2014/01/21

فکر و شعر کتره ای     دکتر بیژن باران

آلئیدا آسمن: تشخیص و تمیز سطح‌ها و بُعدهای متفاوتِ حافظه چندان دشذوار نیست. زیرا هر سطح از حافظه، کارکرد و میزان پویایی خود را

 دارد. از سوی دیگر با مقایسه‌ی حافظه‌ی فردی و جمعی می‌توان چهار نوع شکل‌بندی حافظه را از یکدیگر تفکیک کرد: حافظه‌ی فردی، حافظه‌ی

 اجتماعی، حافظه‌ی سیاسی/ ملی، حافظه‌ی فرهنگی. با معیارهایی چون شعاع زمانی و مکانی، بزرگی گروه، ثبات و بی‌ثباتی حافظه می‌توان نوع و

 دامنه‌ی حافظه را نیز از یکدیگر تمیز داد. پدیده‌ی حافظه‌ی جمعی با فرهنگ یاد پیوندی سخت دارد: ما سده‌ی بیستم را پشت سر گذاردیم، ولی

 او هم‌چنان به دنبال ماست.

در سده 20م با سوادآموزی عمومی، گسترش شهرنشینی، صنعت چاپ، حروف چینی، ماشین تحریر، صفحه کلید رایانه ای شعر نثری گسترش یافت. در شعر تعهد شاملو شعر نثری را در تقابل با شعر عروضی و نیمایی با وزن هجایی، واجآرایی، جناس صوتی طبیعی- شعر منثور/ سفید را باوج رساند.

از دهه 30ش برخی شاعران نیز با فکرهای کتره ای، شعرهای نثری کتره ای سرودند. نمونه عالی هوشنگ ایرانی و اسماعیل شاهرودی اند. برخی استعدادهای متوسط هم با رانتهای دولتی رادیو و تلویزیون فکرهای کتره ای را در شعر نثری، کتره ای، برخی آرایه های ادبی مصنوعی جاسازی کرده؛با خالی بندی به شعر تعهد هجمه کردند.

شعر کتره ای در طول تاریخ بسته بندیهایی با تاریخ مصرف محدود دارد. شعر ناب مخاطب جوانان مذکرند؛ نمی تواند برای کودکان، زنان، پیران، طبقات زحمتکش اثری بیآفریند. شعر کتره ای در برابر شعر تعهد پیگیری از خود نشان نداده است. لذا همیشه بصورت شعر تجربه گرا در حاشیه بوده.  برخی شاعران خودشیفته بیاینه های پرطمطراق و الفاظ غربی را با نوعی عوامفریبی من درآوردی جدا از جریان اجتماعی بسته بندی کرده اند. این نوع شعر از حمایت دولتی برخوردار بوده.

انواع فکر 3 نوع است: ارادی، کتره ای، غریزی. فکر ارادی برای چارهسازی در حافظه کاری فعال شده که در آن تم، محرک، مصرف/ خواننده، شرایط/ سانسور ملحوظ می شوند. کتره ای غیرارادی است که نتیجه فعالیت خودکار حافظه درازمدت است؛ که منبع بخشی از تخیل، خلاقیت، الهام است.

غریزی 6نوع است: 1- حسها و احساسها مانند گرسنگی، تشنگی، خستگی، درد، گرما، سرما، خیسی، راحتی. 2- جنسی برای لذت، حرص، مالکیت، تصاحب، خودخواهی. 3- آز با حسادت، دزدی، اختلاس. 4- تزیین، تجمل، فزونخواهی. 5- عاطفه برای دوستی با انسان، جانور، گیاه، شیئی، دشمنی. 6- نفع، منزلت، جاهطلبی.  رانش برای فکر غریزی با برنامه ریزی، انگیزه، هدفمندی، اجرا، تحلیل، امکان- همراه است.

هیجان یا عاطفه 2نوع است: مثبت مانند شادی/ ضربی یا منفی مانند تنهایی/ افسردگی. شبکه های دیگر در غشاء بیرونی مغز برای وجدان، شخصیت، باور، تنظیم فکر بنا به موقعیت، تعصب، غرض/ بایس، مجود دارند. محرکات 6گانه شامل ترس، خشم، شادی، غم، اشمئزاز، بازی/ شگفتی اند. کنجکاوی و برخی توانهای 100گانه مغز مانند تخیل، تجسم، کلام، منطق، حافظه فعال می شوند. مشعر/ ضمیر آگاه مانند رهبر ارکستر این توانها را ردیف، همآهنگ، انبار در حافظه کاری می کند. در اجرای عضلانی فکر رفتار فرد نتیجه می شود- نوشتن شعر، تصمیم به اختلاس، گفتن افسوس، خندیدن، گرفتن لیوان آب برای نوشیدن.

شعر ناب یا تعهد گزینه ثنوی نبوده که شعر را به آن تقسیم کرد یا شاعر در تولید شعر یک کدام را بکار می برد. بلکه گزنیش هر کدام از منیو/ لیست 3گانه فکر و 2 نوع عاطفه بنا به معیارهای شخصیتی شاعر در مشعر انجام می شود. باید 2 نمونه شعر تعهد و حاشیه را با 5 عنصر فوق تقطیع کرد.

آیا فکر های کتره ای با شناخت دربرگیرنده تخیل، چارهجویی، خلاقیت رابطه دارند؟ این 3 توان مغزی بنیان ذهنی پیشرفت، تمدن، فرهنگ می باشند. در هنر، ادبیات، اختراع، ورزش، کسب، سیاست، معیشت این توان 3گانه ذهن دخیلند. تخیل توان تشکیل تصویری ذهنی چیزهای حس نشده، غیرواقعی، غایب است. چارهجویی روند ذهنی برای کشف، تحلیل، تشخیص راه حل، بیان مسئله، راهکار برای حل آن، ترتیب اطلاعات، کاربرد انرژی، دقت در پیشرفت، ارزیابی نتیجه برای حل مسئله است. خلاقیت توان ابداع، آفرینش، تولید ایده، بدیل، امکان می باشد.

خلاقیت دور زدن عقاید، قواعد، الگوها، مناسبات کهنه برای ایجاد ایده ها، اشکال، روشها، تعابیر نوین می باشد. خلاقیت طیف وسیعی از یک تبلیغ ساده تا خمسه نظامی را  دربر می گیرد. تضاد درونی 2فکر در ذهن یا بیرونی با دیگری جرقه خلاقیت را می زند. مراقبه، خواب، هپروت، آرامش با موج الفآ، اصالت/ بدعت فکر، رویداد اتفاقی، خاطرنشان کردن نامی بوسیله دیگری- شرایط آفرینش ایده نو اند.

شعر توان ذهنی فرد است که تخیل، خلاقیت، چارهجویی را در محصول کلامی عینی می کند. چارهجویی اینجا ردیف مصالح کالمی در خدمت تم، عاطف، انگیزه است. انگیزه شعرنویسی میتواند رویدادی بیرون از ذهن شاعر در اجتماع یا هنر باشد. میتواند محرکه/ احساس درونی شاعر باشد. میتواند ملغمه ای از فکرهای کتره ای در مغز باشد. در 2 مورد رویداد بیرونی و محرکه درونی- خودآگاه شاعر ساختار، آرایه های ادبی، انبار زبانی، خلاقیت هنری/ ادبی از مغز راست و زبان از مغز چپ را در آفرینش شعر بکار میبرد. ساختار تمی، منطقی، تقویمی، دستور زبانی است.

در اینجا مورد سوم، ملغمه ای از فکرهای کتره ای، واشکافی می شود. هر انسان روزانه بیشاز 12 هزار فکر کتره ایرا در ذهن بیاراده مرور می کند. فکرهای کتره ای یا الهام با انگیزه ارادی و غواطف موتورهای ایجاد خلاقیت شعری اند. در لحظه الهام شعری و روال نویسش/ تحریر آن رویهمرفته 1 ساعت وقت صرف کند.

اگر خودآگاه و ناخودآگاه شاعر در روز 2 ساعت تو فکر شعر باشد: 12 هزار فکر تقسیم بر 24 ساعت روزانه ضربدر 2 ساعت تو نخ شعر بودن در روز ضربدر 1 ساعت بازه زمانی نویسش یک شعر جدید مساوی 1000 فکر در ساعت یعنی 1000 فکر/ 60 دقیقه ضربدر 60 ثانیه یک فکر در هر 3 ثانیه می شود. آیا می توان در یک شعر شمار فکرها را تعیین کرد؟ آیا فکر جمله با فعل است یا عبارتی از چند اسم و صفت؟

اکنون یک فرد که زبان را در دبستان و دبیرستان یاد گرفته؛ با روزی 12 هزار فکر کتره ای آماده است که شعر بنویسد. این شعر آزاد نثری بیشتر از مرکز زبان مغز چپ فرد سر چشمه میگیرد. مغز راست آرایه های شعری مانند وزن، قافیه، واج آرایی، تجانس آواها، استعاره، تشبیه، مجاز را بر فکرهای کتره ای سوار میکند. 

اگر فکر زبانی یک/ چهارم فکرها در ساعت باشد؛ دو/ سوم فکر پردازش داده های محیط است. سرعت فکر 12000/ 24 ساعت= 500 فکر در ساعت. 500 فکر/ 60 دقیقه= 8 فکر در دقیقه. فکر کتره ای زبانی 500 در ساعت ضربدر یک چهارم ضربدر دو سوم می شود 83 فکر زبانی پردازشی در ساعت.

فکر چیست؟ فعالیت حافظه، عصب ربط، شبکه های منطق، دستور زبان، زمانبدی ردیف 0 و 1 در عصبها در مشعر برای کنشگره/ عضلات است. فکر می تواند بصری، صوتی، عاطفی، زبانی، حالتی mood، حرکتی، ایپزودیک/ خاطره باشد. همزمان حسگرها هم سینگالهای حسی، بصری، صوتی، حرکتی، دمایی، بویایی را به مغز می رسانند. فکرها می توانند رئوس یک تصویر، بخشی از آهنگ، حالت آرامش/ اضطراب، جاخالی مقابل توپ تنیس باشد. عشق تعامل احساسی، جسمی، جنسی 2جاندار است. عشق با آرامش دهی باه، استرس را کاهش داده؛ بسلامتی یاری دهد.

در حوزه زبانی فکر می تواند چینش چند لغت، یک جمله باشد. لذا در هر دقیقه شاعر از میان 16 فکرريا، چند فکر زبانی کتره ای یا ارادی را می گزیند؛ تحریر می کند. سرعت تحریر با عضله از فکر با عصب کندتر است. این گزینش تحت کنترل اراده مشعر است که در رابطه با سوژه ای شعر را ضبط / تحریر می کند. مشعر اراده/ هدف، پیاله یاد را فعال کرده؛ مدارات ربط با حافظه درازمدت را نیز فعال می کند. محتوای شبکه حافظه مربوط به تم در مشعر در حافظه کاری قرار می گیرد. مشعر یعنی توان تنظیم مغزی حیات مترادف ضمیر آگاه است. هیپوکامپ مرکز خاطرات درازمدت بوده؛ در پیری زوال می باید.

اگر یک شعر که باید از خودآگاه گذشته برای نویسش شبکه های عصبی/عضلانی را فعال کند از 10 فکر تشکیل شده باشد؛ انگاه شاعر در هر ساعت از 1000 فکر کتره ای با تمرکز/ فوکوس روی موضوع/ تم بخصوصی تنها نیاز به گزینش 10 فکر دارد. شاعر اصل مانند فردوسی، حافظ، نیما، فروغ در یک صفحه شعری کمتر از 10 فکر را مطرح میکنند؛ زیرا خلاقیت بخش راست مغز به هارمونی موضوعی، تمی، صدایی، قافیه، تجانس، وزن، آرایه های تصویری، صوتی، معنایی می پردازند.

در شعر حاشیه تعداد فکر در یک صفحه ی 10 سطری بیشتر از شعر اصل/مرکزی میباشد. در نبود ساختار درونی و خلاقیت ادبی، شعر حاشیه درجه کتره ای فکرش بالاتر از شعر اصل، مرکز، تعهد است. لذا با ازدیاد تعداد فکر در شعر، خواننده، خود شاعر حاشیه هم تمرکز و  تجانس cohesion تمی را از دست میدهد. پس از اینرو است که نه حافظه شاعر حاشیه نه خواننده این نوع شعر چیزی بخاطر نمی تواند بسپارند. تنها امپرسیون عاطفی و حس آشنایی در آنها تحریک می شوند.

یعنی خواننده میگوید یا آنرا دوست دارد یا نه؛ در حافظه کوتاه مدت میتواند بگوید که این شعر را خوانده.  همین. شعر حاشیه توان انتگراسیون با زندگی و آفرینش شعرهای جدید همگن- چه بوسیله شاعر حاشیه چه بوسیله نوچه های او- را ندارد. پس شعر حاشیه با فکرهای کتره ای بیش از حد پذیرش مغز، در حافظه محو می شود. البته شاعر حاشیه کوشش زیاد می کند تا رد گم کند اگرچه برای منم گویی مکرر میگوید کتاب زیاد میخواند. 

ولی هیچگاه نام مشخصی را در بافتار شعری خود نمی آورد. لذا خوانده های او، تقیه وسواسی او در نام نبردن از شاعران دیگر، منجر به ترکیبات کتره ای خوانده های او در کله اش شده که درجه کتره ای بودن فکرهای نهفته در شعرش را بیشتر میکند.

فکر کتره ای داشتن نرمال است؛ شعر کتره ای گفتن در یک مرحله جوانی گذراست. ولی سماجت نیم قرنی در اینگونه شعر، لجن پراکنی به شعر تعهد بخاطر آسیب شخصیتی، مطامع دولتی ناپسند ند. آسیب در نوجوانی یا در زندان نباید موجب تقاص از انسانهای والای یک فرهنگ شود. این زیبنده نیست؛ باید علت این رفتار غیرمنصفانه افشاء شود.

در آموزش با تخته سیاه قدیم و کچ، تخته سفید و ماژیک، اسلاید نور بر پرده قاعده بر این است که مدرس کمتر از 7 مقوله بنویسد یا ارایه دهد.  زیرا حافظه کوتاه مدت/ آنی حضار بیش از 6 تا را بخاطر نمی سپارد. پس شعر حاشیه از توازن تمی، فکری، کلامی دور شده به غایت مقابل آن آشوب chaos فکری، چینش غیرنحوی، نامتعارف کلمات، تسلسل کتره ای random مفصلها نزدیک می شود. این جاست که این گونه شعر حاشیه شده؛ مانایی خود را در ضمیر خواننده و حتی خود شاعر حاشیه از دست میدهد.

 شعر حاشیه دخالت مجرب مغز راست است با نیمچه قریحه زبانی و پررویی شخصیتی در فکرهای کتره ای فررار. این شعر بصورت ارایه چند فکر کتره ای بدون پیشینه جهانی یا بومی نوعی تفریح با کلمات است. شاخصه های شعر حاشیه عبارتند از: خزانه محدود کلمات در حافظه شاعر بخاطر کمبود تخصص زبانی یا از گویش مادری کودکی به زبان تحصیلی جوانی و بعد به زبانی غربی بدون استعداد فوق العاده زبانی غلتیدن است.

کمبودهای شاعرحاشیه بقرار زیرند: نداشتن تجربه های حافظه حسی مانند تبحر در موسیقی، نقاشی، نمایش، عدم صداقت، وفور تزویر برای مقاصد شخصی، نبود وجدان در حیف و میل پول مردم، داشتن مقام با باندبازی، عدم تخصص، شخصیتی با عارضه های اختلالات خفیف یا شدید. کمبودهای شعر حاشیه بقرار زیرند: عدم وحدت درونی بین موتیفها، نبود تم و ساختار درونی در شعر، نبود رابطه بین شعر و محیط واقعی و مشخص، شعر معلق از انسانی پوک بقول الیوت.

تسبیح فکرهای کتره ای با کمی صیقل حرفه ای زبانبازانه شعر نیست؛ نوعی کلاژ کلامی است که نیاز به تبلیغ شدید برای جا انداختن این نوع شعر در جامعه دارد. برای همین هم شاعر حاشیه بطور غریزی همیشه، در همه حال تبلیغ شعر خود را میکند. اگرچه نه در موطن اش نه در غرب پذیرفته شده باشد.

نتیجه دخالت مغز راست بقرار زیر است: غزل حافظ، رباعی خیام، افسانه نیما. ولی شعری که صرفن از مغز چپ آمده؛ یک کمی صیقل مغز راست بر چند فکر کتره ای با زبان مغز چپ می باشد؛ میتواند در هزاران ترکیب اتفاقی، واریاسیون کلامی ارایه شود. حالا اینگونه شاعر اگر حراف و کلک هم باشد؛ بیانیه صادر میکند برای ابداعات منفرد خود؛ گروه اوهو اوهو /هق هق کن هم راه می اندازد. محمود مؤمنی بود! تاثیر شعرش را روی جوانی افسرده می نویسد: صورتش را روی کتاب گذاشته بود و اوهو، اوهو، اوهو..

فکر کتره ای میتواند زبانی، حسی، حل المسایلی، برنامه ای باشد. اگر زبانی باشد از نیمکره راست مغز مستقل است؛ لذا با نثر جویده، کتره ای، منقطع، ناموزون، قاراشمیش، هذیانی، محاوره ای بودن، خام /متقدم بر جریان سیال ذهنی است.

در 5 دهه گذشته تمام جریانهای شعری غیرنیمایی خصیصه خامی فکر، غیبت مغز راست با آرایه های ادبی، سوای تعهد اجتماعی عدم عاطفه ناشی از عدم صداقت یا وجدان بیخیال/ بیغیرت وجه مشترک آنهاست. فکر کتره ای که از شبکه های جزء حافظه به حافظه کاری ریخته شده؛ مجزا از حافظه عاطفی آمیگدلا میماند. دلیل دیگر طلاق زمان-مکانی فکر در روند تجرید است. یعنی کلمات از تجریه کنکرت شاعر تخلیه شده؛ معانی تلویحی/ ضمنی خود را از دست داده بصورت معلق در ذهن شاعر درمی آیند.

در مقابل شعر سهراب کاشان دهه 30، فروغ امیریه دهه 30، اخوان مشهد حماسی، نیما یوش اوایل سده 20، شاملو تهران دهه 40  فضای زمانی-مکانی خود را دارند. در این اشعار فضای تنفسی و دیدنی آشنا یا تخیل پذیر وجود دارد. در حالی که شعر ناب/حاشیه تل چند ده لغت بیشتر نیست که از فضا/ ساختار درونی تهی است. بیشینه در این نوع شعر، گاهی اتفاقی اخگر یک جمله قشنگ چشمک می زند. این جمله مانند انگشتر جواهرنشان شاهزاده در ترک دیوار پنهان است- بنا به یکی از روایات خاله پیر.

کانون نویسندگان ایران شعر تعهد را جمعبندی می کند: شاملو، شاعر آزادی، شاعر آینه‌ها و رویاها، شاعر تعهد به انسان و بیزاری از وَهنی که بر تبار انسان می‌رود، حضور انسان را بر آفاق روشنِ آگاهی و رهائی، حیاتی جاودانی بخشید. او بود که در دشوارگذرترین گریوه‌ها و گردنه‌های خطرخیزْ مردمان را صلا در داد:
من درد مشترکم، مرا فریاد کن!

منابع.   ‏2014‏/01‏/20

http://www.vatandar.at/BejanBaran107.htm

 هنردولتی- بیژن باران

http://www.vatandar.at/BejanBaran107.htm

شاعردولتی- بیژن باران

طوس طهماسبى  ادبیات تعهد در جلوه هاى جنبش اجتماعى و سياسى در ادبيات قرن 19م روسيه شرح می دهد: از پوشکین در تبعید 1820 و قتل او در 1837 سپس گوگول با زبان گزنده اش می رسد. نويسندگان دهه 1840م سالتي كوف، شچدرين، گونچاروف و داستايوفسكى به واقع گرايى انتقادى گوگول تعلق دارند. در این دهه گرايش انتقادى راديكال در ادبيات نيرومندتر شد. تدريجاً فلسفه و تعريف هنر با محوريت تعهد اجتماعى و جنبه انتقادى تدوين مى گرديد. نكراسوف حماسه سراى دموكرات حميت اجتماعى براى مردم را وظيفه مقدس هنرمند دانست.

http://www.iketab.com/index.php?Module=SMMPBPages&SMMOp=Articles&SMM_CMD=&ArticleId=962

نيكلاى اول نتوانست شادى خود را از مرگ پوشکین پنهان کند. در كنار لرمانتوف و براى شناخت نمايندگان اصلى ادبيات جديد واقع گرای انتقادى بايد به گوگول اشاره كرد. دهه ۱۸۴۰ ادبيات روس به دوره گوگول مشهور است. او تصاوير دقيقى از زندگى فئودالى روسيه ترسيم كرد. در پشت شوخ طبعى درخشانش در نفوس مرده و داستان فكاهى بازرس كل اندوه و درد شديدش را از محيط ستمگر زندگى اجتماعى روس به خوبى حس مى كنيم. 

تماشاگران نخستين اجراى بازرس كل همراه نيكلاى اول بودند. او كه متوجه طنز گزنده آن كه مستقيماً خودش را نشانه گرفته بود شد پس از پايان آن گفت: آنچه مى بايست برسد به همه رسيد و بمن بيش از همه. شخصيت ها و گفته هاي گوگول شهرت جهانى يافتند. به عنوان ضرب المثل براى شناسايى تيپ هاى مختلف اجتماعى بكار مى رفتند.

تورگنيف جوان نيز از همين شعار هنرى پيروى كرد. او در خاطرات يك شكارچى ۱۸۴۷ با نبوغ سرشار يك هنرمند انسان دوست مناعت طبع سرفها را كه در زير بى عدالتى نظام اجتماعى خرد مى شدند ترسيم كرد. او در رودين، خانه اربابى، در شب، پدران و پسران و زمين بكر- با قدرت يك شاعر زندگى واقعى جامعه روس را منعكس كرد. بى دليل نبود كه او را حساس ترين نويسنده ضربان قلب روسيه خوانده اند.   

سلطنت هنوز شادى رهايى از پوشكين را ندیده نگهبان این ميراث، لرمانتوف ظهور كرد. او همچون پوشكين قادر به شعله ور كردن قلب ها بود. لرمانتوف با سرودن اشعار مرگ شاعر با زبان ادبى به تزار و اطرافيانش كه از نظر او قاتلان پوشكين بودند ناسزا گفته بود. او را نيز تبعيد كردند.

غناى رمانتيك و اجتماعى شعر لرمانتوف او را شاعر مورد علاقه نسل جوان پيشروى روسيه کرد. در قفقاز قهرمان دوران ما نخستين  اثر منثور از سلسله رمان هاى درخشان سده ۱۹ را نوشت. او حماسه سراى مردم مغرور و شكست ناپذير قفقاز بود. چون حماسه رهایى از تزار مى سرود حكومت از او منتفر بود. او نيز در يك دوئل مشكوك كشته شد.

 

به بقیه گزیده های مقالات دکتر بیژن باران کلیک نماید  

 
 

admin@vatandar.at

 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد