2014/05/28

دکتر بیژن باران

شاکله های پساانقلاب در شعر

 

 

شاکله تبیین رگه های اصلی شعر مانای فارسی می باشد. این شاکله های اجتماعی یعنی گرایشات به مدرنیزم در بازه زمانی دهه های 40 تا 80 شمسی بوده؛ رابطه 2سویه بین شعر و جامعه را نشان می دهند. مدرنیزم به روز کردن جامعه شرقی با رشد مناسبات سده 21م بوده که 2 بخش عمده مدرنیزاسیون یعنی رشد زیربنای اقتصادی مدرن و مدرنیته یعنی تحکیم نهادهای مدنی مدرن می باشد. اینکه مدرنیزم غرب الگویی برای شرق است؛ بخاطر پیشرفته تر بودن سرمایه داری در سده 61م در اروپا و پیروی ژاپن و روسیه و هند و چین از این الگو می باشد. لذا مدرنیزم غرب مانند داروسازی آنها در شرق بکار می رود.

دیدگاههای دیگر نقد شعر نیز هستند: 1- روان شناسانه در رابطه با ذهن شاعر. 2-قیاسی در رابطه با همسایگان، مانند ترکیه، کشور های ماورای قفقاز، حاشیه خلیج فارس- بمثابه ناقلان مدرنیزم. 3- در رابطه با کشورهای غربی منبع مدرنیزم. انقلاب قبضه قدرت از پایین، جابجایی، دست به دستی قدرت سیاسی است. کودتا قبضه قدرت سیاسی از بالا و جناحی است. در انقلاب پایگاه اجتماعی حاکمیت در بین جناحهای مدعی قدرت دست به دست می شود.

پویش جامعه با بازه های زمانی متغیر در تکامل اجتماع منجر به پیدایش 4مرحله کیفی میشود: ثبات، سیاسی، انقلابی، اجتماعی. نیز از نظر کمی هم، رشد حاکمیت می تواند بطئی، سریع، رو به شکوفانی، رو به اضمحلال باشد. در مرحله ثبات معمولا سرکوب و خشونت دولتی رایج است؛ بازه زمانی 32-57ش با 2 قیام 15 خرداد در واکنش به انقلاب سفید 6 بهمن41 و سیاهکل بهمن 49 در واکنش به 2مطلق سرکوب ساواک و ترس مردم. شاکله های شعر این دوره را در آثار اخوان، شاملو، فروغ، سهراب می توان پی گرفت.

در مرحله سیاسی قبضه قدرت دستور روز نیروی مدعی حاکمیت است که گاهی منجر به تغییر قانون اساسی هم می شود. شهریور 20 تا کودتای 32 مرحله سایاسی بروشنی در یک کشور خاورمیانه دیده می شود. آزادی با تظاهرات پیدرپی نیروهای مولد، فحاشی احزاب نسبت بهم، تا ورشستگی اقتصادی دولت، ترور افشارطوس، رییس پلیس تهران بوسیله عمال درباری، درگیریهای خیابانی بین جناحهای سیاسی عملگرا، عدم ثبات دولت، کش و قوس دربار و دولت- منجر به کودتای استعمار می شود.

جامعه بمدت 25سال از نظر سیاسی به جنبش تنباکو در 100 سال پیش رجعت کرد. جامعه در بازه زمانی شهریور 20 تا 32 مبارزه جنبه غالب سکولار داشت. در بازه زمانی بهمن 41 تا بهمن 57 مبارزه به جنبه غالب شیعی رسید. شعر مرحله سیاسی شاکله های چندگانه دارد که در شاعران بازه زمانی 20-32 می توان در 2 شعر زیر دید. شاملو: سال بد/ سال باد/ سال اشگ/ سال شک؛ اخوان: زمستان است/ نفس کز گرمگاه سینه می آید بیرون ابری شود تاریک.

در انقلاب جمهوری 57 مرحله جامعه انقلابی شد؛ حاکمیت سابق هم رو به زوال بود. انقلاب به جابجایی لایه های حاکمیت ساقط با قشرهای بیرون از حاکمیت ساقط منجر شد. اقشار تازه بدوران رسیده از قبال درآمد نفت به بسط پدیده های زیر در سراسر کشور شدند: دانشگاهها، شهرسازی، کوچ به شهرها، فربه کردن دولت، رشد ترجمه، نشر کتاب، مجلات، فیلم، ادبیات، رسانه ها، جلسات فرهنگی. از بلایای دولت مختطل رانتی اختلاس، رشوه های کلان، امتیازات مزایده، فساد اداری هم رشد کردند.

سرنگونی رژیم پیشین جبری بود؛ هیچ نیرویی، چه مرکز توطئه و اطلاعاتی غربی با 92 هزار مستشار مقیم فلات چه ارتش 800 هزار نفری بومی، نمی توانستند جلوی سقوط محتوم آنرا بگیرد. زیرا رژیمی که جلوی هرگونه اصلاحات از طرف مردم را ظرف 25 سال بگیرد؛ تغییر آن فقط با سرنگونی آن میسر است.

این 2گانگی در مرحله انقلابی را سلطانپور مکرر در اشعارش آورده؛ در نمونه شعر زیر، خون رابط 2 سر تضاد خلق و ضد-خلق است. میتوان نمونه های دیگر از شعر دهه 50 م. آزرم، ش. کدکنی، ح مصدق، ج کوش آبادی هم آورد. سلطانپور شاعر نستوه و سترگ انقلابی، عضو کانون نویسندگان ایران در 10 شب شعر تهران با ورود خود زلزله راه انداخت.

او در شعر زیر بخاطر سانسور شب را جای شاه نشانده: پشت این شب/ این شب فرتوت/ صبح مردم/ صبح بیداریست. همو نقش قهر را در جامعه در مرحله انقلاب که جایی برای تعامل خلق و ضدخلق نمی گذارد، اینگونه تصویر می کند: اگرچه در تب شدید شکنجه می سوزم/ ز خون ریخته خورشیدها می افروزم. 

شاکله مرحله انقلابی ثنویت یا این یا آن است؛ هیچ تعامل و خط ثالثی وجود ندارد. در تمام غزل زیر ثنویت با آوردن زوجهای متضاد کلامی دیده می شود: شب خودکامه/ گل خون، زخم پدر/ لب خونین پسر، شبگیر گران/ ماشه خورشید، شاخه عشق/ باغ زمستان. در این استعارات قفس برای زندان و آتشزنه برای تفنگ است.

در مرحله انقلابی ثنویت "خلق- دشمن" عود می کند؛ در غزل زیر این ثنویت به اشکال گوناگون تبلور یافته. مصالح کار برده در این غزل همه در رابطه با خون، خشم، خنجر، ماشه، سنگر، آتشزنه، آذر، تاول، تب، سرخ بوده؛ راه تعامل را نشان نمی دهند. در غزل زمانه سعید مرحله انقلاب را، در شعر و در عمل خود، بنحو درخشانی منعکس کرده است:

نغمه در نغمه ی خون غلغله زد، تندر شد./ شد زمين رنگ دگر، رنگ زمان ديگر شد.

چشم هر اختر پوينده که در خون مي گشت./ برق خشمي زد و بر گرده ی شب خنجر شد.

شب خودکامه که در بزم گزندش، گل خون/ زير رگبار جنون، جوش زد و پرپر شد.

بوسه بر زخم پدر زد لب خونين پسر/ آتش سينه ی گل، داغ دل مادر شد.

روی شبگیر گران ماشه ی خورشید چکید./ کوهی از آتش و خون موج زد و سنگر شد.

آنکه چون غنچه ورق در ورق خون مي بست/ شعله زد در شفق خون، شرف خاور شد.

آن دلاور که قفس با گل خون مي آراست/ لب آتشزنه آمد، سخن اش آذر شد.

آتش سينه ی سوزان نوآراستگان/ تاول تجربه آورد، تب باور شد.

وه که آن دلبر دلباخته، آن فتنه ی سرخ/ رهروان را ره شبگير زد و رهبر شد.

شاخه ی عشق که در باغ زمستان مي سوخت./ آتش قهقهه در گل زد و بارآور شد.

عاقبت آتش هنگامه به ميدان افکند./ آنهمه خرمن خونشعله که خاکستر شد.

البته در هر مرحله گرایشهای گوناگون در جامعه وجود دارند. آنها بدیلهای خود برای درگیری با حاکمیت، شکل حاکمیت، شیوه مبارزه دلخواه را ارایه میدهند. ولی در تکامل تاریخ گرایش عمده تعیین کننده است. در مرحله جنبش اجتماعی فعلی بسیاری مسایل جامعه بصورت حاد مطرحند. این مسایل ظرف 100 سال گذشته یا حل نشده اند یا بطور بطئی و ناقص پیش رفته اند. در استبداد قوه قضاییه بیانگر قلدری عریان قدرت بوده؛ بیانگر الویت آرمان راس دایم هرم قدرت، ثروت و منزلت دور و بریها است؛ با یک اقلیت چند درسدی با وجدان و کرامت انسانی در زندان و اپوزیسیون.

اکنون مرحله تکاملی جامعه مرحله اجتماعی و تعامل است که اقشار خواستهای خود را برای برآورده شدن به قدرت حاکمه ارایه میدهند تا رسیدگی شده؛ بصورت متممهایی به قانون اساسی افزوده شوند. این نوع آخر در جمهوری آمریکا ظرف 240 سال گذشته بطور موفق در فازهای تاریخی بظهور رسیده: لغو برده داری، حق رای و انتخاب شدن زنان، حقوق مدنی مساوی برای اقلیتهای نژادی، جنسی، مذهبی، مهاجران، بیمه اجتماعی، 1000 ها خواسته محیطی، کاری، حقوق جانوران، تقلیل آلاینده های محیط، حراست مرزها.

شاکله های جامعه بقرار زیر ردیف شده اند: 1- بسط سرمایه داری و استحاله آن از اقتصاد مختلط کمپرادر کلانشهرها به رانتی سراسر کشوری. 2- تحکیم فردیت در جامعه استبداد شرقی با ساختارهای ایلی و تباری. 3- شکوفانی جنبش مطالباتی زنان در جامعه گذاری پدرسالای. 4- پذیرش حقوق بشر بمثابه خواستهای اولیه سراسری ملیتها در فلات ایران. 5- مطالبات قومیتها در یک کشور گذاری با دولت رانتی چندمرکزی.

6- تعدیل قهر در تقابل با خشونت دولتی برای نفی قصاص، سنگسار، اعدام. 7- قانونگرایی در حین خواست به روز رسانی قانون اساسی. 8- زندگی مدرن در جامعه چندملیتی با رسوم پدرسالای. 8- عدم انطباق زیربنای سرمایه داری با روبنای دینی با توسل دولت به سرکوب- مدل رایج در خاور میانه از عربستان تا کویت. 9-ثنویت دولت انحصاری مقتدر و اعتدال اصلاحی. 10-نیاز اصلاحات در شریعت به نفع حقوق مدنی مردم و اقلیتها.

شاکله شعر متناظر با مرحله تکاملی جامعه است. شعر حامل تعامل اجتماعی با مصدران قدرت، ثروت، منزلت است که با لحنهای گوناگون مطایبه، جدی، پرخاش، هزل، کنایه، منطق، شاعرانه خواستهای اجتماعی اکثریت را مطرح می کند. شاعر در لحظه شعری محیط فعلی، خاطرات گذشته، یا خواستهای آینده برای خود، قومش، میهنش، جامعه جهانی را بیان کلامی می دهد. عمده ترین مسایل کنونی زنان، ملیتها، آزادی عقیده، حق تجمع، حقوق بشر، بروز فردیت، رفع سانسور، قوه قضاییه سالم، رای گیری بدون خدشه، یارانه به مستمندان، پیوستن به فرهنگ امروزی جهان می باشند. شاکله های پساانقلاب در فلات ایران عمدتا بقرار زیرند: فردیت، زنان، حقوق بشر، اقوام، تعدیل قهر، قانونگرایی، زندگی مدرن هسته ای، تهدید هست بوم.

فردیت. با گسترش سرمایه داری در سراسر فلات پساانقلابی، مهمترین تحول اجتماعی رشد فردیت است. روشن است که بروز فردیت در جوانان با پوشاک، آرایش، و رفتار غیر سنتی حادتر از بقیه اقشار است. عوامل دیگر چون موجهای جدیدی یکی پس از دیگری نمایان شدند. شاکله دیگر فرهنگ پیشامدرن شخصیت تقیه گر و پستویی است که در تمدن مدرن تحت قانون پندار فرد با گفتار و کردار اجتماعی او نزدیک می شود؛ فرد حق بیان و مصونیت قانونی پیدا می کند. زنان در ارایه فردی در شعر مقام اول را دارند.

اگر 50 سال اول شعر نو- از 1320 ببعد- فردیت مردانه در مبارزه و استقلال ملی برای تجدد بود شعر 15 سال اخیر فردیت زنانه در مدنیت و خشونت زدایی از فرهنگ فعلی ایران است. این شعر مبشر پیام مدنی نوین در دهکده جهانی قرن 21م است. شاعران زن صدای شعر نو فارسی امروز را در ادبیات جهانی رساتر می کنند.

پس از انقلاب جمهوری فردیت محوریت یافت؛ مقولات مجرد امت، خلق، کارگر، دشمن، استثمار، استعمار، قوم تبخیر شدند. پیدایش رسانه های دیجیتال در 2 دهه گذشته فردیت را در بیان عقاید فرد در جامعه مجازی تسریع کرد. برای نخستین بار در تمدن فارسی نخاله های اشرافی کنترل کننده پندار، گفتار، کردار فرد فرو پاشیدند. با رسانه های مجازی، بسته به شخصیت جسور یا جبون، با رک گویی یا تقیه با شناسه ی مستعار، فرد در جامعه عرض اندام می کند.

اکنون دانش و اطلاعات در کتابخانه های اشراف قفل نبوده؛ سریع و همه جاگیر در اختیار مردم قرار گرفت. نیز شبکه های اجتماعی مجازی تجمع انسانها را در برابر استبداد سنتی امکان پذیر کرد. این هسته های ان جی او ها به امور گروهی، محلی، صنفی پرداخته به سطح کشوری رسیدند. زنان، خبرنگاران، وکیلان با وجدان- نمونه های عالی این دگرگونی اند.   

این شاعران از آغاز کار، فردیت مستقل شعری خود را تبیین کردد: رزا جمالی، پگاه احمدی، آزیتا قهرمان، مهرداد فلاح، ح رسولزاده،  ناصر

 پیرزاد، رضا عامری، شهریار وقفی پور، بهزاد خواجات. گرچه سپانلو، باباچاهی، شمس لنگرودی، حافظ موسوی تلاش‎‎ به نزدیک کردن زبان

 شعر به زندگی روزمره کردند. غزل مدرن و پسامدرن در ‎‎ایران، افغانستان، برونمرزی راهروانی دارند: حسن حسینی 1335-1383، سلمان قنبر

 هراتی 1338-1365، محمدعلی معلم، میر شکاک، قیصر امین‌پور 1338-1386، کاظم کاظمی،جاوید فرهاد، دکتر پرتو نادری، سمیع حامد،

 سعید بیابانکی، شریف سعیدی.

شخصیت فرد شامل پندار، گفتار، کردار، وجدان، اعتقاد، دیگر کارکردهای 100 گانه مغز او مانند غریزه، عاطفه، زبان، تجربه، حافظه در محیط خانوادگی، مدرسه ای، اجتماعی می شود. برخی شاعران با ذهن 800 سال پیش شمس تبریزی در دنیای قرن 21م غرب گونه ای هرج و مرج و ناهمزمانی می بیند.

در این مقطع فردیت به تمام اشکال ممکن مانند جنسیت، قومیت، دگرباشی، آرمانخواهی، گذشته گرایی، اصلاح طلبی، اصولگرایی، خرافی، باخشونت، باعاطفه، ملی، جهانی بروز می یابد. غرور قبیلگی فروریخته؛ فردیت منشاء افتخارات اجتماعی می شود. 100 سال پیش رسم بود که یک جوان با نام پدرش شناسایی می شد. در جامعه مدرن در محافل ورزشی، هنری، درسی- پدر با نام فرزند شناسایی می شود.

میتوان 4 نوع شعر امتی، تجریدی، خلقی، فردی را دید. نمونه شعر امتی در نوحه خوانی و مصیبت معصومان فراوان است. در شعر خلقی، خلق بمثابه یک کل در برابر حاکمیت در شعر دهه ی 50ش غالب بود. حافظ گفت: خلقي زبان به دعوي عشقش گشاده اند،/ اي من غلام آنكه دلش با زبان يكي است.

شعر تجریدی برخی صفات موجود را شخصیت داده؛ آنها را جدا از موجود با صفتی جدید توصیف کرد. حباب وار براندازم از نشاط کلاه/ اگر ز روی تو عکس به جام افتد. حافظ حباب را شخصیت انسانی داده؛ اگر حضور حبیب در جام انعکاس یابد؛ او کلاه از سر براندازد یعنی بردارد. در گوشه دنج شاعر عکس معشوق را در جام بیند؛ از نشاط کلاهش را بردارد- ماند جشن پایان تحصیلی دانشجویان که از شادی کلاه خود را بهوا می اندازند.

شعر فردی یا وصف الحال، حدیث نفس، جنبه غالب شعر تغزلی می باشد. شعر نیما آغاز شعرنو فردی است. او در شعر زیر خانه را در استعاره برای میهن بکار برده؛ ولی با تصاویر و تجربه فردی در روستا این شعر فردی را به ادراک جمعی می رساند: خانه‌ام ابری‌ست/ يکسره روی ِ زمين ابری‌ست با آن. نمونه های فراوان شعر فردی شعرهای فروغ اند. پرنده گفت: چه بویی، چه آفتابی،/ آه! بهار آمده است. و من به جستجوی جفت خویش خواهم رفت. فروغ در این شعر پرنده را شخصیت گویا بزبان فارسی داده که از آمدن بهار و برنامه برای عشق می گوید.

زنان. در تاریخ ادبیات فارسی حدود 400 زن شاعر از مهستی و رابعه تا فروغ و سیمین یافته شده که در جامعه مرد سالار آثر ادبی از خود گذاشته اند. شعر امروز اجتماعی است؛ زیرا شاعر انسانی با وجدان، منصف، آزادیخواه است. برای او 8 مارس، روز جهانی آغاز رهایی زن، نه از صفحات تاریخ بلکه از احساس ستمدیدگی و تنهایی زن در جامعه مذکر سرچشمه می گیرد. او زن را در حلقه های متحدالمرکز محاصره در جامعه پیشامدرن می بیند. فعالان حقوق زنان کمپین 1 میلیون امضاء را 5 شهریور 1385 راه اندازی کردند. مادران پارک لاله نمونه دیگر از ابتکارات زنان برای حقوق مدنی می باشد که جایزه گوانگچو 2014 کره جنوبی را دریافتند.

پروین اعتصامی در نهال آرزو 1314 می پرسد: از چه نسوان از حقوق خویشتن بی‌بهره‌اند؟ در قصیده دیگر که زن در هرم قدرت سیاسی فرد خارجی قلمداد شده؛ می گوید:

زن در ایران، پیش از این گویی که ایرانی نبود.
 
پیشه‌اش جز  تیره‌روزی  و   پریشـانی نبود.
 
زندگی و ‌‌‌‌‌‌مــرگش اندر  کنج عزلت‌  می‌گذشت.
 
زن چه بود آن روزها، گــــر زان که زندانی نبود.

سیمین بهبهانی در مدح زن گوید: ای زن، چه دلفریب و چه زیبایی/ گویی گل شکفته ی دنیایی. در شعری دیگر مبارزه زن را برای حقوق مدنی با استعاره سفر می آورد:

زنی را می شناسم من

که شوق بال و پر دارد.

ولی از بس که پُر شور است

دو صد بیم از سفر دارد.

اغلب شاعران جدی گرا بوده؛ می توان هیلا صدیقی شاعر زاده 1364 تهران را نامبرده؛ با تیزهوشی فعل مجهول بکار برده؛ در مورد جوانان مبارز نوشت:

 https://www.facebook.com/hila.seddighi

با دست تبر سینه ی این باغ دریدند.
مرغان امید از سر هرشاخه پریدند.
بردند از این خاک مصیبت زده نعمت.
این خاک کهن بوم سراسر غم و محنت
از هیبت تاریخی‌ش آوار به جا ماند.
یک باغ پر از آفت و بیمار به جا ماند.
از طایفه ی رستم و سهراب و سیاوش
هیهات که صد مرد عزادار بجا ماند.

گراناز موسوی سینماگر و شاعر در شعر آوازهای زن بی اجاره می گوید:

قهر 

پوست می اندازم 

در فصل اتصالی سیم های رابطه 

برق از چشمانم می پرد 

و شمیران تنت دیگر 

                             شمشادم نمی كند

در خطوط ناشناس كفت 

بیدبید می لرزم و 

دلم گم گم  

گم تر از حشره ای بی ربط

                                  از حاشیه می رود .

گراناز فریاد می زند: ولم کنید/ چرا همیشه زنی را نشانه می گیرید / که دل از دیوار می کند / قلبی به پیراهنش سنجاق می کند / در چمدانم چیزی نیست / جز گیسوانی که گناهی نکرده اند / ولم کنید / ته جیبم آهی پنهان است که مدام شنیده: ایست.

به گفتۀ پگاه اگر چه "ما در جمله های بسته روایت شدیم " اما " به بچه های من نگاه کنید/ بر تیغه های خودکشی شهر / کوچه های بنگ / سلول های دانشگاه / تیمارستان / زندان / زیر چراغ های خیابان /و مادران بر سجاده های آه.../ به بچه های من نگاه کنید/ نسلی گلوی خیابان را گرفته است و می بارد." لیلی پیچیده در چروک پارچه و سکوت هویت "زن" را در فرصت اندکش فریاد می کشد: "نه می بینم / نه می شنوم / بله همه چیز رو به راه است." در "خانه داری" خیال مردان را راحت می کند که ما وظایف قراردادی خود را می دانیم."

ابری بر می دارم / آسمان ته گرفته را می سابم / این شب تمیز روی میز تو /تا هرچه می خواهی در آن بکشی." نگاه سنتی را بلندتر می خواند: "با چشم های ریز و دور / به من چشمک نزن آسمان / زنم / که به لبخندی حتی کوچک در شب/ فاحشه خوانده می شوم."  http://asre-nou.net/php/view_print_version.php?objnr=2787روح انگیز کراچی

حقوق بشر. پس از ج ج 2 در ماده 1 بیانیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد 1948 تصویب شد: "همه انسانها آزاد و برابر در حقوق و مرتبت زاده شده اند. آنها با ودیعه منطق و وجدان با روحیه برادری باهم باید تعامل کنند."این نگینه شباهت به جمله زیر از اعلامیه استقلال آمریکا در 4 ژوییه 1776 دارد: "همه انسانها برابر آفریده شده اند. آنها ودیعه الهی حقوق مشخص مانند حق حیات، آزادی، و جستجوی شادی را دارایند." این توازی کلام شگفت آور نیست؛ چون یکی از بانیان سازمان ملل، النور روزولت، انسان برجسته سده گذشته در آمریکا بود. مهناز هدایتی مقیم لندن به به پیشنهاد شیرین عبادی صاحب جایزه صلح نوبل شعری سروده. هادی خرسندی:

ﻫﺎﯼ ﺍﯼ ﺭﻫﺒﺮﺍﻥ ﺭﯾﺰ ﻭ ﺩﺭﺷﺖ/ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺍﺯ ﺷﻤﺎﻋﺰﯾﺰﯼ ﮐﺸﺖ؟

ﻧﻮﺟﻮﺍﻥ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﮐﻬﺮﯾﺰﮎ/ ﻧﺸﺪﻩ ﻣﺜﻞ ﻣﺎﻝ ﻣﺎﺑﯽﺷﮏ

ﺍﺯ ﺧﻔﻘﺎﻧﺘﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻣﻌﻠﻮﻡ/ ﮐﻪ ﺧﺒﺮ ﮔﺸﺘﻪ ﺍﯾﺪﺍﺯ ﺑﺎﺗﻮﻡ

ﻏﻢ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺍﮔﺮﭼﻪ ﻣﯽ‌ﺑﯿﻨﯿﺪ/ ﺟﺰ ﮔﻞ ﺍﺯ ﺑﺎﻍﻣﺎﻧﻤﯽ‌ﭼﯿﻨﯿﺪ.

در اصطلاح دانش حقوق، مهم‌ترین منبع حقوق بشر اعلامیه جهانی حقوق بشر است که در 1948 م در مصوبه‌ای شامل 30 اصل تدوین و تصویب شد. محمد شبستری در هرمنوتیک، کتاب و سنت، مبانی بعیده آن را در کتب مقدس ادیان مختلف و میراث فرهنگی تمدن‌ها در آثار به جای مانده از بزرگان می‌توان مشاهده کرد. در اعلامیه جهانی حقوق بشر، آمیزه‌ای از ظلم ستیزی، عدالت‌طلبی، برادری، برابری و مساوات و نیز آسان‌گیری و مدارا دیده می‌شود. در دیوان حافظ نیز ردپایی از تمامی این مقولات را می توان رصد کرد. نمونه: نفی بیداد- حافظ در ابیات زیرین در این مورد به اصطلاح، سنگ تمام می‌گذارد و گناه اصلی و منحصر به فرد آدمیزاد را ستم تلقی می‌کند: مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن / که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست. http://www.sarvefasa.com/khabar/294  مبانی بعیده حقوق بشر در اندیشه و شعر حافظ.

مجموعه قوانين، مقررات و روابط متقابل اشخاص -حقيقي و حقوقي- در سطوح مختلف كه موضوع علم حقوق است در واقع شكل تثبيت شده ارزش ها، شعارها و انديشه هايي است كه در فرهنگ عمومي، دين، هنر و بويژه ادبيات يك جامعه مطرح است. اصطلاح فلسفه حقوق به حوزه اي اطلاق مي شود كه تبادل نظرات بين رشته اي فعالانه اي ميان نظريه پردازان و منتقدان ادبي وجود دارد (مايكل پين، 1383 : 451 ) بنابراين مهمترين: منبع در بررسي فلسفه حقوق، ادبيات آن جامعه است كه تجلي گاه فرهنگ، انديشه، ارزشهاي ديني و انساني آن است.

ادبيات فارسي محمل ارزشهاي انساني والايي است كه در فلسفه حقوق ،گسترش فرهنگ دادگري و وضع قوانين عادلانه معتبر است. شاعران به عنوان يك گروه مرجع مهم جامعه تحت تأثير گسترش ارتباطات، مكاتب فكري نوين، ارتقاي تفكر بشري، وجود نهادهاي سياسي و فرهنگي بين المللي و حركت پيوسته جوامع به سوي تحقق جامعه جهاني توجه ويژه اي به حقوق انساني داشته اند. وجوه متفاوت و متنوعي از حقوق طبيعي، مدني، سياسي، اصل برخورداري را در شعر خويش به تجلي گذارده اند. شايد يك چشم انداز معناي شعر متعهد نيز تا حدي همين است. شاعران معتقد و متعهد به رسالت انساني، اخلاقي و اجتماعي براي شعر در واقع به حوزه فلسفه حقوق وارد مي شوند؛ حمايت از حقوق زنان و كودكان، آزادي، مساوات، حق انتخاب، حق آموزش، برخورداري از رفاه نسبي، عدالت اجتماعي- اقتصادي. شعر معاصر نشان دهنده پيوندهاي گسترده ادبيات و حقوق است كه بايد در بهبود وضعيت حقوقي جامعه مورد توجه قرار گيرد. http://www.civilica.com/ علي اكبر سام خانياني

اکنون حقوق بشر گفتمان داغ در خاور میانه است. الغای اعدام و سنگسار، رفع ستم از زنان، حق تدریس به زبان اقوام  مرزی، تقبیح شکنجه بر مقولات پیشاز انقلاب الغای کاپیتولاسیون/ مصنویت قضایی اتباع خارجی، سرنگونی بورژوازی کمپرادور، جنبشهای انتزاعی کارگری، خلقها، توده ها الویت پیدا کرده اند. در سنگسار، قتل جمعی فجیع یک زن اثر مخرب بر اطرافیان، خویشان و فرزندان او می گذارد. قهر، این است حجاری این جنایت بر روان فرزند این زن که پس از مرگ فجیع مادر، این زخم عمیق را با خود به اجتماع می برد.

دکتر بادکوبه ای زاده 1328 اراک، با دکترای دانشگاه ایلینوی، راشویل، چند بار زندان رفته؛ 29 کتاب چاپ کرده. http://fa.wikipedia.org/wiki/ 

دیروز چو حلقوم ندا غرقه خون شد،

فردا به خدا روز ندای همگان است.

با مرگ دو صد آرش و سهراب و سیاوش،

این مام وطن، دل نگران، دل نگران است.

دیدیم به دنبال هوی و هوس شیخ،

هرلحظه فرامین خدا در نوسان است.

بخاطر عدم انطباق زیربنا و روبنا، طنز مضامین سیاسی اجتماعی وجه دیگری در شعر است. در داخل این نوع شاعران با زندان، بیکاری، فشار، تهدید روبرویند. راه آنها ادامه پویش سلطانپور، مختاری، سیرجانی می باشد. در طنز باید محمدرضا عالی پیام/ هالو را نامبرد. http://www.youtube.com/watch?v=6ry4u1hFieQ  https://www.facebook.com/mrhalloo
وگرنه به طنز و به لحن ملیح
کند هالو این شعر سعدی صحیح:
"گر ایزد ز حکمت ببندد دری
به زحمت گشاید در دیگری."

در برونمرزی هادی خرسندی http://www.asgharagha.com  یکی از پرکارترین شاعران است. او، با استعداد و حافظه قوی، بسیار محبوب است:

گفتم میان ساده دلان، ساده مغز کیست؟
گفت آنکه دست او سوی باب الحوائج است.

گفتم که ساده مغزتر از او درین دیار؟
گفت آنکه چشم او به رسانات خارج است.

قومیتها. نقشه ایران شبیه گربه ای با 2 گوش تیز آذربایجان، پشت خمیده خراسان، 2 پای خوزستان و دم بلوچستان تصویر شده. دکتر خویی این تم را در شعری پرورده است. گربه ایرانی در جهان شهرت فراوان دارد. کرباسی در سپید "هفت جان دارد"، ص 75-76 جیز، یکپارچگی و پیوستگی فعلی ایران را بیان کرده؛ سپس با استعاره گربه بطور حماسی چنین پایان بندی می کند:

این گربه جان

                   ایران

                            ایران دلیران.

فلات ایران فرشی است با تنوع ملیتهای چند هزارساله اش. این قومها زبان، مذهب، آداب، رسوم خود را دارند. نیز بخاطر مرزهای سیاسی گذشته در جغرافیا این قومها بین چند کشور، چند تکه شده؛ هر کدام در مناطق کشورهای همجوار اسکان دارند. برای نمونه بلوچها در پاکستان و ایران پخشند. البته در سده 21م گروه انبوهی از آنها در غرب و خلیج فارس هم پراکنده اند. خراسانیها بین تاجیکستان، افغانستان، ایران تقسیم شده اند. همین گونه اند: کردها، آذریها، خوزیها، ارمنیها، آشوریها، یهودیها، بندریها. البته این تقسیم بندی آباء و اجدادیست؛ زیرا اکنون چند میلیون ایرانی و افغانی در 5 قاره پراکنده اند.

تاریخ فرهنگ بورژوازی غرب پس از عصر روشنگری را می توان در 2 فاز تجرید کرد. فاز ابتدایی که اشاعه یک فرهنگ متمرکز و یکدست بود. برای نمونه: محو فرهنگهای بومی در 2 قاره آمریکا- در شمال کانادا و ایالات متحده، مرکز و جنوب با بیشاز 20 کشور- و اقیانوسیه بوسیله استعمار غربی انگلستان، اسپانیا، پرتغال. در آمریکا از 2500 گویش سرخ پوستان چیزی بجا نمانده مگر در کتابخانه ها و موزه ها.

خوشبختان این دید بدوی قومیتی از 2 سو هجمه میشود: 1-کشورهای پیشرفته که قومیتها را در صلح پروبال می دهند؛ اکنون خواهان فرهنگ رنگین کمانی اند. برای نمونه: کانادا و آمریکا. 2- رسانه های دیجیتال ماهواره ای و اینترنتی که ورای مرزهای جغرافیایی ارتباطات را سریع و بدون تبعیض می کنند.

با تلفن به هرزبانی می توان تکلم کرد. ماهواره نسبت به زبان فیلمها خنثی است. اینترنت خط، صدا، تصویر را بدون غرض و مرض تکثیر، توزیع، حتی ترجمه می کند. ایمیلها هر متنی را می توانند از یک فرستنده به گیرنده های پراکنده  ترابری کنند. تاجاییکه امکان گپ همزمان صوتی، متنی برای تعامل و همکاری در جهان بکار میرود.

تعدیل قهر. خواست انسان وارسته صلح است. فردوسی این خواست را با تصویر روزمره و تشخص دادن صفات انسانی به حشره 1000 سال پیش این گونه بیان کرد: میازار موری که دانه کش است/ که جان دارد و جان شیرین خوش است. در جامعه گذاری، عدم تناظر بین خواستهای شهروندان امروزی با قوانین به روز نشده؛ سنن قدیمی موجب سوءظن بین 2طرف دولتمردان و شهروندان می شود. باید از فریدون مشیری و فروغ فرخزاد در تحریم قهر یاد کرد. قهر، خشونت، جنگ، آزار- مقولاتی اند که شاعران در ذم آنها از 1000 سال گذشته نوشته اند. اکنون نفی خشونت با زنان در خاور میانه دستور روز است.

فاطمه راکعی با 4 کتاب شعر- سفر سوختن، آواز گلسنگ، مادرانه‌ها، ناخنکی به زندگی- می گوید: در زمینه وحدت و آشتی ملی، در زمینه تبلیغ و گسترش صلح جهانی شعرهایی دارم که بعضی‌ها چاپ شده.. من فکر می‌کنم تمام شاعران اندیشمند کشور این دغدغه را دارند. دیر نیست در این زمینه لااقل شاعران کشور ما یک نهضتی راه بیندازند. نهضت عدم خشونت، ترویج آشتی و مهربانی که بدیهی‌ترین حقی است که همه انسان‌ها باید از آن برخوردار باشند. حفظ و صیانت از جان خود و دیگران، غریبه‌ترین و محتمل‌ترین چیزی است که باید پذیرفته شده باشد. جان برای همه عزیز است. باید باشیم تا کار کنیم و تلاش کنیم تا جامعه‌ای و جهانی عاری از خشونت بسازیم. این را شاعران و هنرمندان بزرگترین وظیفه امروزشان باید بدانند.  http://poetry.ir/?sn=notes&pt=full&lang=fa&id=rakyad انجمن شاعران ایران

در اختناق مزمن پیشاانقلاب خشونت در سطح ملی حاد بود. اکنون برای برخی امید به ناجی بومی به رویای حمله خارجی برای مفری در اختناق تبدیل شده. این رویا در عمل در عراق، افغانستان، سوریه به کلنگی کردن کشور می انجامد. در اختناق سیاسی است که نقش قهر برای سرنگونی نظام سرکوب الویت می یابد، بقول اخوان: نادری پیدا نخواهد شد امید/ کاشکی اسکندری پیدا شود. باز از اخوان: سگ هاری  شده ام؛ گرگ هاری باید. در این سطر بجای دست آموزی سگ، دریدگی گرگ آرزو می شود. لذا در شعر پیشاانقلاب جمهوری با ثنویت "یا این- یا آن" پیشامدرن و قهر دستآموزی، تعامل و دیالوگ دیده نمی شود.

فروغ آلیناسیون/ بیگانگی و قهر فروخفته جامعه را که در اواخر دهه 40 ش بروز می کند، بر اساس گزارشات جنگ هندوچین، در دلم برای باغچه می سوزد، اینگونه بصری می کند:

تمام روز

از پشت در صدای تکه تکه شدن می آمد.

و منفجر شدن

همسایه های ما همه در خاک باغچه هاشان بجای گل

خمپاره و مسلسل می کارند..

انبارهای مخفی باروتند

و بچه های کوچه ی ما کیفهای مدرسه شان را

از بمبهای کوچک پر کرده اند.

همین پیشگویی قهر، در بهمن 1349 در سیاهکل جرقه زد. سپس در خیابانها با صدای تیراندازی، در زندانها با فریاد سیاسیها زیر شکنجه ساواک، در صفوف کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در جهان طنین انداخت. این مبارزه تا فروپاشی استبداد سلطنتی و باز سازی استبدادی مشابه ولی خشن تر پس از انقلاب جمهوری 57 ادامه یافت. ولی جامعه طی 35 سال پس از انقلاب از سرمایه داری مختلط کمپرادور به سرمایه داری دولتی رانتی استحاله یافت.

قانونگرایی. پیش از انقلاب در دهه 40ش زمانی بود که تعداد دانشجویان مقیم خارج از درون بیشتر بود. ولی پس از انقلاب نیروهای ادبی، هنری، علمی، تجاری رشد اعجازآوری پیدا کردند. پس از شور انقلابی، آگاهی جوانان با تحصیلات عالی و رسانه های دیجیتال افزایش یافت. نیاز به قانونگرایی در جامعه حادتر شد. هرج و مرج مراحل آغازین فرهنگ بورژوایی هنجارهای اخلاق سنتی را داغان کردند؛ نیاز به قانون و مدنیت جدید در کل جامعه حاد شد. قانون و عدالت ار دوره مشروطیت در شعر بهار، فراهانی، فرخی یزدی الویت یافتند. فرخی نیز چون بهار معتقد است که موجد و مقوم آزادی "قانون" است: چون موجد آزادی ما قانون است./ ما محو نمی شویم تا قانون است.

چند نمونه ایرانیان در سایه صلح و قانون به دستاوردهای فرهنگی جهانی رسیده اند: جایزه صلح 2003 به شیرین عبادی، شهرت ادبی آذر نفیسی بزبان انگلیسی، با کتاب پرفروش لولیتا خوانی در تهران، انتشار بامداد خمار فتانه حاج سید جوادی در شمارگان 300 هزار در داخل، فیلمهای پناهی، قبادی، کیارستمی، مجیدی، فرهادی در مراسم کان و اسکار، دکتر یاسمن فرزان برنده جایزه جهانی فیزیک نظری از تهران، استاد ریاضی جوان آلیا صبوری در دانشگاه کنکوک کره جنوبی، دکتر گلاره محمدزاده جوانترین جراح مغز در لندن، دکتر مریم میرزاخانی، استادیار پرینستون یکی از 10 مغز برتر آمریکا.

زندگی مدرن. در اوضاع فعلی زندگی فرد به استقلال از قوم، طایفه، قبیله می انجامد. ولی در سطح عاطفی هنوز وابستگی به گذشته ایلی وجود دارد. این گرایش، خدمات اجتماعی فراوان را نیاز دارد: کار، مسکن، جاده، آب، اینترنت، تلویزیون ماهواره ای، تلفن همراه. جایگزین زندگی ایلیاتی پیشامدرن نهادهای ان جی او می باشند که تا 70 هزار در ایران شماره شده اند. شمس لنگرودی نگاه مدرن به شعر و نقد دارد. حضور واژه ها  ی امروزی و مدرن در ترانه های شمس لنگرودی در 63 ترانه ی عاشقانه، 1392، انتشارات نگاه، تهران.

دان هواپیما را چرا دور

اینهمه دور

در آشیانه های فرود گاه ها می ریزند. ص 35

در کوچه

خیابان

مترو صدای تو را می شنوم. ص 37

در اینجا وسایل مدرن مانند جارو برقی، دیگ زودپز، لباس شویی برقی، تنظیم دمای خانه و محیط کار، وسایل نقلیه، ارتباطات، تحریر افکار، بیمارستانها، امداد شهری، طوماری طولانی می سازد. آنها با خود فرهنگ مدرن عقل گرایی، علییت، غیرخرافی، مادی، پولی، ارزشمندی زمان را به جامعه تزریق می کنند. نشت فرهنگ مدرن در پندار، گفتار، کردار جامعه سرعت می گیرد؛ باعث عدم انطباق رسوم سنتی با قوانین مدون در غرب یا مدفون در ابزار مدرن می شود. فرهیختگان بومی را به تفحص و تدوین قوانین نوین وامیدارد.

تهدید زیست بوم. دکتر ناصر کرمی تهدید زیست بوم فلات را در 6 اصل می داند: 1-زمین شویی که سالانه 2 میلیمتر خاک شسته شده به آبها می رود. 2-جنگلزدایی- 13% مساحت جنگل از 21 میلیون هکتار به 7 میلیون هکتار 3- خشگسالی بارش، آبجاری، سفره های زیرزمینی. 4-مصرف آب 2برابر ایران نسبت به کشورهای پیشرفته. 4- تقلیل آبهای زیرزمینی. 5-گسترش کویر/ بیابان-زایی. 6-نابودی حیات وحش. بیژن باران در قصیده بلند زمین مریض تهدیدهای زیستی را ارایه می دهد:

زمین مریض است.

سموم و آلاینده ها در اندام آن

چون شیاطین نفوذ کرده اند.

عطسه ها به سرفه های مستمر سراسری؛

در صرع و تهوع، تنش تشنج دارد.

چاک خاک پاک از ازل؛ ولی خدشه دارد

با حرص، خشونت، بیرگی وسیع انسان معاصر.

سلطه اقلیت بر اکثریت

به استبداد انسان بر ارض انجامیده؛

زمین در همدردی با خفقان فقیران فعلی، خود دارد خفه می شود،

قتل و غارت چنگیز در خرابی خانه ها و مدنیت،

زمین را دست نخورده گذاشت برعکس اوضاع فعلی-

استبداد بر اکثریت اسکان زنده کولاک کند.

http://www.youtube.com/watch?v=TEYZT9MmoOs دکتر کرمی کارشناس محیط زیست

http://www.peace-mark.org ناصر کرمی

منبع. ‏2014‏/05‏/28

دکتر بیژن باران: نقد آثار 2 شاعر زن ایرانیhttp://fry.parsiblog.com/Posts/46/     

 http://environment-shahbazi.blogfa.com  وبلاگ تخصصي محيط زيست

به بقیه گزیده های مقالات دکتر بیژن باران کلیک نماید  

 

 
 

admin@vatandar.at

 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد