال تغیر است، چه پیامد های برای آینده خواهد داشت؟ این مورد از دو بْعد باید ارزیابی شود اول اینکه ما یعنی نسل  دیروز غرق در تغیرات پخته و ناپخته  یا صاحب  امکانات و یا بدون امکانات گردیدیم و میگردیم. دلیل آن واضح است که آنچه از قبل فرا گرفته بودیم و آنچه در حال حاضر در جریان است تطابق و تفکیک و تعین آن ها برای ما دشواری مینماید. بلاخره تعدادی از افراد جامعه به صورت کاذب مالک و تعدادی هم سنجیده بدون مالکیت های کاذب و تعدادی هم زیر بار فشار ها و تغیرات دچار حالت های نا خواسته قرار میگیرند. اینهمه خواسته و نا خواسته ها جؤ جامعه را برای ما تشکیل میدهد که جؤ غیر متجانس برای عموم پنداشته میشود. لذا به اثر آن جو، ما در تعین راههای خود و آنهای که مسوولیت تربیه و تعلیم آنها به دوش ماست دچار تردد و ابهام میگردیم.

اصطلاحات بدماش بی بند و بار قوروتک / گروپ باند .... به همه آشنا است و همه ما در ایجاد یا رشد آنها در جامعه  تاثیرکم و یا زیاد داشته ایم. وقتی پدرو مادردر تغیر رویه کودکش بی پروا اند، وقتی پدر و مادر احتیاج به درآمد از طریق نوجوان خود برای رفع نیازمندیهای خانواده گی خود هستند، وقتی پدر و مادرعاقبت نیاندیش رویه فرزند شان اند قبول کنیم پسر و یا دخترش از پدر ومادر برای خودش، خانواده اش و اجتماع سوال بر انگیز میگردند ولی  مسؤل نیستند بل مسؤل پدر ها  مادر ها و در نهایت اجتماع ماحول ما است  که در تغیر رویه فرزندان شان دقت متداوم را از نظر دور داشته و حالا عده یی پشیمان آنند وعده ازدیگران خبرمیشوند که چراچنان نا خواسته ها واقع شد؟

 به دلیلی واقع شد که فیصدی از پدر ها و مادر ها از طرز گفتار و کردار فرزند خود در طی چند سال برداشت های لازم نکرده، از طرز لباس و داشته های فکری فرزند خود شک نکردیم، از اوقات مصروفیت های او و ناوقت آمدنها و دیر رفتنهایش نپرسیدیم، هیچگاهی به تعقیبش نرفتیم که از دیگران پیرامون فرزند خود بدانیم. گاهی از خود نپرسیدیم که چرا دختر و یا پسر خّپ خّپ به ما بیگانه وار مینگرد و میکوشد تا ما در حیطه تماس دزدانه او با دوست پسر و دوست دخترش آگاهی نیابیم.  مناسبات درون خانواده گی و بیرون خانواده گی فرزند خود را گاهی تحلیل نکردیم، مصارف و عواید فرزند را مقایسه نداشتیم، از طرز استفاده مبایل و انترنیت، کمپیوتر به وسیله فرزندان با خبر نبودیم، از اینکه فرزندان ما دختر بچه های دیگران را و دختر بچه های دیگران دختر بچه های ما را در راههای رفته  با متلک گفتن و تعقیب آزار و اذیت میکنند خود را باخبر نساختیم .... اما وقتی حوادث خود سوزی، حلق آویز کردن، فرار از منزل، لت و کوب و کشتن و قتل .... واقع شد، از خود نمیپرسیم از مسوولان امنیتی شکوه و شکایت سر داده ایم و ناراضی از اداره آنان بوده ایم!! باید مسوولیت بپذیریم و به هیچ بهانه یی شکایت از دیگران نداشته باشیم. درست است که ارگانهای دولت از نظر قانون ایجاد مکلفیت های خود را در قبال مردم جانع مطابق قوانین دارند. اما از خود شکوه کنیم که "خود کرده را نه درد است ونه درمان ". ممکن بدانی که این نتیجه همان عاقبت نیاندیشی خودت با اجرای عقد نکاح فرزندت در سن خورد و یا نارضایتی یکی از آنان واقع شده. و یا اینکه فرزندت با پیروی کورکورانه از فرهنگ بیگانه خودش را انکشاف یافته تلقی کرده، اما تو گاهی خم به ابرو نیاورده یی و درک به موقع نداشته یی که باید میداشتی. اما هوش باید داشت که نه تنها خودت رنجیده از اعمال خود و فرزندان خود در داخل خانه هستی بلکه دیگران و آینده هم متاثر از عادات نا پسند آنان میشوند.

 بدانیم که اول خود و بعداً فرزندان ما باعث ترویج اخلاق ناپسند در محیط ماحول خود شدیم. تنها خوش به آن بوده ایم که فرزندان ما به کورس یا کلپ ورزشی و یا به کدام نهاد اجتماعی دیگری ثبت نام کرده عضو شده اند. والدین چون با دلهای پاک منتظر دست آوردهای فرزندان شان اند برعکس فرزندان که با تجربه کم خود تعین کننده راههای آینده شان شده اند  به بیراهه رفته و با خود باری از مشکلات برای خانواده و برای جامعه را به دوش دارد که قابل تشویش برای اجتماع آینده است. لذا سهم مشترک اعضای خانواده به شمول فرزندان نو جوان در تامین شرایط سالم برای فرزندان و جامعه ضروری است.

اگر رسیدن به غرایز مختلف انسانی را نمیخواهیم سد شویم لازم است محیط زیست مورد مطالعه قراربگیرد که آیا ماحول ما و فرزندان عیار برای تربیت سالم و تعلیم والا است؟ میشود با گرفتن جواب قناعت بخش در مورد تصمیم اتخاذ نماییم. این سلب صلاحیت نیست بلکه گونه همکاری در تفکیک عادات افراد مسن جامعه است. و سهمگیری در آینده سالم نوجوان و جوان است.

از نظر روانشناسی تربیتی هر اندوخته فکری- عادت خوب و خراب به یکباره گی به وقوع نمی پیوندد. بلکه زمان میبرد و همان علت و معلول پدیده ها مطرح است که نیاز به پیگیری دارد. از بس بزرگان مصروف خود شده اند بالنده گان را فراموش کرده اند و بس بالنده گان مصروف خود اند تمایل به خود رو شدن دارند که هر موجود خود رو بی اثر از تجارب دیگران روبرو به مشکلات و شگفت زده گی ها خواهد بود و هر آن که انتقال تجارب به  دنباله صورت نگیرد نسل بعد دچار نا بلدی- هرج و مرج بیشتر خواهد بود. برای اینکاردرجامعه ما و بسا جاههای دیگرمراکز تاثیر برای پیگیری تربیتی اینها اند:

-         محیط خانواده

-         محیط تدریس و آموزش

-         محیط کار یا اجتماع عامه

به یاد داریم از گذشته ها در محیط تدریس( مکتب، کورس، نمایشگاهها، کلوپ های ورزشی، کنفرانسها، مطالعه...) و آموزش مروج بوده تا شاگرد مورد ارزیابی های تعلیمی وتربیتی که هر کدام شعبه های علیحده برای اجرا است قرار بگیرد. اینجا بحث از شیوه های تعلیم و تربیت نیست. استاد و اداره مربوطه تشخیص در مورد عادات و کردار و خصلت های شاگرد را به صورت مسلکی بررسی مینمایند. تا بدانند نکته های ضعف و نکته های قوی کدامها اند. برعلاوه موارد دیگر تشخیص آن نکات در تعین رشته های تحصیلی  به درد میخورد  برای ایجاد تربیت سالم و رشد آن در افراد، محیط درس و آموزش از اثرعلل دیگر اثری خاصی به شاگردان دارد.  که مضمون به نام تهذیب در بر گیرنده آن موارد بوده. اما حلا که تغیر داده شده خود نوع بازار یابی است تا با تزریق کاذب از خواهشات سنین نو جوانان اداره ارایه کننده خدمات مایه برای عواید و نام آوریهای خود در محیط درسی داشته باشند. اینکار باعث گردیده تا  در شیوه های تبیت تغیرات  کاذی جا گزین گردد. ارتباط معلم و شاگرد از نظر رسمی به درجه پایین تر واقع باشد و به سطح رفاقت ها تبدیل شود، این شیوه ضرر قوی بر پیکر تربیت زده.  جبهه جلوگیری از بی بند و باریها را که سابق مکتب سد شده بود اینک آن سد از میان برداشته شده. دیگر شاگرد از اداره و معلم شرم و ترس ندارد. لذا نزد نو جوانان و جوانان رو آوردن به موارد و وسایل بیگانه و خارج از تعلیم تربیه رشد نموده و رو به توسعه است.

 رفقای این دوره به ارزش  تامین حق و حقوق آنقدر ها مجرب نیستند. از طرفی هم رفاقت شاگرد با استاد غرور کاذب به شاگرد میبخشد. متاسفانه اثر آن بر جامعه معکوس و متاثر کننده بوده حتی شاگرد در محیط خانواده هم درجه شخصیت اش را ارتقا یافته دانسته به دیگران تن نمیدهد. باعث شکایات و نابسامانی های خانواده گی میگردد. هدف اینجا رد تامین کار گروپی و مشورتی نیست بل در مورد رفاقت های شخصی است، که از ابْهّت تاثیر مقام ها میکاهد. استاد به هیچ وجه طرفدار ترویج  شیوه های رفاقت( در پوهنتونها و مکاتب) نبوده .چون اینکار سبب بالا رفتن درجه بی توجهی در یاد گیری شده و باعث تزیید بیشتر  واسطه و سیله میگردد، که خود برای استاد مشکل آفرین است. بدی مساله در آنست که آینده در اینگونه شیوه های مروج برای جامعه خطر ناک است. درک  نماییم که نا تکمیل بودن تربیت دامنه میگسترد و اثر بد و نا خواسته اش را در وجود افراد جوان و خانواده های جوان و کودکان شان در محیط خانواده و محیط تدریس میگذارد.

مروج شدن تامین ارتباط نا سالم و حتی غیر قانونی در میان افراد محیط کار منحیث علت ترویج معلول فساد است. این خود بیشتر، اعتماد واعتبار افراد را و موثریت احکام  قانون را معکوسآ متناسب میگرداند. به اصطلاح کسی به کسی ری نمیزند. هر یکی به سلسله دیگری از خود بزرگتر جابجا شده. هرکدام برای هدف چیز و چاره یی مصرف کرده. لذا هیچ کاری در هیچ منوال بندش پیدا نکرده و سبب اجرای حق تلفی ها تا به سرحد هرج و مرج به پیش میرود. اینگونه محیط کار هم به محل تربیت عرض وجود نکرده در ترویج عادات ناشایسته کمک مینماید.

آنچه به صورت مشترک ازطریق محیط های خانواده, تدریس و کار در جامعه ما رشد یابنده است- توجه  مفرط به مناسبات جنسی بوده! این  به خودی خود رشد نکرده. ارزیابی ها نشان میدهد مجالس گروپی نوجوانان به مقایسه سالهای قبل هر ساله رشد بیشتر بر موارد تمایلات به اندازه مصروفیت نا سالم با جنس مخالف پیدا کرده، در عین حال با کدورت ها و ناهنجاریهای نا سنجیده و عاقبت های با پشیمانی همراه بوده. پسر نو جوان در مورد دختر صنف چهار فاکولته تبصره ها، حکایت ها و شناخت های با همقطاران خود دارند.  تناسب های سنی نشان میدهد که این وضع بنابر کمبود امکانات نیست، بنابر محدویت های به شوهر رسیدن و یا به زن نرسیدن نیست، از بی برنامه گی و داشتن امکانات و رایج شدن فرهنگ های بیگانه، بی توجهی محیط  خانواده ناشی از میسر نبودن برنامه های فرهنگی در سطح محیط های تدریس و کار است. استفاده نادرست امکانات چون فیسبوک، پیامها،گوشی های مبایل، بازی های کمپیوتری، سریالها، نشرات چینلهای تلویزیونی .... به وسیله نوجوانان جای یاد گیری دروس مکاتب را توجه به غرایزی گرفته، زمان تعلیم وتربیت سالم را مصرف هوسهای کاذب مینمایند. قبل از فرا گیری فرهنگ استفاده و نیاز، متاسفانه مواردغیر مثمر امکانات بیشتر مورد توجه شده. تعداد بیشماری که مضرات امواج و شعاع پخش شونده آن را ندانسته و بدون ایجاب سن، مالک پیشرفته ترین کمپیوتر، انترنیت، گوشی مبایل، تبلیت...هستتند! در مقابل سطح فرا گیری و درجه های آموزشی رو به نزول بوده.علت این معلول  هما نا که هیچ منبع برای آموزش و درست استفاده کردن آن تکنالوژی و فن آوریهای به نو آموزان دقت نکرده. برعکس ساخت و بافتهای خصوصی باعث شده که سند فراغت مهم باشد نه در جه لیاقت. تقدیر نامه و تصدیقنامه و شهادتنامه و فراغت نامه فراوان تر از کیفیت ها و به دسترس تر از کتابهاست.

در کتگوری دیگری از خانواده ها اکثرآ بنابراحتیاج و ضعف اقتصاد یا رقابت ها، سیالی و همچشمی ها مصروف زر اندوزی اند و تربیت سالم اولاد به نظر نمیآید مثال: (درعروسی مهمان بودیم دو پسر رییس کمپنی  که در کودکستان مکتب امریکایی مقیم کابل درس میخواندند ملبس با دریش های مفشن، خوشرویی کودکانه  مصروف شوخی های کوکانه در تالار عروسی در گِرد میز بادیگارد ها بودند. کم کم انگلیسی اما خیلی شیرین ادا میکردند. افراد مسلح بادیگارد های پدر کودکان بودند. غذا  میخوردیم. بادیگاردها  کوشش کردند چیز چیزی برای کودکان هم غذا بدهند. بادیگاردها حکایه کردند که کودکان همیشه موقع رفتن و آمدن به مکتب، بازار، پارک، دعوتها با آنها اند. جناب ریس در میزهای با دیگران مصروف میماند، از اعضای خانواده هیچکدام در هیچ مهمانی مواظبت از کودکان شان را بنابر مصروفیت های تجارتی ندارند). اینکار یا به دلیل اثرات ناقص و کمبودیهای از گذشته در وجود والدین، یا از روی حرص زیاد والدین برای دستیابی به عواید بیشتر، یا بنابر جو نا مناسب و روبرویی به خطر های اقتصادی در بی پروایی در زنده گی کودکان بروز مینماید. تعداد کثیری کودکان شش الی دوازده ساله مصروف مشاغل در شهر ها اند که نباید میبودند. لذا به لاقیدی ها عادت کرده از تعلیم دور مانده و تربیت سالم را کسب نمیکنند. یک علت تعدد معتادین همین است. متاسفانه در محیط ضعیف تعلیمی تربیتی افراد برای درآمد میاندیشند نه برای آموزش تربیت.  اگر در فکر تغیرات اساسی و متداوم نباشیم، در آینده نباید بهبود مناسبات  صمیمی- عادات واخلاق مناسب، یا تغیر مثبت افراد حاضر جامعه را انتظار ببریم. علل همانا حرص و آذ و یا نوع استعمار است در ترویج رقابتهای کشوری برای تضعیف و تغیر فرهنگ ملتها. ما خوشحالیم که شهر های ما پْر از موتر و موتر سایکل شده، اشیای یکبار مصرف به کار میبریم. هر چه اموال و اجناس بخواهیم  در بازار به دست آورده میتوانیم.اما غافل از کیفیت و مضریت های بعدی آنها در محیط آلوده صدا و محیط الوده هوا هستیم.  لذا هوشیار باید شد که از زاویه های اقتصادی وزیربنایی  مسایل روبنایی جامعه ما راهم جداً مورد تحدید قرار داده اند.

 

 

9 - طنز نامه سر گشاده،از حوصله برآمده

10 - طنز یکبار از سَرِ آن گذشته ام

11 - داستان کوتاه:هوس و آرمان

12 - طنز - فلانی خوب کرد و فلانی بد!

13 ـداستان کوتاه از میونیخ آلمان12/9/2012

14 - همان آش است و همان کاسه ن

15 - طنز : تا باد هرچه بادا

16 -مقاله به گونه تبصرهدا گز دا میداناز

18 - در گرو شفاخانه های شخصی

19 -بحث تعلیمی تربیتی 

 

1 - طنز به شوق رياست جمهوري

2 - داستان كوتاه عروسي 

3- سير انكشاف شركت ها ي تجارتي

4 - بحران آدميت

5 - كلَهء نيم پُختَه

6 - طنز - دينو هم وزن ديمو

7 - ملنگها رفتند هرات

8 - نامزاد

17 - داستان کوتاه   دو جنازه  

 

 
 

admin@vatandar.at

 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد