2016/07/07

گلوبالیزاسیون در ادامه امپریالیسم

دکتر بیژن باران

سرمایه داری در برخی کشورهای صنعتی به استعمار و امپریالیسم در چند قرن گذشته تکامل یافت. در سده 20 چند کشور امپریالیستی در 2 جنگ جهانی برای تقسیم 2باره 3 قاره تولید تسلیحات و صنعت را افزایش دادند. تکامل سرمایه داری به استعمار، امپریالیزم، مالیگرایی، گلوبالیزاسیون در چند سده گذشته در غرب و آمریکا رسید. هیچ چیز ابدی نیست- حیات، اشیاء، زمان، اقتصاد. لذا سرمایه داری هم استثناء نبوده؛ در حال تغییر است.

 

نیز در این سده جنبشهای رهایبخش در 3قاره و تاکید اردوگاه بضد امپریالیسم و استعمار در بین توده ها بدون درنظر گرفتن نیرو های گذشته گرا، استبداد، مطلقه بومی تبلیغ شدند. در آثار مارکس و انگلس به جنبه های اشاعه مدرنیسم در استعمار در هند اشاره شده که با جنبشهای رهایبخش ملی بضد خارجی این جنبه ها را نخبگان بومی ندید گرفتند. استعمار در هند از طالبان در پاکستان و امپریالیسم در کره جنوبی از داعش در عراق در اشاعه مدرنیسم بهتر بودند. دست نشانده امپریالیسم چون شاه بهتر از بنیانگرایان شیعی بود- در مراودات جهانی، آزادی اجتماعی، فرهنگ بورژوایی/ مدرن.

 

شیوه تولید ماقبل سرمایه داری کشورهای جنوبی در مقایسه با نهادهای مدنی چون قوه قضاییه مستقل در هند و پاکستان و تاکید انگلیس بر آموزش نخبگان را می توان دید. پایگاههای امپریالیسم در شکوفانی اقتصادی کشورهای ترکیه، تایوان، کره جنوبی در سده 20 نقش مثبت داشتند. در این سده تضاد شوروی و آمریکا به تبلیغات ضد امپریالیسم در 3 قاره انجامید. کشور هایی چون عراق، سوریه، لیبی که در مدار شوروی بودند؛ در آنها نهادهای مدنی رشد نکردند؛ نمونه های استبداد قرون وسطایی و کلنگی شدن در اثر جنگ داخلی برای آیندگان گذاشتند.

 

اکنون تبلیغات شوروی بضد امپریالیسم در جهان نبوده؛ لذا شناخت مالیگرایی و گلوبالیزاسیون بهتر انجام می شود. فاز کنونی سرمایه داری پیشرفته در آمریکا و انگلستان هم بررسی و تحلیل کامل نشده اند. از دهه 1970 در آنها 2 روند توسعه سرمایه داری مالیگرایی درونی و جهانیگرایی بیرونی آغاز شده؛ ادامه امپریالیسم از قرن 20 اند. جنبه هایی از آن مانند سلطه نظامی روی زمین و اشاعه فرهنگ انگلیسی/ آمریکایی ادامه دارند. احتمال قوی است که مدل مالیگرایی این 2 کشور در سرمایه داری آلمان، فرانسه، ایتالیا، چین، ژاپن تکرار خواهد شد.

 

این 2 روند به کمال نرسیده؛ لذا مرحله بعدی سرمایه داری دیده نمی شود. گلوبالیزاسیون 4 دهه گذشته در تجارت جهانی کالا و گردش سرمایه بین المللی، اکنون کنُد شده؛ به 4 سو می رود: 1-گلوبالیزاسیون که در 2007 باوج رسید؛ ادامه دهه 2000 با رشد ثروت 1%یها، بهبود فنآوری اطلاعات و ارتباطات، برونسپاری یا گرفتن خدمات و کالا از تولیدکننده خارجی، حسابهای فراساحلی، سرمایه گذاری مستقیم خارجی، اقتصاد بر پایه دانش. 2- قطبیگرایی با رشد متوسط اقتصاد، نابرابری، تنش منطقه ای، رقابت اقتصادی با تقسیم جهان به چند بلوک رقیب مانند ایالات متحده با NAFTA، چین در بریکز، اتحادیه اروپا.

 

3- جزیره گرایی زمانیکه کشورهای پیشرفته با رشد کُند اقتصاد درون گرا شده؛ ضد مهاجر، در پی هویت سیاسی انزوا طلبشده؛ مانند رفراندم/ همه پرسی ژوئن 2016 Brexit برای جدایی بریتانیا از اتحادیه اروپا. اکنون گزارش‌ های آزار مسلمانان و اقلیت‌ها بعداز اعلام نتیجه همه‌پرسی به پلیس می رسد. سفیر لهستان در بریتانیا، هم از دولت این کشور خواست که حملات نفرت‌گرایانه علیه مهاجران لهستانی را محکوم کند. 4- مشترک گرایی با چاشنی فنآوری در تولید صنعتی، تمرکز بر محلیگرایی، افول سرمایه داری با گرایش سوسیالسم؛ شعار انتخاباتی 2016 برنی ساندرز از حزب دمکرات.

 

انتخابات آمریکا بخاطر سلطه این ابرقدرت در جهان مهم است. ساندرز از خردکردن بانکهای بزرگ گفته؛ ترامپ مالیات بیشتر بر صندوقهای پوششی می خواهد؛ خانم کلینتون مقررات موجود مالی را تقویت خواهد کرد. پال راین سخنگوی اکثریت جمهوریخواه مجلس مقررات مالی فعلی را می خواهد کمتر کند. در حالیکه مسئله اقتصادی آمریکا فراتر از بانکهای فربه، نهادهای مالی خیلی بزرگ شکست ناپذیر، میلیاردرهای صندوق پوششی، حذر مالیاتی فراساحلی است.

 

کارل واتز 2011 در کتاب آیا گلوبالیزاسیون نام دیگر امپریالسیم آمریکاست مطالب زیر را بررسی می کند. این 2 پدیده مترادف نبوده؛ رابطه آنها در آمریکا به 2 دلیل دشوار است: 1- محققان بر اجزای این 2 پدیده توافق ندارند. 2- در جامعه بین المللی معاصر عدم توافق بر مترقی یا مضر بودن این 2 پدیده وجود دارد. در یک نظرخواهی در باره ترادف این 2 پدیده، عدم قاطعیت مردم دیده می شود. 58% گفتند: نه- اینها متفاوتند. 42% گفتند بله- یکی از آنهاست. این 2 واژه برای آمریکا مترادفند.

 

او گلوبالیزاسیون/ جهانیگرایی را اینگونه تعریف کرد: گسترش، تعمیق، تسریع ارتباطات بین الملل در همه زمینه های زندگی معاصر- از فرهنگی تا جنایی، مالی تا روحی. برخی استادان امپریال را حاکمیت رسمی بر یک کشور خارجی تعریف کرده؛ دیگران سلطه را اثرات سیاسی، نظامی، اقتصادی، فرهنگی می دانند.

 

گاهی حضور امپریالیسم در کشوری به شکوفانی اقتصادی می انجامد. نمونه: تایوان، کره جنوبی، ترکیه. ولی در افغانستان، ایران، پاکستان بخاطر تز کمربند سبز بدور شوروی، تشویق نیروهای بنیانگرای طالب، وهابی، شیعی، بیکاری جوانان - این 3 جامعه ناموزون با مراکز شهری مدرن و طبقه متوسط روستایی رجعتگرا در سده 20 به عهد جنبش تنباکو 1891 برهبری ملایان عقب رفتند.

 

اعتراض جهانی به جنگ عراق و اجلاس جی7در دهه 2000 در آکادمیا و خیابان وجود داشت. منظور آکادمیا کتب، مقالات، سخنرانیهای استادان و کارشناسان است. گلوبالیزاسیون یک روند است؛ نه مانند امپریالیسم یک پدیده. آیا امپریالیسم و گلوبالیزاسیون یک ابداعگر مرکزی داشته که با برنامه واحد غیبی آغاز و تکوین می یابند؟ یا بصورت رخدادهای اقتصادی، سیاسی، قانونی پراکنده در جهت عمده انباشت و سود سرمایه اند؟

 

گلوبالیزاسیون با پیشرفت اینترنت همراه است؛ همکنشی اقتصادی و سیاسی بین شرکتها، حکومتها، شهروندان کشورهای گوناگون است. گلوبالیزاسیون را امپریالیسم اقتصادی، سیاسی، فرهنگی خوانده اند. امپریالیسم سیاست سلطه/ اشغال یک کشور مانند ژاپن و آلمان بوسیله آمریکا، کاربرد نیروی نظامی. مانند ارتش آمریکا در کره و ویتنام، تاثیر استعماری و کودتای نظامی مانند ایران 1953، اندونزی 1965و شیلی 1973 است.

 

سلطه نظامی آمریکا بر زمین- بجز روسیه، چین، هند- پذیرفته شده است. بودجه نظامی آمریکا از مجموع 15 کشور بعدی صنعتی بیشتر بوده؛ 40% بودجه دفاعی بقیه جهان است. آمریکا و متصرفاتش در اقیانوس آرام و دریای کاراییب 6.5% خشگی و 5% جمعیت زمین است. ولی سلطه اقتصادی آمریکا خیلی بیشتر از خشگی و جمعیت آن است؛ نسبت به سلطه امپریال انگلیس در قرن 19، آمریکا از رشد اقتصادی قویتری برخوردار است. این ادراک سلطه اقتصادی آمریکا به ترادف امپریالیسم و گلوبالیزاسیون می انجامد.

 

سرمایه داری تا قرن 19 را مارکس بخوبی ارزیابی کرده که در انقلابات برای کاهش ستم و استثمار و دانشگاهها برای شناخت جامعه بکار رفت. نظریه امپراتوری سرمایه داری را در قرن 20 هابسون، شومپیتر، لوکزامبورگ، کائوتسکی، بوخارین با داده های مالی و حرکتهای سیاسی دول ارایه دادند. سرمایه داری در چند کشور به مرحله عالی خود رسید: انگلیس، آمریکا، روسیه، ژاپن، آلمان، ایتالیا. امپراتوری عثمانی در آغاز سده 20 به این مرحله عالی نرسید.

 

در آغاز سده 20 امپریالیسم با صدور سرمایه بخارج و تقسیم بازار جهانی دنباله استعمار با صدور کالا و تصرف سیاسی مناطقی در 3 قاره بود. امپریالیسم بمثابه عالیترین مرحله سرمایه داری در چندین کشور صنعتی را لنین در 1917 با 5 ویژگی ارایه داد:

1-تمرکز تولید و سرمایه به مرحله ای رسید که انحصارها پیدا شده؛ نقش سرنوشت‌سازی در اقتصاد داشتند.

2-ادغام سرمایه بانکی با سرمایه صنعتی و ایجاد الیگارشی مالی در تعیین جناحهای دولت.

3-صدور سرمایه به کشورهای دیگر الویت داشته؛ متمایز از صدور کالا بود.

4-شکل گیری انحصارهای سرمایه‌داری بین المللی که جهان را بین خودشان تقسیم کردند.

5- تقسیم منطقه‌ای کل جهان، تضاد بین قدرت‌های سرمایه داری انحصاری.

 

ویژگیهای 5گانه فوق با داده های مالی جهان و رخداد ج ج 2 راستی آزمایی شدند. متفقین بعلاوه شوروی نیروهای محور را شکست دادند. این جنگ جهان را بین برندگان با پیدایش شوروی تقسیم کرد. برخی دیگر کشورهای عدم تعهد چون هند، غنا، ایران پس از بهمن 57، الجزیره بن بلا، اندونزی سوکارنو، یوگسلاوی تیتو پدید آمدند. فاتحان عمده جنگ با مناطق نفوذ بقرار زیر بودند:

 

آمریکا با آمریکای لاتین و خاورمیانه، شوروی با کشورهای اروپای شرقی و کشورهای انقلاب شده، انگلیس با کشورهای مشترک المنافع. امپریالیسم بخاطر خوف از شوروی پس از ج ج 2 به قلع و قمع ملیگرایان سکولار مانند دکتر مصدق، دکتر سوکارنو، سرهنگ ناصر، لومومبا در کنگو پرداخت؛ این اشتباه یعنی کمک به اسلام سیاسی بضد سکولارها به خیزش بنیانگرایی مسلحانه در کشورهای مسلمان امروز منجر شد.

 

پس از 2 جنگ جهانی اینها رخ دادند: پیدایش اردوگاه، سپس فروپاشی آن؛ بحران بورس سهام 1929، ایجاد ضوابط بانکی برای مهار سرمایه مالی؛ انقلابات سوسیالیستی روسیه، چین، ویتنام؛ رشد سرمایه داری خصوصی در چین، جنبشهای رهایبخش هند، اندونزی، مصر، ایران در انقلاب مشروطیت؛ پیدایش فنآوری دیجیتال. http://www.farsnews.com/printable.php?nn=13910507001211

 

بحران سهام 1929، رشد چپ در آمریکا، انقلاب چین توده ای، کره و ویتنام- ترس آمریکا از گسترش انقلابات ضدسرمایه حتی بدرون خود کشور- را تعمیق داد. البته بحران بورس سهام نیویورک اکتبر 1987 عمیقترین بحران پس از 1929 بود که در 2008 رخ داد. آمریکا قدرت نظامی، هوایی، دریایی، تولید صنعتی عظیم، پروژه منهتن برای بمب اتمی را پدید آورد.

 

جنبشهای ضدامپریالیستی در 3قاره، اجتناب از جنگ جهانی دیگر با بمب اتمی/ هیدروژنی باعث تقویت سازمان ملل، ایجاد توافقات چند جانبه، پیمانهای دفاعی ورشو و ناتو، کمک مالی به بازسازی کشورهای جنگدیده شدند. انحصارات امپریالیستی منجر به ج ج 2 شده؛ پس از جنگ، آنها انحصارات خود را بازسازی در نظم نوین جهانی کردند. ژاپن و آلمان 2 نمونه بارزند.

 

بلوک بندی به 2ابرقدرت آمریکا و شوروی در جهان و شورای امنیت با 5 عضو آمریکا، شوروی، انگلیس، فرانسه، چین در سازمان ملل منجر شد. پس از ج ج 2 انحصارات با قرار دادهای بین المللی تضادهای انحصارات را تبدیل به تعامل، قانونمداری، امور دادگاهی زیر سلطه امپریالیسم آمریکا- آوردند.

 

امپریالیسم با 5 ویژگی پس از ج ج 1 تلخیص شد که باید رشد انحصارات در آمریکا و پیدایش اردوگاه شوروی را هم به آن افزود. در 5ویژگی فوق می توان ج ج 2، صدور سرمایه/ برنامه مارشال، تقسیم دوباره بازار جهان را پیش بینی پذیر یافت. سلطه نظامی آمریکا برای امنیت سرمایه جهانی و تداوم حیات بخش نظامی- نفتی داخلی است. تضادهای سازش ناپذیر برای تقسیم دوباره  جهان با ج ج 1 و 2 به قراردادهای جهانی سازش پذیر تبدیل شدند. آیا در گلوبالیزاسیون 5ویژگی امپریالیسم یعنی نقش تمرکز اقتصادی، سلطه الیگارشی مالی، اهمیت صدور سرمایه، تقسیم جهان برای شرکتهای عظیم، تقسیم جهان بجا مانده اند؟

 

سرمایه داری در آن مرحله‌ای از توسعه از مرزهای ملی به ابعاد جهانی است که مالیگرایی انحصارها را ایجاد کرده است. در آن، صدور سرمایه اهمیت قابل توجهی پیدا کرده؛ تقسیم همه مناطق جهان در بین بزرگ‌ترین قدرت های سرمایه داری جهان تضادهایی را دارد که با سروری آمریکا در دادگاهها فیصله می یابند. ویژگیهای گلوبالیزاسیون با 5 ویژگی فوق سنجیده می شوند:

 

1-تمرکز و گردش سرمایه با فنآوری برخط نه در یک کشور، بلکه در جهان پیدا شد: بورسهای سهام در کلان شهرهای نیویورک، لندن، هنگ کنگ، توکیو، بروکسل با شرکتها و با همدیگر ارتباطات ماهواره ای و برخط/ زنده دارند. با فنآوری دیجیتال ماهواره ای NSA مراودات الکترونیک جهانی را شنود می کند. تجهیزات دیجیتال در انبار، نشر، ارتباط دور بکار رفته؛ تا داده ها در "ابر" برای حجم عظیم سرمایه جهانی در گردش باشند. سلطه آمریکا در فنآوری دیجیتال مکمل حجم تولید صنعی پسا ج ج 2، سرمایه غولین، با 1000 پایگاه نظامی در جهان شد. فراصنعتی تقلیل گرمایش زمین بعلت سوخت فسیلی را با فنآوری دیجیتال همساز می کند.

 

مایکروسافت 250 شرکت فنآوری اطلاعات کوچک تا متوسط را در باره کاربرد "ابر" در رایانه های ارتباطی نظریابی کرد. 80% آنها بهینگی و امنیت در فنآوری "ابر" را در 3 سرخط زیر بیان کردند: 1- پایین آوردن هزینه برای افزایش آمادگی، بهینگی، امنیت. 2- افزایش/ کاهش سریع ابعاد کسب از چند تا چندین هزار رایانه. 3- تحرک برای کارکنان در حرکت/ موبایل.

 

در "ابر" شبکه سرورهای دور در اینترنت برای انبار، مدیریت، پردازش داده ها بکار می رود؛ نه سرور محلی یا رایانه شخصی. لذا با لوح/ تبلت کتابی می توان بیسیم به شبکه اینترنت جهانی برای حجم عظیم اطلاعات، توان غولین پردازش، ترجمه متنی، بالا/ پایین گذاری پرونده تصویری؛ همیاری وصل شد. انحصارات جهانی فنآوری دیجیتال آمریکایی مانند سیسکو، اپل، مایکروسافت، اوراکل، گوگل، یاهو، ای بی،آمازون، فیسبوک پدید آمدند.

 

2-آمیزش سرمایه بانکی با فنآوری الیگارشی مالی را در حاکمیت آمریکا، سازمان ملل، نهادهای مالی جهان مسلط کرد. مالی گرایی/ فایننسیالیزاسیون بر سرمایه بانکی و صنعتی چیره است. لابیهای وال استریت، صندوقهای پوششی و مالی حاکمیت را با انتخابات پرزیدنت و اغلب سناتورها بخدمت خود درآوردند. پس از 1972، همسویی چین به سرمایه داری مختلط دولتی و سهامی، فروپاشی اردوگاه- الیگارشی مالی در غرب بویژه آمریکا مسلط شد. آمریکا با قراردادهای تجاری چندجانبه نافتا، TPP، بین المللی WTO، نهادهای مالی، بانک جهانی برای امنیت و فربگی سرمایه جهانی می کوشد.

 

لابیها هزینه انتخابات تا 10 میلیارد دلار برای سنا و پرزیدنت را متقبل می شوند. بخشی از این الیگارشی به سرمایه گذاری در امور زیستی زمین و بهزیستی کشورهای جنوبی کمکهای خیریه ای می کند. الیگارشی مالی آمریکا تضادهای سرمایه های بومی کشورها برای سود را با قانون و تعامل حل، داوری، جریمه می کند. لذا سیطره سرمایه مالی آمریکا و بانکی سویفت تام و تمام است؛ بویژه در اجرای تحریمهای مراودات بانکی بر یک کشور یاغی.

 

در آمریکا سبک زندگی مصرفی پس از ج ج 2 بازار داخلی را وسعت داد؛ مصرف را بالا برد. ولی سبک زندگی 4 نسل پس از ج ج 2 با عنوان اکثریت ساکت با کار و تولید و مصرف زیاد دگرگون شد. سپس نسل ایکس، هزاره/ ایگرگ یا Gen Y از زندگی مصرفی به لذت از زندگی و سیاحت جهان روی آوردند. البته در جامعه با پیدایش فرهنگ نوین، فرهنگهای پیشین هم می مانند. نمونه: سبک زندگی پیشاصنعتی مسیحیان آمش در پنسیلوانیا.

 

پیدایش حزب چایخوری سفیدهای مرفه و آوردن محافظه کاران در کنگره، نیروهای معتدل جمهوریخواه را تصفیه کرده؛ مالیگرایی و جهانیگرایی هم تولید را در اقتصاد کاهش داده؛ منجر به 2قطبی شدن روند انتخابات 2016 به چپ سوسیالیست دمکرات و راست ضدخارجی شد. این تجزیه سیاسی 2 حزب به استقلال از سوپرپکها/ لابیهای کلان منافع وال استریت و هرم سنت و قدرت حزب شد.

 

اکنون بجای آمریکا، بانک جهانی با سهامداران عمدتا از جی 7 وامهای توسعه می دهد. گروه جی7 بقرار زیر است: آمریکا، آلمان، فرانسه، بریتانیا، ایتالیا، کانادا، ژاپن است که یک/ سوم تولید اقتصاد جهان را دارد. آمریکا به کاهش تسلیحات ارتش و ایجاد بیکاری تن نمی دهد. زیرا یک/سوم اقتصادش به امور نظامی وابسته است.

 

سده 21 شامل کاهش فقر جهانی از 2 به نیم میلیارد نفر در 2020، نضج اقتصادی 4کشور بریکز، سازمان همکاری شانگهای 2001 با 8عضو، اتحادیه 10کشور شرق آسیا ASEAN، بانک سرمایه گذاری زیرساخت آسیا AIIB با 100 میلیارد دلار سرمایه، بانک توسعه آسیا ADB، سلطه سرمایه مالی جهانی می باشد.

 

3-صدور سرمایه عمدتا بین کشورهای پیشرفته است. صدور سرمایه مالی جهانی 19% به آمریکا، 43% به جی 20 و 34% به اتحادیه اروپا در 2013 بود. چند جزیره دریای کاراییب و نهادهای مالی در کشورهای جی 7 و جی 20 صندوقهای انبار پول دارند. آنها در سرمایه گذاری در کشورهای پیشرفته نه در کشورهای جنوبی فقیر سهیم می باشند. آمریکا مقصد 2.8 تریلیون دلار سرمایه گذاری در 2009-2013 بود. سیر حجم عظیم سرمایه از کشورهای جی 7 به خود آنها، بویژه آمریکا است؛ نه در کشور های پیرامون. اگرچه سرمایه صنعتی از آمریکا به مکزیک، چین، ویتنام رفته؛ ولی کنترل سرمایه صنعتی و بانکی را مالیگرایی و خدمات در 4 دهه گذشته دارند.

 

شرکتهای فراملی برای تعیین سیر سرمایه مالی روی زمین، اتاقهای فکر، نهادهای پژوهشی و آموزشی را کنترل می کنند. این شرکتها قوانین، قراردادها، عملیات، عایدات، مالیات، سرمایه گذاری در کشور خودی یا خارجی را با پیوند ملی ـ فراملی ایجاد می کنند. آنها وامدهی، حسابداری، مدیریت دارایی، خرید و ادغام، فروش، سود را با کارکنان خود انجام می دهند. پس صدور سرمایه برعکس عهد امپریالیسم به کشورهای پیشرفته است. ضرب المثل فارسی: سلمانیهای بیکار سر همدیگر را می زنند.

 

4-شکلگیری انحصارات سرمایه داری مالی جهان با تحکیم شرکتهای فراملیتی می باشد. بهبود سوددهی با ادغام فنآوری روند بهینه، دیجیتال، برخط، بیسیم ماهواره ای انجام می شود. اجلاس سالانه داووس، جی 7، جی 20، سازمان ملل مراودات رجال حاکمیت، سرمایه داران، نخبگان را تسهیل می کند. در اینگونه اجلاس سلیقه آمریکا غالب بوده؛ در دادگاههای نیویورک یا واشنگتن برخی کشورها، شرکتها، افراد خاطی محاکمه شده؛ جرایم سنگینی به آنها بصورت میلیاردها دلار وارد می شود.

 

محاکمه نقض مفاد بانکی، مالی، حقوقی، مالیاتی، تحریمها، پولشویی، اختلاس در دادگاههای نیویورک با جرایم هنگفت سالانه مشاهده می شود. نمونه: جریمه 35 میلیون دلار 2014 شرکت AIG، جریمه 1.9 میلیارد دلار 2012 و 470 میلیارد دلار 2016 شرکت HSBC، جریمه 2 میلیارد دلار 2015 بضد ایران. لذا تضادهای سرمایه ها، مقررات، قوانین، از طریق دادگاه لاهه/ سازمان ملل، نیویورک/ آمریکا، بروکسل/ اتحادیه اروپا رتق و فتق می شوند. بنابرین تضادهای آشتی ناپذیر سده 20 بین نیروهای امپریالیست به مراودات مسالمت آمیز، دیپلماتیک، تجاری تبدیل شده اند.

 

5-تقسیم کار در اقتصاد جهان منجر به انتقال تولید صنعتی به کشورهای بریکز شد. نقش سازمان ملل و نهادهای دیگر در این تقسیم بندی کاربرد فراوان دارد. مراودات بانکی با سامانه SWIFT در بروکسل مکمل شنود NSA برای اجرای تحریم، جریمه، تنظیم سرمایه مالی جهانی اند. کشور یاغی نسبت به سلیقه سرمایه مالی جهانی چه روسیه، سوریه، ایران؛ چه شرکت خاطی قراردادهای بین المللی یا مورد علاقه آمریکا- با جرایم هنگفت تنبیه شده؛ یا به تعامل مانند پرچیدن برنامه هسته ای لیبی قذافی و برجام هسته ای ایران کشانده می شود.

 

لذا تقسیمبندی جهان مسالمت آمیز است. جنگ افروزی آمریکا در 50 سال گذشته ناشی از نفوذ جناح نظامی-نفتی این کشور در حاکمیت است. ولی این جنگها نه بضد دول پیشرفته؛ بلکه بضد کشورهای ضعیف مانند پاناما، گرانادا، صربستان، افغانستان، عراق، سوریه، یمن، لیبی می باشد. جناح سرمایه مالی خواهان تعامل حتی با کشورهای یاغی است. کشورهای در حال پیشرفت سرمایه گذاری گلوبالیزاسیون را می پذیرند؛ در قبل  صدور سرمایه را امپریالیستی دانسته؛ اپوزیسیون و گاهی خود حاکمیت مخالف بودند. تکاپوی ایران برای سرمایه گذاری خارجی پسا برجام یک نمونه اشتیاق است.

 

بحران/ فروپاشی مالی آمریکا سرنوشت زمین را تعیین می کند. روشن است که شکوفانی سرمایه داری این کشورها همیشه رکود را در پی دارد. سرمایه مالی بحرانهای موضعی، منطقه ای، کشوری را به فرصتی برای گسترش خود در جهان تبدیل می کند. نمونه: آرژانتین، اندونزی، یونان. نخبگان آمریکا با کمک رایانه ها، ارتباطات برخط، ارزیابیهای مالی مدام- برنامه برای مهار بحران دارند. کشور استبدادی با غدغنی آثار مارکسیستی خود را راهیابی بحران محروم می کند. نمونه: انقلاب 57 ایران نخبگان حاکمیت با نداشتن دانش مارکسیستی در باره سرمایه داری عاجز بودند.

 

منابع.  ‏2016‏/07‏/06 

Samir Amin, http://monthlyreview.org/2001/06/01/imperialism-and-globalization

Mick Brooks 2006 http://www.marxist.com/globalisation-imperialism-economy110406.htm

امپریالیسمِ نولیبرال، تازه‌ترین مرحله‌ی سرمایه‌داری-سعید رهنماhttp://asre-nou.net/php/view.php?objnr=38406

لنین 1966 امپریالیسمِ بالاترین مرحله‌ی سرمایه‌داری، انتشارات پروگرس، مسکو. ص 82.

 

نقش 2گانه مترقی اشاعه مدرنیسم و منفی مفاد معاهده سختگیرانه استعماری، نواستعماری، امپریالیسم انگلیس در زیر می آید. امتیاز بانک شاهنشاهی، بانک استقراضی، تلگراف هند و اروپا، کشتیرانی در کارون، تأسیس قزاق‌خانه، شیلات خزر، انحصار دخانیات که عمدتاً به روس و انگلیس اعطا شده بود، کشور را تا مرز مستعمره شدن پیش بردند. در این بین انگلستان که در دههٔ ۱۸۵۰ به عنوان بزرگ‌ترین طرف تجاری ایران، بیش از ۵۰ درصد صادرات و واردات ایران را در دست داشت. در دورهٔ پنجاه سالهٔ از ۱۸۶۳ تا ۱۹۱۴ رشته امتیازهایی نیز در مورد بهره‌برداری یا انحصار مواد خام و توسعهٔ زیربنایی از دولت ایران دریافت نمود.

 

این کشور در پایان سفر اول ناصرالدین‌شاه به فرنگ در ۱۸۷۲، از طریق یکی از اتباع خود، بارون جولیوس رویتر، امتیاز احداث راه‌آهن، خطوط تلگراف، کشتیرانی در رودخانه‌ها، بهره‌برداری از معادن و جنگل‌های دولتی و کارهای زهکشی و آبیاری/ احداث قنوات ایران را به مدت هفتاد سال دریافت نمود. همچنین بریتانیا موفق شد که رویتر را در آینده برای گرفتن امتیاز بانک، احداث جاده‌ها، خیابان‌ها و ایجاد کارخانه‌ها بر سایرین مقدم سازد. این امتیاز که پس از پرداخت رشوه‌های کلان به شاه و صدراعظم وی مشیرالدوله سپهسالار واگذار شده بود؛ تقریباً تمام منابع مهم ایران را به رویتر واگذار کرد. از سوی لرد کرزون به اعطای سند مالکیت ایران و تسلیم کامل همه منابع یک دولت به خارجی‌ها تعبیر شد که مانند آن را کسی هرگز ندیده‌است. ویکیپیدیا/ نهضت_ تنباکو.

به بقیه گزیده های مقالات دکتر بیژن باران کلیک نماید  

 

 
 

admin@vatandar.at

 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد