2015/06/17

دکتر بیژن باران

شخصیت اجتماعی شاملو

 

اشعار من خود اتو بيوگرافي كاملي است از زندگاني من. شاملو

شخصیت اجتماعی برای مردم کمک، مشاور، پرستار، منبع اطلاعات، آموزش می خواهد باشد. او رهبر، پیشرو، انسانگرا، مسئول، پشتیبان آنان است. خلاقیت، چارهجویی، تخیل، تخصص خود را بکار می برند تا هنر را برای مردم اشاعه دهند. این نوع شخصیت مسئول، متعهد، راهگشاست. برخی شاعران از نوع فردوسی، خیام، مولوی، فروغ، شاملو- شخصیت انسانی، جهانی، فرافردی دارند که خارج از بعد زمان حیات سرمدی دارد.

 

وجدان بیدار شاملو سیر تکاملی 4 لایه شخصیت شاعری، تاریخی، اجتماعی، جهانی را در تکامل با جامعه هدایت کرد. این تکامل همراه با انرژی خلاق، تخیل، بیان اندیشه های انسانگرای او با جبر تاریخ یعنی نفی دیکتاتوری همراه بود. او 6دهه با شعر و ادبیات برای مدرنیزم و انسانگرایی کوشید. جستار قبلی 4لایه شخصیت شاملو را بررسی کرد.

 

شخصیت اجتماعی فرد شامل صفات، برخوردها، احساسات، اندیشه ها، رفتارهای او در جامعه است. شاملو شاعر پویش تاریخ در جهت شکوفانی سرنوشت انسان در هر گوشه جهان با مبارزه و فرهنگ پیشرو می باشد. این پویشها در سده گذشته ایران بقرار زیرند: انقلاب مشروطیت، کودتای رضا خان، جنگ جهانی 2، حضور متفقین در ایران، پیدایش احزاب، ترویج اندیشه های مدرن، رویدادهای خراسان و آذربایجان و کردستان، نهضت ملی شدن سراسری نفت ایران، رهبری ملیون بوسیله دکتر مصدق در برابر استعمار انگلیس.

 

ادامه رویدادها بقرار زیراست: کودتای 28 مرداد 32، اعدام انقلابیون، انقلاب سفید و تخریب کشاورزی سنتی، فرار کشاورزان از بانکهای استقراضی به حومه شهرها، تبلیغ دروازه های تمدن بزرگ، جشن های 2500 ساله و تاجگذاری، آغاز کنفدراسیون دانشجویان و محصلین ایران بهنگام تنفس سیاسی 39-42، کانون نویسندگان، مبارزه مسلحانه چریکها، سانسور کتب و رسانه ها، سرکوب قیام محافل انقلابی در فارس و کردستان، 10شب شعر مهر56 در انجمن فرهنگی ایران و آلمان، سقوط سلطنت، خروج مستشاران خارجی، گروگانگیری.

 

با کمک نواستعمار به طیف اسلامی با کمربند سبز بدور سکولاریزم سرخ شوروی- در تمام خاور میانه بنیانگرایی متنوع مسلحانه، انتحاری، جمهوری/ امارت/ خلافت اسلامی رشد کردند. در ایران نیروهای پیشامدرن که در بازه زمانی شهریور 20 تا مرداد 32 اقلیت بودند؛ با انقلاب سفید از 15 خرداد 42 تا بهمن 57 اکثریت شدند:

 

انقلاب جمهوری بهمن 57، گروگانگیری اعضای سفارت، بهار آزادی تا 30 خرداد 60، جنگ 8 ساله با عراق، سرکوب زنان و هنر و حقوق مدنی، بنیانگرایی و قشری گری، ترور 200 مبارز راه آزادی، اعدام فله ای 10 هزار زندانی عقیدتی دهه 60، قلع و قمع نشریات و وکلا و خبرنگاران، محدودیت رسانه های ماهواره ای و اینترنتی.

 

رویدادهای اجتماعی مسیر حیات شاملو را متلاطم کردند. با ماموریتهای مرزی پدر، عدم ثبات در محیط کودکی، نداشتن همبازی- او را به دوست حساس کردند. فقر ساکنان نوار مرزی او را به آرمان عدالت متعهد کرد. در  مصاحبه با نشریهء زمانه، او گفت: شرایط جوری بود که من هرگز یک دوست واقعی نتوانستم برای خودم داشته باشم. تا آن موقع که شخصیت آدم در حال شکل گیری است ...نه بده بستانی، نه تربیت مشخصی

 

جنگ جهانی 2 با اشغالگران انگلیس و شوروی در ایران و تبلیغات نژاد آریایی به کنش‌های سیاسی کشانده شد. در تهران دستگیر، از بازداشتگاه سیاسی شهربانی به زندان شوروی رشت در ۱۳۲۲ برده شد. زندان متفقین، "حقارت انسانهایی" را برای او هویدا کرد که "آوازه شان مثل صدای بلبل توی کله ها پیچیده بود." زندان دانشگاه شناخت شخصیت های دمدمی مزاج برای او بود. پس از آزادی با خانواده به ارومیه و به کلاس 4 دبیرستان رفت.

 

پس از شکست پیشه‌وری و فرقه دموکرات آذربایجان 1324- 1325 شاملو و پدرش دستگیر شدند. او را تا فرمان از مقام بالاتر، 2 ساعت روبروی جوخه‏ آتش ایستاندند. پس از آزادی به تهران رفته؛ ترک تحصیل کرده؛ در یک کتاب‌فروشی کار گرفت. در اختناق کودتاگران ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، پلیس مجموعه شعر آهن‌ها و احساس او را در چاپخانه سوزاند. با یورش مأموران به خانه شاملو ترجمه های طلا در لجن از زیگموند موریس، کتاب پسران مردی که قلبش از سنگ بود از موری اوگایی 1862-1922، داستانهای کوتاه خودش، کتاب‌ها، یادداشت‌های کتاب کوچه نابود شدند. با دستگیری کیوان نوشته‌های مرگ زنجره، سه مرد از بندر بی‌آفتاب را پلیس ضبط و نابود کرد. رک ویکیپدیا-احمد شاملو.

 

کیوان به همراه ۹ افسر سازمان نظامی حزب توده در کل 27 افسر در 1333 اعدام شد. در رثای مرگ ارانی، قتل کیوان و وارطان بمثابه جزیی از "من" شاملو در مصاحبه با نشریهء زمانه گفت: مرتضی برای من واقعا یک انسان نمونه بود. یک انسان فوق العاده که من هیچوقت نتوانستم دردش را فراموش کنم، هیچ وقت.. هر دردی برای آدمیزاد کهنه می شود، مرگ مادر، مرگ پدر، ولی هیچ وقت غم او برایم کهنه نشده. او در باره زندانی شکنجه شده کودتاگران گفت:

وارطان- بهار، خنده زد و ارغوان شکفت

در خانه، زیر پنجره گل داد یاس پیر،

دست از گمان بدار

با مرگ نحس پنجه میفکن،

بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار..

وارطان سخن نگفت

سرافراز

دندان خشم بر جگرخسته بست و رفت.

 

شاملو فرار کرده؛ اما پس از چند روز در چاپخانه‏ روزنامهٔ اطلاعات دستگیر شد. با دستگیری، شکنجه، زندان، اعدام انقلابیون؛ شاملو توبه نامه را انکار کرد. در زندان موقت شهربانی و قصر- علاوه بر شعر، بررسی شاهنامه، نگارش پیش‌نویس دستور زبان فارسی، قصه‏ بلندی شبیه امیر ارسلان و ملک بهمن را نوشت. این دست نوشته ها در انتقال از 2 زندان نابود شدند. پس از 1 سال حبس، زمستان ۱۳۳۳ آزاد شد. رک ویکیپدیا.

 

شاملو از ۱۳۳۱ به مدت 2 سال، ‏مشاور فرهنگی سفارت‏ مجارستان بود. وابسته‏ فرهنگی سفارت آلمان‌ غربي‌ در تهران‏ نخستین شب شعر بزرگ ایران را برای شاملو در ۱۳۴۷ برگزار کرد.

 

بدون دخالت نیروهای استعمار انگلیس و نواستعمار آمریکا- اگر کودتا هم نمی شد؛ باز هم دیکتاتوری یا بلبشو مانند بقیه کشورهای خاورمیانه رایج می شد. جبهه ملی با انشعابات ضعیف بود؛ حزب توده هم با مرگ استالین در مارس 53م آچمز شد. در ژانویه 1953 دولت جمهریخواه با برد انتخاباتی مسند قدرت آمریکا شد؛ چرچیل در انگستان به قدرت رسید. مارس 1953 استالین مرد. جناحهای راست غیردرباری هم آش دهن سوزی برای مردم نبودند. لذا کودتا جبر تاریخ برای ثبات بود؛ مانند مصر امروز. البته انقلاب 57 هم جبر تاریخ بود تا سلطنت را سرنگون کند. اکنون جنبش مدنی ایران در خاور میانه همراه ترکیه امید آنیده شکوفانی اقتصاد است.

 

شعر نگاه‌ كن‌! 1334 کودتای 28 مرداد32 را زیر سلطه رکن2/ ساواک، نمونه ایجاز و تراکم معنی بخاطر جو خفقان و سانسور بود. این شعر فریادی بضد دیکتاتوری در جامعه پیشامدرن و قلدری در خانواده قبیله ای می باشد:

سال‌ بد

سال‌ باد

سال‌ اشك‌

سال‌ شك‌.

سال‌ روزهاي‌ دراز و استقامت‌هاي‌ كم‌

سالي‌ كه‌ غرور گدائي‌ كرد.

سال‌ پست‌

سال‌ درد

سال‌ عزا

سال‌ اشك‌ پوري‌

سال‌ خون‌ مرتضي‌..

 

فعالیتهای اجتماعی شاملو بقرار زیرند. او یک بنیان‏گذار و دبیر کانون نویسندگان ایران در پیش و پس انقلاب بود. او در ۱۳۳۹ سردبیر هفتگی فردوسی شد. او بخش کتاب کوچه آنرا برای پژوهش‏گران فرهنگ توده گذاشت. شاملو  برای نامیدن جملات فکاهی پرویز شاپور نام کاریکلماتور کلام طنز از روی کاریکاتور طنز تصویری را ساخت. شاملو 2 عنوان‌ "شاعر ملي‌" و‌ "جاودانه‌ مرد شعر امروز ايران‌" را تا پايان‌ عمر داشت.

 

در ۱۳۴۰ با دکتر هشترودی، ۲۵ شماره کتاب هفته را با آثار ادبی مدرن نشر کرد که با هفتگی خوشه بهترین مجلات ادبی دههٔ ۴۰ بودند. از ۱۳۴۶تا ۱۳۴۸ شاملو سردبیر ادبی هفتگی خوشه بود که ساواک آنرا تعطیل کرد. در ۱۳۵۸ کتاب جمعه با سردبیری شاملو، پس از ۳۶ شماره توقیف شد.

 

وجدان بیدارش در سکوت و سیاهی از شکنجه رفقای در بند رنج می برد. استعاره نو، وزن حماسي‌، آهنگ پرغرور رزم چريك‌هاي‌ مسلح‌ دهه 50ش را جاودانی کرد. او در رثای "نه" گویان "صلا" داده، رزمندگان سیاهکل، سوگ شهیدان ابراهیم در آتش را سرود: http://timer.mihanblog.com/post/42

 

اشك‌ رازي‌ست‌

لبخند رازي‌ست‌

عشق‌ رازي‌ست‌

اشك‌ آن‌ شب‌ لبخند عشقم‌ بود

قصه‌ نيستم‌ كه‌ بگوئي‌

نغمه‌ نيستم‌ كه‌ بخواني‌

صدا نيستم‌ كه‌ بشنوي‌

يا چيزي‌ چنان‌ كه‌ ببيني‌

يا چيزي‌ چنان‌كه‌ بداني‌.

من‌ درد مشتركم‌

مرا فرياد كن.

 

او مرثیه ای برای فروغ سرود. شاملو فرد را در جسم "پیامی دشوار در لغت" و 2دلی نیروی سوم "نه شرقی نه غربی" را در "سئوال و عسل" می آورد. او در یادنامه آل احمد، سرود برای مرد روشن که به سایه رفت، را نوشت:

قناعت وار

تکیده بود

باریک و بلند

چون پیامی دشوار در لغتی

با چشمانی

از سئوال و عسل

و رخساری برتافته

از حقیقت و باد.

 

در اعتراض به حکومت پهلوی به رم، ایتالیا، سپس به شرق آمریکا ‌رفت. در 3 دانشگاه ‌ هاروارد، ام آی تی، برکلی سخنرانی کرد. در ۱۳۵۷ در لندن با محجوبی صاحب آهنگر در تبعید فعال بود؛ سردبیر ۱۴ شمارهٔ هفتگی ایرانشهر بود. دشنه در دیس شامل اشعار زیر را در رم،‌ دي‌ 55 بی سانسور‌ نشر شد: پریدن، ترانه‌ی بزرگ ترین آرزو، شبانه، باران، از منظر، ترانه آبی، سپ‍یده دم، سمیرمی، شکاف، خطابه‌ی تدفین، هنوز در فکر آن کلاغم، زبان دیگر، شبانه، فراقی، گفتی که باد مرده ست، در شب، شبانه، ضیافت:

آه‌ اگر آزادي‌ سرودي‌ مي‌خواند

كوچك‌

همچون‌ گلوگاه‌ پرنده‌ائي‌

هيچ‌ كجا ديواري‌ فروريخته‌ برجاي‌ نمي‌ماند.

 

شاملو از بقای فردی در راه ارانی، کیوان، وارطان، گلسرخی، رضایی، زیبرم به خرد خیام و رندی حافظ رسید. شاملو تا آخرین دم حیات برای آرمان، امید، عدالت توده ها سرایید. از "شهر توده ها می رود و پویندگان راه آینده" را به جنگ "دیوها و سیاهی ها و زنجیرها" خواسته؛ از "حرص خوردن، جوش خوردن و غم خوردن/ از چنگ مارها و شغالها و گرگها می گریزد." در کتاب دشنه در دیس، ضمیر "ما" کنایه از روشنفکران رزمنده بخاطر سانسور ساواک است:

آه، از که سخن می گوییم؟ ما بی چرا زندگانیم

آنان به چرا مرگ خود آگاهانند.

 

او از رعبآوری کمیته های محلی، با زیباترین تصاویر در شنیعترین وضع تابستان 1358 نوشت:

دهانت‌ را مي‌بويند

مبادا كه‌ گفته‌ باشي‌ دوستت‌ مي‌دارم‌

دلت‌ را مي‌بويند

روزگار غريبي‌ست‌، نازنين‌

و عشق‌ را

كنار تيرك‌ راه‌بند

تازيانه‌ مي‌زنند

عشق‌ را در پستوي‌ خانه‌ نهان‌ بايد كرد ..

 

آنك‌، قصابانند

بر گذرگاه‌ها مستقر

با كنده و ساطوري‌ خونالود

روزگار غريبي‌ست‌، نازنين‌

تبسم‌ را بر لب‌ها جراحي‌ مي‌كنند

و ترانه‌ را بر دهان‌

شوق‌ را در پستوي‌ خانه‌ نهان‌ بايد كرد

كباب‌ قناري‌

بر آتش‌ سوسن‌ و ياس‌

روزگار غريبي‌ست‌، نازنين‌

ابليس‌ پيروز مست‌، سور عزاي‌ ما را بر سفره‌ نشسته‌ است.

خدا را در پستوي‌ خانه‌ نهان‌ بايد كرد.

 

بهار آزادی از بهمن 1357 تا 30 خرداد 60 با جنگ و گریز نیروهای پیشرو و بنیانگرا طول کشید. سرانجام آرزوهای انقلاب مشروطیت 1906 و میلیون ها عاشق عدالت و آزادی در دهه 60ش با 10 هزار قتل دگراندیشان در زندان، مهاجرت 1 میلیون ایرانی در جهان کنار گذاشته شدند. عقب ماندگی فرهنگی اکثریت توده ها در 57 سال سلطنت کودتایی را می توان در مقایسه شعارهای غالب سکولاریزم جبهه ملی و احزاب دیگر جنبش در بازه زمانه 20-32 با شعارهای غالب بنیانگرایی شیعی 15 خرداد 42 و انقلاب بهمن 57 دید. پس از انقلاب بهمن واپسگرایی، قلع و قمع، قتل زندانیان، آپارتید جنسی، تزویر، فساد مالی، قشریگری، بدقلقی با همسایگان- حاکمیت بنیانگرای جناحی شکل گرفت.

 

"نیم دانگ شب،" به جشن روز نرسیده، تا بهار آزادی به شکوفانی اقتصادی ترابری شده؛ ایران به مقام شامخی در منطقه رسد. نشر آفرینش ترانه های کوچک غربت، مدایح بی صله، در آستانه، کتاب کوچه همزمان با خفقان سیاسی، سپس تبعیضات اجتماعی بضد دگر اندیشان، اقوام سنی، زنان، کارگران تکوین بود. رک آزاد مرادیان. شاملو با الگوی حافظ فریاد می زند:

ابلها مردا

عدوي تو نیستم

انکار توام.

 

او با بیماری مزمن در میانسالی- تلاش برای عدالت اجتماعی را با زیبایی، تنهایی در امواج توده ها فریاد کرد. گفتار توده ها را در کتاب کوچه با شکیبایی گردآورد .باید توجه داشت که برعکس لغتنامه 24 جلدی دهخدا، منابع کتبی برای کتاب کوچه بسیار محدود بوده؛ شاملو از حافظه قوی خود مدد گرفت. شعر در آستانه، شاملو تصویری شاعرانه از چرخه حیات خود از گهواره تا گور می دهد که انسان متعهد در مرکز جهان است:

تنها تو
آنجا موجودیتِ مطلقی،
موجودیتِ محض،
چرا که در غیابِ خود ادامه می‌یابی و غیابت
حضورِ قاطعِ اعجاز است..

انسان زاده شدن تجسّدِ وظیفه بود:
توانِ دوست‌داشتن و دوست‌داشته‌شدن
توانِ شنفتن
توانِ دیدن و گفتن
توانِ اندُهگین و شادمان‌شدن
توانِ خندیدن به وسعتِ دل، توانِ گریستن از سُویدای جان
توانِ گردن به غرور برافراشتن در ارتفاعِ شُکوهناکِ فروتنی
توانِ جلیلِ به دوش بردنِ بارِ امانت
و توانِ غمناکِ تحملِ تنهایی
تنهایی
تنهایی
تنهایی عریان.

 

انسان
دشواری وظیفه است.

 

اخوان بر عمر بیهوده می نالد: چرا بر خویشتن هموار باید کرد رنج آبیاری کردن باغی، کزان گل کاغذین روید. اما شاملو در شعر در آستانه حقیقت را یافته است. او خود را در برابر در بی‌ کوبه می‌بیند؛ در مقابل دربان و منتظر اشاره او تا از برون به درون شود. زندگی‌ را به دالانی تشبیه کرده که اکنون در پشت در بر جای می‌‌گذارد؛ فقط خاطرات آن را با خود دارد. از کوتاهی سفر می‌‌گوید چرا که برای او که عمر جاویدان در نام شاعر دارد در قالب زمان حرکت کردن بسیار سریع اتفاق میافتد.

 

از سختی سفر می گوید. یکی از جهت دشواری وظیفه انسان بودن؛ دیگر بخاطر نامحدودی وجودی یا همان خصلت ذاتی، ازلی و ابدی که بودن در زمان و مکان را برای او سخت کرده بود. ولی‌ در پایان اعتراف می‌‌کند که سفر یگانه بوده؛ هیچ چیزی کم نداشته. یعنی تمامی خواست او در پایان این سفر تامین شده. از این بابت هیچ کم بودی ندارد. از صمیم دل از سفر راضی است. http://taderso.blogspot.com/2009/11/blog-post_05.html ه.ش. نگاهی‌ به در آستانه شاملو، با تشکر از احمد بهیار در فیسبوک 311013.

 

سرانجام شاملو از حق گزاری یاد می کند؛ با این گفته خود را انسانی معرفی می کند که حقانیت را پذیرفته باشد. شعر در آستانه شاملو چکیده 75 سال ذهن جویا و پویای اوست. امید است که در آینده نقدی براین شعر نفیس تحریر شود. این شعر در 1371 سروده شده. لذا فلسفه دهه 70ش شاملو را تلویح می کند. این قصیده خداحافظی شاعر سترگ نستوه است:

باید اِستاد و فرود آمد

بر آستان دری که کوبه ندارد،

چرا که اگر به گاه آمده باشی دربان به انتظار توست و

اگر بیگاه

به در کوفتنت پاسخی نمی آید.

 

باید بین سلیقه فردی/ گروهی و دانش عمومی/ جهانشمول تفاوت گذاشت. در عصر مدرن هر فرد حق دارد نظر خود را ارایه دهد. شاملو شجاعت و انصاف شخصیت خود را در 60 سال مبارزه بضد دیکتاتوری و برای عدالت انسانی نشان داد. ارزیابی یک شاعر باید نه تنها در باره کلام او بلکه در باره شجاعت و انصاف او هم باشد. کلام فرخی درباری با فردوسی آزاده در وجدان و شخصیت فرق دارد نه در واژه و دستور.

 

نظر شاملو در باره برخی ابیات فردوسی که با تاریخ مطابقت ندارند؛ بلکه اسطوره و تخیل اند کاملا با علوم تاریخ و جامعه شناسی مدرن تطابق دارد. اینکه فردوسی خورشید را مرکز عالم می دانسته که بدور زمین می گردد؛ نظر رایج و غلطی بوده که کپرنیک و گالیله تصحیح کردند. لذا خرده به فردوسی خردهگیری به دانش 1000 سال پیش است نه به شعر سترگ فردوسی.

 

موسیقی بزمی ایرانی هم تابع سلیقه دریار بوده؛ لذا کششی برای انسان مدرن کاری در جامعه پرشتاب ندارد- مانند موسیقی چینی. رژیم ساقط هم برنامه های رادیو و تلویزیون را در اشاعه این موسیقی تخدیری قرار می داد. در حالیکه هنرمندان پاپ و موسیقی کلاسیک بنا به ذوق جهانی و نوجوی ایرانی کار می کردند. البته محفلهایی هستند که این موسیقی خلسه ای را مانند برخی قطعات هندی دوست دارند؛ ولی بودجه دولتی برای آنها زیاده روی است.

 

مسیر این هنر در غرب اکنون جهانگیر بوده؛ یعنی بنا به سلیقه مدرن است. لذا شاملو هم مانند بسیاری به موسیقی بزمی/ مجلسی ایرانی بیعلاقه بود؛ موسیقی پوینده و پراحساس جهانی بتهوفن و شوپن را ترجیح می داد. تعصب باعث می شود که ارزیابی شتابزده شود. اصولا نوگرایی یعنی نقد بیرحمانه گذشته نه عزت و احترام به عقاید متروک گذشته در جهان مدرن.

 

ارزیابی هنرمند در همسویی او با پویش تاریخ و جامعه است؛ نه در تاویل متن کار او. شاملو پیگیرانه برای حقوق انسانی در حیطه فرهنگ و شعر مبارزه کرد. این استدام با کارهای هنری ناپیگیر چسبیده به شرکت نفت گلستان مقایسه شود که کتابش در هر دو رژیم اجازه چاپ گرفته ولی خریدار کم داشته؛ نه زندان رفته؛ پولدوستی را پیشه کرد. البته تبلیغ برای خود، حافظه قوی، حاضرجوابی او هم تک اند؛ مانند طول عمر مرفه و فحاشی او به شاملو.  شاملو 60 سال مبارزه قلمی بضد فرهنگ قلدری قبیلوی پیشامدرن با شجاعت، نوجویی، پیگیری کرد.

 

شهرگی گلستان بخاطر حافظه قوی، حاضرجوابی، تنومندی اجتماعی، پولداری، زبلی بود نه هنری و ادبی. این را در عدم فروش کتب و چند فیلمش در تهران ما شاهد بودیم. منظور شمارگان 500 کتاب دهه 40ش با فروش کتب در میان نخبگان و فرزانگان تهران بود؛ نه کارمند، معلم، دانشجو عادی. او پیگیری در نویسندگی و ترجمه نشان نداد. در فیلم هم سرمایه گذار و تلبیغگر ماهری برای خود بود. این چوبک نویسنده پیگیر بود که جامعه جنوب و تهران را ترسیم کرد.

 

تاثیر فروغ بر گلستان است که با سکوت گلستان در مورد فروغ و شخصیت جنجالی و ثروت زیاد گلستان برعکس ارایه شده. این فروغ بود که در بحثهای توی استودیو روی گلستان تاثیر هنری گذاشت. اشعار تولدی دیگر نتیجه سفر فروغ به مونیخ و آمیزش فکری با فریدون و امیر مسعود است. با علائق سیاسی فروغ به نیکخواه، باید سانسور ساواک مد نظر باشد. این نظرات نادرست در افواه تکرار و تقلید می شوند که گلستان روی فروغ تاثیر ادبی گذاشته؛ مترجم زبردستی بوده؛ نویسنده و فیلمساز نوگرا بوده.

 

گلستان عقاید منسجم هنری نداشت. ولی او مارکتینگ عالی در اروپا و تهران-دربار داشت. چپ بود ولی میانه شد نه راست! چند روایت narration متن فیلم او پرچانگی خط میانه بدون ارزش تاریخی اند. بهرجهت تعصب مثبت و منفی در باره یک شخصیت اجتماعی واقعیت است. نمونه دیگر شاعر حاشیه رویایی مقیم پاریس است. برد اجتماعی گلستان خیلی کمتر از بهرنگی، ساعدی، حتی آل احمد بود.

 

رضا براهنی در باره شاملو نوشت: در واقع شاملو با قطع‏نامه شعر جدیدی را پیشنهاد می‏‌کند؛ التزامی بسیار صریح را بر گُرده‏ شعر می‏‌گذارد که شاید با ذات شعر به معنای واقعی منافات داشته باشد، ولی ضرورت زمانه، روان‏شناسی‏ خود شاملو و اعتراض عمیق او به قرارداد از هر نوع، نگارش این شعر را ایجاب می‌کرد.

 

عبدالعلی دستغیب منتقد ادبی نوشت: شاملو پس از نیما، بیشترین تأثیر را بر شعر و شاعران معاصر داشته‌است. در میان شاعران معاصر ایران، عاشقانه‌های شاملو، زیباترین ترانه‌های عشق در شعر نوی پارسی اند. اسدالله امرایی در باره کتاب کوچه گفت: کتاب کوچه یکی از بزرگ‌ترین دانشنامه‌های فولکلور مردم ایران است. شاملو البته این کار عظیم را یک تنه انجام می‌داد.

 

شمس لنگرودی در تاریخ تحلیلی شعر نو نوشت: شاملو متوجه شد که موسیقی‏ کهن کلام می‏تواند آن روح را در محتوای او بدمد؛ نه موسیقی‏ زبانِ روزمره. در نتیجه شعری سرود که صورت و محتوای هماهنگی داشت و همین امر باعث جذابیت شعر او شد. البته فقط این مساله تاثیرگذار نبوده‌است. شاملو از معدود شاعرانی است که برای همه نسل‌ها شعر سروده‌است، یعنی از وقتی کودکی به دنیا می‏آید می‏‌توان بارون می‏آد جرجر شاملو را برایش زمزمه کرد تا دوره‏ نوجوانی و عاشقانه‌ها، تا جوانی و روحیه انقلابی، تا دوره میانسالی و پیری که در آستانه شعری جاودانه‌است.

 

ﻣﻨﺎﺑﻊ. ‏2015‏/06‏/16

http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=4872 یادها- احمد شاملو- دکتر بیژن باران

http://fa.wikipedia.org/wiki/ احمد_شاملو.

http://www.vokradio.com/content/view/27/72/ تاملی روان شناختی بر زندگی وآثار احمد شاملو- آزاد مراديان.

http://taderso.blogspot.com/2009/11/blog-post_05.html  ه.ش. نگاهی‌ به در آستانه شاملو.

 

به بقیه گزیده های مقالات دکتر بیژن باران کلیک نماید  

 

 
 

admin@vatandar.at

 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد