2016/07/18

گلوبالیزاسیون سده 21

دکتر بیژن باران

اکنون مالیگرایی در حاکمیت آمریکا در حال غلبه بر جناحهای رقیب صنعتی- مصرفی و نفتی- نظامی است. مالیگرایی قرن 21 با فنآوری دیجیتال ارتباطات ادغام شده؛ مراودات بانکی، آرشیو داده های مالی، تجارت الکترونیک، کنترل فله ای روی زمین کاملا انتگره می شوند. تا چند دهه دیگر 2 روند سرمایه مالیگرایی در حاکمیت و فنآوری دیجیتال در جامعه به رشد و تحکیم ادامه خواهند داد.

 

گلوبالیزاسیون مراودات جهانی در تمام وجوه زندگی اجتماعی از فرهنگی تا جنایی، از مالی تا روحی است که در حال گسترش، تعمیق، شتاب است. گلوبالیزاسیون 4 تعریف دارد: الف-گلوبالیزاسیون در بازه زمانی خاص با روندهای تاریخی دهه 1970 هم زیستی با بلوک شرق، پایان جنگ سرد، مراوده تجاری با چین، تخریب 1989 دیوار برلین، فروپاشی 1991 اردوگاه همراه بود. رشد اقتصاد سرمایه داری خصوصی و مختلط خارجی در چین از 1972 آغاز شد. با فروپاشی اردوگاه 15 جمهوری اتحاد شوروی تجزیه شده؛ اقتصاد اروپای شرقی در مسیر امور مالی اتحادیه اروپا و سلطه سرمایه مالی آمریکا قرار گرفتند.

 

ب- گلوبالیزاسیون بمثابه همسویی پدیده های اقتصادی است که شامل مشی اقتصادی نولیبرال در خصوصی سازی دارایهای دولت، تقلیل دولت بویژه در تامین اجتماعی، پخش تولید صنعتی فراتر از مرزها، تسهیل بازارهای سرمایه می شود. از این دیدگاه گلوبالیزاسیون گسترش جهانی روندهای فروش، تولید، ساختن با تقسیم کار جهانی بود. شدت و سرعت این روند بیشتر از سده 19 انگلیس می باشد.

 

پ- گلوبالیزاسیون بمثابه هژمونی ارزشهای آمریکایی است. ارزشهای آمریکا شامل فردیت، مصرفی گرایی، پرکاری، کسب آغازگر، نوآوری، خوراک استاندارد است. ت-گلوبالیزاسیون بمثابه یک دوره تاریخی است. در 4چوب جامعه شناسی نظری، گلوبالیزاسیون بر 2 روند در دهه 1970منطبق بود. 1- همزیستی مسالمت آمیز تا پایان جنگ سرد، تخریب دیوار برلین 1989 و فروپاشی اردوگاه 1991. 2-سقوط "قرارداد اجتماعی" در کشورهای صتعتی غرب، بویژه در آمریکا و انگلیس با خیزش "راست نو" مشی ریگان و خانم ثچر اوج گرفت.

 

این سقوط در برگیرنده هجمه بر اتحادیه های کارگری، مدیریت تقاضاهای نوع کینس، تقلیل اشتغال کامل و تامین اجتماعی در برنامه دولت، رفع مقررات بر عمل شرکتها، جهتگیری به اقتصاد بازار آزاد در دهه 1980 بود. کینس اقتصاددان انگلیسی دهه 1930 در باره بحران بورس گفت: در رکود کوتاه مدت، بازده اقتصادی تابع کل تقاضاها یا خریدهاست.

 

آیا گلوبالیزاسیون علت یا معلول 2 روند همزیستی با اردوگاه و سقوط "قرارداد اجتماعی" است؟ روند تاریخی دهه 1970 با تقلیل مقررات مالی و رکود بزرگ دهه 1930 با پیدایش مقررات مالی 2 فاکت تاریخی اند. تغییر نهادهای داخلی و خارجی تعیین مشی تجاری، مقررات مرزی، مراودات بانکی را دامن می زند. آیا این روند اجتماعی بیضرر است یا منجر به رشد اقتصادی یا بزرگشدن سهم طبقه متوسط در کل جمعیت می شود. چرا گلوبالیزاسیون اتفاق افتاد؟ پاسخ ساده امکانات فنآوری دیجیتال ارتباطات و اطلاعات است.

 

فوکویاما در پایان تاریخ و آخرین انسان 1993، ص 14 مقدمه، نوشت: پایان جنگ سرد پیروزی دمکراسی لیبرال و سرمایه داری غربی بر حکومتهای توتالیتر/ اقتدارگرا و اقتصاد مرکزی اردوگاه شوروی بود. او نوشت: فنآوری انباشت ثروت را بیحد کرده؛ ارضای امیال انسان را هر چه بیشتر می گسترد. در این روند همگرایی همه جوامع انسانی مراحل تولید تاریخ سری/ یکی پس از دیگری نبوده؛ بدین معنا که هر مرحله جدید مرحله قبلی را تقلیل می دهد.

 

زیرا در یک کشور نقاط گوناگون تولید وجود دارند. مرحله جدید شیوه تولید در برخی نقاط غالب شده؛ ولی مرحله قبلی هم در کنار آن ادامه دارد. دیگر اینکه هر مرحله روبنای مختص خود را دارد. پس روبنای مراحل عمده گذشته برده داری، تولید آسیایی، ایلیاتی، فئودالی، سرمایه داری در نقاط و افراد یک کشور ادامه حیات می یابند.

 

روشن است که هر چه جامعه مدرنتر باشد؛ روبناهای پیشا سرمایه داری در آن با قوانین و هنجارهای نوین آمیخته می شوند. دمکراسی/ اقتصاد لیبرال بمعنی سازماندهی اقتصاد بر مشی فردگرایانه و داوطلبانه بوده؛ بیشترین تصمیمات اقتصادی را افراد می گیرند نه نهادهای گروهی دولت یا حزب. اقتصاد پسا ج ج 2 آمریکا در تقابل با شوروی نمونه این نوع اقتصاد بود.

 

این روند 3شکل اقتصادی، فرهنگی، سیاسی دارد: 1- اقتصادی، بخاطر نوآوری در فنآوری، اطلاعات، کسب بین المللی است. انتگراسیون/ تجمیع شامل تجارت خارجی، سرمایه گذاری خارجی مستقیم چندملیتی، گردش پورتوفولیو/ ریزه ثروتهای کوتاه-مدت و سرمایه میان- مدت است. نیز مراوده سهام و اوراق بهادار نه در سرمایه گذاری مستقیم در صنایع برای دراز- مدت است. همزمان پناهجویی خانوارها با عبور قانونی یا غیرقانونی از مرزها بخاطر جنگ، فقر، استبداد، بیکاری رخ می دهد. ص10 باگواتی.

 

2-فرهنگی. از توزیع فنآوری با مهندسی مالی، مالیگرایی ناشی شد. گلوبالیزاسیون با رهبری آمریکا در هنر، بازار مصرفی بزرگ، خرید و فروش سهام، بسط تجارت جهانی، مخابرات یا فنآوری دیجیتال، مالیگرایی می باشد. فرهنگ خود را یا فرآورده های هالیوود چون فیلم و نیویورک در مد پوشاک، نمایش، برنامه تلویزیون در سطح زمین می گسترد. 3-سیاسی. نتیجه 2تای دیگربود. ارتقای سرمایه داری در مرحله تجارت محصولات و خدمات، مسیر سرمایه و تجارت ارز فراملی می باشد. فرآورده های فرهنگی 110 میلیارد دلار در GDP آمریکا و 11.6 میلیارد پوند در GDP انگلیس بودند. از جی7 تا WTO همه نهادهای بین المللی به هژمونی جهانی آمریکا کمک می کنند. ناتو یاور مقام نظامی آمریکا بمثابه پلیس جهان است.

 

سائول رالستون در کتاب سقوط گلوبالیزاسیون و بازسازی جهان، 2005، ناشر وایکینگ، کانادا، ص 15، گرایشهای زیر را برای دهه 2000 پیش بینی کرد: 1- قدرت دولت- ملت کاهش می یابد. 2- دولتهایی در خاورمیانه در حال مرگند. در آینده قدرت بازارها گلوبال/ جهانی خواهد شد. 3- لذا اقتصاد، نه سیاست و ارتشها، رویدادهای انسانی را شکل می دهند. 4-بازارهای جهانی، رها از منافع تنگ ملی و مقررات محظورگر/ تنگنازا بتدریج موازنه اقتصادی بین المللی را تعیین می کنند. 5- بازارها امواج تجارت را آزاد کرده؛ باعث شکوفانی اقتصاد می شوند. 6-امواج جزر و مد اقتصاد کشورهای فقیر و در حال پیشرفت را بهبود می بخشند. 7-ثروت حاصله، دیکتاتوری را به دمکراسی تبدیل خواهد کرد. نمونه: مالزی و برد انتخاباتی آنگ سان سو چی.

 

برخی از این پیش بینیها در دهه 2010 با واقعیات وفق نمی دهند. زیرا خود گلوبالیزاسیون تبلور موتور درونی مالیگرایی بوده که رشد اقتصاد را کند کرده؛ مردم را بخشم در آورد. گلوبالیزاسیون معترضان و موافقان خود را از چپها، نخبگان، روحانیون، راستگرایان، اصلاحطلبان حوزه کسب دارد. مشکلات فعلی آن بقرار زیرند: رشد کند اقتصادی، قدرت شرکتهای فراملی، اثرات بد بر محیط، امراض عفونی، موجودات موذی، افزایش نابرابری، زوال برخی زبانها، تعصبات.

 

حتی پوپ هم انتقاد از سرمایه داری آزاد فعلی داشته؛ از "بت پرستی پول و دیکتاتوری اقتصاد غیرشخصی که انسان به یکی از نیازهایش یعنی مصرف کنندگی کاهش یافته" می نالد. برای هواداران گلوبالیزاسیون، پخش سریع مناسبات مالی سرمایه داری، سرانجام یک جهان را آفرید.

 

واکنش نیمی از مردم به کندی رشد اقتصاد را در همه پرسی ژوئن 2016 انگلستان با 52% موافق جدایی از اروپا و ظهور نامزد جمهوریخواهان، ترامپ ضدخارجی در آمریکا می توان دید. با تقلیل دولت سرمایه مالی در حاکمیت مسلط شده؛ قدرت مردم کاهش یافت. بخاطر روابط جهانی برخی گیاهان و جانوران به زیستبومهای دیگر رخنه کرده؛ تعادل طبیعی را بهم می زنند. البته انتخابات گاهی نوعی پوپولیسم/ توده گرایی است که در جهت پویش تاریخ نبوده؛ زیانمند است.

 

در قرن 20 برخی جوامع سنتی سرمایه داری بومی رشد نکرده؛ وجوه استعمار، نواستعمار، امپریالیسم، سلطه خارجی آنها را گذاری کرده؛ بآهستگی با فرهنگ پیشامدرن به مراحل سرمایه داری آغازین، میانی، پیشرفته می روند. عربستان سعودی نمونه این نوع جوامع است. در انگلیس و آمریکا استعمار به امپریالیسم سده 20 استحاله کرد. جمعیت زمین در 1962 حدود 3.1 میلیارد نفر بوده؛ در 1991 به 5.5 میلیارد رسیده؛ اکنون 7.5 میلیارد نفر است. رشد جمعیت زمین بیانگر بهبود تغذیه، کاهش مرگ زودرس، نبود جنگهای جهانی، رشد شهرنشینی، انباشت ارزش اضافی است.

 

کشورهای شمال استوا توسعه یافته اند؛ کشورهای جنوب با زیرساختهای نامناسب در حال توسعه یا عقبمانده اند. اقتصاد کشورهای عضو سازمان ملل عمدتا 6 بخشند: 50 ایالت و متصرفات ایالات متحده، 28 عضو اتحادیه اروپا، بقیه ملل پیشرفته مانند کانادا و استرالیا، ملل گذاری مانند 15 کشور اردوگاه سابق، در حال پیشرفت مانند ترکیه و عربستان، دیگر کشورها.

 

از دهه 1970 تا قرن 21 گلوبالیزاسیون پیدا شد که با امپریالیسم همپوشانی دارد. امپریالیسم گسترش منطقه ای انحصارات ملی در جهان با تضادهای خشن بود. از اینرو، اکنون شعار مرگ بر امپریالیسم در شعارهای اپوزیسیون جهان دیده نمی شود. گلوبالیزاسیون بمثابه امپریالیسم برونگراست: 1-فعالیت عالی در یک محل نتایج سنگینی در کشورهای دور دارد. 2-ارتباطات الکترونیک لحظه ای تشکیلات را مجازی کرده؛ انتگراسیون اجتماعی در زمان-مکان را مانند تراشه های رایانه ای انجام می دهد. این تراشه ها هر 2سال کوچکتر و پر توانتر می شوند.

 

3- بهم وابستگی مرزهای ملی و موانع جغرافیایی در فعالیتهای اجتماعی-اقتصادی با شتاب تقلیل می یابد. 4-کوچک شدن جهان با پروازهای فراوان و اخبار برخط. 5-انتگراسیون جهانی- مناسبات قدرتهای منطقه ای بازسازی شده؛ آگاهی اوضاع جهانی، چگالی مراودات بین مناطق افزایش می یابند. نمونه: شورای همکاری خلیج GCC و اتحادیه اروپا.

 

ابزار رشد و تحکیم بقرار زیرند: بسط تجارت جهانی از نوع TPP و AIIB، نفوذ بیشتر نهادهای مالی سازمان ملل، بانک جهانی برای وام به کشورهای پیرامونی، صندوق پول بین المللی برای وام به کشور عاجز در پرداخت دیون خود، اجلاس سالانه جی 7 با برنامه آتی برای سرمایه داری روی زمین، انحصاریت رسانه های جهانی، فنآوری دیجیتال بیسیم، رایانه، رباتیک، واقعیت مجازی. ص10 باگواتی.

 

گلوبالیزاسیون- خوب یا بد- واژه رایجی شده است. برای بیان شتاب روندها در اقتصاد، سیاست، فرهنگ، ایده الوژی، محیط در تجربه فرد در جهان. از دهه 1960 گلوبالیزاسیون در ادبیات عامه و آکادمیک برای توصیف یک روند، وضع، سیستم، نیرو، دوره بکار رفت. این بلبشو به حل مسئله یعنی توصیف علل و معلول کمک نکرده؛ دور باطل می سازد. زیرا گلوبالیزاسیون- یک روند- منجر به گلوبالیزاسیون- یک وضع- می شود که به تمیز علت از معلول نمی انجامد.

 

در دهه 1990 جنبش ضد گلوبالیزاسیون آن را از حوزه آکادمیک و مالی بیرون آورد؛ به حوزه رسانه ای وارد کرد. این جنبش به رشد و تحکیم ان جی او ها برای مسایل جنسیت، فقر، تجارت، سرمایه گذاری مستقیم خارجی FDI، زیستبوم کمک کرد. آیا در جهان به فقرزدایی، برابری جنسی، حمایت از فرهنگ بومی می انجامد؟ باگواتی از کوفی عنان، دبیرکل سازمان ملل، نقل کرد: گلوبالیزاسیون بخشی از راه حل نه خود مسئله فقر جهانی است.

 

از 1971 سالانه فوروم اقتصادی جهان  WEFدر داووس آلپ سوییس برگزار می شود. امسال 2500 نفر از رهبران سیاسی، صاحبان کسب، نخبگان، روزنامه نگاران در این فوروم برای  تشخیص مسایل و چارهجویی روند گلوبالیزاسیون برای 5 روز تبادل نظر کردند. این فوروم موتور نظری سرمایه جهانی است که در آن فازهای زیر را می توان دید:

 

جنجال دهه 1989- 2000 یعنی گلوبالیزاسیون1با شوک پس از 11 سپتامبر، بحران اوکراین، بهار عربی، لرزش بورس سهام چین با رکود و بحران مالی 2001-2008 یعنی گلوبالیزاسون2 با افزایش کاربران اینترنت از 400 میلیون به 1.6 میلیارد نفر در 2008، موج پناهجویان خاورمیانه به غرب در دهه کنونی.

 

در این 2فاز اقتصاد دانشی با فنآوری دیجیتال در آمیخت. نرم افزار، دادهسازها databases، پژوهش R&D، حق مولف، ثبت اختراع، دانش چگونگی مدیریت، برند سازی ارایه شدند. دادهساز یک نرم افزار برای ساختار دادن به داده های غولین مانند حسابهای بانکی و خرید بلیطهای پرواز است. نمونه سامانه مدیریت دادهساز DBMS اوراکل که زبان پرسشی سازه ای SQL بکار می برد.

 

ضد سرمایه گذاری disinvestment بمعنی حاصل منفی حرکت مالی است که سرمایه گذاری یک شعبه خارجی در یک کشور بیشتر از شرکت مادر در آن باشد. این حاصل منفی سرمایه گذاری یک شرکت در کشوری می تواند بخاطر کاهش فروش شعبه، برگشت سود شعبه در شرکت مادر، قرض شرکت مادر از شعبه هم باشد.

 

در 2014 جهانگردی بیش از 1.1 میلیارد نفر و صرف 1.3 تریلیون دلار بود. سیاحت در آمریکای عصر گلوبالیزاسیون 7.6 تریلیون دلار در این سال شد؛ اقتصاد مهمانسرا، حمل و نقل، تفریحات، جاذبه ها 2.36 تریلیون بود. سفر و توریسم آمریکا بزرگترین بخش خدمات اند که پروازهای داخلی در 2016 به 480 میلیون مسافر کسب/ کلاس اول خواهد رسید- شیکاگو و لندن مقامهای اول پرواز داخلی و خارجی را دارند. اکنون با فنآوری کنفرانس دور، مراودات الکترونیک، ویدیو برخی سفرهای هوایی کسبی/ حرفه ای بیمورد شده اند.

 

گلوبالیزاسیون به تمرکز ثروت در 1% جمعیت افزوده، همزمان با گرمایش زمین، افزایش جمعیت و فقر جهان، تروریسم صداراتی خاورمیانه، حمله به آمریکا در 11 سپتامبر 2001، بهار عربی، تبلیغ حقوق بشر/ دمکراسی در مجامع غرب- در حمله نظامی غرب در خلیج فارس و خاور میانه روی داده اند. در عصر گلوبالیزاسیون، آمریکا اشاعه گزینشی حقوق بشر را در سازمان ملل علم می کند. ولی در عربستان و ترکیه حقوق بشر و اقلیتها نادیده گرفته شده؛ در ایران و سوریه حقوق بشر برای براندازی بکار می رود.

 

گلوبالیته وضع پایانی گلوبالیزاسیون است که در روندی کامل شده تا "یک واقعیت نوین جهانی" پیدا شود. این روند مشی سیاسی ملی است که برای نفوذ در جهان شکل می گیرد. گلوبالیته وضع اجتماعی خاص است که با جریانات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، محیطی جهانی را بیان کرده؛ مرزها و محدودیتهای موجود کنونی را بیربط می کند. گلوبالیزاسیون توسعه شبکه های اجتماعی، فنی، اقتصادی برای امور فرامرزی یعنی بیرون از مرزهای ملی است که با قراردادهای تجاری چندجانبه مانند نفتا، تی پی پی، WTO نضج گرفت.

 

نمونه های پدیده های جهانی: اینترنت، گرمایش زمین، خشگی، جابجایی گروهی از فقر، جنگ، استبداد، انقراض برخی جانوران و گیاهان آلاینده های  اقیانوسها، آلودگی هوای شهرها. برنامه ضدگرمایش زمین شامل اقدامات کوتاه مدت تا 2030 و درازمدت از 2050-2100 برای کاهش گازهای گلخانه ای زمین می باشد.

 

اقتصادهای بزرگ، خارج از آفریقای حاره، اکنون جهانی شده اند. با فروپاشی اردوگاه دهه 1990 و طلوع بریکز دهه 2000 سرمایه داری خصوصی رشد سریع 3% داشت؛ در تقابل با رشد 2% کنونی اقتصاد جهانی. تجارت جهانی کالا به 38 تریلیون دلار در 2014 رسید؛ ولی سهم آن در GDP جهانی از 2008 روی 52% مانده است. رک شکل 1، دیدگاه شورا 2016 کیرنی.

 

در دهه 2000 مبادله خارجی روزانه بورس لندن از 464 به 753 میلیارد دلار رسید. در آن دهه مشتقات مالی، دست به دست گشتن سهام، ابزار مالی معمولی از 74 به 643 میلیارد دلار رسیدند. بورس لندن از نیویورک و توکیو بزرگتر است. مبادله گران اکثرٍا غیرانگلیسی اند. مانند تنیس سالانه ویمبلدون که در انگلیس است؛ ولی برندگانش غیرانگلیسی اند. در اقتصادهای نوظهور برزیل 2حزبی، چین تک حزبی، سنگاپور با رهبر اقتدارگرا- نوعی سرمایه داری خصوصی تحت فرمان دولت شکل گرفته است؛ نقطه مقابل در آمریکا و انگلیس است که سکان اقتصاد و سیاست را سرمایه مالی بدست دارد.

 

در جهان 65هزار شرکت چندملیتی MNC با 860 هزار شعبه در 2013 وجود داشتند. تنها 200 شرکت عظیم فراملی است که مقر 96% آنها در 8 کشور غنی بوده؛ حجم مرکب فروش آنها بیشتر از GDP همه کشورها- بجز بزرگترین 9 کشور پیشرفته- است. در دوره 1972-1995 حجم ثروت انتقالی از جنوب به شمال 4.5 تریلیون دلار بود؛ یعنی ارزش اضافی جنوب در شمال انباشت شد.

 

بین 1990 تا 1998 از آمریکای لاتین 700 میلیارد دلار خارج شده؛ در آمریکا و اروپا پارک شد. رسانه های گلوبال/ جهانی کمتر از 100 بنگاه firm اند که 76% آنها در آمریکا بیرون آمده. انگلیس با 9% دوم است؛ ولی 3برابر فرانسه و استرالیا ست.

 

اقتصاد نولیبرال دهه 1970ریشه مالیگرایی داشته؛ با تاکید لیبرال/ تساهلی برای سرمایه نه کار بوده که به بحران مالی 2008 آمریکا انجامید. نولیبرال بمعنی انتگراسیون اقتصادهای ملی در بازارهای بین المللی در حال گسترش، احیای اقتصاد آزاد قرن 19 با مشی خصوصی سازی، ریاضت مالی برای مردم، رفع مقررات برای شرکتها، کاهش هزینه دولت یعنی زدن بودجه رفاهی مردم بنفع بخش خصوصی اقتصاد است. نولیبرال را در آثار میلتون فریدمن، فردریش هاوک، اقتصاد شیلی پینوشه می توان دید.

 

توجه شود سرمایه جهانی سده 21 با فنآوری مخابرات دیجیتال ماهواره ای و رایانه عجین شده؛ از طریق نهادهای شنود مراودات برقی سویفت، یک شبکه برخط/ زنده گسترده بر زمین با برنامه ها و نرمافزارهای متعدد- همه در کنترل آمریکاست. لذا سلطه نظامی آمریکا بر زمین با سلطه نرم فرهنگ اینترنتی قابل مشاهد است. ولی سلطه ابرفنآوری/ هایتک آمریکا همه مراودات اطلاعاتی، متنی، مالی، تصویری، صوتی را کنترل می کند. لذا تحریم امور مالی آمریکا نسبت به یک کشور یاغی مانند عراق صدام، لبنان حزب الله، ایران، کره شمالی- آنها را بستوه می آورد. زیرا بانک مرکزی آنها در قرنطینه تبادلات بانکی قرار می گیرد. یعنی شبکه های بین المللی این بانکها تاریک  blackout می شوند.

 

منابع.  ‏2016‏/07‏/18

https://www.atkearney.com/gbpc/detail/-/asset_publisher/0cePdOWatojD/content/from-globalization-to-islandization/

http://unctad.org/en/PublicationsLibrary/wir2014_overview_en.pdf خلاصه- گزارش سرمایه گذاری جهانی 2014

Samir Amin, http://monthlyreview.org/2001/06/01/imperialism-and-globalization

Mick Brooks 2006 http://www.marxist.com/globalisation-imperialism-economy110406.htm

امپریالیسمِ نولیبرال، تازه‌ترین مرحله‌ی سرمایه‌داری-سعید رهنماhttp://asre-nou.net/php/view.php?objnr=38406

Saul Ralston 2005 The Collapse of Globalism: And the Reinvention of the World, Viking, Canada p 15.

WP030716 واشنگتن پست، تاریخ.

In Defense of Globalization-Oxford University Press, 2005- Jagdish N. Bhagwati جاگدیش باگواتی.

به بقیه گزیده های مقالات دکتر بیژن باران کلیک نماید  

 

 
 

admin@vatandar.at

 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد