2014/02/19

طنز

نامزاد

نوشته عبدالصمد ثبات

  

تبلغات زياد شد اما واضح نشد كه واقعيت از ترساندن هاي بينظمي ها و خطرات  و انتخابات كه در سال 2014 به وجود ميايد چيست؟ گپ از پيمان و امضا كردن و نكردن آن گوشها را كر كرد، تشويشها را زياد ساخت و ترسها را بر بيچاره ها ارزاني داشت. معامله گر هاي تجارتي بازار را به محافظه كاري مجبور كرد. ما هم كه  صاف و صادق به گپها و تبليغات آنچناني كه تباهي در بر داشته باشد خيلي زود باور ميكنيم، به وارخطايي افتاديم. چون بارها چنان ديده ايم كه چنين را بايد بپذيريم. اگر آنوقتهاي سابق  قبول نداشتيم كه خطر متوجه  ما ميشود از نابلدي و ناديده گي و صداقت ما بود. ما فكر ميكرديم كه اينان يعني مبلغان براي منافع خود ميگويند ولي اگر كميته بازان و موي كشالان و سلاح به دستان از كوها  بيايند به همواري ها حتماً درد  خواري و غريبي ديده اند و مهاجرت و دوري از وطن  سبب شده دلسوز تر از سابق باشند. اما هي ، هي آنچه ما فكر كرده بوديم  وارونه بود از هر چوكات خارج بود اگر انساني فكر كرديم و قبول شان داشتيم ما را به جاي هاي ما ميخكوب كردند به همه معرفي كردند. به اصطلاح سزاي قروت آب گرم شد، كه اينان آدمهاي بوده اند كه آنچناني فكر ميكردند،حال شان ازاين بد تر .

 ما به صلح و آرامي ميانديشيديم  به همه ما را رسوا ساختند كه چرا به آرامي و راحت بودن ديگران خوش بوده ايم؟چرا انساني فكر كرده ايم؟ بايد به در بدري و زد و خورد و چور چپاول و خيانت و وطنفروشي خوش مي شديد. لذا متيقين شديم كه فكر انساني ما چلش نداشته. حالا  چه چاره همان تجارب  در "سي وي هاي" ما شامل شده به صداقت ميگويم و باور ميكنيم كه 2014 و شد و نشد، آمد و نا آمد انتخابات هم مثل گفته ها و اعلانات و تبصره هاي كار شناسان و مبصرين و فعالان راديوها و كنفرانس ها و مصاحبه هاي روزنامه يي سال هاي 1990 و 1991 همه بلكل درست و سنجش شده از آب بيرون ميآيد. هر آنچه در ديگ باشد به چمچه بالا ميكشند و به كاسه ميريزانند.

لذا انتخابات و كارزار انتخاباتي و روزهاي پروپاگند  نامزد ها را ما حالا خيلي جدي ميگيريم چون در دوره هاي قبل هم خيلي نامزاد ها  پيش چشمان ما عروس شدند و ما در محافل عروسي شان رقصيديم. پسانها خبر شديم كه محفل عروسي رسم زمانه بوده آنان قبل از محفل در روزهاي معاشقه و نامزاد بازي ها كار را تحت نام نامزاد بازي خلاص و به فيصله رسانده بودند.آنچه كه در محافل خصوصي با ايشان موافقه و امر شده بود به همان ساز رقصيده بودند. اينك باز هر جا ديگي بار شده و دود از ديگدانها به هواست. دل پُر و پُشت به كوه اند. ريشه دوانيده اند يا كم يا زياد رشد آن  مربوط ميشود كه از كجا آب ميخورد. هركه هر چه به دهان ميآيد ميگويد اينكه عاقبت آن چه ميشود و يا نميشود پروانيست. 43 كشور در دوازده  سال جنگ مخالفان را آرام كرده نتوانست نامزاد داريم كه به چهار ماه مثل گل وطن را آباد و آرام ميكند!  طرفداران ريش بيش از قبضه بنابر اعتقاد محكم شان آرزو مينمايند كه اگر يك دوره پنج ساله تحت قيادت ايشان باشيم اسلام در كشور ما محفوظ خواهد ماند. يعني بعدش هر چه شد شد فقط اميد پنجساله دارند! بيخبر كه خداوند خودش كتاب و دين را محافظت مينمايد.

از دهان ديگري ادعا ست كه مجرمين جنگي را به قانون ميسپارد و محاكمه مينمايد. فراموش شده كه اينكار را؟ سالها پيش خيلي شنيديم و خيلي اميد واري كشيديم، خود مجرمين هم روز هاي اول پذيرفته بودند و بودنه وار  بَگِل بودند  رُخ نميگرفتند. تا كه چون كَبَل ريشه دواندند و خود را محكم بر روي چمن جا زدند. بعدش سر هيچ يك از چوكي نشينان رَي نزدند. گفتند دست تان خلاص ما كه در قصر سياه با خودش پروتوكُل كرديم .

شهر ها پر از عكس ها و تلويزيون ها پر از اعلانات و صدا ها شدند.چشمان ما هموطنان مجبور اند و مكلفيت دارند در طي دو ماه آینده خواهي نخواهي با  تصاویر كانديدا ها مواجه باشيم. با نصب تابلو هاي قيمتي از رنگها رنگبازي شده رنگ سبز مذهبی ،چه تضمين كه روحيه عملي باشد!  رنگی آبی آسمان را از ما ميخواهند بگيرند اما چرا؟. رنگ نارنجی سيتروس ،رنگهاي  بيرق افغانستان  مثل هولي بازي هندو ها در هر كوچه و پس كوچه، كاشكي اين دست و آندست نشوند. شعار هاي  اعتدالي، برابری،  میانه‌روي، محافظه‌کاري، تساوی. ظاهري، باطني، هم‌نشینی، همگرايي، تکراري، فراگیری، كرزيي،شيرزيي،دارايي،خدايي،سرداري،شمشيري،خبر رساني،اغراق‌آمیزي،بي پاسخي ، رییس‌جمهوري،خطري، يكديگر پذيري،  تخيلي،تندروي... بر هر در و ديوار و به گوشها و چشم ها خودشانرا ميزنند و ما ميگويم "خدا تو را جور كند خير است ما دزد باشيم."

باز همه اقوام هزاره ،پشتون ،تاجك ،بلوچ، ازبك ،تركمن وووو را با هم برادر ميدانند. زبانهاي نامزادان اين روز ها چون طوطي كه ما از جنگل هاي هندوستان آورده بوديم خوب چرب و گرم چون پره آسيا آبي ميگردد كه اگر چه بيچاره صفدر توكلي سالها شعر شاعر را نعره سر داد كه "اگر از باميان و قندهاريم همه گي پَك بيراريم". اين پَك بيرار ها سالها باهم زدند، همين دست اندر كاران تجارت هاي سياسي آنانرا  به پَك شدن نگذاشتند.اگر نه از سالهاي سال باهم مراوده هاي دوستي و شراكتي داشتند. خدا بپرسد از اين تجاران خاك و سرمايه گذاران بر حيات اقوام و آينده وطن ما كه به خاطر نفع خود منفعت هاي ديگران و اجتماع را ناديده گرفتند. ببينيم كه باز هم همان آش دروغ برق تجارتي ، زراعت اصلاح شده عدالت اجتماعي و تساوي حقوق است و همان كاسه يا اينكه از بد بدتر ميشود.

 

 

1 - طنز به شوق رياست جمهوري

2 - داستان كوتاه عروسي 

3- سير انكشاف شركت ها ي تجارتي

4 - بحران آدميت

5 - كلَهء نيم پُختَه

6 - طنز - دينو هم وزن ديمو

7 - ملنگها رفتند هرات

8 - نامزاد

 
 

admin@vatandar.at

 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد