2015/10/02

دکتر بیژن باران

کشورهای خاور میانه در قرن 21م

ما می دانیم کیستیم؛ ولی نمی دانیم چه خواهیم شد. شکسپیر

کشورهای خاورمیانه را می توان در چند مدل سیاسی تجرید کرد. این مدلها رخدادهای سیاسی را با عوامل داخلی، خارجی نقشه بندی می کنند. نتایج بررسی این مدلها، کمک به حدس گرایش آینده هر کشور می باشد. در این مدلها عامل خارجی نقش 2گانه ثبات دهنده و تشدید جنگ را دارد. مدلهای رهایی از استبداد در کشورهای خاور میانه بقرار زیرند. مرور اخبار تصویر 40تیکه ای/ کلایدوسکوپیک از رویدادها می دهد. ولی غور و قیاس اخبار ظرف 50 سال الگوهای برآمده را روشن می کنند.

ایران پیرو کمربند سبز برژینسکی یعنی تز محاصره اسلامی شوروی، در بحران حاکمیت، به انقلاب ضد سلطنت ضد امپریالیست 1357 انجامید. این انقلاب به قبضه قدرت سیاسی بوسیله بنیانگرایان شیعی منجر شد. قانون اساسی شیعی، مردم پیشرفته، دولت 2جناحی انتصابی ولایت مطلقه دائم المعری و انتخابی جمهور دوره ای الناس دارد. چرا با تز کمربند سبز، حقوق بشر کارتر در ایران ارایه شد؛ نه در عربستان- هر 2 در اواخر دهه 1970دوست آمریکا بودند؟ ایران ولایت مطلقه است.

در حل تضاد اجتماعی مانند انقلاب 57 کمیت بسیار مهمتر ار کیفیت است. عاشورای 57 تظاهرات 12میلیونی سراسر ایران با تظاهرات تهران برای بختیار با 130 هزار نفر، عدم تظاهرات حزب و سازمان جوانان در مخالفت با یلتسین 1989 برای عدم برگشت به سرمایه داری الیگارشی، 2 نمونه کمیت و کیفیت تاریخی اند.

سکولاریزم جز در ترکیه بخاطر قانون اساسی، لبنان بخاطر توازن ادیان، تونس بخاطر بهار عربی موفق؛ در گستره خاور میانه جایی ندارد. البته انجمن 100 نفری برونمرزی برای سکولاریزم  جلسه، نشست، همآیش گذاشته؛ ولی مانند دهه ی 60م سازمان ها چپ در خارج، بهنگام انقلاب معلوم شد که در مقابل شیعیان ولایت فقیه نیروی 1% هم نبودند. از شهریور 20 تا کودتا 28 مرداد، رهبری غالب جنبش سکولار بود؛ از کودتای 28 مرداد ببعد، خرداد 42 و بهمن 57 نتیجه "تمدن بزرگ" سیر قهقرایی سیاسی به عهد جنبش تنباکو رسید.

باید سکولاریزم در قانون، دولت، مردم باشد. در خاور میانه شعار سکولاریزم در سده 21م عاقبت شعار سوسیالیزم در سده 20م را دارد. اواخر سده 20م 3جمهوری در جوامع قبیلگی عراق بعثی، یمن دمکراتیک، افغانستان دمکراتیک حزب پرچم و خلق تبلور آرمانهای رهبری حزبی یا نظامی بوده؛ که به مردم و قانون ربطی نداشته؛ منجر به افت اقتصاد سرمایه داری، جنگ داخلی، مطلقه بنیانگرا شدند.

اکنون در ایران حاکمیت با تعامل جناح اصلاحطلب، اعتدالگرا با داشتن 20 میلیون رای و برد انتخابات رییس جمهور در برابر اهرم های قدرت محافظه کار می باشد. این اهرمها شامل شورای نگهبان، خبرگان رهبری، تشخیص مصلحت، حوزه ها، سازمانها، نهادها، بنیادها، وزارت اطلاعات، سپاه، بسیج، صدا و سیما، رسانه های بصری-سمعی، حزب الله و خانوارهایشان یعنی 13% آرا بنا به تخمین عباس عبدی می باشد. این 2جناح با تعامل رای اکثریت مردم و قدرت اقلیت حاکم برای ایران امنیت- در قیاس با برخی کشورهای همگن همجوار ایجاد می کنند.

باید گفت که شورای نگهبان در یک کشور شیعی نقش لابیهای کلان آمریکا را در چینش راس های قدرت سیاسی فدرال و ایالتی ایفاء می کند. آیا شل شدن این شورا در غربال خودیها، مجلس و ریاست جمهور را به مخاطره عدم امنیت و تصادم امنیتی با ارگانهای غیرانتخابی نمی کشاند؟

لبنان در قانون اساسی با ائتلاف 3 دین با 54% شیعی و سنی و 40% مسیحی برای تقسیم راس هرم قدرت سیاسی، در تعادل بین حزب الله و مسیحیان حکومت ائتلافی دارد. جنگهای داخلی، جنگ حزب الله با اسراییل، ترورهای سیاسی را در گذشته دارد. اکنون با 5.8 میلیون جمعیت، 13 میلیون تون زباله در خیابانهای بیروت و تظاهرات مردم روبرو ست. شمار پناهجویان سوری در لبنان 1.1 میلیون پس از ترکیه با 2.1 میلیون و اردن با 1.4 میلیون می باشد. آیا دمکراسی فقط انتخابات ریاست جمهور است؟

عراق با خیزش مردم، سوسه ی سیا، حمله نظامی آمریکا، فتح بغداد، منجر به تجزیه دفاکتو کشور به اقلیم کرد، بیابانهای سنی نشین، بغداد با مناطق نفتی شیعی شد. با انتخابات، دولتهای نماینده اکثریت هر منطقه تشکیل شدند. پس از خروج ارتش آمریکا، البغدادی خلافت اسلامی را در رقعه سوریه و موصل عراق اعلان کرد. در جنگ با آمریکا 1 میلیون عراقی به سوریه گریختند؛ اکنون سوریها در اقلیم کردستان پناه می جویند.

سوریه با دولت تک حزبی بعث، قانون اساسی به روز نشده است. با خیزش مسالمت آمیز مردم برای آزادی ظرف چند سال از یک کشور اشغالگر لبنان به کشوری بالکانیزه تبدیل شد. مداخله عربستان، ترکیه، سیا، فرانسه، قطر، حزب الله، ایران، روسیه- محل پیدایش و کشمکش نیروهای جهادی  شد. وجود پایگاه و کمکهای نظامی روسیه در 2بندر طرطوس از 1971 برای شوروی و لاذقیه، روسیه را در حمایت اسد فعال کرد. سوریه مانند کره شمالی جمهوری موروثی دیکتاتوری است.

کمک ایران و حزب الله لبنان نتوانستند از جداشدن برخی شهرها جلوگیری کنند. در جنگ داخلی با 250 هزار کشته، 4 میلیون آواره به کشورهای خارجی، 11 میلیون فراری از خانه، کشور به 3بخش عمده تجزیه شد. از 250 هزار کشته، 179 هزار یعنی 96% را، رژیم اسد با بمباران هوایی و توپخانه کشت. در حالیکه ترکیه، عربستان، قطر تغییر رژیم می خواهند؛ اردن سقوط اسد را تا زمان بدیلی محکم نمی خواهد. نکته اصلی 4.5سال پیش تظاهرات مسالمت آمیز مردم بود که اسد مانند قذافی آنرا بخون کشید؛ کشور را کلنگی کرد.

در 28 سپتامبر 2015 جنگنده های فرانسه هم 2 اردوی آموزشی داعش را در سوریه بمباران کردند. اکنون سوریه، روسیه، عراق، ایران اطلاعات مربوط به داعش را بهم رسانده؛ در آینده به همکاری نظامی احتمالا می رسند. این رخدادها عدم موفقیت آمریکا با 1.3 میلیارد دلار کمک نظامی در پس راندن داعش از رمادی در عراق- قدرت آمریکا در عراق و سوریه را به چالش می کشند.

یک نمونه حمله شورشیان به بخش در دست دولت حلب در 17.09.15 با خمپاره و توپ 38 کشته، 150 زخمی، تخریب بناها بجا گذاشت. مذاکرات صلح بی نتیجه ماند. آورگان 99% مسلمان مناطق جنگزده عراق و سوریه به غرب کفر رفته؛ عربستان، قطر، امارات، بحرین، کویت 0% آواره راه دادند. پیوند YPG با PKK ترکیه که زیر آتش هوایی ترکیه است و با PUK عراق که با ایران رابطه داشته؛ اوضاع را پیچیده می کند. 2شاعر جهانی سوری: آدونیس، غاده السمان در خارج زندگی می کنند.

بحرین بمعنای 2دریا/ بحر با اکثریت شیعی و امیر دائمی سنی و پایگاه آمریکایی می باشد. در انتخابات 2011 مجلس اسلام گرایان شیعی و سنی اکثریت آوردند. در بهار عربی، اکثریت شیعی و اقلیت سنی برای احقاق حق از امیر مطلقه به خیابانها ریختند. عربستان با فرستادن نیروی زمینی آنرا سرکوب کرد. عربستان سنیها و ایران شیعیان را بر می انگیزند.

فلسطین تحت اشغال زیر تز کمربند سبز، اسلامگراها در غزه انتخابات را از الفتح بردند. حماس به جنگ نابرابر با اسراییل ادامه داده؛ نوار غزه کلنگی شده؛ در قرنطینه تجاری است. کرانه باختری هم با زمین خواری اسراییل مساحتش کاهش می یابد. اسراییل کشوریست با مرزهای نامشخص که مانع شناسایی آن در سامزمان ملل باید باشد. زیر اشغال نیروی خارجی با انتخابات آزاد، حماس اسلامگرا در غزه برد.

افغانستان چندین قانون اساسی داشته که از مشروطه سلطنتی، جمهوری، دمکراتیک خلق/ سوسیالیستی، امارات طالبانی، به جمهوری اسلامی کنونی رسیده. در 1919 سلطنت مشروطه را امان الله خان شاه وقت مانند مظفرالدین شاه در 1906 توشیح کرد. البته تفاوت اصلی این 2 کشور درآمد نفت ایران از 1919 است. با نیروهای مسلح خارجی، نبود رشد اقتصاد، جنگ داخلی- انتخابات در جامعه پیشامدرن چه معنی دارد؟

مردم آن از اقوام گوناگون 90%سنی و 10% شیعی، پس از کودتای داود خان، در جنگهای داخلی اند. حضور نظامی آمریکا و ناتو در جنگ با طالبان و القاعده بخشهایی را کلنگی کرده؛ کشتار مردم در عملیات انتحاری ادامه دارد. قانون اساسی جمهوری 3قوه مجریه، مقننه، قضاییه را از هم تفکیک کرد. در لوای شریعت دولت با فساد اداری، جنگ، اختلاس مالی دست به گریبان است.

مستبدان در نزدیکی مرگ به 2 دلیل جانشین تعین نمی کنند: خودخواهی مفرط و دانستن انشعاب در گروه خود. تلاش روحانیون طرفدار طالبان برای حل اختلاف رهبری شورشیان شکست خورد. بعد از اعلام خبر مرگ ملا عمر، رهبر پیشین طالبان که دو سال پیش در گذشت، ملا اختر منصور رهبر طالبان شد.

پاکستان نیز جمهوری اسلامی با قانون مدرن، مردم 2شقه شهری و قبیلگی شمال باختری، دولت متکی به ارتش است. این کشور با 200 میلیون جمعیت 6م در جهان بوده؛ کودتا، ترور، انتخابات ریاست جمهور را تکرار می کند. در جنگ جدایی طلبان بنگلادش، جنگهای محلی پیدرپی با القاعده، طالبان، جهادگرایان مرزی افغان است. انتخابات و کودتا برای تفویض قدرت سیاسی است؛ نیز در شمال عربی با حضور طالبان جنگ داخلی، زدن رهبران طالبان با پهباد بوسیله آمریکا، پشت جبهه برای طالبان در افغانستان- جنگ داخلی در این 2 کشور را کش داده می شود.

استخبارات آی اس آی پاکستان بخاطر جنبش مسلمانان کشمیر، 180 میلیون مسلمان در هند، رابطه نزدیک با طالبان افغانستان دارد. پهبادهای سیا بمرور رهبری فرماندهان طالب و القاعده را با اطرافیانشان و خسارات جانی به اهالی بقتل می رسانند. در جنوب غربی، جیش العدل/ ارتش برابری بلوچ سلفی عملیات ایذایی بضد ایران انجام می دهد.

ترکیه قانون اساسی سکولار، دولت ادواری، مردم در 2 بخش پیشامدرن شرقی و مدرن غربی است. با حاکمیت حزب عدالت و توسعه/ اسلامی که پشتیبان داعش و مدتی سیاست رذیلانه در کوبانی سوریه را دنبال کرد؛ ولی عمل دولت اردوغان نسبت به کردان و جوانان طبقه متوسط ترک ارتجاعی است. باید پرسید دمکراسی در این کشور با تخاصم با پ پ ک کردها، جهتگیری حزب اسلامگرا، پشت جبهه برای داعش، خصومت با اسد- به کجا می رود؟ قانون اساسی ترکیه سنی، آذربایجان شیعی سکولارند؛ ولی در دومی منجر به دمکراسی نشد.

عربستان، اردن، امارات، قطر، عمان با درآمد سرشار نفت با قانون قبیلگی، دولت مطلقه، مردم عقبمانده اند. در این چند کشور دولتمردان سن باز نشستگی نداشته تا دم مرگ به قدرت سیاسی وصلند. افکار سیاسی راس هرم قدرت از نیم قرن پیش اند. در حالیکه جوانان با اکثریت جامعه، دولت را با افکار رایج در جهان در انتخابات به روز می کنند.

عربستان ثروتمند نمی تواند از تلفات ادواری زوار در مکه پیشگیری کند. رسانه ها نمی توانند از ملک سلمان انتقاد کنند تا هییت برررسی به کنه علل مرگ زوار پی ببرد؛ همه چیز حتی مرگ هزار زوار باید مخفی، پستویی، قبیلگی باشد؛ نه شفاف ، مدرن، مسئولیت پذیر. رهبری عربستان در مرگ زوار حج مقصر است. از 19 خرابکار 11 سپتامبر 15تا از عربستان بوده؛ در داعش هم جوانان عربستان زیادند. آنها در خود عربستان عملیات انتحاری نمی کنند.

رهبری از مرگ زوار در گذشته درس نگرفته؛ این صانحه تکرار می شود: 2015 با مرگ 769 و 934 زخمی؛ 2006 با مرگ 364نفر؛ 1997 با مرگ 340 نفر؛ 1994 با مرگ 270 نفر؛ 1990 با مرگ 426 نفر. چرا نظام بسته عربستان بیمه جانی برای زوار ندارد؟ در 2012-2013 مرض تنفسی خاورمیانه MERS در آنجا بخاطر خطای بیمارستانی شیوع یافت. دولتمردان بجای مسئولیت پذیری، قول دادند که مردم ناراحت نشوند! این کشور مطلقه با مردم و دولت اُمُل، مفتیان وهابی، تبعیض  برای شیعیان و زنان دارد.

داعش مجموعه علیه مدرنیزم، علیه بنا و مقبره های گذشتگان در بخشهای شمال عراق و سوریه خلافت تشکیل داده؛ پایتخت آن در رقعه شمال دمشق است. آرمان داعش در بر گیرنده اینهاست: مرگ، غضب، ترور، نفرت، تبعیض، لشگرکشی، بردگی، چپاول، ذلت، غصب خانه ها، اسیرگیری، بریدن گردن، دفن نکردن کشته ها، نیرنگ، محنت، تعبد، انتقام، قصاص.

داعش کاربرد رسانه های اینترنتی، یارگیری از میان جوانان مقیم غرب، فتح پایگاههای نظامی عراق و سوریه، دسترسی به انبار مهمات زیاد، مناسبات مالی با کشورهای خلیج فارس و ترکیه، فروش نفت، مصادره ثروت بانکهای شهرهای مفتوح انجام می دهد. در 2014 داعش و چند گروه جهادی دیگر در عراق-سوریه 20 هزار خارجی عضوگیری کرد که ربع آن از غرب بودند. اکنون سنیهای عربستان، قطر، با آمریکا، انگلیس، فرانسه مخالفان اسد را حمایت کرده؛ ایران، حزب الله، روسیه هم حامی اسد اند- همه بضد داعش و القاعده بدون همآهنگی مبارزه می کنند. آنها بضد داعش بوده؛ با تفرقه در صفوف خود نمی توانند داعش را بزدایند.

 یمن در بهار عربی مستبد 30 سال در قدرت را خلع کرد؛ بجای دمکراسی به جنگ داخلی رسید. قانون در مقابل تضادهای جامعه مسلح بیمورد است. مردم قبیلگی هم بجان هم افتاده اند. حوثیها در شمال و پایتخت صنعا و رییس جمهور در عدن زیر بمباران هوایی عربستان با هم جنگ می کنند. در بمباران هوایی عربستان در 6ماه گذشته، 4900 یمنی کشته شده؛در جامعه قبیلگی تقاص از سعودیها تا چند نسل بجا خواهد ماند. این کشور از جمهوری دمکراتیک دهه 1970 بعد به وحدت 2 کشور، با بهار عربی به جنگ داخلی و صعود حوثیهای اسلامی رسید.

الجزیره با پیروزی بر استعمار فرانسه 1962، نتوانست به شکوفانی اقتصادی نائل آید. در 1991 جبهه رستاخیز اسلامی اکثریت را در انتخابات مجلس برد. سال بعد رییس جمهور آنرا ملغا و جبهه را غیرقانونی اعلان کرده؛ در جنگ داخلی بین دولت و این جبهه 100 هزار نفر کشته شدند. این جبهه اسلامگرا قتل مردم عادی را هدف قرار داد. در بهار عربی تظاهرات شد؛ ولی با برخی اصلاحات فرو نشست. انتخابات ریاست جمهور گاهی به صعود بنیانگرایان و کودتای نظامی می انجامد.

مراکش مانند اردن مشروطه سلطنتی با قانون اساسی مدرن، راس دولت مَلِک وقت با نخست وزیر، بر مردم سنی حاکم است. در جنگ با جبهه پولیساریو در صحرا 5 هزار سرباز مراکشی کشته؛ در دهه 80م جنگ با صحرای غربی کشتار در بر داشت. اصلاحات دهه 1990 به 2 مجلس و تعامل اپوزیسیون انجامید. در بهار عربی مردم به خیابان ریخته؛ از ملک محمد6 رفرم و تعدیل قدرت او را خواستند.

مصر در بهار عربی به استبداد 30 ساله مبارک پایان داد. کودتا قانون اساسی با دولت انتخابی را با "شرایط اضطراری" کنار گذاشت. کودتای 2013 سیسی از 16 ماه تا کنون 40 هزار زندانی سیاسی، 1000 نفر در صف اعدام، 90 نفر مرده در زندان دارد. اکنون در شبه جزیره سینا گروههای جهادی بضد نظامیان دولتی و گاهی توریستها عملیات انتحاری انجام می دهند. انتخابات ریاست جمهور گاهی به صعود بنیانگرایان و کودتای نظامی، انتخابات بین بنیانگرایی و سکولاریزم می انجامد.

یک نمونه از نماد عرفی در جامعه دینی با دولتهای سکولار در بزرگداشت یک نماد ملی خاورمیانه است. براى تجليل از کار ملى كردن كانال سويز و رهبر ملى كردن نفت ايران يكى از بزرگترين خيابانهاى قاهره بنام دكتر مصدق نامگذارى شد. بيش از ٦٠ سال است كه هيچكس نتوانست نام اين خيابان را عوض كند. هنوز نام مصدق زينت بخش زيباترين خيابان قاهره است. فیسبوک 21.08.15 فریبرز یوسفی.

پس از ملی کردن كانال؛ 3 كشور انگليس، فرانسه و اسرائيل به مصر حمله نظامى كردند. اين حمله در ١٩٥٦ با مقاومت شديد ملت مصر و ساكنان پورت سعيد باشكست مواجه شد. با تهدید شوروی، ميانجيگرى آمريكا، بدعوت سازمان ملل كنفرانس صلح در يالتا برگزار شد. آنتونى ايدن نخست وزير وقت انگليس بناصر گفته بود: سروان ناصر مي دانى كه انگلستان شير است با دم شير بازى نكن.

در صفحه 1 كتاب محمد حسنین هیکل بنام بريدن دم شير آمده: ناصر "به آنتونى ايدن گفتم: كدام شير؟! با ملى كردن كانال سويز، من دم اين شير انگليس را بريدم. وقتى درحال بريدن دمش بودم هيچ تكانى نمي خورد! نگاهش كه كردم ديدم اين شير مرده است، استاد بزرگ من دكتر محمد مصدق با ملى كردن نفت ايران چند سال قبل اين شير را كشته و دندانهايش را هم كشيده بود. من فقط دم يك شير مرده بى دندان را بريدم."

تونس با اکثریت سنی آغاز بهار عربی با جنبش شهری بضد استبداد بپا خاست. قانون اساسی کنونی آنها پیشروترین در خاور میانه است. دولت انتخابی، حقوق زنان، اقلیتها، سندیکاها محترم بوده؛ مردم واقف به حقوق شهروندی خودند. 2حادثه انتخاری سلفیها بضد توریستها در موزه و سوسه یا مرگ 60سیاحتگر را دولت پیگیری کرد. حزب النهضه ی اسلامی راه ترکیه، اخوان المسلمین مصر، ولایت فقیه ایران را نرفته؛ از تبلیع شریعت در کشور خود داری کرد. آیا دمکراسی بدون شکوفانی اقتصادی دوام می یابد؟

شکری بلعید 1964-2013 رهبر چپ و مخالف النهضه ترور شد. جامعه حقوق بشر تونس کاملا آزادانه عمل می کند. کل جامعه کاملا سکولار بوده- هم در سیاست و فرهنگ، هم در زندگی اجتماعی. اگر این دولت سکولار به رشد اقتصاد ملی و گسترش توریزم نائل شود؛ امکان ادامه این تنها کشور سکولار سنی در جهان ممکن می شود.

اریتره ایالتی از حبشه در جوار دریای سرخ در 1991 مستقل شد. با 6میلیون نفوس، در 3قبیله تیگرانیا، تیگره، صحرا؛ با 2دین غالب مسیحی و اسلام، پایتخت اسمارا، تک حزبی. در دهه 80م جبهه رهایی خلق برای استقلال و سوسیالیزم بضد ارتش حبشه جنگید؛ نیروهای مترقی جهان از جمله کنفدراسیون دانشجویان ایرانی هم از این جبهه در مقابل استبداد هیلاسلاسی حمایت کردند. رهبر حزبی کشور از 1993 تا کنون عوض نشده. اکنون یکی از بدترین کشورها برای حقوق بشر بوده؛ مهاجرت به خارج بخاطر فقر و خشونت حکومت اقتدارگرا می باشد. یک انقلاب دیگرکه به دیکتاتوری ختم شد.

سومالی با اکثریت سنی، مردم قبیلگی، مقابل یمن در اقیانوس هند واقع است. با جنگهای داخلی پس از 1991 فرماندهان نظامی محلی دولت را داغان کردند. قانون اساسی موقت 2012 بر اساس سنن قبیلگی می باشد که در محظورات اوباش مسلح با گروه جهادی الشباب است. سومالی بدون دولت، با ملوک الطوایف مسلح، راهزنی دریایی، گروگانگیری- دورنمایی برای لیبی، سوریه می تواند باشد. از نظر فساد در ته لیست شفافیت بین المللی است.

لیبی با خیزش مردم، سوسه ی سیا نوع چلبی، ناتو با بمباران اهداف نظامی- منجر به جنگ داخلی، سرکشی حکومتهای محلی، نفوذ جهادیهای بنیانگرای داعش و القاعده، بی ثباتی و عدم امنیت، فرار مردم از مناطق جنگی شد. فروپاشی استبداد منجر به دمکراسی نشده؛ نیروهای جهادی رشد کرده؛ فراریان سنی در قایق در آبهای جنوبی به کشورهای کفر پناه می برند. اکنون خلع سلاح، ایجاد کار برای جوانان، ثبات و امنیت مورد نیاز اند.

لیبی در شمال آفریقا، با 6 میلیون نفوس، زبان عربی، پایتخت طرابلس در غرب، بندر بنغازی در شرق، 4بندر مصرانه، مسلاته، طبرق، سرت می باشد. این بندرها همه مشرف به دریای مدیترانه بوده که با قایق به جنوب یونان و ایتالیا راه آبی دارند. پس از سقوط قذافی 2011 این کشور نفتی ثروتمند اکنون ورشکسته است؛ پایگاههای نظامی دولت قبلی را شورشیان فتح کرده؛ مهمات آنها را به یغما بردند. لیبی 2بخش شده با 2 دولت متخاصم، گروههای سلفی مسلح بی ثبات است.

برخی فرماندهان نظامی ثروتمند، توانمند، پرنفوذتر شده؛ باجگیریی، زورگیری کرده؛ درآمد تاسیسات نفتی و فرودگاه را کنترل می کنند. یکی از نویسندگان قانون اساسی کنونی لیبی گفت: لیبیها تجربه حکومت کردن نداشته؛ تفرقه اشان مانع دیدن امتیازات طبیعی شان یعنی نفت، جمعیت کم، نزدیکی به اروپا می شود.

در 2013 گروه8 ناتو و آمریکا با برنامه ریزی برای ثبات، در ایرلند شمالی در باره عدم امنیت لیبی جمع شدند. در این جمع زیدان نخست وزیر لیبی هم برای خنثی کردن میلیس/ مسلحان غیردولتی و جذب جدایی طلبان شرق/ بنغازی حضور داشت. در 2014 گاردهای ابراهیم جضران رهبر جوان گروه نظامی در شرق لیبی، یک تانکر نفتی کره شمالی را در آبهای قبرس تصرف کرده؛ تنها با تهدید زبدگان مسلح دریایی آمریکا تانکر به دولت لیبی برگردانده شد.

جضران گفت: لیبی نیاز به درآمد نفت داشته؛ باید برای حمایت تانکرها نیروهایش مسلح باشند. ژنرال بازنشسته عهد قذافی خلیفه حفتر در راس جنگجویان بنغازی مخالف انصار الشریعه اسلامگرا و دولت طرابلس است. این گروههای مسلح گاهی دولت را هم تیغ می زنند/ می دوشند.

لذا تشکیل دولت فراگیر با وجود گروههای مسلح و خلع سلاح جهادیها مشکل است. بدون دولت وحدت، کمکهای بین المللی، جذب سرمایه گذاران برای امضای قرارداد، پروژه های اکتشافی نفت آغاز نمی توانند شد. دولتمردان لیبی به تعامل باور نداشته؛ معتقد به "یا با من یا دشمن من" اند. وقتی قذافی با بحران و تظاهرات مسالمت آمیز رو برو شد- مردم معترض را "موش"- بدترین فحش در لیبی- خواند که از تعبد سرپیچی کرده اند.

در بلبشو، نقش ارتش دفاع از مرزها نبوده؛ بلکه امنیت داخلی است. در هرج و مرج، میلیس ریشو، مکتب محلی، مفتی موعظه گر، انتحاری، منجر به فراریان لیبی در قایق به اروپای کفر، نه به مکه و مدنیه مومنان، می شوند.

اکنون لیبی 2 حکومت رقیب در طرابلس و بنغازی داشته؛ بخشهای جنوبی و خشگ هم تحت سلطه قبیله های مسلح اند. با اقتصاد داغان، 2 بانک مرکزی مستقل، 2شرکت نفت رقیب برای صدور، جنگ داخلی، مهاجران قایقسوار به جنب اروپا می گریزند. اکنون دادگاههای انگلستان بررسی می کنند که 67 میلیارد دلار دارایی لیبی مال کدام یک از 2 دولت است.

وزیر دفاع قذافی، الثانی یکی از 2 نخست وزیر فعلی در شهر البیضاء شرق بنغازی و دومی، خلیفه القول، مهندس راهسازی در طرابلس است که با گروههای مسلح پشتیبانی می شود. پیدایش جهادگرایان، عملیات مسلحانه، سقوط آزاد اقتصاد، تهدید بناهای نفتی را شدت بخشیده اند. دولت و پارلمان از پایتخت به طبروک گریخت؛ سفارت آمریکا هم تخلیه شد.

در لیبی جنگ داخلی جنگ سنیان جهادی بضد مدرنیزم بوده؛ نه چون فرقه ای سنی/ شیعی عراق، سوریه، یمن است. آیا 2دولت مسلح می توانند تا 20 اکبتر 2015 کابینه مشترک تشکیل دهند؟ اکنون آمریکا، ایتالیا، انگلیس برای فرستادن نفرات غیرنظامی و نظامی برای انجام این توافق مذاکره می کنند. گرچه حضور نیروهای غربی در لیبی ممکن است جهادگرایان و ملیون را به ادامه جنگ بکشاند.

ولی بزودی لیبی ممکن است که اصلا دولتی در سازمان ملل نداشته باشد- اگر مذاکرات 2 دولت مستقل فعلی در 20 سپتامبر بدعوت سازمان ملل برای دولت وحدت ملی بی نتیجه شود. حتی مذاکرات هم به نتیجه برسد؛ در بیقانونی، ظهور داعش، جنگ داخلی گروههای مسلح، اجرای آن بشدت تهدید خواهد شد. بی ثباتی، قطبی بودن مسلحانه، قتل در  لیبی ادامه خواهد یافت. مردان مسلح برخی نواحی کشور را اشغال کرده اند.

ولی برای کمک به دولت نوپا غرب خود را مجبور به مداخله می بیند. جوانان بیکار مسلح تحت تاثیر مفتیان بنیانگرای ضد مدرنیزم، فراوانند. رهبران نظامی آنها در نهادهای امنیتی، مسلح، قانونی قرار دارند. حکومت آتی هم برنامه ای برای این اوباشان نمی تواند داشته باشد. لذا در هر بحران سیاسی جدید، این جوانان اردوی ذخیره تخریب، تهدید، قلع و قمع بضد مردم و دولت اند.

مردان مسلح از جناح تندروی حامی بخشی از حکومت در 19 سپتامبر 2015 به پارلمان طرابلس حمله کردند که مشغول مباحثه در باره توافق 2حکومت با سفارش سازمان ملل بود. بمرور اسلامگرایان جسورتر می شوند. آدینه 20 سپتامبر داعش با عمل انتحاری 3 گارد دولتی فرودگاه طرابلس را کشت.

منابع.  ‏2015‏/09‏/30 https://en.wikipedia.org اطلاعات عمومی در باره کشورها خاورمیانه.

به بقیه گزیده های مقالات دکتر بیژن باران کلیک نماید  

 

 
 

admin@vatandar.at

 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد