2014/02/04

شعر بی تعهد

بیژن باران

قسمت و سرنوشت هنرمندان بازتاب جامعه بمثابه یک کل است. مبارزه برای آزادی هنرمند مبارزه برای آزادی بیان همه است. نوجی ثیونگو 1938 تولد- نویسنده کنیا.ممیزی هر اشتیاقی را که به بیان آزادانه داشته باشی از تو می گیرد؛ هر وقت می نویسی، احساس می کنی که استخوانی در گلوت گیر کرده است. چخوف

شعر زندگی است. چجوری گفتن برای خود شعر در زبانشناسی با چه گفتن پیامی برای مخاطب در جامعه شناسی تفاوت شعر بی تعهد و شعر تعهد است. گاهی آغاز شعر از رویدادهای محیط آغاز می شود. شعر در خاور میانه با صوابدید دولت نشر شده؛ که سانسور، بیکاری، زندان، شکنجه، قتل شاعر را گاهی در پی دارد.

دلیل نوشتن این مقاله نقد شاعر بی تعهد بخصوصی نبوده؛ بلکه پاسخ به ندای وجدان خود نقاد در دفاع از شعر تعهد است. شعر تعهد با بیقانونی دولت مبارزه کرده؛ مشکل از ممیزی گذشته؛ گاهی شاعر تعهد با بیکاری، اعدام، زندان، شکنجه روبرو می شود. این نقد مواظب باش به مشتی جوان مستعد است که بدنبال شاعر حاشیه و شعر مکاشفه رفته؛ در حالیکه برای آزادی بیان شریفترین وجدانهای یک قوم باید مبارزه کنند.

شعر حاشیه 50 سال اخیر نه تنها ضد شعر تعهد است؛ بلکه ضداجتماع، ضد فرهنگ، ضد تاریخ، مردمگریز، ضدملی، ضدانسانی، ضدجهانی هم هست. شعری به مناسبت مراسم چرخه زندگی نداشته؛ روزهای جهانی، سازمان ملل، کارگر، زنان، نوروز، یلدا، 4شنبه سوری، 13بدر، جشنها، زادروزهای تاریخی مانند کوروش، مصدق، تختی، فردین، گوارا، مندلا، گاندی، فیلم کیارستمی، روز معلم، دانشجو، تولد کودک، مرگ پدر، مهر مادر، آغاز بهار، برف اول، شکوفه سیب، انار یلدا، گل یاس باغ ارم، 28 مرداد، بهمن، سردرد خودش، تنهایی. 

دهه 40ش تجربه گریهای چند شاعر توهم دار با نامهای شعر دیگر، شعر بیوزن، نثری، ناب، حجم/ خلاء، موج نو پیدا شدند. ولی همه در آغاز شعری با کاربرد فکر کتره ای روزانه، جدا از اجتماع، حفظ شرایط موجود، عدم نقد دولت، بی توجه به محیط، پر از تجرید، مطلق، انتزاع مشغول بودند. در دهه 90ش شعر آنها فراموش شده؛ چون تعهد به تحرک جامعه نداشت.

آنها فکرهای کتره ای را در ادامه تجربه های زبانی شاهین تندرکیا، هوشنگ ایرانی دهه 20ش نشر کردند. اسماعیل شاهرودی اهل دامغان، پرویز اسلامپور، بیژن الهی، بهرام اردبیلی، رویایی دامغانی همسر مادلن سوییسی سپس کاترین، احمدرضا احمدی، علی صالحی، توللی، چالنگی، بادیه نشین، چکنی، آتابای، زاهد، آزادی ور، بنیاد، شجاعی، اصلانی تا شاعران منفرد، همه به صیقل زبانی فکرهای کتره ای پرداختند.

علوم انسانی در خاور میانه نمی توانند ترجمه صرف از کتب غرب باشند. وجود سنت تقبیحی، دین امر به معروف و نهی از منکر، دولت پیشامدرن سرکوب/ سانسور خلاقیت، تخیل، ابداع اثر هنری فردیت را تقلیل، تحدید، توقف می کند. لذا رابطه مثلثی حاکمیت-هنرمند-اثر هنری را باید بررسی کرد؛ نه مانند غرب هنرمند-اثر هنری. شعر بی تعهد با گل هم بندی فکرهای کتره ای کنونی، واکنشی عافیتجویانه هنرمند- هنر غربی لایه ای از قشر شاعران مرفه است. لذا این لایه در مفروضات محیط شعر ادراک غلط داشته؛ بقول معروف تو باغ نیست. ادراک سطحی آنها بر اساس حواس 5گانه، برخی مطالعات سرسری آثار غربی، نداشتن تحصص در علوم انسانی، سفر توریستی به اروپا تعمیم وضع مرفه خود به کل جامعه فقیر و ستمدیده ست.

در سده 20م پاریس، لندن، واشنگتن، نیویورک، رم شاعر مجوز نشر نباید بگیرد. او برای عقایدش بیکار، ممنوع الخروج، زندانی، شکنجه، اعدام، کشته نمی شود. چند نمونه: عشقی، فرخی یزدی، گلسرخی، اخوان پس از بهمن 56، عدم مجوز برخی آثار شاملو و کلنل دولت آبادی، سلطانپور، مختاری، سیرجانی، دکتر بادکوبه ای، مهدی موسوی، فاطمه اختصاری.

در بررسی هنر خاورمیانه باید مدل مثلث دولت-هنرمند-هنر بکار رود؛ نه مدل غربی وتر بین هنرمند-هنر. در این فرمول هنر دربرگیرنده اثر تخیلی است. مدل غربی عدم شجاعت شاعر حاشیه را زیرسیبیلی رد می کند. شعر تعهد می پردازد به: انسان، آزادی، زیبایی، حقیقت، تاریخ، جامعه، تغییر، مبارزه، حزب، دیگران، محیط، ملیت، قشر، طبقه، امر حاد، عشق، نیکی، میهن، خانواده، عدم ستم. شعر بی تعهد معمولا تعهد بخود، طرف، شیی، امر مورد علاقه، شوق، زنبازی، زبانبازی اتفاقی، فکرهای کتره ای، در خدمت حاکمیت، حفظ وضع موجود است.

پس دایره تعهد می تواند از خود شاعر تا جهان باشد. روشن است که تعهد به جهان گسترده تر بوده؛ مخاطب بیشنیه داشته؛ ماناتر بوده؛ ولی با حاکمیت در می افتد. در داوری یک شاعر جنبه غالب آثارش تجرید می شود؛ نه جزییات یک قطعه شعرش. شعر بی تعهد تجربه گرا، زبانباز، همسو با ستمگر است؛ بی ممیزی نشر می شود.

در شعر مسئله خود تعهد نبوده؛ بلکه وسعت تعهد است. تعهد نیاز به جسارت هم دارد. شعر بی تعهد چیست؟ پاسخ: سرهم کردن جدول متقاطع کلمات، بدون رعایت خطهای عمودی، افقی، ساختار درونی. ملغمه فکرهای کتره ای با دستمالی و پردازش ناقص و من درآوردی مغز راست.

 چون عنصر اتفاقی، کتره ای، غیرارادی در شعر حاشیه غالب است؛ این نوع شعر در عمر ادبی 50 ساله شاعر بی تعهد تکامل پذیر نبوده؛ به کمال نخواهد رسید. لذا هر نوشاعر حاشیه ای می تواند از قطب فضایی-حجمی بیوزن نثری شعر ناب جلو زده؛ پس از 5 دهه این قطب اوت شده؛ 10 ها هزار شاعر جای او را گرفته اند. ولی چند روزنامه نگار جوان گاهی با این فسیل دهه 40ش در پاریس پرسش-پاسخ گذاشته؛ در رسانه انترنت نشر می کنند. روشن است که پرسش-پاسخ با شاعر تعهد مانند دکتر خویی، جنتی عطایی، حسن حسام، م. آزرم در رسانه های محافظه کار دولتی قال دارد.

شعر بی تعهد تلویحی یا تصریحی در خدمت دولت وقت بوده؛ از اقبال مردم محروم است. لذا ذم و مدح منقد معادله عدم پذیرش آنرا تغییر نمی دهد. این نوع شاعر هر یک از مداحان خود را با وسواس نامه نگاری می کند؛ ولی در باره جوانهای سیاسی زندانی کک ش نمی جنبد. او با پوشاک مکش مرگ ما، صورت تراشیده، ژست مدرن می گیرد. ولی فرهنگش شیعی است؛ موضع او در باره زن ارتجاعی است با خواندن خرچنگ مهبل را و حالت فاعلی مانند لاتهای مذکر در جملات که منقدی آنها را افشا کرد.

برای شاعر محفلی شعر ورد است که با خواندن آن جهان توی لیوان مشروب روی میزش طوفانی می شود. این نوع شعر یا مستقیم از دولت مدح می کند، یا به شعر تعهد توپی می آید، یا صورت مسئله نقد حاکمیت را پاک کرده به هنر ناب تجریدی، بدون زمان و مکان مشخص، آویزان می شود. شعر ناب در ذهن شاعر بی تعهد تحت تاثیر مخدرات بوده؛ زیرا او در پستوی خانه بنگ میزند؛ تا شعر ناب ظاهر شود.

این نوع شعر سنتی در تاریخ نداشته؛ مکتبی مشخص دربرگیرنده چندتا آدم حسابی در شعر هم ندارد. همه اش تکنفره، لژ نشینی، منم گویی، تابلو کردن/ گویی/ بودن برای تبلیغ خود، آیینه گیری، ضایع کردن شعر تعهد، سوتی دادن/ لو رفتن زبانی است.

 شعر حاشیه عموما ملغمه ی اسمهای معنا مانند زیبایی، جنس مانند مار، عام مانند درخت اند که بر همه دلالت کرده؛ ارجاعی به واقعیت محیطی، تاریخی، فرهنگی، انسانی ندارند. این نوع شعر گویا در کره ماه، سیاره مریخ نوشته شده؛ هیچ اشاره ای به زمین ندارد؛ نمیتوان به تهران، یوش، کاشان، پاریس، لندن، لادبن، وارطان، زیبرم، بیستون، دماوند چسباند.

شعر ناب اگر در کره مریخ نباشد در کره زمین چند فکر کتره ای تحت کنترل مشعر با بزک و ویرایش سلیقه ی ولایتی شاعر حاشیه است. شعر حاشیه از عاطفه و تجربه زندگی شاعر تهی است. در این نوع شعر رد حیات فردی یا اجتماعی شاعر را نمی توان یافت. اصلا شعر او محور مختصات جغرافیایی یا تاریخی ندارد- کاملا مجرد و حس ناپذیر است. نقطه متخالف شعر فروغ یا نیما است که مشحون از ارجاعات خاص محله ای، احساس و محرکات اند. نیما پسینه روستای یوش، فروغ مرکز شهر تهران، اخوان حماسه سرد خراسان- هر یک شعر خود را از مجرد به فضا-مکان مشخص می آورند.

لذا نمی توان از شعر عام سخن گفت؛ کلمات را در سطح عام، مجرد بکار برد. شعر حاشیه مبداء مختصات جغرافیایی نداشته؛ کلمات آن عام بدون رابطه با محیطی مشخص اند. شاعر بنگی شعر تعهد را افسانه مسئولیت می خواند. خودبینی او را خفه کرده که از نرودا، لورکا، برشت، ناظم حکمت، مایاکوفسکی، محمود درویش، ریتسوس، سلطانپور، مختاری یادی نمی کند.

این را شاعر حاشیه بنفع خود می گرداند تا نشان دهد که فکرهای کتره ای نهفته در شعر او اصالت داشته متعلق به او یند. ولی هیچ ارجاع خاصی به فرد، مکان، زمان مشخص نکرده که دال بر اصالت زادگاه شعر باشد. البته چند دوست جون جونی و چند نوچه ی قلمزن احساساتی و غیرتخصصی هم به به چه چه را در نقدهایشان جای نقد علمی/عینی قرار میدهند. این تملق گویی شخصیت آسیب دیده شاعر حاشیه را استغناء داده؛ لحظه ای آرام می کند.

باید پرسید این شعر ناب شاعر حاشیه از کجا آمده؟ چرا شاعر با تفکر شیعی خود امامزده انتزاعی شعر ناب را برای دخیل بستن، طواف، پرستش، سرکوفت به شعر تعهد می آفریند؟ این شعر چه نیازی به فحاشی به شعر تعهد دارد؟ مگر نه اینست که خوردن حلوا دلیل شیرینی آن را دارد. شعر ناب برای دولتها خنثی بوده؛ مخلصانه همدیگر را حمایت میکنند.

 

منابع.   ‏2014‏/02‏/04

مفتون امینی، حرف های تازه ای درباره شعر امروز، هفتگی فردوسی، ا شهریور 1345.
م. آزاد، بررسی دریائی ها و نظری به جنگ طرفه، ماهنامهء بازار ادبی، اردیبهشت 1345.
م ع سپانلو، ماهنامهء بازار ادبی، خرداد 1345.
م ع سپانلو، مجله خوشه ـ 30 امرداد 1345.
اخوان ثالث، از این اوستا، انتشارات مروارید1344.
شاملو، موضوع مسؤولیت و مأموریت، کتاب دیار شب، تهران 1343.
م. آزاد، درباره کتاب م ر اصلانی- شب های نیمکتی، روزهای باد، 1344 انتقاد کتاب. اصلانی زبان روزنامه و روزمره را به ادبیات آورد.
م. آزاد یادداشت آخر قصیده بلند باد، انتشارات مروارید، تهران 1345.
 

مصاحبهء فردوسی با شاملو، چهار شماره از فروردین 1345.
http://www.vatandar.at/BejanBaran110.htm شخصیت شاعر دولتی- بیژن باران.

http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=58085 شاعر حاشیه- بیژن باران.

رويايي 1348 چنين مي‌نويسد: به دنبال سه ماه بحث و گفت‌وگو و نشستن‌هاي مديدي كه در كافه نكيسا، خانه رويايي، خانه اردبيلي، خانه اسلام‌پور و خانه نصيبي صورت گرفت، سرانجام در آخرين و طولاني‌ترين جلسه خود در منزل اسلام‌پور بيانيه شعر حجم تاييد و امضا شد.

در آن ايام اين نام‌ها شركت داشته‌اند: پرويز اسلام‌پور (شاعر)، محمود شجاعي (شاعر و نمايشنامه‌نويس)، بهرام اردبيلي (شاعر)، فيروز ناجي (شاعر)، هوشنگ آزادي‌ور (شاعر و سينماگر)، فريدون رهنما (شاعر و سينماگر)، نصيب نصيبي (سينماگر)، پرويز زاهدي (نويسنده)، محمدرضا اصلاني (شاعر و سينماگر)، علي‌مراد فدايي‌نيا (قصه‌نويس)، يدالله رويايي (شاعر) از ميان شاعراني كه قرار بود آن بيانيه را امضا كنند و نكردند، محمدرضا اصلاني بدون تاييد امضا نكرد و فريدون رهنما با تاييد بيانيه مخالف اصل امضا كردن بود. بيژن الهي و هوشنگ چالنگي در آن زمان در سفر بودند، و بعد كه انتشار آن به اصرار الهي به تعويق افتاد، پي‌گيري اخذ امضا متوقف ماند. سيروس آتاباي (شاعر)، نورالدين شفيعي (نمايشنامه‌نويس)، كامران ديبا (معمار و نقاش)، رضا زاهدي (شاعر) از پارتيزان‌هاي اين جنبش‌اند. http://www.puyeshgaraan.com/ES.teori/She'r%20e%20hajm.htm

 

به بقیه گزیده های مقالات دکتر بیژن باران کلیک نماید  

 

 
 

admin@vatandar.at

 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد