2014/03/11

دکتر بیژن باران

منطق و مجاز در تاریخ

 

گاهی تحلیلگر در بیان اندیشه های خود به کلام، آرایه های ادبی بکار می برد. او برای تحلیل، استدلال، رد نظر مخالف داده های مربوط به یک سازمان انقلابی یعنی آثار سازمان، نظرات دیگران، فکرهای فردی را بررسی می کند. گاهی به حیطه تخیل، مکاشفه، اشراق، بلاغت، شعر قدم می گذارد. یک نمونه از کتاب علم جامعه شناسی ادیسه چریکی و کاربرد مجاز بجای منطق بحث می شود. روال نگارش را می توان بقرار زیر خلاصه کرد. تحلیلگر برای نگارش کتاب فکر می کند. برای فکرش، آثار سازمان را مطالعه می کند تا معلومات بدست آورد.

با تحصیلات تخصصی خود چارچوبی برای نظم دادن مطالب در نظر می گیرد که برحسب زمانی/ تقویمی، مقوله ای/ موضوعی، عوامل درونی/ بیرونی ردیف شده اند. او از این اطلاعات متوجه برخی مجهولات شده؛ یا عواطفش آزرده می شوند. شبکه های حل مسئله، کنجکاوی، منطق، زبان، آرایه های ادبی در کورتکس مغز  او فعال می شوند. پس تفکر او منجر به یافتن پاسخ برای مجهولات با ترکیب معلومات و منطق شده؛ گاهی هم حکمهای غیر منطقی تا مرز مغالطه داده می شوند. برای پاسخ با مطالعه قیاسی، مرور تئوریها، برخی اسناد کلیدی سازمان- حدسیات و شاعرانگی را با دانش قبلی در هم می آمیزد.

 کتاب ادیسه چریکی را دکتر پیمان وهاب‌زاده، استادیار جامعه‌شناسی دانشگاه ویکتوریا بریتیش‌کلمبیا، در 2011 نشر کرد. او نویسنده کتاب تجربیات بیان شده: بسوی پدیدارشناسی رادیکال جنبش‌های اجتماعی معاصر در ۲۰۰۳ بود. کتب، مقالات، اشعار، داستان‌های کوتاه، نقدها، بررسی‌ها، مصاحبه‌هایش به انگلیسی، فارسی، آلمانی، کردی نشر شده اند. در 5 جستار زیر، برخی مسایل در این کتاب بررسی شدند: سچفخا، بوروکراتها، عدم اباحه گری در سچفخا؛ سطح تئوریک سچفخا؛ رابطه سچفخا با کنفدراسیون. منطق و سبک در این کتاب ارزنده بررسی می شوند.

در کتاب اودیسه چریکی آمده: "فداییان سازمان نظامی ساختند"- شبیه ساواک. در این جمله می توان مجاهدین را در این گروه اسمی فداییان جانشین کرد. پس از فعل "ساختن" و گروه حرف اضافی "سازمانی نظامی" می توان گفت که مجاهدین هم ساختار/ سازمانی در این گروه اسمی، شبیه ساواک داشتند. در حالیکه این 2 سازمان سیاسی بوده؛ در خفقان حاکم دهه 50ش از گزینه های نقد، نصیحت، مصالحه، تبلیغ مسلحانه- آنها تبلیغ مسلحانه را اولویت دادند. بودجه سالانه دربار و ساواک بیسقف، عرش، مخفی، هنگفت بود؛ در حالیکه بودجه سازمان کمینه، در کف، در فرش، ناچیز بود. میلانی هم در کتاب شاه 2بودجه دربار و ساواک را از قلم انداخته.

نیروهای دیگر مانند جبهه ملی، نهضت آزادی، حزب توده، سازمان انقلابی راههای قانونی را دنبال می کردند. مردم شجاعت و جسارت چریک را ارج گذاشتند؛ زیرا در مقطع انقلاب بزرگترین سازمانهای چپ و دمکرات فدایی و مجاهد بودند. نویسنده تعمیم جزء به کل یعنی مجاز یا آرایه شاعرانه بکار می برد نه منطق تا نظامی را جانشین سیاسی کند. سازمان فدایی 95% کار سیاسی، مطالعه، تبلیغ، پخش آثار نظری، خبری، ایده الوژیک، ارتباط با توده دانشجو، کارگر، سازمانهای انقلابی جهانی می کرد؛ 5% هم درگیری مسلحانه با ساواک داشت. این نسبت را از روی تعداد و طول درگیری در قیاس با 6ماه عمر چریکی می توان نتیجه گرفت.

در شعر برای عینیت یافتن گفتار می توان هم از زنجیره همنشینی هم محور جانشینی مدد گرفت. این جانشینی را می توان در تمام گروههای مسلح دهه 40ش از بهمن قشقایی در فارس، شریفزاده در کردستان، فلسطین پاکنژاد، آرمان خلق انجام داد؛ تا نتیجه گرفت که ساواک در دهه 40 و 50 چون تالار آیینه کاخ گلستان خود را در تمام جامعه بصورت سازمانهای نظامی بازتولید کرده بود. جمله قبلی از دادن حکم نامعقول از کتاب فوق متنج می شود.

ولی با اصول منطق می توان نشان داد که این حکم جمله ای شاعرانه و تخیلی است؛ نه براساس واقعیات یا حتی منطق. یک ساواکی برای شکنجه، بازجویی، پرونده سازی انقلابیون- ماهیانه، پاداش، رتبه از دولت گرفته؛ منفور ملت بود. تا جاییکه در دولت بختیار انحلال ساواک طرح شد. در حالیکه چریک پولی برای ایثار جانش دریافت نکرده؛ محبوب ملت بود- این اثر را در رشد بالونی سازمان در بهار آزادی بهمن 57 تا 30 خرداد 60 می توان دید.

در ادراک جهان، ذهن هم سیر نزولی از کل به جزء، بالا به پایین داشته؛ هم سیر صعودی از جزء به کل، از پایین به بالا دارد. تحلیلگر تحت سیر نزولی تاثیر نظرات سیاسی فوکو، ملاحظات فلسفی هایدگر، تجربیات زندگی در غرب عجولانه یک جزء مثلا نظامی را که مغایر نظرات فلاسفه و تجربه شخصی اوست به کل سازمان تعمیم می دهد. با این کار فهم تجریدی از سازمان یعنی الگوی ذهنی خود در درک سازمان را با برخی حوادث استثنائی سازگار می کند. این درک ذهنی با واقعیات سازمان در روند 8 ساله مبارزه مخفی ناسازگار است.

شاید ناخودآگاه مسئول اصطلاحات بیان بوده؛ تبلور پیوندگفتار، تداعی آرایه های بلاغی، ساختار شاعرانه را مغز راست انجام می دهد. مولف آرایه های بلاغی را از شعر و ادبیات گرفته؛ آنها را به سازه کاری بنیانی در شکل گیری گفتمان و شناخت جهان تبدیل می کند. یک نمونه بیان ادبی، اندیشه های مولف با مجاز در تعمیم جزء نظامی به کل سیاسی با تداعی نوعی رابطه در ذهن مولف می باشد.

سبک نگارش کتاب اودیسه چریکی  آمیزه ی 2 نوع علمی یعنی منطقی- علٌی و ادبی شاعرانه یعنی استعاری- مجازی است. یک دلیل شاید این باشد که خود مولف شاعر و مدرس جامعه شناسی است. زیرا مولف با کاربرد استعاره- مجاز برای بیان مفاهیم در برخی مفصل/ پاراگراف ها از شیوه نگارش برهانی فاصله می گیرد.

رژیم ساقط نه تنها تشکیلات چپ را نابود می کرد؛ بلکه اشاعه نظرات مترقی را هم سانسور و جمع می کرد. برای دور زدن سانسور، روشنفکران چپ، مانند ب. کیوان/ محمد تقی برومند در دهه 50ش با کاربرد زبانشناسی جملات را در محور جانشینی از خاص به عام استحاله می کردند. 2 نمونه زیر شاهد این مدعایند. جمله دستنوشته بقرار زیر است: مارکس در 18 برومر می گوید تاریخ دو بار اتفاق می افتد- بار اول بصورت تراژدی و بار دوم بصورت کمدی.

در نسخه انتشاری برای عبور از ممیزی، نویسنده می نوشت: یکی از انقلابیون در کتابش می گوید.. در اینجا دو نام خاص مارکس و 18 برومر در دستنوشته با دو اسم عام "انقلابی و کتاب" در نسخه چاپی جانشین پذیرفته اند. شاعران مترقی با حفظ ساختار زنجیره همنشینی، با گزینش های دیگری از محور جانشینی، همان پیام را در دور زدن سانسور بشکل دیگری بیان می کردند. سلطانپور و شاملو سطر شعری را با فاعل شاه می نوشتند. برای انتشار و دور زدن ممیزی فاعل شب را جانشین در جمله می کردند. خواننده در خوانش شعر، شاه را برای شب جانشین می کردند.

غزل زمانه سلطانپور نوشت: شب خودکامه که در بزم گزندش، گل خون/ زیر رگبار جنون، جوش زد و پرپر شد.

یکی از سنن معمول، در علوم اجتماعی، برخلاف علوم طبیعی/ ریاضی، بجای برهان کاربرد تشبیه، قیاس، مجاز، نقل قول، اقتدار اعتقادی است. این شیوه غیربرهانی یعنی توصیف یک موقعیت خاص زمانی- مکانی گذشته را بر یک موقعیت دیگر زمانی- مکانی معاصر منطبق کرده؛ آن دو را مساوی انگاشته؛ پس نتیجه گرفتن و حکم صادر کردن است.

پس مسئله نه با تحلیل عوامل درونی و بیرونی آن حل شده؛ بلکه باقیاس با مسئله ای دیگر که در گذشته حل/ تبیین شده، حل مسئله معاصر سرهمبندی می شود. روشن است که حل المسایل مذهبی بر اساس اقتدار اعتقادی به آرای گذشتگان و این نوع قیاس/ تشبیه بنا نهاده شده؛ یعنی مسایل در دست امروز را با اوراد، احادیث، نقل قولهایی از گذشتگان حل کردن است.

این شیوه حل مسئله حدسی، ناشی از غرض، جهتدار بوده؛ علمی و تجربی نیست. یعنی منافع، یا نتیجه حاصله در حل مسئله در دست دخیلند. در تاریخ میلیونها نمونه از شکست این شیوه غیرعلمی را می توان آورد. پرواز یک نفره با تقلید از و شبیه با پرندگان یک نمونه است. در حالیکه هواپیما فلزی و بر اساس قوانین فیزیک مانند ثقل، سرعت، وزن، سوخت ساخته شده. نمونه های دیگر: برخورد پاستور به حل مسئله کپک زدن غذا، کشف یاخته ها، تاریکی و نم با وجود تخم در پیدایش هزارپا.

آیا می توان در یک کتاب جامعه شناسی، تحلیل سیاسی یک سازمان انقلابی را با آرایه های ادبی مانند تمثیل، استعاره، مجاز در برخی مفصل/ پاراگراف ها چاشنی زد؟ در آنصورت، مولف کدام یک از اینهاست: شاعر، ژورنالیست، تاریخنویس، تحلیلگر، جامعه شناس؟

آرایه های ادبی در شعر و نثر بکار می روند. عمده ترینشان استعاره برای شباهت دو چیز، مجاز برای ایجاد رابطه بین جزء و کل یا استثناء و قاعده می باشند. تفاوت نثر با شعر در کاربرد آرایه های ادبی استعاره/ مجاز است. در شعر اولویت با استعاره است؛ در نثر اولویت با مجاز است. استعاره می تواند تصریح کند در نمونه: او در زیبایی مانند ماه شب 14 است. استعاره می تواند تلویح باشد در نمونه: خر شد! = سرش کلاه رفت یا 2زاریش نیافتاد = نفهمید.

انواع استعاره برای مفاهیم بنیادین ذهنی بقرار زیرند: جهتی/ مکانی مانند اینجا/ آنجا و بالا/ پایین، هستی شناختی مانند شخصیت دادن و انسان-پنداری، ساختاری مانند ایجاد رابطه بین یک مفهوم با مفهومی دیگر. این شیوه در تحلیل های سیاسی کاربرد فراوان دارد که کشوری مانند آمریکا در امپریالیزم انسانواره مانند خدا استعاره می شود. سپس این انسانواره اراده، توطئه، کودتا، رتق و فتق امور کشورها، مناسبات جهانی را بنا به منافعش تنظیم می کند. نمونه: آمریکا 28مرداد 32 در تهران کودتا کرده؛ شاه را از رم به تهران میآورد. آمریکا در گوادلوپ5-6 ژانویه 1979 / 15-16 دی 1357 با فرانسه، انگلیس، آلمان دولت بازرگان را آورده؛ شاه را می برد. در زیر شرح این جلسه آمده.

از اسناد وزراتخانه بریتانیا در باره کنفرانس گوادلوپ: یکی از تبعات انتخاب احتمالی انتخاب شاپور بختیار به نخست وزیری ایران می تواند درخواست او از شاه برای خروج موقت از کشور باشد که می تواند آغازی بر پایان شاه و سلطنتش باشد. در این گزارش توجیهی از گزینه های مختلفی از قبیل ادامه حمایت ارتش از شاه یا تلاش تندروان نظامی برای انجام یک کودتا مطرح و تاکید شده که تجربه حکومت ژنرال غلامرضا ازهاری نشان داده که حضور نظامیان در صحنه بر شدت گرفتن بحران خواهد افزود.

شعار نویسی و تظاهرات خیابانی در ایران علیه حکومت در آستانه شکل گیری شاپور بختیار از هم اکنون آغاز شده؛ با تعطیلی مدارس، دانشگاه ها، متوقف شدن کلیه فعالیت های اقتصادی، شرایط از گذشته نیز وخیمتر است؛ در آینده با ادامه این وضع وخیم تر هم خواهد شد..رییس جمهور فرانسه همچنین عنوان کرد: "او پیش از این تصمیم گرفته بود خمینی را از فرانسه اخراج کند، ولی شاه از او خواسته بود تا چنین نکند." http://politico.blogfa.com/post-202.aspx

استعاره و مجاز آرایه ادبی اند. یاکوبسن "خصلت بنیانی انتقال معنی"در هر2 را القای رابطه بین 2چیز می داند. گاهی 2 چیز بنا به شباهت، استعاره، مجاورت، مجاز زنجیر می شوند. زبانشناسی و شعرشناسی، کوروش صفوی- فرزان سجودی، ص 56. یاکوبسن 1896-1982 گفت: 2 چیز جدا یا شبیه اند یا پیوسته باهمند. او 2 اختلال لغوی همجواری پیوستگی در "آتش" برای فندک یا "جشن" برای زادروز و تشابه چنگال برای کارد، دود برای لوله، خوراک برای سفره می آورد. در هر 2 اختلال دستور زبان درست بکار می رود؛ چینش واژه ها تابع دستور زبانند؛ ولی فاعل حذف می شود. گاهی در جوک استعاره یا مجاز با همآوایی بکار می رود. نمونه: میخاره بده! میخها، خارش، دادن تقدیم، لقاح.

تشابه رابطه شکلی، رنگی، ظاهری برای 2 چیز مربوط بهم را نشان می دهد. مانند پایتخت و کشور یا پسر کو ندارد نشان از پدر یعنی پسر شبیه پدر است. رک چندلر/ سجودی ص 59. نمونه های مجاز:"یک 2خوابه قشنگ" = "خانه قشنگ"،"دولت مذاکره می کند" = نماینده هیئت وزارت خارجه. هر 2 جانشین یک چیز پیوسته با چیز دیگر اند. دو نمونه استعاره ساختاری حافظ بقرار زیرند: مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو. دو استعاره داس برای هلال ماه، مزرع سبز فلک برای آسمان شب اند. مجاز ترکیب افقی زمانی/ تقویمی، علی/ نتیجه، زنجیره رویدادهای پیوسته 2 چیز  میباشد.

قطب جانشینی ساختار استعاره برای همارزی/ تشابه دو چیز گسسته/ جدا می باشد. استعاره گزینش عمودی با تشبیه، جانشینی، معادل، متضاد، مترادف می باشد. در ریاضیات هم مجاز در نمونه "برای مثال، بطور عام"و استعاره در نمونه های "تشابه، مدل، ساختار، استحاله طبیعی" بکار می روند. استعاره برای تشابه 2 چیز گسسته/ جدا از هم است. حافظ در بیت فوق استعاره برای 2 چیز جدا یعنی داس/ ماه نو یا مزرع سبز/ آسمان شب بکار می برد. پس داس و مزرع هر دو برای ایجاد رابطه بین استعاره اند.

میتوان استعاره و مجاز را در 2 محور عمود همنشینی و جانشینی واژه ها انگاشت. هر محور از زنجیر واژه ها تشکیل شده؛ تقاطع مختصات استعاره/ مجاز ند. پس روی محور ایکس ماه نو، آسمان شب، پایتخت؛ روی محور ایگرگ داس، مزرع، کشور قرار دارند. از هر واژه یک عمود کرده، تقاطع آنها استعاره / مجاز را تولید می کند. آیا می توان هر جفت واژه را باهم تقاطع داده؛ برای یک واقعیت چند استعاره بکار برد؟ پس روی محور واقعیت ماه نو، آسمان شب، پایتخت، ابرو بوده؛ روی محور عمودی واژه های داس، مزرع، کشور، کمان می باشند. می توان برای یک واقعیت هلال ماه 2 استعاره کمان و داس را آفرید. فروغ برای ماه "برگ زرد" ماه را از شاخه شبها جدا گردد، استعاره می کند.

در نثر منطق پیروی شده؛ در شعر اصول منطق با تخیل و خلاقیت درهم می آمیزد. منطق اصول صحیح در سیر اندیشیدن است. سیر اندیشه از معلومات به یافتن مجهولات منجر می شود. اثبات یک گزاره در منطق 2 بخش دارد: صغرا-کبرا یا مفروضات و نتیجه. قضیه ترجمه واژه یونانی Theorem بمعنای اندیشیدن است. قضیه می تواند اثبات پذیر بوده؛ ولی درست نباشد. تجربه از مقایسه نتیجه منطق با تشخیص حسی حاصل می شود. برای نمونه: در سرما باید پوشاک کلفت باشد. چون منطقا کلفتی پوشاک عایق بین هوای سرد و بدن آدم است که گرمی پوست را نگه می دارد. نمونه ای تاریخی از منطق آورده می شود.

عروض و بدیع گذشتگان در شعر امروز ایران و جهان با ساختار مغز برابریابی می شوند. لذا موارد کاربردی امروزی را مداقه می شوند. حفاری و نقل گذشتگان در حوزه این سری جستارها نیستند. بنا یه نظرات یاکوبسن استعاره و مجاز از خصایل عصب مغزند. نثر بیشتر از شعر مجاز بکار می برد. البته در شعر هم مجاز و مجاز مرسل عقلی در تقابل با تخیل فراوان اند. این جستارهای سرخطهای تجربیات و مطالعات اند که در فرصت بعدی باز و نمونه آوری خواهند شد.  در تشبیه مضمر خواننده جستجو کرده تا ارتباطها را بیابد. استعاره مصرحه/ آشکار مستعارٌ له/ مشبه حذف، مستعارٌ منه/ مشبّه می آید. کنایه و تشبیه هم جای خود دارند. حافظ نمونه های فراوان از این گونه صور خیال دارد.

در الگوی منظومه شمسی بطلمیوس در 150م با فرض مرکزیت زمین در جهان، طلوع/ غروب خورشید با حس بصری نتیجه گرفته می شد: خورشید بدور زمین می گردد. البته در سده 11م بیرونی و در سده 13م طوسی امکان دو حرکت زمین یعنی گردش محوری و بدور خورشید را مطرح کرده بودند. بطلمیوس باور داشت: 1- اگر اجرام سماوی وجود داشته باشند. 2- اگر زمین مرکز عالم باشد. آنگاه ماه و خورشید دور زمین می گردند.

با مفروضات خطادار نتیجه غلط گرفته شد؛ تا کپرنیک در 1514م با 7 فرض- که یکی از آنها نافی شرط 2 در منطق فوق بود، فرض 2، در رابطه با محاسبات و مشاهدات کیهانی خود- آنرا تصحیح کرد: خورشید مرکز منظومه شمسی است؛ زمین سالانه بدور خورشید و بدور محور خود شبانه روز می گردد. فصول گرم/ سرد سالانه از مدار بیضوی زمین بدور خورشید و زاویه گیری محور زمین نسبت به پهنه مدار آن ناشی می شوند.

در مثال زیر کرویت زمین بدیهی است. یک کشتی به ساحل دور/ نزدیک می شود. 2- بچشم ناظر ساحلی کشتی اول بدنه بعد بادبانها پنهان می شود/ اول بادبان بعد بدنه نمایان می شود. پس زمین گرد بوده؛ مسطح نیست. نیز در ماه گرفتگی، سایه زمین روی قرص ماه قوسی است که حکایت از کروی بودن زمین می کند. این دو قضیه مرکز عالم و مسطح بودن زمین از افلاطون به مسیحیت راه یافته؛ بغلط در غرب رایج بودند. حتی تفتیش عقاید کاتولیک ایتالیا جوردانو برونو را بجرم ارتداد در 17 فوریه 1600 در آتش سوزاند. او برخلاف کلیسا این حقایق را در باره ستاره خورشید در مرکز منظومه شمسی، کیهان بینهایت، گردش زمین با شجاعت تکرار کرد.

هر گزاره از عناصر همگن مانند جملات مرتبط بهم در مورد یک حوزه مشخص مانند گیاهی/ جانوری می باشد. برای تجانس، همه گزاره ها باید در حوزه گیاهی باشند. گزاره 3بخش دارد: مفروضات مرتبط، روش زنجیری گام به گام چگونه به هدف رسیدن، حکم/ اعلان نتیجه آنچه میدانی. پس هر گزاره مجموعه استدلال در یک قضیه می باشد که با کاربرد مفروضات و روش منطقی نتیجه گرفته شود. یک گزاره مجموعه مبداء، راه، مقصد می باشد. گزاره از یک موضوع، فرض، مبتدا، روش به یک نتیجه، حکم، محمول، خبر می رسد. استدلال درست 3 شرط دارد: روند زنجیری منطقی برای رسیدن از مبداء به مقصد داشته؛ مفروضات درست داشته؛ مفروضات باهم تجانس معنایی دارند.

تناقض چیست؟ رابطه بین دو گزاره ارایه شده که از لحاظ کیفیت، کمیت، جهت همگن یا متجانس نیستند؛ این همگنی 8 مورد دارد: موضوع، نتیجه، مکان، زمان، شرط، اضافه، جزء/ کل، کنش/ فعل. سفسطه در بحث، مناظره، جدل، ردیه نویسی، مقاله اعتراضی، دفاعیه، سخنوری- کاربرد شگرد های غیرمنطقی می باشد. این شگردها حملات شخصی، واژگان قلمبه سلمبه، ورود مورد نامربوط، انگیختن عاطفه، توهین به مقدسات، فحش به شرف می باشند.

مغلطه fallacy منطق نادرست بوده؛ بر اساس مفروضات غلط یا استدلال/ روند غیرمنطقی یا هر دو می باشد تا گوینده به نتیجه دلخواه رسد. مغلطه 2 نوع عمده صوری/ فرمال و غیرصوری/انفرمال است که هر کدام 10-20 گونه دارد. نمونه مغلطه: دیوار موش دارد، موش گوش دارد؛ پس دیوار گوش دارد. دیوار شیئی بیجان بوده؛ موش جاندار بوده؛ گوش موش به دیوار ربط ندارد. گونه ها بدون نمونه: بیخبری، تکرار، طفره از موضع و حمله به طرف یا طرز بیان او، عدم مفروضات/ شهود، دور باطل، اخلاقی، ذهنی. http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_fallacies

قیاس/ آنالوژی رابطه 2 چیز مختلف با برخی شباهتها می باشد. نمونه: سگ با توله مثه گربه با بچه گربه است. یا فلانی با فلانی مثه کارد و پنیر است. مترادفات هم نوعی قیاس اند. فرق قیاس، تشبیه، استعاره، مجاز در شعر کلا رابطه بین 2 چیز را دیدن است. تشبیه با واژه های مثل، مانند، شبیه، چون بین 2 چیز می آید. نمونه: خیام- گر بر فَلَکَم دست بُدی چون یزدان.. چون بین من/ م و یزدان رابطه می سازد. در سازندگی من با او قیاس می شود.

استدلال کاربرد منطق با برخی چم و خم زبان طبیعی برای اثبات نتیجه است که 3 نوع اصلی زیر دارد: استدلال با مقدمات نادرست، استدلال با مقدمات درست اما بیربط به نتیجه، استدلال با مقدمات درست و مربوط اما ناکافی برای اثبات نتیجه. استدلال یا اثبات انواع زیر را دارد: اقناع، تبلیغ، دفاع دادگاهی، تهییج، برهان، جدل، خطابه، شعر با کاربرد استعاره و مجاز، مغالطه.

اقناع برای توجیه امری در پذیرش طرف مقابل می باشد. تبلیغ ارایه مفادی برای تغییر باور فرد مقابل می باشد. دفاع دادگاهی ارایه شواهد برای رفع اتهام یا بیانات برای مقاومت می باشد. تهییج تولید عاطفه قوی در کسی است. برهان دادن اسناد برای اثبات یک ایده، تصمیم، عمل، نظریه می باشد. جدل مشاجره با طرف برای رد نظرات او و اثبات نظرات خود است. خطابه سخنرانی برای درمیان گذاشتن برنامه ای با دیگران و پذیرش آنان است.  

اثبات بیان حقیقت با اسناد یا برهان بوده که از عهد ارسطو در قرن 4 ق م 8-7 گونه منطقی دارد: علامت مانند تب علامت بیماری است. استقرایی با اسناد، مفروضات، ادعا در نمونه شاگردان با معلم سرخانه آموزش بهتر دارند؛ اگر این کودک معلم سرخانه بگیرد نمراتش بهتر خواهد شد. علت منجر به معلول می شود در نمونه دیدن ویدیوی خشونت کودکان را باخشونت بار می آورد. برهان خلف عکس موضوع را اثبات کردن است. شبیه سازی/ آنالوگ در نمونه کاربرد جنگ عراق در جنگ احتمالی با اسراییل.

فرسایشی کش دادن بحت تا طرف مقابل خسته شود. احتمالی/ آماری با رابطه داده ها در مورد افراد، اتفاقات، سوانح. استنتاجی شک در مفروضات، شواهد، نتیجه در کاربرد یک اصل برای یک مورد خاص می باشد. نمونه: آموزگاران می خواهند شاگردان موفق شوند؛ دکتر خانعلی آموزگاری بود که کلاسش موفق شد. تعاریف با دادن تعریف عامه پسند؛ در نمونه: تعریف "حیات" روی کاربرد بافت جنینی در پژوهش یاخته های بنیانی تاثیر می گذارد.

ادراک درونی کردن تحریکات محیط بوسیله حواس و آمیزش با حافظه، خیال، عقل است که در ارتباط، هنر، علم پدیدار می شود. هر فرد معلومات، اعتقادات، احساسات، مقدسات، خاطرات مختص خود را دارد که بر ادراک و بیانش اثر می گذارند. سبک نگارش می تواند تحلیلی، علمی، منطقی، جدلی، ادبی، ژورنالیستی/ خبری، نظری/ عقیده ای باشد.

سبک تحلیلی، علمی، منطقی روند ارایه فکرها، علامت گذاری، اختصارات، اعداد، آمار، تصاویر، چارتها، ارجاعات، منابع بدقت مراعات می شوند. در ادبی برخی آرایه های ادبی با انشاء و بیان فصیح بکار می روند. سبک ادبی هرمی است بدین معنی که خبر در مفصل اول، تفسیر و حواشی آن بعد داده می شوند. در بیان نظر و عقیده فردی از تجارب نویسنده مدد گرفته می شود.

علم انکشاف واقعیت مجزا از وجود یک فرد، ولی با ادراک پذیری جهانشمول افراد دیگر، است. روش علمی را می توان اینگونه خلاصه کرد: مشاهده جنبه هایی از دنیای خارج از ذهن، ساختن تئوری سازگار با مشاهده، پیشبینی آزمون پذیر این تئوری، آزمایش یا انجام مشاهده های نوین، تدقیق تئوری با پذیرش داده های نوین، شک دانشمندان نسل بعدی با آزمایشهای بیشتر در تئوری حاضر.

دنیای پیشامدرن مشحون از احکام ایقانی، مطلق، تغییرناپذیر است. در عصر مدرن شک و احتمال دنیای ثنویت کهن را فروپاشید. اگرچه بقایای ثنویت کهن در فرهنگهای جوامع مدرن هنوز هم رایج اند. نمونه: ثنویت سفید/ سیاه در رهبران عوامفریب سده بیستم بخوبی مشهود است. هیتلر در تمام سخنرانیهای خود 2 بدیل، یا این یا آن، دو امکان، ما و آنها را ذکر می کرد. او بدون رسانه های آزاد حضار را بضد مخالفان تهییج می کرد. اگرچه در ذهنش در خلوت بنا به مداقه آثار شخصی ش- شک دیده می شود.

 

منبع. ‏2014‏-03‏-11 http://www.asre-nou.org/php/view.php?objnr=14504  معرفی کتاب: اودیسه چریکی -سیاوش آزاد

 سچفخا، بوروکراتها، ساواک ؛ عدم اباحه گری در سچفخا http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=15478
سطح تئوریک سچفخا ؛ رابطه سچفخا با کنفدراسیون  http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=15249
  http://www.asre-nou.org/php/view.php?objnr=15107
نظراتی در باره اودیسه* چریکی 

پانویس. Syntagmatic /  paradigmatic. Synchronic / diachronic همنشینی/ جانشینی. همزمانی/ درزمانی

به بقیه گزیده های مقالات دکتر بیژن باران کلیک نماید  

 

 
 

admin@vatandar.at

 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد