2017/02/13

نوشته از عبدالصمد ثبات

  احساس درونی و ذاتی

 

 آنچه دلبسته گی و محبت میآورد دقت شامالان دوره و یا چرخه زنده گی است.  در ک مراحل  چرخه زنده گی دلیل، بر چگونه گی اجرای طرز فکر افراد از خانواده تا به جامعه  بزرگتر مردمی را در بر دارد.  آن روابطه بر طرز ارتباط افراد جامعه  در حال و آینده دقیقآ اثر گذار است. درک و احترام آن رابطه عناصر استحکام همان رابطه است.  آن رابطه یی خیلی مهم، از خم و پیچ های میگذرد که درک آنهمه مراحل یا پله ها در موقع و زمان خودش اثر بخشی کامل بر استوار بودن  و یا عدم آن روابط  بین آدمها داشته؛ که بلاخره به استحکام  یا عدم آن در ساختار اجتماعی  بروز مینماید. آن رابطه احساسی درونی و ذاتی  رابطه یست میان پدر- مادر و کودک شان.

سن یا مرحله ها

واکنشها و تشخیصها

از 1- 5 ساله گی

کودک  پدر خود را دوست همدیگر و قویتر از هرکس دیگر برای خود یار و یاور میداند. پدر را در برابر هر فرد  دیگر مهمتر  و همه توانایی ها را بیشتر در خود و پدر خودش میداند.  در کنار پدر با وقار قدم میگذارد که دیگران قویتر از پدرش نیستند.

از 5 تا به 10 ساله گی

کودک با زمان رفته رفته فکر میکند پدرش او را نمیگذارد آزادانه بازی کند. پدر به تفریح هایش مداخله میکند. ازهمینجا و از همین مرحله سن است که تغیر در مفکوره کودک  رونما میگردد و کودک میخواهد  به خودش ارزش بیشتر بدهد.

از 10 تا به 15 ساله گی

دگر گونی به خیالات  کودک فزونی مییابد. میاندیشد که پدر او را درک نمیکند. پدر موقعیت او را نمیداند. پدر با او مخالفت مینماید می کوشد کودکش را مانع شود تا آنچه از نظر  کودک پذیرفتنی است ولی اثر خوب بر او ندارد کودک اجرا نکند. این شیوه  مورد قبول کودک واقع نمیشود، خیال مینماید پدرش مانع کارهایش  میگردد.

از 15 تا به 18 ساله گی

کودک در تناقض فکری با پدرش فکر میکند. احساس مینماید پدر، نسل امروزی( نسل  کودک) را درک نمیتواند. کهنه فکر است.  میاندیشد که فاصله  نسل او  با  نسل پدر زیاد است  لذا پدر از رشد فکری او (کودک) بی خبر است.

از 18 تا به 25 ساله گی

حالا درین مرحله جوان مصروف فرا گیری در دانشگاه و در حال فارغ شدن از آموزش پوهنتونی خود است. با غرش  مرحله جوانی پدر را مانع رشد و انکشاف شخصیتی برای خود میداند. دیگر به پدر اعتنا نمیکند. پدر را بیگانه و جلوگیری کننده برایش میداند و از او خوشش نمیآید. فکر میکند پدر  نمیگذارد و اجازه نمیدهد او تغیرات را بیاورد. بلاخره  میگوید پدر سد راه  پیشرفت است.

زن میگیرد

جوان فکر میکند پدر همکار خوب او است.   قبول میکند پدر او را به عروسی وتنظیم امور ومصارف  کمک کرد.  هرچند نگذاشت  صد فیصد همه موارد و تصامیم  را خودم در دست داشته باشم.

صاحب فرزند میشود

نزد خود کم  کم پدر را درک مینماید. عملآ می بیند که پدر در مورد کودک چقدر زحمت  میبیند. میداند در تربیه کردن و بز رگ ساختن اولاد،  پدر چقدر زحمت کشیده؟ مصارف کرده، توجه کرده؟ اینجا مراحل مختلف زنده گی کودک بر خودش اثر میگذارد . متوجه میشود که  بعدآ کودک  خودش او را درک نمیکند.

پدرش مریض میشود

دعا میکند  پدرش صحت یابد. میپذیرد پدر یار و یاورش بوده. احساس مینماید پدر کمک های زیاد برایش اجرا کرده و باری های سنگین را از شانه هایش کم  کرده.  فکر مینماید  کاش بیشتر از پدر می آموخت. مثل پدر من دیگرها اینچنین  پدر ندارند. پدرم خیلی توانا بوده مرا  کمک ها  کرده.

پدر فوت  میشود

پسر میاندیشد تکیه گاهش را از دست داده. کسی را از دست داده که مدام کمکش میکرد. با خود میاندیشد؛ دلم  جمع بود او هست همه تدابیر و روابط با دیگران را تامین  میکرد. حالا من تنها شدم،  با تمام نا ملایمات زنده گی به تنهایی دست و پنجه  نرم کنم. حتی با اولاد  خودم باید مدارا داشته باشم، برای رفع مشکلات  وارده از اولاد آماده باشم . دیگر  کسی کنارم نیست تا مانند پدر مرا همکاری نماید.

دنیا مانند آینه اعمال است آنچه  که باید میشد؛ اگر  چنان شده که ما آرزو می بردیم و مطابق آمال ما بوده  که خوب. اگر طبق خواسته و آمال نبوده آنچه ندانستیم و نکردیم اینک آنچنان برای ما کنند. زمان، گذشته همه آنچه  که باید میشد از دست رفته، دوباره به دست  نمیآید. ای کاش میدانستم؛  آنچنان عمل مینمودم.  اکنون ای جوان خوشوقت هستی که تجارب دیگران  راهنمای تو است " چرا عاقل کند کاری که بار آرد پشیمانی".

 

 

 

 

 

9 - طنز نامه سر گشاده،از حوصله برآمده

10 - طنز یکبار از سَرِ آن گذشته ام

11 - داستان کوتاه:هوس و آرمان

12 - طنز - فلانی خوب کرد و فلانی بد!

13 ـداستان کوتاه از میونیخ آلمان12/9/2012

14 - همان آش است و همان کاسه ن

15 - طنز : تا باد هرچه بادا

16 -مقاله به گونه تبصرهدا گز دا میداناز

18 - در گرو شفاخانه های شخصی

19 -بحث تعلیمی تربیتی 

23 - داستان کوتاه سگ و آدم

24 ـ خواننده

27 -داستان کوتاه: زن بودن

28 - فیسبوکک شیرین

29  - کوری و کری ساری شده

33 - بازمانده

34 - داستان کوتاه     رسوایی

36 - احساس درونی و ذاتی

 

1 - طنز به شوق رياست جمهوري

2 - داستان كوتاه عروسي 

3- سير انكشاف شركت ها ي تجارتي

4 - بحران آدميت

5 - كلَهء نيم پُختَه

6 - طنز - دينو هم وزن ديمو

7 - ملنگها رفتند هرات

8 - نامزاد

17 - داستان کوتاه   دو جنازه  

20 - داستان کوتاهرقصِ گدا

21 - داستان کوتاه ياد ايام  

22 -داستان کوتاه  - شطرنج

25 - بر نمیگردد

26 -داستان کوتاهروزنامه

30 - داستان     کوتاهبی علاقه

31 - داستان کوتا ه یک سال بعد از عروسی

32 -  داستان کوتاه     شْکریه، تبسم

35 - داستان کوتاه     در مسافرت 

 

 
 

admin@vatandar.at

 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد