2015/09/19

شاکله های پساانقلاب در شعر  فارسی

دکتر بیژن باران

شاکله ها تبیین رگه های مانای شعر فارسی می باشند. این شاکله های اجتماعی یعنی گرایشات به مدرنیزم در بازه زمانی دهه های 40 تا 80 شمسی بوده؛ رابطه 2سویه بین شعر و جامعه را نشان می دهند. شاکله شعر متناظر با مرحله تکاملی جامعه است. شعر حامل تعامل اجتماعی با مصدران قدرت، ثروت، منزلت است که با لحنهای گوناگون مطایبه، جدی، پرخاش، هزل، کنایه، منطق، شاعرانه خواستهای اجتماعی اکثریت را مطرح می کند.

 

شاعر در لحظه شعری محیط فعلی، خاطرات گذشته، یا خواستهای آینده برای خود، قوم، میهن، جامعه جهانی را بیان کلامی می دهد. عمده ترین مسایل کنونی زنان، ملیتها، آزادی عقیده، حق تجمع، حقوق بشر، بروز فردیت، رفع سانسور، قوه قضاییه سالم، رای گیری بدون خدشه، یارانه به مستمندان، پیوستن به فرهنگ امروزی جهان می باشند. شاکله های پساانقلاب در فلات ایران عمدتا بقرار زیرند: فردیت، زنان، حقوق بشر، اقوام، تعدیل قهر، قانونگرایی، باشندگان مدرن در خانوده هسته ای، تهدید هستبوم.

 

فردیت. با گسترش سرمایه داری در سراسر فلات پساانقلابی، مهمترین تحول اجتماعی رشد فردیت است. روشن است که بروز فردیت در جوانان با پوشاک، آرایش، و رفتار غیر سنتی حادتر از بقیه اقشار است. عوامل دیگر چون موجهای جدیدی یکی پس از دیگری نمایان شدند: همزیستی مسالمت آمیز با همسایگان، تعامل با کشورهای غربی، توافقنامه هسته ای با آژانس. شاکله فرهنگ پیشامدرن شخصیت تقیه گر و پستویی است که در تمدن مدرن متکی به قانون، پندار فرد به گفتار و کردار اجتماعی او نزدیک می شود؛ فرد حق بیان و مصونیت قانونی پیدا می کند. زنان در ارایه فردی در شعر مقام اول را دارند.

 

اگر 50 سال اول شعر نو- از 1320 ببعد- فردیت مردانه در مبارزه و استقلال ملی برای تجدد بود شعر 15 سال اخیر فردیت زنانه در مدنیت و خشونت زدایی از فرهنگ فعلی ایران است. این شعر مبشر پیام مدنی نوین در دهکده جهانی قرن 21م است. شاعران زن صدای شعر نو فارسی امروز را در ادبیات جهانی رساتر می کنند.

 

پس از انقلاب جمهوری فردیت محوریت یافت؛ مقولات مجرد امت، خلق، کارگر، دشمن، استثمار، استعمار، قوم تبخیر شدند. پیدایش رسانه های دیجیتال در 2 دهه گذشته فردیت را در بیان عقاید خصوصی در جامعه مجازی تسریع کرد. برای نخستین بار در تمدن فارسی نخاله های اشرافی کنترل کننده پندار، گفتار، کردار فرد فرو پاشیدند. با رسانه های مجازی، بسته به شخصیت جسور یا جبون، با رک گویی یا تقیه با شناسه ی مستعار، فرد در جامعه عرض اندام می کند.

 

اکنون دانش و اطلاعات در کتابخانه های اشراف قفل نبوده؛ سریع و همه جاگیر در اختیار مردم قرار می گیرند. نیز شبکه های اجتماعی مجازی در برابر استبداد سنتی تجمع انسانها را امکان پذیر می کنند. این هسته های ان جی او ها به امور گروهی، محلی، صنفی پرداخته به سطح کشوری می رسند. زنان، خبرنگاران، وکیلان با وجدان، رهبران سندیکایی- نمونه های عالی این دگرگونی اند.   

 

شاعران زیر از آغاز کار، فردیت مستقل شعری خود را تبیین کردند: رزا جمالی، گراناز موسوی، ویدا فرهودی، پگاه احمدی، آزیتا قهرمان، مهرداد فلاح، ح رسولزاده، ناصر پیرزاد، رضا عامری، شهریار وقفی پور، بهزاد خواجات. سپانلو، باباچاهی، حافظ موسوی، شمس لنگرودی تلاش‎‎ به نزدیک کردن زبان شعر به زندگی روزمره کردند. راهروان غزل مدرن و پسامدرن در ‎‎ایران، افغانستان، بویژه برونمرزی بقرار زیرند: حسن حسینی 1335-1383، سلمان قنبر هراتی 1338-1365، محمدعلی معلم، میر شکاک، قیصر امین‌پور 1338-1386، کاظم کاظمی، جاوید فرهاد، دکتر پرتو نادری، سمیع حامد، سعید بیابانکی، شریف سعیدی.

 

شخصیت فرد شامل پندار، گفتار، کردار، وجدان، اعتقاد بوده؛ دیگر کارکردهای 100 گانه مغز اینهایند: غریزه، عاطفه، زبان، تجربه، حافظه در محیط خانوادگی، مدرسه ای، اجتماعی. برخی شاعران با ذهن 800 سال پیش از نوع شمس تبریزی در دنیای قرن 21م غرب گونه ای هرج و مرج و ناهمزمانی می بینند.

 

در این مقطع فردیت به تمام اشکال ممکن مانند جنسیت، قومیت، دگرباشی، آرمانخواهی، گذشته گرایی، اصلاح طلبی، اصول گرایی، خرافی، باخشونت، باعاطفه، ملی، جهانی بروز می یابد. غرور قبیلگی فرو ریخته؛ فردیت منشاء افتخارات اجتماعی می شود. 100 سال پیش رسم بود که یک جوان با نام پدرش معرفی می شد. در جامعه مدرن در محافل ورزشی، هنری، درسی- پدر با نام فرزند شناسایی می شود.

 

می توان 4 نوع شعر امتی، تجریدی، خلقی، فردی را دید. نمونه شعر امتی در نوحه خوانی و مصیبت معصومان فراوان است. در شعر خلقی، خلق بمثابه یک کل در برابر حاکمیت در شعر دهه ی 50ش غالب بود. حافظ گفت: خلقي زبان به دعوي عشقش گشاده اند،/ اي من غلام آنكه دلش با زبان يكي است.

 

شعر تجریدی برخی صفات موجود را شخصیت داده؛ آنها را جدا از موجود با صفتی جدید توصیف می کند. حباب وار براندازم از نشاط کلاه/ اگر ز روی تو عکس به جام افتد. حافظ حباب را شخصیت انسانی داده؛ اگر حضور حبیب در جام انعکاس یابد؛ او کلاه از سر براندازد یعنی بردارد. در گوشه دنج شاعر عکس معشوق را در جام بیند؛ از نشاط کلاهش را بردارد- ماند جشن پایان تحصیلی دانشجویان که از شادی کلاه خود را بهوا می اندازند.

 

شعر فردی یا وصف الحال، حدیث نفس، جنبه غالب شعر تغزلی می باشد. شعر نیما آغاز شعرنو فردی است. او در شعر زیر، خانه را استعاره برای میهن بکار برده؛ ولی با تصاویر و تجربه فردی در روستا این شعر فردی را به ادراک جمعی می رساند: خانه‌ام ابری‌ست/ يکسره روی ِ زمين ابری‌ست با آن. در شعرهای فروغ نمونه های فردیت فراوان اند. پرنده گفت: چه بویی، چه  آفتابی،/ آه! بهار آمده است. و من به جستجوی جفت خویش خواهم رفت. فروغ در این شعر "پرنده" را شخصیت گویا بزبان فارسی داده که از آمدن بهار و برنامه برای عشق می گوید.

 

زنان. شعر امروز اجتماعی است؛ زیرا شاعر انسانی با وجدان، منصف، آزادیخواه است. برای او 8 مارس، روز جهانی آغاز رهایی زن، نه از صفحات تاریخ بلکه از احساس ستمدیدگی و تنهایی زن در جامعه مذکر سرچشمه می گیرد. او زن را در حلقه های متحدالمرکز محاصره در جامعه پیشامدرن می بیند. خشونت در قانون و سنت با زنان در خاور میانه رایج است. فعالان حقوق زنان کمپین 1 میلیون امضاء را 5 شهریور 1385 راه اندازی کردند. مادران پارک لاله نمونه دیگر از ابتکارات زنان برای حقوق مدنی می باشد که جایزه گوانگچو 2014 کره جنوبی را دریافتند.

 

در تاریخ ادبیات فارسی حدود 400 زن شاعر از مهستی و رابعه تا فروغ و سیمین یافته شده که در جامعه مرد سالار آثار ادبی از خود بجا گذاشته اند. پروین اعتصامی در نهال آرزو 1314 پرسید: از چه نسوان از حقوق خویشتن بی‌بهره‌اند؟ در قصیده دیگر که زن در هرم قدرت سیاسی فرد خارجی قلمداد شده؛ گفت:

زن در ایران، پیش از این گویی که ایرانی نبود./ پیشه‌اش جز تیره‌روزی و پریشـانی نبود. 

زندگی و ‌‌‌‌‌‌مرگش اندر  کنج عزلت‌ می‌گذشت./ زن چه بود آن روزها، گر زان که زندانی نبود.

 

سیمین بهبهانی در مدح زن گوید: ای زن، چه دلفریب و چه زیبایی/ گویی گل شکفته ی دنیایی. در شعری دیگر مبارزه زن را برای حقوق مدنی با استعاره سفر می آورد:

زنی را می شناسم من/ که شوق بال و پر دارد.

ولی از بس که پُر شور است/ دو صد بیم از سفر دارد.

 

اغلب شاعران جدی گرا بوده؛ می توان هیلا صدیقی زاده 1364 تهران را نامبرده؛ با تیزهوشی فعل مجهول بکار برده؛ در مورد جوانان مبارز نوشت: https://www.facebook.com/hila.seddighi 

با دست تبر سینه ی این باغ دریدند./ مرغان امید از سر هر شاخه پریدند.
بردند از این خاک مصیبت زده نعمت./ این خاک کهن بوم سراسر غم و محنت
از هیبت تاریخی‌ش آوار به جا ماند./ یک باغ پر از آفت و بیمار به جا ماند.
از طایفه ی رستم و سهراب و سیاوش/ هیهات که صد مرد عزادار بجا ماند.

 

شعر گراناز موسوی فریاد است: ولم کنید/ چرا همیشه زنی را نشانه می گیرید/ که دل از دیوار می کند/ قلبی به پیراهنش سنجاق می کند/ در چمدانم چیزی نیست/ جز گیسوانی که گناهی نکرده اند/ ولم کنید/ ته جیبم آهی پنهان است که مدام شنیده: ایست. این سینماگر و شاعر در شعر آوازهای زن بی اجاره گفت:

قهر 

پوست می اندازم 

در فصل اتصالی سیم های رابطه 

برق از چشمانم می پرد 

و شمیران تنت دیگر 

                             شمشادم نمی كند

در خطوط ناشناس كفت 

بیدبید می لرزم و 

دلم گم گم  

گم تر از حشره ای بی ربط

                                  از حاشیه می رود .

 

به گفتۀ پگاه احمدی اگر چه "ما در جمله های بسته روایت شدیم "اما" به بچه های من نگاه کنید/ بر تیغه های خودکشی شهر / کوچه های بنگ/ سلول های دانشگاه/ تیمارستان/ زندان/ زیر چراغ های خیابان /و مادران بر سجاده های آه.../ به بچه های من نگاه کنید/ نسلی گلوی خیابان را گرفته است و می بارد." لیلی پیچیده در چروک پارچه و سکوت هویت "زن" را در فرصت اندکش فریاد می کشد: "نه می بینم/ نه می شنوم/ بله همه چیز رو به راه است." در"خانه داری" خیال مردان را راحت می کند که ما وظایف قراردادی خود را می دانیم."

 

"ابری بر می دارم/ آسمان ته گرفته را می سابم/ این شب تمیز روی میز تو/ تا هرچه می خواهی در آن بکشی." نگاه سنتی را بلندتر می خواند: "با چشم های ریز و دور/ به من چشمک نزن آسمان/ زنم/ که به لبخندی حتی کوچک در شب/ فاحشه خوانده می شوم."  http://asre-nou.net/php/view_print_version.php?objnr=2787روح انگیز کراچی

 

حقوق بشر. پس از ج ج 2 در ماده 1 بیانیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد 1948 در30 اصل تدوین و تصویب شد: "همه انسانها آزاد و برابر در حقوق و مرتبت زاده شده اند. آنها با ودیعه منطق و وجدان با روحیه برادری باهم باید تعامل کنند." این نگینه شباهت به جمله زیر از اعلامیه استقلال آمریکا در 4 ژوییه 1776 دارد: "همه انسانها برابر آفریده شده اند. آنها ودیعه الهی حقوق مشخص مانند حق حیات، آزادی، و جستجوی شادی را دارایند." این توازی کلام شگفت آور نیست؛ چون یکی از بانیان سازمان ملل، النور روزولت، انسان برجسته سده گذشته در آمریکا بود.

 

محمد شبستری در هرمنوتیک، کتاب و سنت، نوشت: مبانی بعیده اعلامیه جهانی حقوق بشر را در کتب مقدس ادیان مختلف و میراث فرهنگی تمدن‌ها در آثار به جای مانده از بزرگان می‌توان مشاهده کرد. در این اعلامیه، آمیزه‌ای از ظلم ستیزی، عدالت ‌طلبی، برادری، برابری، مساوات، آسان‌گیری، مدارا دیده می‌شود. در دیوان حافظ نیز ردپایی از تمامی این مقولات را می توان رصد کرد. حافظ در ابیات زیرین در مورد نفی بیداد به اصطلاح، سنگ تمام ‌گذاشته؛ گناه اصلی و منحصر به فرد آدمیزاد را ستم تلقی می‌کند: مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن / که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست. مبانی بعیده حقوق بشر در اندیشه و شعر حافظ. http://www.sarvefasa.com/khabar/294  

 

علم حقوق مجموعه قوانين، مقررات و روابط متقابل اشخاص -حقيقي و حقوقي- در سطوح مختلف است. در واقع شكل تثبيت شده ارزش ها، شعارها و انديشه هايي است كه در فرهنگ عمومي، دين، هنر و بويژه ادبيات يك جامعه مطرح اند. فلسفه حقوق در حوزه اي نگره های نظريه پردازان و منتقدان ادبي وجود دارد. مايكل پين، 1383 : 451. بنابراين مهمترين: منبع در بررسي فلسفه حقوق، ادبيات آن جامعه است كه تجلي گاه فرهنگ، انديشه، ارزشهاي ديني و انساني آن است.

 

ادبيات فارسي محمل ارزشهاي انساني والا بوده كه در فلسفه حقوق، برای گسترش فرهنگ دادگري و وضع قوانين عادلانه معتبر است. شاعران يك گروه مرجع مهم جامعه تحت تأثير گسترش ارتباطات، مكاتب فكري نوين، ارتقاي تفكر بشري، وجود نهادهاي سياسي و فرهنگي بين المللي، حركت پيوسته جوامع به سوي تحقق جامعه جهاني اند. آنها توجه ويژه اي به حقوق انساني داشته؛  وجوه متفاوت و متنوعي از حقوق طبيعي، مدني، سياسي، اصل برخورداري را در شعر می گنجانند.

 

شاعران تعهد به رسالت انساني، اخلاقي و اجتماعي براي شعر در واقع به حوزه فلسفه حقوق وارد مي شوند. آنها از حقوق زنان و كودكان، آزادي، مساوات، حق انتخاب، حق آموزش، برخورداري از رفاه نسبي، عدالت اجتماعي- اقتصادي در شعرشان حمايت می کنند. شعر معاصر نشان دهنده پيوندهاي گسترده ادبيات و حقوق است كه بايد در بهبود وضعيت حقوقي جامعه مورد توجه قرار گيرد. http://www.civilica.com/ علي اكبر سام خانياني

 

اکنون حقوق بشر گفتمان داغ در خاور میانه است. الغای اعدام و سنگسار، رفع ستم از زنان، حق تدریس به زبان اقوام  مرزی، تقبیح شکنجه بر مقولات پیشاز انقلاب الغای کاپیتولاسیون/ مصنویت قضایی اتباع خارجی، سرنگونی بورژوازی کمپرادور، نگره های انتزاعی جنبشهای کارگری، خلقها، توده ها الویت پیدا کرده اند. در سنگسار، قتل جمعی یک زن، اثر مخرب بر اطرافیان، خویشان و فرزندان او می گذارد. قهر، این است حجاری این جنایت بر روان فرزند این زن که پس از مرگ فجیع مادر، این زخم عمیق را با خود به اجتماع می برد.

 

دکتر بادکوبه ای زاده 1328 اراک، با دکترای دانشگاه ایلینوی، راشویل، چند بار زندان رفته؛ 29 کتاب چاپ کرده. او جنبش اعتراض 1388 با شهیدانش را در شعر زیر می سراید:

دیروز چو حلقوم ندا غرقه خون شد،/ فردا به خدا روز ندای همگان است.

با مرگ دو صد آرش و سهراب و سیاوش،/ این مام وطن، دل نگران، دل نگران است.

دیدیم به دنبال هوی و هوس شیخ،/ هرلحظه فرامین خدا در نوسان است.

 

مهناز هدایتی مقیم لندن به پیشنهاد شیرین عبادی صاحب جایزه صلح نوبل شعری سرود. هادی خرسندی نوشت:

ﻫﺎﯼ ﺍﯼ ﺭﻫﺒﺮﺍﻥﺭﯾﺰ ﻭ ﺩﺭﺷﺖ/ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﻋﺰﯾﺰﯼ ﮐﺸﺖ؟

ﻧﻮﺟﻮﺍﻥ ﺷﻤﺎ ﺑﻪﮐﻬﺮﯾﺰﮎ/ ﻧﺸﺪﻩ ﻣﺜﻞ ﻣﺎﻝ ﻣﺎ ﺑﯽﺷﮏ

ﺍﺯ ﺧﻔﻘﺎﻧﺘﺎﻥ ﺑﻮﺩﻣﻌﻠﻮﻡ/ ﮐﻪ ﺧﺒﺮ ﮔﺸﺘﻪ ﺍﯾﺪ ﺍﺯ ﺑﺎﺗﻮﻡ

ﻏﻢ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺍﮔﺮﭼﻪﻣﯽ‌ﺑﯿﻨﯿﺪ/ ﺟﺰ ﮔﻞ ﺍﺯ ﺑﺎﻍﻣﺎ ﻧﻤﯽ‌ﭼﯿﻨﯿﺪ.

 

بخاطر عدم انطباق زیربنا و روبنا، طنز مضامین سیاسی اجتماعی وجه دیگری در شعر است. در داخل، این نوع شاعران با زندان، بیکاری، فشار، تهدید روبرویند. راه آنها ادامه پویش سلطانپور، مختاری، سیرجانی می باشد. در طنز باید محمدرضا عالی پیام/ هالو را نامبرد. http://www.youtube.com/watch?v=6ry4u1hFieQ  https://www.facebook.com/mrhalloo
وگرنه به طنز و به لحن ملیح/ کند هالو این شعر سعدی صحیح:
"گر ایزد ز حکمت ببندد دری/ به زحمت گشاید در دیگری."

 

در برونمرزی هادی خرسندی http://www.asgharagha.com  یکی از پرکارترین شاعران و بسیار محبوب است. او، با استعداد و حافظه قوی، باور به مبارزات مدنی مردم برای آزادی دارد؛ نه به رجزخوانیهای برونمرزی:

گفتم میان ساده دلان، ساده مغز کیست؟/ گفت آنکه دست او سوی باب الحوائج است.

گفتم که ساده مغزتر از او درین دیار؟/ گفت آنکه چشم او به رسانات خارج است.

 

قومیتها. نقشه ایران شبیه گربه ای با 2 گوش تیز آذربایجان، پشت خمیده خراسان، 2 پای خوزستان و دم بلوچستان تصویر شده. دکتر خویی این تم را در شعری پرورده است. گربه ایرانی در جهان شهرت فراوان دارد. کرباسی با تلمیح به گربه در سپید "هفت جان دارد"، ص 75-76 کتاب جیز، یکپارچگی و پیوستگی فعلی ایران را بیان کرده؛ سپس با استعاره گربه برای ایران بطور حماسی چنین پایان بندی می کند:

این گربه جان

                   ایران

                            ایران دلیران.

 

فلات ایران فرشی است با تنوع ملیتهای چند هزارساله اش. این قومها زبان، مذهب، آداب، رسوم خود را دارند. نیز بخاطر مرزهای سیاسی گذشته در جغرافیا این قومها بین چند کشور، چند تکه شده؛ هر کدام در مناطق کشورهای همجوار اسکان دارند. برای نمونه بلوچها در پاکستان و ایران پخشند. البته در سده 21م گروه انبوهی از آنها در غرب و خلیج فارس هم پراکنده اند. خراسانیها بین تاجیکستان، افغانستان، ایران تقسیم شده اند. همین گونه اند: کردها، آذریها، خوزیها، ارمنیها، آشوریها، یهودیها، بندریها. البته این تقسیم بندی آباء و اجدادیست؛ زیرا اکنون چند میلیون ایرانی و افغانی در 5 قاره پراکنده اند.

 

تاریخ فرهنگ بورژوازی غرب پس از عصر روشنگری را می توان در 2 فاز تجرید کرد. فاز ابتدایی که اشاعه یک فرهنگ متمرکز و یکدست بود. برای نمونه: محو فرهنگهای بومی در 2 قاره آمریکا- در شمال کانادا و ایالات متحده، مرکز و جنوب با بیشاز 20 کشور- و اقیانوسیه بوسیله استعمار غربی انگلستان، اسپانیا، پرتغال. در آمریکا از 2500 گویش سرخ پوستان چیزی بجا نمانده مگر در کتابخانه ها و موزه ها.

 

خوشبختان این دید بدوی قومیتی از 2 سو هجمه می شود: 1-کشورهای پیشرفته که قومیتها را در صلح پروبال می دهند؛ اکنون خواهان فرهنگ رنگین کمانی اند. برای نمونه: کانادا و آمریکا. 2- رسانه های دیجیتال ماهواره ای و اینترنتی که ورای مرزهای جغرافیایی ارتباطات را سریع و بدون تبعیض می کنند.

 

با تلفن به هر زبانی می توان تکلم کرد. ماهواره نسبت به زبان فیلمها خنثی است. اینترنت خط، صدا، تصویر را بدون غرض و مرض تکثیر، توزیع، حتی ترجمه می کند. ایمیلها هر متنی را می توانند از یک فرستنده به گیرنده های پراکنده  ترابری کنند. تا جاییکه امکان گپ همزمان صوتی، متنی برای تعامل و همکاری در جهان بکار می رود.

 

تعدیل قهر. خواست انسان وارسته صلح است. فردوسی این خواست را با تصویر روزمره و تشخص دادن صفات انسانی به حشره 1000 سال پیش این گونه بیان کرد: میازار موری که دانه کش است/ که جان دارد و جان شیرین خوش است. در جامعه گذاری، عدم تناظر بین خواستهای شهروندان امروزی با قوانین به روز نشده؛ سنن قدیمی موجب سوءظن بین 2طرف دولتمردان و شهروندان می شود. باید از فریدون مشیری و فروغ فرخزاد در تحریم قهر یاد کرد. قهر، خشونت، جنگ، آزار- مقولاتی اند که شاعران در ذم آنها از 1000 سال گذشته نوشته اند. اکنون نفی خشونت با زنان در خاور میانه دستور روز است.

 

در اختناق مزمن پیشاانقلاب خشونت در سطح ملی حاد بود. اکنون برای برخی امید به ناجی بومی به رویای حمله خارجی برای مفری در اختناق تبدیل شده. رویای مداخله نطامی خارجی در عمل در عراق، افغانستان، سوریه، لیبی به کلنگی کردن کشور می انجامد. با اختناق سیاسی نقش قهر برای سرنگونی نظام سرکوب الویت می یابد، اخوان ثالث در نبود رهبر نظامی داخلی، جنگجوی مهاجم خارجی را آرزو کرد: نادری پیدا نخواهد شد امید/ کاشکی اسکندری پیدا شود. باز از اخوان: سگ هاری  شده ام؛ گرگ هاری باید. در این سطر بجای دست آموزی سگ، دریدگی گرگ آرزو می شود. لذا در شعر پیش از انقلاب جمهوری با ثنویت "یا این- یا آن" پیشامدرن و قهر دستآموزی، تعامل و دیالوگ دیده نمی شود.

 

فروغ آلیناسیون/ بیگانگی و قهر فروخفته جامعه را که در اواخر دهه 40ش بروز کرد، بر اساس گزارشات جنگ هندوچین، در دلم برای باغچه می سوزد، اینگونه بصری کرد:

تمام روز

از پشت در صدای تکه تکه شدن می آمد.

و منفجر شدن

همسایه های ما همه در خاک باغچه هاشان بجای گل

خمپاره و مسلسل می کارند..

انبارهای مخفی باروتند

و بچه های کوچه ی ما کیفهای مدرسه شان را

از بمبهای کوچک پر کرده اند.

 

همین پیشگویی قهر، در بهمن 1349 در سیاهکل جرقه زد. سپس در خیابانها با صدای تیراندازی، در زندانها با فریاد سیاسیها زیر شکنجه ساواک، در صفوف کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در جهان طنین انداخت. این مبارزه تا فروپاشی استبداد سلطنتی و باز سازی استبدادی مشابه ولی خشن تر پس از انقلاب جمهوری 57 ادامه یافت. ولی جامعه پس از انقلاب از سرمایه داری مختلط کمپرادور به سرمایه داری دولتی رانتی استحاله یافت؛ با رشد سرمایه داری، بجای قهر، جنبش مدنی غالب شد.

 

فاطمه راکعی با 4 کتاب شعر- سفر سوختن، آواز گلسنگ، مادرانه‌ها، ناخنکی به زندگی- نوشت: در زمینه وحدت و آشتی ملی، در زمینه تبلیغ و گسترش صلح جهانی شعرهایی دارم که بعضی‌ها چاپ شده.. من فکر می‌کنم تمام شاعران اندیشمند کشور این دغدغه را دارند. دیر نیست در این زمینه لااقل شاعران کشور ما یک نهضتی راه بیندازند. نهضت عدم خشونت، ترویج آشتی و مهربانی که بدیهی‌ترین حقی است که همه انسان‌ها باید از آن برخوردار باشند. حفظ و صیانت از جان خود و دیگران، غریبه‌ترین و محتمل‌ترین چیزی است که باید پذیرفته شده باشد. جان برای همه عزیز است. باید باشیم تا کار کنیم و تلاش کنیم تا جامعه‌ای و جهانی عاری از خشونت بسازیم. این را شاعران و هنرمندان بزرگترین وظیفه امروزشان باید بدانند. انجمن شاعران ایران http://poetry.ir/?sn=notes&pt=full&lang=fa&id=rakyad

 

قانونگرایی. پیش از انقلاب در دهه 40ش زمانی بود که تعداد دانشجویان مقیم خارج از درون بیشتر بود. ولی با انقلاب نخبگان ادبی، هنری، علمی، تجاری رشد اعجازآوری پیدا کردند. پس از شور انقلابی، آگاهی جوانان با تحصیلات عالی و رسانه های دیجیتال افزایش یافت. نیاز به قانونگرایی در جامعه حادتر شد. هرج و مرج مراحل آغازین فرهنگ بورژوایی هنجارهای اخلاق سنتی را داغان کردند؛ نیاز به قانون و مدنیت جدید در کل جامعه حاد شد. قانون و عدالت ار دوره مشروطیت در شعر بهار، فراهانی، فرخی یزدی الویت یافتند. فرخی نیز چون بهار معتقد است که موجد و مقوم آزادی "قانون" است: چون موجد آزادی ما قانون است./ ما محو نمی شویم تا قانون است.

 

چند نمونه ایرانیان در سایه صلح و قانون به دستاوردهای فرهنگی جهانی رسیده اند: جایزه صلح 2003 به شیرین عبادی، شهرت ادبی آذر نفیسی بزبان انگلیسی، با کتاب پرفروش لولیتا خوانی در تهران، انتشار بامداد خمار فتانه حاج سید جوادی در شمارگان 300 هزار در داخل، فیلمهای پناهی، قبادی، کیارستمی، مجیدی، فرهادی در مراسم کان و اسکار، دکتر یاسمن فرزان برنده جایزه جهانی فیزیک نظری از تهران، استاد ریاضی جوان آلیا صبوری در دانشگاه کنکوک کره جنوبی، دکتر گلاره محمدزاده جوانترین جراح مغز در لندن، دکتر مریم میرزاخانی، استادیار پرینستون یکی از 10 مغز برتر آمریکا.

 

باشندگان مدرن. در اوضاع فعلی زندگی فرد به استقلال از قوم، طایفه، قبیله می انجامد. ولی در سطح عاطفی هنوز وابستگی به گذشته ایلی وجود دارد. این گرایش، خدمات اجتماعی فراوان را نیاز دارد: کار، مسکن، جاده، آب، اینترنت، تلویزیون ماهواره ای، تلفن همراه. جایگزین زندگی ایلیاتی پیشامدرن نهادهای ان جی او می باشند که تا 70 هزار در ایران شماره شده اند. حضور واژه های امروزی و مدرن در ترانه های شمس لنگرودی در 63 ترانه ی عاشقانه، 1392، انتشارات نگاه، تهران. او نگاه مدرن به شعر و نقد دارد. closeroom.blogfa.com/post-173.aspx

دان هواپیما را چرا دور

اینهمه دور

در آشیانه های فرود گاه ها می ریزند. ص 35

 

در کوچه

خیابان

مترو صدای تو را می شنوم. ص 37

 

در اینجا وسایل مدرن مانند جارو برقی، دیگ زودپز، لباس شویی برقی، تنظیم دمای خانه و محیط کار، وسایل نقلیه، ارتباطات، تحریر افکار، بیمارستانها، امداد شهری، طوماری طولانی می سازد. آنها با خود فرهنگ مدرن عقل گرایی، علییت، غیرخرافی، مادی، پولی، ارزشمندی زمان را به جامعه تزریق می کنند. نشت فرهنگ مدرن در پندار، گفتار، کردار جامعه سرعت می گیرد؛ باعث عدم انطباق رسوم سنتی با قوانین مدون در غرب یا مدفون در ابزار مدرن می شود. فرهیختگان بومی را به تفحص و تدوین قوانین نوین وا می دارد.

 

تهدید زیستبوم. دکتر ناصر کرمی این تهدید فلات را در 6 اصل می داند: 1-زمین شویی که سالانه 2 میلیمتر خاک شسته شده به آبها می رود. 2-جنگلزدایی که 13% مساحت جنگل از 21 میلیون هکتار به 17 میلیون هکتار کاهش یافته. 3- خشگسالی با تقلیل بارش، آبجاری، سفره های زیرزمینی بخاطر چاههای عمیقتر آرتزین. 4- مصرف آب 2برابر ایران نسبت به کشورهای پیشرفته؛ بخاطر کشاورزی ناموافق با شرایط اقلیمی جدید با شلنگ قطره ای بجای آبرسانی روباز. 4- تقلیل آبهای زیرزمینی. 5-گسترش کویر/ بیابان-زایی. 6-نابودی حیات وحش. بیژن باران تهدیدهای زیستبومی را در قصیده بلند زمین مریض ارایه داد:

 

زمین مریض است.

سموم و آلاینده ها در اندام آن

چون شیاطین نفوذ کرده اند.

عطسه ها به سرفه های مستمر سراسری؛

در صرع و تهوع، تنش تشنج دارد.

 

چاک خاک پاک از ازل؛ ولی خدشه دارد

با حرص، خشونت، بیرگی وسیع انسان معاصر.

سلطه اقلیت بر اکثریت

به استبداد انسان بر ارض انجامیده؛

زمین در همدردی با خفقان فقیران فعلی، خود دارد خفه می شود،

قتل و غارت چنگیز در خرابی خانه ها و مدنیت،

زمین را دست نخورده گذاشت برعکس اوضاع فعلی-

استبداد بر اکثریت اسکان زنده کولاک کند.

 

منبع. ‏2015‏/09‏/19

دکتر بیژن باران: نقد آثار 2 شاعر زن ایرانیhttp://fry.parsiblog.com/Posts/46/     

 http://environment-shahbazi.blogfa.com  وبلاگ تخصصي محيط زيستhttp://balzak.blogspot.com     http://www.answers.com/topic/poetry    http://www.rasoolkamali.com/internet.php?i=24 

http://forum.persiantools.com/t61282.html  http://www.iricap.com/magentry.asp?id=4211

http://www.youtube.com/watch?v=TEYZT9MmoOs دکتر کرمی کارشناس محیط زیست

http://www.peace-mark.org ناصر کرمی

به بقیه گزیده های مقالات دکتر بیژن باران کلیک نماید  

 

 
 

admin@vatandar.at

 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد