2013/11/01

شاملو شاعر، نویسنده، مترجم انسانگراست. با سفر به اقصا نقاط کشور و غرب دید جغرافیایی از انسان جهانی دارد. هنر او فوران تجربه های اجتماعی و سیاسی حسی و ادراکی شده با تاکید روی رفیقان آرمانی اوست. شعر او در بطن حوادث ملی تاویل می شود. شخصیت شجاع و وجدان بیدار او تراژدی توده ها، کمدی ستمگران، زیبایی انسان را با تخیلی شکوه مند و بیانی حماسی "ثبت بر جریده عالم" کرد. او شجاعت، رفاقت، پیروزی، مبارزه را صادقانه ستود. دوستی او به انسان وفادارانه و ماناست.

در بررسی ادبیات روی وجدان و شخصیت شاعر که بنیانهای شعر اویند تاکید نمی شود. وجدان بیدار و شخصیت انسانگرا- ممیزات شاعران قله چون فردوسی، مولوی، حافظ، خیام از خیل شاعران حاشیه خودشیفته که 10ها هزارند می باشند. شخصیت شاعر تراز جهانی 4بعد شاعری، تاریخی، اجتماعی، جهانی دارد. چهره ادبی شاملو دارای هر 4 بعد شخصیتی بوده که با نمونه های شعری، این شخصیتهای او  واشکافی می شوند. در این واشکافی مقولات روانشناسی شخصیت برونگرا، درونگرا، حساس، بصیرتی، فکور، احساسی، داور، ادراکی در رفتار شاعر مساحی می شوند. آیا شخصیت شاعری در 6دهه زندگی ادبی او ثابت بوده؛ یا با تغییرات شخصی و اجتماعی متحول شد؟

شخصیت مجموعه‌ای از رفتار و شیوه‌ی تفکر شاعر در زندگی روزمره است که با 4 ویژگی مشخص می‌شود: 1- شخصیت یک شاعر بی‌همتاست؛ با وجود برخی تشابهات، هیچ دو شخصیت همسان وجود ندارد. 2- اگر چه شاعران در شرایط و محیطهای گوناگون در ظاهر رفتار متضاد و مختلفی دارند؛ ولی در بازه زمانی چند دهه رفتار، گفتار، پندار شان یک ثبات نسبی نشان می دهد. 3- رفتار و پندار شان را می‌توان باحتمال زیاد در آثارشان پیدا کرد. 4- شخصيت شاعر را می توان بـا 4 معيار رابطه اجتماعی، کسب معلومات، تصمیمگیری، گذران زندگی رده بندي کرد

سرشت شاملو 8 صفت دارد: برونگرا، درونگرا، حساس، بصیرتی، فکور، احساسی، داور، ادراکی. او هنرمند و شاعر بود: درونگرا + حساس + احساسی + ادراکی. یعنی با شخصیت هنرمند او ساکت، جدی، حساس، مهربان، وفادار، بااعتماد، انعطاف پذیر، گشاده رو، دوست باز بود. او تضاد، کنترل دیگران، رهبری را نمی پسندید؛ کار منافی قانون هم انجام نداد. بااصالت و خلاق بود. دم را غنیمت داشته؛ با حظ زیبایی و حواس ظریف، لحظه حاضر را دوست داشت.

شاملو شاعری برونگرا با اعتماد به نفس، رک بود و تودار نبود. به رخدادهای دور و بر خود، افراد جديد، كار گروهي علاقه مند بود. رو راست، گاهی پرحرف، ريسك پذیر، اجتماعي، دركش آسان، معاشرتي، شخصيت ش يكسان در خلوت و حضور ديگران بود. او عملگرا بود؛ 6 دهه با سانسور، یورش امنیتی، قانونشکنی دولتی، حمله ساواک به مطبعه- آثارش نابود شده؛ ولی هر بار از حافظه 2باره نویسی کرد. پس از گفتن حرفش به آن اندیشیده؛ افكارش را بيان كرده؛ عقيده خود را با عقايد ديگران مقايسه ميكرد.

اهل عمل، پيشگام در كارها، آسان دوست جديد يافته؛ خود را با جمع وفق ميداد. از تعامل و مردم جوشی حظ می کرد. برایش شجاعت انقلابیون، صداقت برخی سیاسیون، دانش مشاهیر ادبی جهان ستایش آمیز بودند. خوش مشرب بود؛ نقل هر مجلس شده؛ ولی احساساتي نمی شد. بيشتر از اعمال قلدری تا خودش برافروخته می شد. اطلاعات شخصي خود را بسادگي با ديگران درمیان مي گذاشت.  سريع تصميم گرفته؛ تنها از روي تجارب زندگي خود نه عبرت از ديگران درس مي گرفت. موسيقي کلاسیک غربی، رنگهاي روشن، فعاليت هيجان انگيز، رويكرد سريع الوصول را بيشتر دوست داشت. ارج دوستی را می گذاشت- نمونه: کیوان، وارطان، زیبرم، دکتر ساعدی.

در مصادره بانک ونک در 1350 احمد زيبرم 1323-1351 شرکت کرده؛ تیری از سلاح اش درمی رود که پوست سرش را خراش می دهد. شاملو در باره این رزمنده می گوید:

نگاه کن

چه فروتنانه بر درگاهِ نجابت به خاک می‌شکند

رخساره‌یی که توفان‌اش

مسخ نیارست کرد.

چه فروتنانه بر آستانهٔ تو به خاک می‌افتد

آن که در کمرگاهِ دریا

دست حلقه توانست کرد.

نگاه کن

چه بزرگ‌وارانه در پای تو سر نهاد

آن که مرگ‌اش

میلاد ِپُر هیاهوی هزار شه‌زاده بود.

در رابطه با اخذ معلومات شاملو گوشی حساس شنوا به آدمها و ذهنی بصیرتی با مطالعه آثار کلاسیک و مدرن به چند زبان داشت. با تمركز بر دنـيـاي جسمي و حواس 5گانه خود، در زمان حال زندگي مي كرد. او به آن چه كه هست، علاقمند بود؛ واقع بين، عملگرا، بـا اعتماد بنفس بود. او به بديهيات، مشهودات، شـواهد عيني، محسوسات می پرداخت. نياز به دانستن حقايق و اسناد داشت. ساده، خواهان تغییر، سنتزدا بوده؛ لذات تنانه، درك جزئيات را بيشتر دوست داشت. به آرمانهای عدالت، برابری، آزادی ایمان راسخ داشت.

او با بصیرت، الهامگر، مشوق شاعران جوان بود. نیمکره مغز راست غلبه بر ذهنیات او داشت. بر جهان معنوي و ذهني، حس ششم، دیده بصیرت، نداي درون تمركز کرده؛ حدس، گـمـان، مطایبه بکار مي برد. شاملوی آرمانگرا، خيالباف، علاقه مند به درك مفاهيم، تشخیص كليات، ماوراء امور انتزاعي مي نـگریست. جاي درختان جنگل را ميديد. از قياس، استعاره، تشبيه استفاده مي كرد. در مرور خاطرات در محفل بيشتر در گذشته و آينده سير مي كـرد. متفكر، اصـيل، پيچيده، شكاك، علاقمند بـه چيزهاي جديد، غير متعارف بود. علاقه به موسیقی کلاسیک غربی، فیلم، نقاشی داشت؛ صدای بمش با تمبر ویژه برای دلکمه شعر هنرمندانه و  شاعرانه بود.

 http://hashemlou.blogfa.com/post-12.aspx

در رابطه با تصـميـمگيري فکور، با منطق استنتاجی، احساسي، عينـي، منتقد، رسمي بود. واقعيت، اهداف، ايده ها را ارزش گذاری مي کرد. متوجه استدلال غلط ديگران مي شد. پيرو عقل، صـادق در بيان افكار، سختگير به قلدری، منصف به ديگران بود. حرف مفت ديگران را بدل نگرفته؛ در ارزيابي برمبناي اخلاق و ادراكش خونگرم  بود.

با ارزش نهادن به هارموني، در تصـمـيم احساسات فـردي خـود را بکار نمي برد. مهربان، نـازك نارنجي، احساساتی، بخشنده، نگران نیاز ديگران به كمك و پشتيباني بود. با قلب رئوف و احساساتي خود زندگي كرده؛ معـمولا حقيقت را پنهان میكرد تا شخص مقابل خود را  نرنجاند. ذهني، همدل، دلسوز بوده؛ محفل گرم دوستانه را ترجيح مي داد.

در گذران زندگي داور و ادراکی بود. زندگي اکثر پایتختیان کارمندی دولت یا حرف آزاد است. شاملو با کارهای ادبی و هنری معیشت خود را تامین کرد. مدتی فیلم ساخت؛ ترجمه کتب قطور؛ برنامه های هنری دیگر منابع معیشت بودند. کتابها را به برای نشر بموقع به مطبعه مي رساند. انتخابگر، مصمم، سخت كوش، بابرنامه، منظم، جدي، وظيفه شناس، بامسئوليت، پيشبيني پذير، بـخشنده نسبت به ديگران بود. با حافظه قوی زمان بندی و جدول وظیفه را مد نظر داشت. شاعر، نویسنده، مترجم، روزنامه‌نگار، پژوهشگر، فرهنگ‌نویس، دکلماتور بود. از امور غير مترقبـه بــيزار بود؛ با انرژی و تعهد کارها را بموقع مانند صفحه بندی نشریات انجام میداد.

پيش از تصميم گيري ابتدا به شرايط خو گرفته؛ اطلاعات گردآوري مي كـرد. کتاب کوچه نمونه ارزنده پشتکار او می باشد. زندگي را انعطاف پذير و بدون تنش سپري كرد؛ اگرچه ساواک خسارات جبران ناپذیر باو زد. ابتکار عمل در ایجاد  پروژه مانند کتاب کوچه داشت. هر كـاري پيـش می آمد با جان و دل انجام ميداد. اتـفاقات غافلگيرانه/  نامنتظره ساواک را دوستانش خنثی می کردند. از قـلدری بـيزار، خواهان آزادي بود. از اقتداراگرایان و جباران نفرت داشت.

وجدان شجاع شاملو 6دهه بیدار بود. آیا رابطه ای بین وجدان و شخصیت هر 2 در غشاء پیشانی مغز اند- وجود دارد؟ نسبت ارثی و محیطی در تبلور شخصیت را چگونه می توان تعیین کرد؟ چگونه وجدان در برخی انسانها در لحظه مهم حیاتشان تاریک یا درخشان می شود؟ چرا رفتار فرد در رابطه با حقیقت، عدالت، منافع مردم دچار ثنویت وفا یا خیانت می شود؟

شاملو با شخصیت شاعری مولد مانند نیما نه مقلد بود. اگر وجدان و شخصیت شجاع شاعران کنار گذاشته شوند؛ آنگاه هر بنگی درباری شعر خود را با شاعر شجاع قیاس و رجز خوانی می کند. چرا شاعر حاشیه بدون وجدان بیدار و با شخصیت جبون و رانتهای دولتی در خدمت حفظ شرایط موجود شعر متعهد را تکفیر می کند؟ چرا کتب شاعر حاشیه نشر می شوند؛ کتب شاعر متعهد در سانسور گیر می کنند یا خمیر می شوند؟

او شاعر آرمانگرا برای عدالت، انسانگرا برای حقوق مدنی توده ها، اسطوره پرداز برای انقلابیون از جان گذشته- شدیدا آزاده و ضددیکتاتوری بود. خصوصیات شعر منثور را می توان در شعر شاملو؛ استعارات، سبک، واژه ها، آرایه های ادبی، ژانرهای ادبی واشکافی کرد. نوآوری در شعر فارسی با شعر سپید شاملویی با آرایه های ادبی خلاقانه غیرعروضی و اوزان هجایی گویش تهرانی در شعر پریا نضج گرفت.

قلبت را چون گوشی آماده کن

تا من سرودم را بخوانم:

سرودِ فرزندانِ دریا را که

در سواحلِ برخورد به زانو در آمدند

بی که به زانو در آیند

و مردند، بی که بمیرند. بخشی از شعر مرثیه های خاک

2 عبارت "بی که به زانو درآیند" و "و مردند، بی که بمیرند" تناقضنما/ پارا دوکس اند. یعنی شکست خوردند؛ اما آن را نپذیرفتند؛ مردند، بی که بمیرند؛ یعنی کشته شدند؛ اما جاودانگی شرافت نام را یافتند. جاوید فرهاد فیسبوک 31 اکتبر 13. در بررسی ادبیات روی وجدان و شخصیت شاعر که بنیانهای شعر اویند تاکید نمی شود. وجدان بیدار و شخصیت انسانگرا- ممیزات شاعران قله چون فردوسی، مولوی، حافظ، خیام، نیما، شاملو یند که آنها را از خیل شاعران حاشیه خودشیفته که 10ها هزارند جدا می کنند.

شعرنو فارسی سده 20م با اوزان هجایی در ترانه ها، تصنیفها، سرودها به سرچشمه ش یعنی زبان اوستا و گویش فولکلور وصل شد. ژانر نوین شعر و ادبیات کودکان با صمد بهرنگی، یمینی شریف ۱۲۹۸-۱۳۶۸ در کتب درسی دبستان راه یافت. شاملو شعر فارسی و عروض نیمایی با سطرهای متغییر و ارکان عروضی را ترک کرده؛ شعر سپید/ نثری را بدعت کرد. شعر هجایی شاملو تابع ارکان عروض تازی نبوده؛ از موسیقی طبیعی زبان فارسی  برخوردار است. برخی شعرها جناس و ردیف صدایی طبیعی را بصورت همصدایی آغازین، میانی، پایانی/ قافیه مراعات می کنند.

دکتر زرقانی در باره اخوان نوشت: شخصیت شاعریِ مندرج در آثار تخیلی در تقابل با شخصیت تاریخی زندگی عملی می باشد. بسته به میزان صداقت شاعر و موضوع شعر این دو لایه شخصیتی می توانند برهم منطبق باشند. نقدها، زندگینامه، خاطرات، کتابگذاری شخصیت تاریخی هر شاعر را روشن می کند. در مورد شاملو 2 لایه دیگر شخصیت اجتماعی و جهانی را باید افزود.

شخصیت شاعری را می توان در 2 نوع از شعرهای شاملو یافت. 1- شاعر مستقیم درباره خود گفته؛ صفات یا حالات خود را معرفی یا مبرا کرده. 2- غیر مستقیم خود را در اشعار بیان کرده. می توان شخصیت شاعر را در یک شعر یا در کلیات آثارش جستجو کرد؛ در 6دهه سیر تکاملی و انطباق او را با رویدادهای اجتماعی پی گرفت.

شاعران حدیث نفس با ضمیر من را برای 4 منظور بکار می برد: 1- فقط درباره خود گفته که مخاطب خود را سهیم نمی بیند. شاعران حاشیه اینگونه اند. 2- در باره خود با مفهوم فراگیر گروهی می گوید که مخاطب خود را در آن سهیم می بیند. شعر فروغ اینگونه است. 3- خود شاعر شامل بشریت می شود. اشعار مولانا، خیام، حافظ، نیما نمونه های فرا-من اند. 4- "من" در نماد اسطوره ای و فوق بشری هویدا می شود. فردوسی نمونه عالی است.

شاملو 3 دیدار بزرگ در زندگی با نیما 1325، رهنما 1330، آیدا 1336 داشت. با آشنایی نیما در 1325، نوپردازی در شعر را آغاز  کرده؛ بنا به توصیه او، بر کتاب "افسانه" ش پیشگفتار نوشت. فریدون رهنما، آشنا با شعر جهان، با جعبه های کتاب از فرانسه برگشته؛ با شاملو بحث و فحص کرد. شاملو در ۱۳۳۰، دفترقطع‏نامه را با شعرهای غیرعروضی ناسازگار با سبک نیمایی نشر کرد. رهنما در پیشگفتار این دفتر در توصیف شعر شاملو نوشت:

ریتم اشعار صبح/ شاملو را با ریتم اشعار اسپانیولی و اشعار آمریکای لاتینی‏ بعد از لورکا می‏‌شود مقایسه کرد. دنیای پر از اشکال و تصاویر نابرابر نیما یوشیج که نتیجه خشگی- در بهترین آثارش- به دهان‌مان می‏برد، با احساسات از بند رسته‏ صبح /شاملو به راه افتداده‌اند و ما را به نقاط عمیقِ درد پاشیده شده هدایت می‏‌کنند. شاملو درباره‏ پیشگفتار ‏‌نوشت:

رهنما با خواهش من هم زیر بار حذف آن جمله نرفت. گفت نیما منطقی‏ تر از آن است که از قضاوت کسی برنجد. وانگهی این سلیقه‏ شخص من است؛ قرار نیست قوانین اخلاقی حاکم بر روابط تو و نیما در آن دخالت داده شود.

در 1336 شاملو پس از هوای تازه، باغ آینه، با حضور آیدا در زندگیش، به لیریک شعر افزوده، آیدا در آینه و آیدا، درخت و خنجر و خاطره را نشر کرد. از باغ آیینه: شب با گلوی خونین/ خوانده ست دیر گاه./ دریا نشسته سرد./ یک شاخه

در سیاهی جنگل به سوی نور/ فریاد می کشد.

شبانه‌هاي1331- 1334 محتوای حماسی با تصاویر لیریک اند‌: شب‌ كه‌ جوي‌ نقره‌ي‌ مهتاب‌ / بيكران‌ دشت‌ را درياچه‌ مي‌سازد،/ من‌ شراع‌ زورق‌ انديشه‌ام‌ را مي‌گشايم‌ در مسير تند باد / در شب‌ كه‌ آوائي‌ نمي‌آيد / از درون‌ خامش‌ نيزارهاي‌ آب‌گير ژرف‌ / من‌ اميد روشنم‌/ را همچو تيغ‌ آفتابي‌ مي‌سرايم‌ شاد. / شب‌ كه‌ مي‌خواند كسي‌ نوميد/ من‌ ز راه‌ دور دارم‌ چشم‌ / من‌ ز راه‌ گوش‌ مي‌پايم‌ / سرفه‌هاي‌ مرگ‌ را در ناله‌ي‌ زنجير دستانم‌ كه‌ مي‌پوسد.

قطعه شعر لعنت‌ 1335 ‌شاملو از تاریکی می گوید:

در تمام‌ شب‌ چراغي‌ نيست‌ / در تمام‌ شهر /نيست‌ يك‌ فرياد. / اي‌ خداوندان‌ خوف‌انگيز شب‌ پيمان‌ ظلمت‌ دوست‌! / تا نه‌ من‌ فانوس‌ شيطان‌ را بياويزم‌ / در رواق‌ شكنجه‌گاه‌ پنهاني‌ اين‌ فردوس‌ ظلم‌ آئين‌ / تا نه‌ اين‌ شب‌هاي‌ بي‌پايان‌ جاويدان‌ افسون‌ پايه‌تان‌ را من‌ / به‌ فروغ‌ صد هزاران‌ آفتاب‌ جاوداني‌تر كنم‌ نفرين‌ / ظلمت‌آباد بهشت ‌گندتان‌ را، در به‌ روي‌ من‌ / باز نگشائيد / در تمام‌ شب‌ چراغي‌ نيست‌ / در تمام‌ روز / نيست‌ يك‌ فرياد / چون‌ شبان‌ بي‌ستاره‌ قلب‌ من‌ تنهاست‌ / تا ندانند از چه‌ مي‌سوزم‌ من‌، از نخوت‌ زبانم‌ در دهان‌ بسته‌ست‌. / راه‌ من‌ پيداست‌ / پاي‌ من‌ خسته‌ست‌ / پهلواني‌ خسته‌ را مانم‌ كه‌ مي‌گويد سرود كهنه‌ فتحي‌ قديمي‌ را / با تن‌ شكسته‌اش‌ تنها / زخم‌ پردردي‌ به‌ جا مانده‌ست‌ از شمشير و دردي‌ جانگزاي‌ از خشم‌ / اشك‌ مي‌جوشاندش‌ در چشم‌ خونين‌ داستان‌ درد، خشم‌ خونين‌ اشك‌ مي‌خشكاندش‌ در چشم‌ / در شب‌ بي‌صبح‌ خود تنهاست‌. / از درون‌ بر خود خميده‌، در بياباني‌ كه‌ بر هرسوي‌ آن‌ خوفي‌، نهاده‌ دام‌ / دردناك‌ و خشمناك‌ از رنج‌ زخم‌ و نخوت‌ خود مي‌زند فرياد / در تمام‌ شب‌ چراغي‌ نيست‌ / در تمام‌ دشت‌ / نيست‌ يك‌ فرياد. / اي‌ خداوندان‌ ظلمت‌ شاد / از بهشت‌ گندتان‌ ما را / جاودانه‌ بي‌نصيبي‌ باد! / باد تا فانوس‌ شيطان‌ را برآويزم‌ / در رواق‌ هر شكنجه‌گاه‌ اين‌ فردوس‌ ظلم‌ آئين‌ / باد تا شب‌هاي‌ افسون‌ مايه‌تان‌ را من‌ / به‌ فروغ‌ صد هزاران‌ آفتاب‌ جاوداني‌تر كنم‌ نفرين‌!

 شخصیت تاریخی شاملو بخاطر ادبیات تعهد، عقاید مدرن، نظرات انسانگرا، فرهنگ نوین با 6دهه فعالیت ادبی و اجتماعی مشهور است. او تاثیر فراوان در فرهنگ و ادبیات معاصر فارسی گذاشت. در نشریات پیشرو خوشه، کتاب هفته، کتاب جمعه فعال بود. شخصیت تاریخی بنا به هگل 1770-1831 در پیشرفت انسان دخیل بوده؛ باید با تغییر اجتماعی همسو باشد. لذا شاملوی ضددیکتاتوری با اشاعه فرهنگی در خدمت پویش یا جبر تاریخ بود.

شاملو با رویدادهای تاریخی 6 دهه عمرش همراه بود. او در باره شخصیتهای تاریخی مانند گئومات، ضحاک، فردوسی، خیام، حافظ ابراز نظر کرد. شخصیت تاریخی شاملو بمثابه شاعر انسانگرا، متعهد، خواهان تغییر، ضددیکتاتوری، ضد سانسور، ضداستعمار بود. دوره بندی کمک به تصویر خصلت نمایی شخصیت تاریخی می کند. زندگینامه شاملو 1304- 1379 شرح رویدادهای حیات اجتماعی او با دهه بندی مجموعه شعرهایش بقرار زیر است :

دهه 20 ش: متفقین، زندان، اميدوار، مشتاق خدمت به مردم، آزاده، بلند همت، مبارز .

دهه 30ش: کودتا، زندان، کیوان، وارطان، معترض به مردم در عدم مبارزه.

دهه 40 ش: نااميد از مردم، پرخاشگر، خشمگين، اندوهگين، گرفتار يأس اجتماعي، خوشباشي تخديري.

دهه 50ش: تبعید، حامی چریکها، ایرانشهر، انقلاب بهمن 57، کتاب جمعه، افشای تزویر.

دهه 60 ش: نگران انقلاب، اندوه فردی، تنهایی، غم غربت، فقر خویش، ستایش معشوق.

دهه 70ش: کتاب کوچه، جمعآوری اشعار، سکوت دولتی در باره او، مریضی، پیری.

ﻣﻨﺎﺑﻊ. ‏2013‏/10‏/31

http://www.vatandar.at/BejanBaran84.htm منطق در شعر- بیژن باران.

http://www.vokradio.com/content/view/27/72/ تاملی روان شناختی بر زندگی وآثار احمد شاملو- آزاد مراديان.

http://ensani.ir/fa/77853/profile.aspx سید مهدی زرقانی.

دفتر های زمانه، دفتر اول، گردآوری سیروس طاهباز، دهه 40ش.

طلا در مس- دکتر رضا براهنی، جلد دوم، انتشارات زریاب، چاپ 1380.

تاریخ تحلیلی شعر نو، شمس لنگرودی، جلد چهارم، نشر مرکز، چاپ سوم1381.

چشم انداز شعر معاصر ایران، دکتر سید مهدی زرقانی، نشر ثالث،چاپ دوم 1384.

صور خیال در شعر فارسی، دکتر شفیعی کدکنی، انتشارات آکاه، 1375.

http://fa.wikipedia.org/wiki/ احمد_شاملو.

 

 

به بقیه گزیده های مقالات دکتر بیژن باران کلیک نماید  

 
 

admin@vatandar.at

 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد