2014/06/24

دکتر بیژن باران

تئوری نش در مذاکرات هسته ای وین

کاربرد تئوری نش در مذاکرات اتمی ایران نشان می دهد: تاخیر در لغو تحریمها در برابر نظارت بر برنامه اتمی با تعویق امضای توافقنامه محتملترین گزینه است؛ نه رسیدن به قرارداد. این تاخیر مسئله را پیچیده تر می کند- زیرا شرایط منطقه متغیر اند: سوریه، عراق، داعش، یمن. ایران تاخیر را با بدتر شدن شرایط بخاطر تقلیل توان اقتصادیش قبول خواهد کرد؛ لذا مرور زمان بضرر ایران است.

مذاکرات در 2بعد سیاسی برهبری کری و ظریف، فنی برهبری دکتر مونیز و دکتر صالحی، هر 2 از ام آی تی، اند. طرفین فهم مشترک از مسئله یا راهیابی 2جانبه نداشته؛ هر یک برنامه سری خود را دارند. عدم اعتماد بین آنها بشدت حکمفرما ست.

تئوری نش در 3 نمونه زیر کاربرد دارد: 1- مذاکرات بدهی یونان به اتحادیه اروپا و آلمان. 2-وضع دادگاهی آرژانتین و نهادهای جهانی طلبکار بابت بدهیها و جریمه های نقدی. 3- مذاکرات هسته ای ایران و غرب. در هر 3مورد منافع مشترک در رسیدن به توافق روشن است تا مردم عادی بتوانند به زندگی خود سر و سامان بدهند. یعنی بیکاری، کاهش درآمد، گسترش فقر مهار شده؛ از جامعه جهانی تنشزدایی شده؛ راه مراودات مالی، توریزم، صادرات، واردات، تعرفه هموار شود. مردم 3کشور و طرفهای غربی برای حل بحران گران و طولانی در پی قراردادی می باشند.

ایران و آمریکا در تعادل نش قرار می گیرند- اگر ایران در بهترین گزینه اش، خواسته آمریکا را بپذیرد؛ برعکس آمریکا هم در گزینه اش خواسته ایران را بپذیرد. آنگاه در تصمیم طرفهای مذاکرات هسته ای، تعادل نش بکار رفته. یعنی همه طرفها با پذیرش تصمیم دیگران دال بر عدم تغییر استراتژی آنها بهترین گزینه را دارند.

آمریکا خواستار ثبات عراق و منطقه و روسیه خواهان بقای پایگاه دریاییش در سوریه اند؛ در حالیکه عراق، سوریه، یمن با 11 میلیون پناهنده بالکانیزه شده؛ مرزهای استعماری قرن 20م ناپدید شده اند. ارتشهای فاسد، بیلیاقت، فرقه گرا مردم را بیدفاع ول کرده اند. کردها مرزهای خود را حراست کرده؛ وسعت می دهند. بنیانگرایان مسلح، انتحاری سلفی القاعده، النصره، داعش، جیش الفتح با دولتها، قبایل سنی بومی، رقبا می جنگند.

تئوری بازی نش برای تحلیل برنامه، روال، نتیجه در مذاکرات، کاربرد دارد. مذاکرات 2نوع است: 1- مشارکتی، گروه درگیر برای استراتژی برنده می کوشند؛ زیرا همه طرفها استراتژی همدیگر را می دانند. نمونه: گردهمآیی سالانه G7 گروه 7 اقتصاد جهانی، از جمله آمریکا در اجلاس 41م، ژوئن 2015 باواریا، آلمان. 2-غیرمشارکتی، هر طرف استراتژی پنهانی خود را، بدون در میان گذاشتن قبلی، داشته که اعضای گروه درگیر، در ضمن مذاکره بنا به بده و بستان روزانه تشخیص می دهند.

با تعمیم اسپنس، تئوری نش در مذاکرات غیرمشارکتی هم کاربرد داشته؛ نشان می دهد: عدم مشارکت برای طرفین خسارت جنبی و نتایج ناخواسته فراوان در بر دارد. لذا 2طرف را تشویق به ادامه مذاکرات می کند. متاسفانه روشهای زیر در مذاکرات 9جانبه هسته ای ایران تاکنون بی ثمر بوده؛ به قراردادی نرسیده اند. برای تبدیل مذاکره غیرمشارکتی به مشارکتی 4روش زیر بکار رفته اند:

1-تقلیل تعداد بازیکن از 9 به 2 یعنی از گروه 5+1، اتحادیه اروپا/ موگرینی، آژانس اتمی، ایران؛ فقط آمریکا و ایران 2پای اصلی اند. تیم آمریکا قطب فردی نبوده؛ از شرکای چندگانه ظاهری کاخ سفید و لابی اسراییل، و مخفی تیم مدل رایانه ای نش در ام آی تی و تیم شنود مخابرات جهانی ان اس ای از جمله مشاوره رمزی شبانه با بیت رهبری/ تیم امنیت ملی تشکیل شده. این چندقطبی، تیم آمریکا را کند و ضعیف ولی همه جانبه و کامل در مذاکرات می کند.

2-ترس از رکود مالی و افت رشد صنعت ایران. این ترس ایران را به 2 جناح اقلیت اصولگرای بیت رهبری و اکثریت اعتدالگرای دولت مقابل هم گذاشته. این تقابل تیم مذاکره ایران را تضعیف می کند. ترس از بمباران هوایی اسراییل-آمریکا، جناح اصولگرا را به رویکرد بمب سازی در غار فردو کشاند. در حالیکه دولت اعتدالگرا نیاز به رشد صنعت دارد. در ضمن لایه اصولگرا از درآمد فعلی نفت هزینه خود را برداشته؛ بقیه را به دولت می دهد- مانند تحریم بعث عراق که هزینه شورای انقلابی صدام تامین می شد؛ ولی فقر برای مردم عراق ببار آمد.

3-بازیگران نوین روسیه، آلمان، چین برای تبدیل عدم مشارکت به مشارکت. روسیه خود در مسایل اوکراین تحریم شده. تهاجم و جزیره سازی دریای چین با همسایگان فیلیپین، ویتنام، آمریکا تنش ایجاد کرده. با شنود ان اس ای در تلفن مرکل آلمان ناخشنود است. لذا آنها خود را از مذاکرات کمی دور می کنند. خواسته ی آژانس اتمی با فشار اسراییل کش می آید. شرکت امنیت رایانه کاسپرسکی ضدویروس می سازد. این شرکت بدافزار شنودگر Duqu 2 در اتاقهای هتل مذاکرات 2015 لوزان را مطرح کرد. ویروس اخلالگر استاکسنت به سامانه غنی سازی 2009 ایران لطمه زد.

4-مراودات مشترک نافع برای هر 2طرف را به مذاکره تشویق می کند. این هم مشکلات خود را داشته؛ زیرا در آمریکا و ایران جناحهای ناراضی بضد قرارداد هسته ای موش می دوانند. جناح اکثریت جمهوریخواه 2مجلس آمریکا، لابی اسراییل و عربستان در آمریکا، در مقابل کاخ سفید برای آمریکا؛ جناح اصولگرا بیت رهبری و برخی سران دول همسایه در مقابل دولت اعتدالگرا برای ایران قرار دارند.

وزیران خارجه و انرژی آمریکا به تلخیص شنود تمام مخابرات جهانی ان اس ای و گزارش مدلهای ریاضی دسترسی دارند. این مدلهای رایانه ای بر اساس تئوریها نوین اقتصاد، جامعه، سیاست، تیم متخصصان سیاسی، اتمی، بانکی. یکی از نظریه های رایج و مفید نظریه تعادل نش است که در ام آی تی روی ابررایانه ای نصب شده؛ انتظارات ایران، گزارشات شنود ان اس ای بنام ECHELON برای جاسوسی سیگنالهای الکترونیک.

https://en.wikipedia.org/wiki/ECHELON  ابزار رایانه ای مدیریت و تصمیم.

https://mitsloan.mit.edu/LearningEdge/simulations/Pages/Overview.aspx

تیم آمریکا تجهیزات مدلسازی مذاکره دارد. این تجهیزات با رایانه، بودجه، پرسنل در نهاد پژوهشی ام آی تی زیر نظر دکتر مونیز، وزیر انرژی می باشند. آمریکا این مدل را داشته؛ روزانه گزارش آن را بکار می برد. ورودیهای این مدل مدارک گذشته، اسناد مربوط، اهداف آمریکا می باشند که مذاکرات را شبیه سازی کرده. خروجیهای آن خواستهای آمریکایند.

مخابرات بیسیم اتاق مذاکرات و اتاقهای هتل با ایران را ان اس ای آمریکا شنود کرده؛ بخش مربوط را به مدل نش داده تا در مذاکرات بکار روند. تیم دکتر مونیز تمام سوراخهای ساختن بمب اتمی را با تحریم، مراودات بانکی ایران، تهدید "همه گزینه های روی میز"، خواستهای دیگر آمریکا بسته است. این مدل سوراخهای گریز ایران برای نظامی کردن برنامه اتمی را در 5 تا 12 سال آینده می بندد.

اتاقهای هتل و رایانه های تیم ایران نیز از طرف گویا اسراییل شنود شده؛ بدافزار، اسب تروا، خبرچین روی آنها سوار شده؛ برخی اسرار مذاکرات به جمهوریخواهان رد شد. آنها چند اقدام و نامه تبلیغاتی برای تصویب 2 مجلس آمریکا رسانه ای کردند.

رهبری آمریکا پویا بوده؛ هر 4سال انتخاب شده؛ با مسالمت جابجا می شود. با این مشی، دولت سیال تابع 2جناح حاکمیت مجموعه نظامی- نفتی و فنآوری- مالی است. بوش از جناح نظامی ایران را محور شرارت برای آغاز جنگ نامید. در جنگ افغانستان و عراق آمریکا 1 تریلیون دلار هزینه داد؛ اسلحه خود را مستقیما در 2جنگ بکار برد. اوباما از جناح فنآوری مشی مذاکره با ایران را دنبال می کند. رییس جمهور 2016 ممکن است خط عوض کند.

برای ایران، هزینه روزانه تاخیر در قرارداد بسیارند:1-عدم صدور نفت. 2- انسداد ارز در برونمرزی. 3-تحریم مراودات بانکی، هواپیما، تسلیحات. ایران ماهانه با عدم فروش نفت و گاز و انسداد شبکه بانکی جهانی SWIFT برای مراودات پولی بانک مرکزی روبرو ست؛ در حالیکه تعهداتش در منطقه افزایش یافته. هزینه سالانه ایران تنها در سوریه 6بیلیون دلار بوده؛ هزینه در عراق، افغانستان، لبنان، یمن را نیز باید افزود. تقلیل درآمد نفتی و افزایش تعهدات مالی ایران در منطقه، حاکمیت را اکثریت موافق و اقلیت مخالف مذاکرات 2تکه کرده.

برای آمریکا هزینه پنتاگون ماهانه 100 میلیون دلار بابت آموزش و بمباران هوایی در عراق و سوریه هزینه می شود. هزینه سالانه سیا در سوریه به 1 بیلیون دلار رسیده. هزینه نظامی آمریکا را یک سوم جمعیت آمریکا بر شانه بقیه می اندازند که برایشان اشتغال، سود سهام، ثروت می آفریند.

برای منطقه شرایط بشدت تغییر می کنند. جنگهای جهادی منطقه و درگیری روسیه در اوکراین منجر به 55 میلیون آواره در 2014 از خاورمیانه، آفریقا، آسیا شده؛ روزی 45 هزار نفر از خانه هایشان بیرون رانده شده؛ برخی به غرب گریخته اند. از سوریه 11.6 میلیون، عراق 4.1 میلیون، اوکراین 1.1 میلیون، بقیه 29.9 میلیون، اروپا 8.2 میلیون. تضعیف جناح اسلامی حزب عدالت و توسعه در انتخابات پارلمانی مه 2015 ترکیه با نتیجه تضعیف ضدیت ترکیه با بعث سوریه همراه است.

تغییرات دیگر بقرار زیرند: نزدیکی عربستان و اسراییل بضد ایران؛ کمک قطر به تشکیل جیش الفتح سوریه، النصره عراق، القاعده یمن؛ بالکانیزه سوریه و عراق به مدل یوگسلاوی دهه 90م؛ آچمزی آمریکا در الرمادی و موصل عراق؛ بمباران هوایی ائتلاف عربستان و قطر در یمن و مذاکرات اتمی ژنو؛ پیروزی کردها و ارتش آزادیبخش سوری در کوبانی، تل ابیض، عین عیسی؛ افزایش 3میلیون پناهجوی سوری، چند میلیون در عراق و یمن با کمک مالی سازمان ملل.

تئوری نش برای مذاکرات نیاز به بودجه، نهاد پژوهشی، پرسنل دارد که از توان ایران خارج است. اگر ایران به مدل نش دسترسی داشت؛ می توانست تعامل بین طرفین حاصل کرده؛ جلوی خسارات تعویق این قرارداد را گرفته؛ نتایج عدم توافق با خطرات ورشکستگی اقتصادی و بمباران هوایی را تقلیل دهد.

تیم ایران با دست بسته، نداشتن مدل مذاکرات رایانه ای نش تنها با اتکاء به حافظه قوی اعضا، مذاکرات را کش می دهد. باید خود را روبروی 2تیم فنی دکتر مونیز و سیاسی جان کری قرار دهد. استراتژی ایران "عزتمندی"، رشد اقتصاد، اشتغال زایی، کمک مالی به شیعیان منطقه، رفع انسداد ارزی در بانکهای خارجی است.

ایران استراتژی بیشینه خود را می خواهد اعمال کند: لغو تحریمها سریع پس از امضای قرارداد؛ گسترش در منطقه؛ بسط تجاری با روسیه، آلمان، چین، فرانسه؛ تضعیف آمریکا در منطقه. این استراتژی رفع تحریمهای سازمان ملل بلافاصله پس از امضای قرارداد، نظارت کمینه IAEA بر تاسیسات اتمی و نظامی، عدم مصاحبه با مدیران اتمی ایران بخاطر شبهه های گذشته، تعویق امضای NPT الحاقی در مجلس می باشد.

جناحهای حاکمیت ایران بقرار زیرند: اقلیت غالب انتصابی: اصولگرایان و محافظه کاران سنتی و افراطی. آنها در هرم قدرت بیت رهبری، جنتی دبیر شورای نگهبان، مصباح عضو مجلس خبرگان، لاریجانیها 3راس قضاییه و مقننه و حقوق بشر قرار دارند. آنها منابع قدرت، ثروت، معرفت، منزلت اجتماعی را قبضه کرده اند. معرفت تبلیغات چاپی، رسانه ای، حوزوی، نماز جماعت را در بر می گیرد. اکثریت انتخابی اعتدال گرایان و اصلاح طلبان بقرار زیرند: هاشمی، روحانی، خاتمی، حسن خمینی، کروبی، موسوی.

جناح انتصابی حاکمیت ایران ایستا، دائمی، ایده الوژیک بوده؛ انتخاباتی ندارد تا تغییر لایه های جامعه در حاکمیت تبلور یابد. عزتمندی یا صدور حزب اللهی به کشورهای همجوار ایده الوژیک بوده؛ بر اقتصاد خردگرا متکی نیست. لذا بیلیونها دلار هزینه ایده الوژی می شود نه برای تولید اقتصادی و بازده ملی.

آمریکا با پادشاهی عربستان سعودی رابطه مشارکتی داشته؛ با جمهوری اسلامی ایران رابطه غیردیپلماتیک داشته؛ در امر هسته ای رابطه غیرمشارکتی و خصمانه "همه گزینه ها روی میز" دارد. استراتژی آمریکا ثبات خاور میانه، بستن راه تسلیحات اتمی ایران، آرام کردن اسراییل و عربستان، توقف نیروهای مسلح سنی بنیانگرا در پیشروی در منطقه، آموزش نظامی نیروهای مسلح خودی در عراق و سوریه، انتقال تسلیحات سنگین به جنگجویان طرفدارش در عراق و سوریه، بمباران خط تهاجمی داعش است.

خواست آمریکا: برنامه نظامی اتمی ایران 12 سال به عقب بیافتد؛ فروش اسلحه به همکاران منطقه. مداخله ایران و آمریکا در سوریه، لبنان، عراق، یمن، افغانستان گاهی همسو برای دفع القاعده و داعش؛ گاهی مقابله بضد هم می باشد. اقدامات آمریکا در عراق و سوریه: بمباران هوایی، آموزش نظامی ارتش عراق  و ارتش آزاد سوری، دادن تسلیحات سنگین به عراق اند.

مسئله: آژانس اتمی تحت فشار لابی اسراییل مستقل عمل نمی کند. اسراییل از شرایط چند سال گذشته سود برده: 2 دشمن آن یعنی عراق و سوریه تبخیر شده؛ اسراییل قویتر از مذاکرات صلح با فلسطین سر باز می زند. بازرسان اتمی ضد و نقیض گزارش می دهند. وضع امور نامطلوب، متغیر، فهم ناپذیر است.

موانع موجود مذاکرات: مصاحبه آژانس با پرسنل اتمی ایران، بازدید از نهادهای نظامی ایران، شبهه زدایی از گذشته پرسش آمیز اتمی ایران، زمان رفع تحریمهای سازمان ملل و اروپا. در 4 دهه گذشته آمریکا و فرانسه در ایران عملکرد شفاف نداشته؛ آنها "عزتمندی" ایران را نفهمیده اند. ایران چند 100 میلیارد دلار هزینه و خسارت برنامه اتمی برای والور عضویت در باشگاه اتمی جهان یا برنامه سری نظامی اتمی تحمل کرد.

منابع.  ‏2015‏/06‏/23

جان نش John Nash 1928-2015، استاد دانشگاه پرینستون، نظریه بازی تعادل را فرموله کرد. نش در 1994 و اسپنس در 2001، جایزه نوبل اقتصاد را بردند. شلینگ با کتاب استراتژی تعارض و اومان نوبل 2005 اقتصاد را بردند. بازیهای 2نفره را ون نومن فرمولبندی کرد؛ ولی نش بازیهای چندنفره یا تیمها را با فرض ائتلاف بازیکنان با معادلات ریاضی ارایه داد. آنها نظریه بازیهای تکرار شونده و رفتار مشارکتی دراز مدت را به علوم اجتماعی، روابط بین الملی با خطر نظامی وارد کردند.

مقالات، تحلیلها، نظرات سیاسی عموما بر تجرید مراوده 2 انسانواره است."مذاکرات هسته ای ایران و آمریکا" نمونه خوبی برای این برخورد کلاسیک می باشد: ایران و آمریکا مانند 2 وزیر خارجه با هم شطرنج بازی کرده؛ با رسانه ها مصاحبه کرده؛ سرانجام 2رییس جمهور با حضور سازمان ملل، آژانس اتمی، اتحادیه اروپا، 5 کشور اتمی+1 توافقنامه ای را امضا می کنند. بازرسان آژانس اتمی به ایران می روند؛ تحرمیها بمرور لغو می شوند.

روش نوین تئوری بازی برای تحلیل مناسبات سیاسی بین 2کشور در اوضاع خاص غیرمشارکتی بهتر است. نظريه ي بازي هاي غيرمشارکتي نش رياضيات کاربردي را در اقتصاد، مذاکرات، سياست وارد کرد تا مناقشات، کشمکش ها، همکاري ها برای تحلیل و پیش بینی با ابررایانه ها بررسی شوند. تئوری بازی و استراتژی برای تحلیلگری سیاست و اقتصاد در سده 21م مناسبتر از روش سنتی است. انسانوارگی تجریدی با کاربرد اسمهای خاص ایران و آمریکا مانند 2 انسان خردگرا ساده گرایی است.

نظریه‌ی بازی ها با مدلسازی به تحلیل مذاکرات اتمی کمک می کند. این نظریه‌ جزییات رفتار تیم مذاکره را در بر نداشته؛ بلکه مدل عام وضع واقعیات را با منطق در مدلی جمع می کند. این مدل مدارج ارتقایی داشته؛ از ساده برای تحلیل و درک مسئله تا احتمالات رایانه ای عظیم بکار می برد. این مدل بایس/ تعصب انسان را از ماشین جدا کرده؛ بر اسناد، شنود، مدارک، گزارشات استوار است.

تئوری نش با ارایه ریاضیات برای تحلیل کردن مراودات، مذاکرات، داد و ستدهای انسانها، مفید است. با نصب این مدل بر اَبَر رایانه می توان نتایج مذاکرات را هم پیش بینی کرد. تعادل نش برای تحلیل نتیجه مشارکت استراتژیک چند تصمیمگیرنده در مذاکرات بکار می رود. این تحلیل پیش بینی می کند: اگر چند نفر یا نهاد در یک زمان برای اهدافی مذاکره کنند- نتیجه چه خواهد شد. 

 

تعادل نش کمک می کند که به هنگام تصمیمگیری در مواجهه با وضعیتی برای مشارکت استراتژیک چه کاری باید کرد، کدام حرکت باحتمال

 موفقیت آمیزتر خواهد بود. پس در مذاکرات پیچیده، مکرر، طولانی برای دانستن آنچه می خواهید به دست آورید، کاربرد نظریه‌ی بازی ها

باحتمال به انتخابهای بهتر کمک می کند.  

در تعادل نش مفهوم حل بازی بین 2 یا چند بازیگر غیرمشارکتی می باشد. این بازیکنان در یک بازی با 2فرض روبرویند: 1-راهکار تعادل دیگر بازیکنان را می دانند. 2- هیچ بازیکنی با تغییر راهکار/ استراتژی خود چیزی بدست نمی آورد. اگر هر بازیکنی یک استراتژی گزیده؛ در حالیکه بقیه بازیکنان استراتژی ثابت داشته؛ هیچ بازیکنی نفعی در تغییر راهکار خود نمی برد. آنگاه مجموعه گزینه های راهکار و نتایج آنها تعادل نش را می سازند. واقعیت تعادل نش در یک بازی را می توان با اقتصاد تجربی آزمود.

اگر در هر بازی یک تعادل نش منحصر به‌فرد باشد؛ بازیکنان در شرایط خاصی آن را بکار برند، آنگاه مجموعه استراتژی تعادل نش برقرار خواهد بود. شرایط کافی برای تضمین وجود تعادل نش در بازی عبارت اند از: بازیکنان

-با تمام توان برای بیشینه کردن بهره‌وری مورد انتظارشان در مذاکرات می‌کوشند.

-نقش خود را بی نقص اجرا می کنند.

-هوش کافی برای استنتاج راه حل دارند.

-از راهکار تعادلی برنامه ریزی شده بازیکنان دیگر با خبرند.

-بر این باورند که انحراف در راهکار شان باعث انحراف بازیکن دیگر نخواهد شد.

-همه با قبول این شرایط شناخت مشترک دارند. http://fa.wikipedia.org/wiki/

می توان از نظریه‌ی بازی ها استفاده کرد و توضیح داد چرا شمار متولدان مذکر و مؤنث تقریباً مساوی است؛ چرا وقتی مردم پیرتر می شوند،

 خسیس می شوند؛ چرا مردم دوست دارند پشت سر دیگران حرف بزنند. در عمل، شایعات نتیجه‌ی بسیار مهم نظریه‌ی بازی ها می شود؛ چرا

که در مرکز درک رفتار اجتماعی انسان قرار دارد.

رمز طبیعت باعث شد که تمدن بدون تنازع بقای خودخواهانه‌ی جنگل برپا شود؛ از اینرو نظریه‌ی بازی ها توانش را در زیست شناسی تکاملی، جامعه شناسی، روان شناسی، علوم سیاسی، اقتصاد، انسان شناسی، عصبشناسی، فیزیک، تکامل داروین نشان داد. با این همه ممکن است انسان ها همیشه بنا به انتظار نظریه‌ی بازی ها بازی نکنند، اما حیوانات بازی می کنند؛ جایی که واقعاً رمز طبیعت قانون جنگل، بقای قوی است.

 

نظریه‌ی بازی ها در سهام آماری، سیاست کاربرد دارد: راهنمایی مذاکرات بین اتحادیه های کارگری و کارفرمایان، مزایده‌ی مجوز بهره برداری از طیف های الکترو مغناطیس، درک شیوع بیماری ها، واکسن علیه بیماری های مختلف، سرمایه گذاری برای مبارزه با باکتری های مقاوم به آنتی بیوتیک ها، درک سازمان های تروریستی و بیش بینی راهکار آن ها، برای تحلیل رفتار رأی دهندگان، درک خود آگاهی و هوش مصنوعی، حل مسائل زیست محیطی.

تعادل نش: اساس نظریه‌ی بازی ها- تام سیگفرید-مترجم: مهدی صادقی http://www.rasekhoon.net/article/show/957889

 

به بقیه گزیده های مقالات دکتر بیژن باران کلیک نماید  

 

 
 

admin@vatandar.at

 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد