2013/10/24

مغز زنده سخت افزار برای نرم افزار ذهن است. عناصر عمده ذهن- شخصیت، وجدان، آگاهی اند. نرمه پیشانی غشائ بیرونی مغز کارکردهای برنامه ریزی، حافظه، شخصیت، وجدان و آگاهی را دارد. این ها صفات مغز زنده اند؛ با مرگ این 3 مقوله هم مانند بقیه 100 کارکردش از جمله محتوای حافظه، دین، دانش، خرافات، اعتقادات، خاطرات، منطق، زبان زایل می شوند.

 

این محتوا اطلاعات بوده که در ترک اتصال 2 عصب با ترشحات مواد شیمی انبار شده اند. ولی محرک این ترشحات زنده بودن مَشعَر/ آگاهی است تا فرمان فعال شدن شبکه های دیگر مغز را بدهد. پس از مرگ محتوای مغز چون بقیه یاخته های عضله و استخوان تن تبدیل به عناصر شیمی کربن، ازت، فسفر، هیدروژن، اکسیژن می شوند.

لازمه بروز شخصیت وجود مشعر/ آگاهی فرد می باشد. خود-آگاهی با فکرها، حسها، درکها، هیجانات/ محرکات، حالات، رویاها ایجاد می شود. شاعر دارای حساسیت ویژه، دید هنری، صداقت، موشکافی، خلاقیت، تخیل، انرژی می باشد. می توانددارای شخصیت برونگرا/ درونگرا، مغرور/ فروتن، سنتگرا/ سدشکن، گشاده رو/ بدقلق با صفات آرام/ هیجانی، زبل/ ساده لوح، منظم/ بازیگوش باشد.

شخصیت ناصر خسرو نستوه، فردوسی فلاح، خیام دانشمند، نیمای کوچنده، فروغ خلاق بر شعر آنها چه اثراتی داشت؟ آیا شخصیت از کودکی تا نوجوانی، میانسالی، پیری ثابت می ماند؟ شجاعت، وفاداری، دوستی، استعداد، فداکاری هم به شخصیت بستگی دارند. شخصيت مفهومی تجریدی/ غیرحسی است، چون انرژي در فيزيک. آن را در رفتار، افکار، انگيزش، هيجان فرد می توان دریافت. شخصيت باعث تفاوت افراد از هم و شباهت با هم مي‌باشد.

بنابراين شمار شخصيت 7 بیلیون انسان روی زمین بینهایت نیست؛ بلکه محدود است. آنرا میتوان در صفات بارز تلخیص کرد: چگونه مردم با هم متفاوت اند؛ در چه چيزي بهم شباهت دارند؟ می توان سرشت 8گانه، شخصیت 16گانه، اختلال شخصیتی در 3 خوشه غیرعادی/ ناجور، هیجانی/ خبطی، دلهره/ جبن را در شعر حفاری کرد. منقد در کار خود بنا به شخصیت ش می تواند غلوگرا/ ساده گرا، زیبابین، عدالتخواه/ ناجی، مراقب فرهنگ باشد. شخصیت ابعاد گسترده ای دارد؛ در این نقد روی 8 جنبه در رابطه با شاعر تکیه می شود: درونگرا، برونگرا، فکور، احساسي، داور، بیخیال، حسی،  بصیرتی.

چه رابطه ای میان شخصیت شاعر و شعر وجود دارد؟ از روی شعر تا چه حد می توان با شخصیت شاعرش آشنا شد؟ می توان شعر را در رابطه با تبلور شخصیت شاعر در آن به دو نوع خودآگاهانه و ناخودآگاهانه تقسیم کرد. شعرهای شرح حالی و حدیث نفس مانند آثار فروغ بیانگر شخصیت شاعر در حالات مختلف اند. شعرهای روایی مانند افسانه نیما شخصیت شاعر در برخی مفصلها ظاهر می شود. در هر 2 نوع می توان به تبیین عناصر شخصیتی شاعر پرداخت.

شخصيت Personality از ريشه لاتين پرسونا به معني نقاب/ ماسک گرفته شده؛ ماسک بازيگران يونان و روم قديم بر چهره استعاره ذات فرد است. پس شخصيت هر فرد ماسکي است که بر چهره ش مي‌زند تا وجه تمايز/ تفاوت او از ديگران باشد. این واژه با کاراکتر بمعنی کیفیات اخلاقی متمایز کننده فرد توفیر دارد. کاراکتر در ادبیات و فیلم بمعنی شخص/ فرد است. صفت برجسته اخلاقی فرد یا کلاس او را عوام شخصیت می پندارند.

 

در مورد شخصیت پرسشهایی زیر مطرحند: آيا انسان اراده آزاد و آگاهانه بر اعمال خود دارد يا جبرا تحت نيروهاي خارج از کنترل مانند فرهنگ

 و رسومات عمل مي کند؟ آيا انسان بيشتر تحت تأثير وراثت یا پرورش محيط است؟ آيا شخصيت با رخدادهای گذشته آغاز زندگي یا تجربه‌هاي

 بزرگسالي حال شکل مي‌گيرد؟ آيا شخصيت فرد بي‌همتا یا داراي الگوهاي کلي خاص جهان شمول است که با شخصيت افراد دیگر انطباق دارد؟ 

 آيا رفتار فرد براي حفظ تعادل و توازن در جامعه است يا بخاطر ميل به رشد و تکامل رفتاری انجام مي شود؟  آيا انسان ذاتا موجودي نیک/ خوش

 بين يا پلید/ بدبين است؟

آیا وراثت فقط مواد خام شخصيت زيستي است یا روال تغییر برای رشد شخصيت در وراثت هم تعبیه شده؟ اين مواد به اشکال مختلف تبلور ‌یافته؛ برخي از هماننديهاي موجود در شخصيت ناشي از وراثت اند. هر گروه، خزانه نيازهای زيستي مشترک و توانهاي ذهنی گوناگون افراد را به ارث مي‌برد. اين نيازها اکسيژن، غذا، آب، استراحت، فعاليت، خواب، انگیزه، تنخواهی، پرهيز از خطر و حذر از درد است؛ توانهای ذهنی افراد هم تابع کروموزومهای ناقل صفات اولیایند که ظاهر و باطن فرد را منحصر به واحد می کنند.

 

طبيعت اقلیمی نيز بر شخصيت تأثير مي‌گذارد. فرد با توانهای 100گانه مغزی مانند خلاقیت، تخیل، زبان- کارآيي خود براي بقایش را در محيط مانند غذا، جفتیابی، مسکن ایجاد می کند. ولی در یک اقلیم، انواع مختلف شخصيت و فرهنگ، و در اقلیمهاي متفاوت، فرهنگهاي مشابهي پدید مي‌آیند. نمونه: در فلات آزادگان و عارفان چون سهروردی و حلاج در مقابل خونخواهان، هیرارشی قدرت و اهرام مصر و مایای مکزیک یا 2 شخصیت آزاده کوروش و جورج واشنگتن. البته نظریه یونگ در باره ضمیر مشترک و یک ابراسطوره برای شباهتهای ادبی در جهان را باید مد نظر داشت.  

 

تجربه‌هاي فرهنگي مانند تعزیه، فیلم، نمایش، تلویزیون، موسیقی برای افراد مشترک اند. از تجربه‌هاي اجتماعي مشترک بين اعضاي يک جامعه معين، يک صورت بندي ويژه شخصيتي مانند مهماننوازی ایرانیان یا استقلال فردی آمریکاییان پديد مي‌آيد. این صورت بندی شاخص و معرف شخصيت بيشتر اعضاي آن جامعه است که شخصيت بنیانی یا  نمايي Modalيا رفتار/ منش/ خوي گروهي خوانده مي‌شود.

تجربه گروهي در رشد شخصيت فرد دخیل است. نوزاد با توانهای ژنتیک مختص خود به دنيا مي‌آيد. در اکتساب مجموعه‌اي از نگرشها، ارزشها ، تمايلات، بيزاريها ، هدفها، مقاصد از محیط به مفهومی عميق و ناپيدا بنام نوع شخصيت میرسد که به تدريج رشد کرده- در پندار، گفتار، کردارش هویدا می شود.

شخصیت در تعامل هنجارهای فردی و تجربه اجتماعی تکامل/ فراگرد می یابد. اين فراگرد، يادگيري او را از گله حيواني به شخصيت انساني ارتقا مي‌دهد. پس هر فرد از راه فراگرد اجتماعي شدن، هنجارهاي گروه خود را ‌آموخته تا اينکه يک خود مشخص بي‌همتا پديد مي‌آيد. شايد بتوان گفت که پیدایش منش/ تصور خود، مهمترين فراگرد در رشد شخصيت به شمار مي‌رود

 http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php

اهميت تجارب فردي در رشد شخصيت آشکار است. چرا کودکان در يک خانواده، حتي با تجربه‌هاي يکسان، با يکديگر متفاوت‌اند؟ پاسخ در توفیرات دماغی، توانهای متفاوت روحی/ جسمی، ذهنیت گوناگون درونی کردن تجارب، حتی الگوی فردی حافظه در گزینش مواد خاطرات است. عامل مهم دیگر متغیر هورمونهای عاطفی در مغز بوده که تجارب و خاطرات را گزینشی انبار می کند.

 

یک رخداد عینی واحد در کودکان بطور ذهنی تاثیر متفاوت دارد. زیرا در پردازش رخداد در مغز توانهای 100 گانه مانند تخیل، خلاقیت، حافظه، منطق، زبان دخیل اند. آنان تجربه‌هاي يکساني نداشته، بلکه در معرض تجربه‌هاي اجتماعي از برخي جهات مشابه و از برخي جهات نامشابه قرار می گیرند. لذا بخاطر توانهای منحصر بفرد کودک، تجربه هرکس بي‌همتاست. پس هيچ کس ديگر بطور کامل، نظير آن تجربه را نداشته؛ شخصیت متفاوت شکل می گیرد.

پیاژه با يادداشتهای دقيق تجربه‌ هاي روزانه کودکان خانواده اش، نظریه رشد شناخت و هوش در کودکان را با گوناگوني درونی کردن تجربه‌هايشان به خوبي آشکار ساخت. هر کودک با 46 کروموزون/ یاخته مختص خود، 1- وراثت زيستي بي‌همتايي دارد که کسي ديگر عينا نظير آن را ندارد. 2- از مجموعه بي‌همتاي تجربه‌هاي زندگي در زمان-مکان-عاطفه برخوردار است که باز، کسي ديگر، عينا از آن برخوردار نيست.

نقش شخصیت در تاریخ را پلخانوف در کتابی بررسی کرد. او تاثیر متقابل/ دیالکتیکی جامعه و شخصیت را در جهت پویش تاریخ نشان داد: شخصیتی که پویش پیشرو تاریخ و نیاز جامعه را به درستی  و به موقع درک کرده؛ در  مسیر  این پویش نیاز جامعه می رود.

 

پس شخصیت هایی پیدا می شوند که در نیاز تاریخی جنبش انقلابی یا حرکت توده ای به رهبری می رسند. نمونه ها: مارکس، لینکلن، مائو، هوشی مین، چه گوارا، آلنده، گاندی، مصدق، لوتر کینگ، مندلا. نقش این رهبران در پویش تاریخ بسوی پیشرفت- برجسته و تاریخی است.

 

کائوتسکی 1854-1938 در جزوه اتیک و درک ماتریالیسم تاریخی 3 پرسش طرح کرد: 1- آیا 2 مقوله اتیک/ موازین حرفه ای و مورال/ اخلاق کلی وجود دارند؟ 2- آیا این اخلاق و موازین تغییرناپذیر و جهانشمولند؛ هماره و همه جا مفهوم یکسان دارند؟ 3- آیا اخلاقی غیراز اخلاق مدرن بورژوایی می تواند باشد؟ باید افزود که اخلاق انسانی عناصر ورای طبقات حاکم دارد. عشق، ترحم، کمک به فرودستان، صداقت، امانت، صلح، ذم نظامیگری، کرامت، دانایی- برخی از عناصر اخلاق اند که در ایران از مولانا، سعدی، حافظ، فردوسی تا شاملو، نیما، فروغ تبلیغ شده اند.

اتیک موازین اخلاقی حرفه ای خواستن و بایستن در جامعه است؛ مانند موازین جالیونس برای پزشگان. چرا در ذهن فرد اصول منظمی برای تمیز خوب و بد وجود دارند؟ چرا انسان بسوی خوبی و حقیقت گرایش دارد؟ آیا اتیک و اخلاق ارثی اند؛ یا بخشی از اعتقادات آموخته از محیط فرد اند؟

 

مشخص می‌شود: 1- شخصیت یک فرد بی‌همتاست؛ با وجود برخی تشابهات، هیچ دو شخصیت همسان وجود ندارد. 2- اگر چه افراد در شرایط و محیطهای گوناگون در ظاهر رفتار متضاد و مختلفی دارند؛ ولی در بازه زمانی چند دهه رفتار، واکنش، نیز شیوه تفکر آنها دارای یک ثبات نسبی پایدار است. 3- با بررسی رفتار و پندار اشخاص می‌توان با احتمال زیاد آنها را پیش بینی کرد. این پیش بینی پذیری رفتار باثبات، رابطه متقابل رفتار و پندار را در بردارد.

شخصیت به 16 تیپ تقسیم شده: وظیفه شناس/ مسئول، مرمتگر/ تعمیرکار، مربی/ نگهبان، آموزگار، هنرمند، پرستار/ مراغب، کنشگر، مجری، مدیر، عالم، الهامی/ رویابرانگیز، فکور، دهشگر، ناجی/ حامی، مشوق، آرمانگرا. اعتقادات در وجدان و شخصیت نقش دارند. عواطف شامل احساسها مانند حسادت، حقارت، احترام و هیجانات/ محرکات مانند خشم، ترس، شگفتی، اشمئزاز، بازی، شادی، حزن اند.

طینت/ سرشت 8 صفت دارد: برونگرا، درونگرا، حساس، بصیرتی، فکور، احساسی، داور، ادراکی.  این سرشتها در فرد بصورت 4تایی ظاهر می شوند تا تیپهای اجتماعی را درست کنند. نمونه: درونگرا + حساس + فکور + قاضی = مسئول. یعنی شخصیت مسئول دارای 4 سرشت نامبرده است. او فردی ساکت، جدی، حامی زندگی ایمنی در صلح است. او کمالگرا، وظیفه مند، قابل اتکاء، با تمرکز فراوان است. معمولا حامی و مشوق سنت و نهادهای رایج است. او کوشا و منظم بسوی هدف پیش رفته؛ از عهده هر کاری که متقبل شود بر میاید. 

 درونگرا + حساس + احساسی + ادراکی = هنرمند. یعنی شخصیت هنرمند ساکت، جدی،

حساس، مهربان، وفادار، بااعتماد، انعطاف پذیر، گشاده رو است. او تضاد، کنترل دیگران، رهبری را نمی پسندد؛ کار منافی هم انجام نمیدهد. حظ زیبایی و حواس ظریف دارد. بااصالت و خلاق می تواند باشد. دم را غنیمت داشته؛ لحظه حاضر را دوست دارد. برونگرا + حساس + فکور + قاضی = مربی. یعنی شخصیت مربی/ نگهبان/ ولی/ قیم دارای 4 سرشت نامبرده است. بصیرت، فراست، مَشعَر، شعور، اشراق همگنند. داور، قاضی، حُکمی، کارشناس همگنند.

شخصيت شاعر را می توان بـا 4 معيار رابطه اجتماعی، کسب معلومات، تصمیمگیری، گذران زندگی رده بندي کرد. او در رابطه با ديگران از 2 دسته طبيعي/ نرمال، درونگرا و برونگرا، احتمالا او در دسته درونگرا قرار دارد. برونگرا به جهان اشیای عيني تمايل داشته؛ درونـگرا به جهان عقاید ذهني/ غيرجسمی. مخاطبان با آگاهی از این 4 معیار در انطباق با شاعر رابطه بهـتـري بـا شعر او برقرار می کنند.

کمتر از نیمی یا 25- 40 % جمعيت را داشته؛ ولی %65 نوابغ درونگرايند. ممكن است او با اعتماد بنفس باشد. ویژگی های زیر ربطي به كمرويي فرد درونگرا ندارد: علاقه مند به سكوت، احساسات و افكار خودش بوده؛ تـمركزش قوي، كـم حرف، ساكت، متفكر است. دوستان فراوان ندارد. در رابطه برقرار كردن با افراد جديد مشـكل داشته؛ نياز به داشتن حریم خصوصي و زمان براي تصميم گيري دارد. از ديد و بازديد هاي غيرمنتظره و ناگهاني بيزار است.

کارايي وي در تنهايي بيشتر بوده؛ از آنكه فرديت خود را از دست بدهد می ترسد. از فعاليت فردي انرژي گرفته؛ بـيشتـر از کار خودش تا ديگران خشمگين ميگردد. در بيـن انـبـوه مـردم بودن او را خسته مي كنـد. معمولا كمرو، اهـل عقايد نو بوده؛ درك او برای افراد محیطش مشكل، از جــمع شلوغ گریزان است. شخصيت متمايز در خلوت خود و حضور ديگران دارد. مشتاق و احساساتي بوده؛ ولی معمولا آن را بيان نميكند. پيش از حرف زدن مي انديشد.

 اطلاعات شخصي خود را به ديگران نمي دهد. در جـمع ناآشنا ساكت اما در جمع دوستان خود راحت بوده؛ مايل به رويكرد آهسته اما دقيق مي بـاشد. بـا مشاهـده و عـبــرت از ديگران درس مي آموزد. پس از آموختن روش زندگي، زندگي خود را آغاز ميكند.

http://hashemlou.blogfa.com/post-39.aspx

بیش از نیمی یا 57- 60 % جمعيت برونگرایند. اعتماد بنفس فرد برونگرا ممكن است گاهی پايين باشد. شخصيت برونگرا ويژگيهاي زیر را دارد: علاقه مند به رخدادهای دور و بر خود، افراد جديد، كار گروهي بوده؛ رو راست، گاهی پر حرف، ريسك پذیر، اجتماعي، دركش آسان، معاشرتي، شخصيت ش يكسان در خلوت و حضور ديگران است. پس از گفتن حرفش به آن اندیشیده؛ افكارش را بيان كرده؛ عقيده خود را با عقايد ديگران مقايسه ميكند.

اهل عمل، پيشگام در كارها، آسان دوست جديد يافته؛ خود را با جمع وفق ميدهد. از تعامل و ارتباط با ديگران انرژي ميگيرد. خوش مشرب بوده؛ نقل هر مجلس شده؛ ولی احساساتي نمی شود. ترس از قطع رابطه با دنياي خارج و مردم دارد. تنهايي براي وي بسيار آزار دهنده ميباشد.

بيشتر از اعمال ديگران تا خودش برافروخته می شود. اطلاعات شخصي خود را بسادگي با ديگران درمیان مي گذارد.  سريع تصميم گرفته؛ تنها از روي تجارب زندگي خود نه عبرت از ديگران درس مي گيرد. موسيقي با صداي بلند، رنگهاي روشن، فعاليت هيجان انگيز، رويكرد سريع الوصول را بيشتر دوست دارد.

افراد در رابطه با کسب معلومات 2 گروه حساس و بصیرتی/ الهامگر اند. فرد حساس- با تمركز

افراد در رابطه با کسب معلومات 2 گروه حساس و بصیرتی/ الهامگر اند. فرد حساس- با تمركز بر دنـيـاي فيزيكي و حواس 5گانه خود، در زمان حال زندگي مي كند. او به آن چه كه هست، علاقمند بوده؛ واقع بين، عملگرا، بـا اعتماد بنفس است. او به بديهيات، مشهودات، شـواهد عيني، محسوسات می پردازد. جاي جنگل درختان را مي بيند. نياز به دانستن حقايق و اسناد دارد. ساده، محافظه كار، سنتگرا بوده؛ لذات تنانه، درك جزئيات را بيشتر دوست دارد. معمولا بانكدار، پليس، ورزشكار، جراح و خلبان در اين گروه اند.

بصیرتی/ الهامگر- نیمکره مغز راست غلبه بر ذهنیات دارد. بر جهان معنوي و ذهني، حس ششم، دیده بصیرت، نداي درون تمركز کرده؛ حدس، گـمـان بکار مي برد. انتزاعي، آرمانگرا، خيالباف، علاقه مند به درك مفاهيم و كليات، ماوراء امور را مي نـگرد، جاي درختان جنگل را ميبيند. از قياس، استعاره و تشبيه استفاده مي كند. بيشتر در گذشته و آينده سير مي كـند. تئوريسين، متفكر، اصـيل، پيچيده، شكاك، علاقمند بـه چيزهاي جديد، غير متعارف مي تواند باشد. هنرمند، دانشمند، شاعر، فيلسوف در اين گروه اند.

افـراد در رابطه با تصـميـمگيري 2 گروه فکور و احساسي اند. فکور- عينـي، منتقد، رسمي بوده؛ به واقعيت، اهداف، ايده ها ارزش مي نهد. در تصميم گيري منطق استنتاجی بکار برده؛ متوجه استدلال غلط ديگران مي شود. پيرو عقل، صـادق در بيان افكار، سختگير و منصف به ديگران است. معمولا برچسب سنگدل و بي احساس به او زده شده؛ ولی حرف ديگران را بدل نمي گيرد. ارزيابي ديگران برمبناي قوه دركش بي احساس ميباشد. مهندس، دانشمند، مدير در اين گروه اند.

احساسي- ارزش نهادن به هارموني، در تصـمـيم احساسات فـردي خـود را بکار مي برد. مهربان، نـازك نارنجي، احساساتی، بخشنده، نگران نیاز ديگران به كمك و پشتيباني است. با قلب رئوف و احساساتي خود زندگي كرده؛ معـمولا حقيقت را پنهان ميكند تا شخص مقابل خود را  نرنجاند.  احساساتشان، بـخشنده نسبت به ديگران است. ارزيابي ديگران بر مبناي اخلاقيات خود می کند. برچسب احساساتي، ضعيف، سست به او ميزنند. حرفهاي ديگران را بدل ميگيرد. ذهني، همدل، دلسوز بوده؛ محفل گرم دوستانه را ترجيح مي دهد. پـرستار، معلم، هنرمند، آخوند در اين گروه اند.

افراد در گذران زندگي در 2 گروه داور و ادراکی اند. داور- سريع تصميم ميگيرد. زندگي را استوار و قابل كنترل مي كند، پروژه ها را به سادگي به اتمام مي رساند، انتخابگر، مصمم، سخت كوش، بابرنامه، منظم، جدي، وظيفه شناس، مسئوليت پذير، قابل پيشبيني است. زمان بندی و جدول وظیفه برای راهنمایی بکار مي برد. از امور غير مترقبـه بــيزار و خيلي كوته فكر نيز ميتواند باشد. تـمايـل دارد كـارها را هر چه زودتر بـه پـايـان بـرسـانـد.  

ادراکی/ بیخیال- پيش از تصميم گيري ابتدا به شرايط خو گرفته؛ اطلاعات گردآوري مي كـنـد. زنـدگــي را انعطاف پذير و بدون تنش سپري مي كند. ترجيح ميدهد پــروژه را آغاز كند اما معمولا آن را به اتمام نمي رساند. هر كـاري پيـش بيايد با فراغت خاطر كامل آن را انجام ميدهد. اتـفاقات غافلگيرانه و  نامنتظره را دوست دارد. در هم ريخته، بي نظم، بي خيال، دمدمي مزاج، پشت گوش انداز، بيش از حد روشنفكر، بي مسئوليت، وظيفه نشناس، پيش بيني ناپذیر، از قـوانـيـن بـيزار، خواهان آزادي است.

 http://hashemlou.blogfa.com/post-12.aspx

ﻣﻨﺎﺑﻊ. ‏2013‏/10‏/23

http://www.vatandar.at/BejanBaran84.htm منطق در شعر- بیژن باران

http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=28465 وجدان در شعر بیژن باران

http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=55552     شعر و فکر بیژن باران

http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=55852 مشعر در شعر بیژن باران

 

به بقیه گزیده های مقالات دکتر بیژن باران کلیک نماید  

 
 

admin@vatandar.at

 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد