2016/08/17

سرمایه جهانی و بومی خاور میانه سده 21

 دکتر بیژن باران

در سده 21 آمریکا با فنآوری دیجیتال بر سرمایه جهانی سلطه دارد. در مقابل و بسیار ضعیفتر از ج ج 2 بویژه از دهه 1970 خاورمیانه از منابع مذهبی با درآمد از خمس، زکات، سفر زوار، نذر بقاع متبرکه نوعی سرمایه بومی انباشت شد- عمدتا در 4 کشور ایران، ترکیه، عربستان، قطر. این سرمایه بومی در کنار سرمایه وابسته با سرمایه داری جهان نهادها و ابزار آن را نیز بکار برد. به برخی خدمات مهمانداری، بساز بفروش، تجارت محدود- سرمایه بومی رشد کرد.

 

پس سرمایه در خاور میانه 2 بخش دارد: 1- ادغام در شبکه سرمایه جهان بصورت مشتری Client یا همکارPartner  برای سود که موافق مشی سیاست خارجی آمریکاست. 2- سرمایه بومی مستقل از مدار جهانی که از منابع مذهبی جمعآوری شده؛ به ایجاد شغل در صنعت و فنآوری بی اعتناء بوده؛ برای بسط ایده الوژی می کوشد.

 

در دهه 1970سلفی ها با نام طالبان و القاعده از افغانستان و پاکستان بضد سکولاریسم روسی جنگیدند. سپاه شیعی ایران بضد صهیونیسم در هلال شیعی فعال است. ترکیه هم با جناح حنفی حزب عدالت و توسعه به حرکتهای مستقل در عراق، سوریه، فلسطین/ غزه کوشیده؛ القاعده و داعش در یمن با کارهای انتحاری بیداد می کنند. سرمایه داری آقازاده ها نوعی اولیگارشی است که سرمایه رجال دولتی نه برای سود دهی بلکه برای اطمنیان بقا و کلک وصل است. کردهای ترکیه سنی شافعی اند. https://en.wikipedia.org/wiki/Crony_capitalism

 

قطر، عربستان، ایران، ترکیه اکنون سرمایه برای اشاعه ایده الوژیهای سلفی، شیعی، سنی عثمانی داشته؛ لذا نه برای آبادانی منطقه بلکه برای ترویج فرقه خود می کوشند. سرمایه بومی گاهی پیرو سرمایه جهانیاست- مانند کویت، بحرین، امارات. گاهی سرمایه بومی تصمیمات ایده الوژیک گرفته؛ سرمایه آمریکا با آن همراهی می کند. نمونه: افغانستان و پاکستان در پیدایش طالبان و القاعذه بضد سکولارها و شوروی.

 

خانم کلینتون در مقام وزیر خارجه آمریکا ۲۰۰۹ در پیدایش طالبان افغانستان، نه داعش در سوریه و عراق گفت: "گروهی که اکنون آمریکا با آن در حال جنگ است؛ یعنی طالبان ۲۰ سال پیش با حمایت آمریکا شکل گرفت. ما نمی‌خواستیم تا شوروی بر آسیای میانه مسلط شود. پس تصمیم گرفتیم تا از طریق سازمان اطلاعاتی ارتش پاکستان و مجاهدین افغان با شوروی مبارزه کنیم. با عربستان و دیگران همکاری کردیم. اسلام وهابی را به منطقه وارد کردیم تا با شوروی مبارزه کند. چه پیش آمد؟ میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری کردیم و گفیتم فروپاشی شوروی ارزشش را داشت." این بازگویی برژینسکی در فروپاشی اردوگاه است.

http://ir.voanews.com/a/us-clinton-taliban-isis/3467786.html

 

نق زدنهای ترکیه و عربستان و شعار ضد آمریکایی ایران پیآمدهای رشد انباشت سرمایه بومی و سرپیچی از سرمایه جهانی اند. ولی اسراییل، کره جنوبی، اردن، امارات، پاکستان، تا 200 کشور سرمایه داری دیگر با سرمایه جهانی پیوند دارند. برخی از آنها از صدور سرمایه به جی20 و رشد اقتصادی برخوردارند. سرمایه آمریکا عمدتا در تسلیحات، خدمات، امور مالی است. این فاکتورها تضاد ایران و آمریکا را تشدید کرده؛ این تضاد 2سر دارد. یک سر تضاد این 2 کشور، ایران با آرمان آزادی قدس و خواست خروج نیروهای خارجی از خلیج فارس است.

 

سر دیگر تضاد آمریکا طرفدار ثبات و حفظ وضع موجود یعنی اسراییل بنا به تورات و عربستان سلفی است. در هر 2 کشور انباشت سرمایه شده؛ آمریکا سالی 1 تریلیون دلار سرمایه مستقیم خارجی را جذب می کند؛ ولی در ایران سرمایه خارجی بخاطر عدم امنیت حذر می کند. گردشگری در آمریکا در حال رشد است؛ در ایران شیعی جز زوار گردشگری بسیار ناچیز است.

 

ولی مشی خارجی آمریکا بنفع ایران خواهد بود: اذعان آمریکا در نقش مثبت ایران در سرنگونی طالبان افغانستان و فتح فلوجه عراق، سکوت آمریکا در نقش ایران در یمن، پذیرش ایران در سوریه. صدام در نوامبر 2000 فروش نفت را از دلار به یورو خواست تبدیل کند که لیبی، ایران، ونزوئلا هم از آن استقبال کردند.

 

آمریکا با صنایع جنگی، فروش نفت به دلار، فرهنگ مدرن اکنون بر زمین حاکم است. سیطره سرمایه مالی جهانی با فنآوری دیجیتال اینترنت، ماهواره، رایانه، رسانه، شنود فله ای همراه است. این فنآوری بطور تصاعدی پیشرفت کرده؛ از صنایع نظامی پیشی گرفته و جهانگیر شده است. برای نمونه: اپل 1 میلیارد تلفن هوشمند آیفن در 2015 فروخت. اداره امنیت ملی NSA مراودات الکترونیک صوتی، ایمیل، بانکی را با ماهواره ها بر زمین شنود دارد.

 

وسلی کلارک، ژنرال آمریکایی در یک سخنرانی گفت: 9 روز بعد از 11 سپتامبر 2001 مقرر شده بود که باید به عراق حمله شود. چند هفته بعد نامه ای در وزارت دفاع با این محتوا تهیه شد: باید در 5 سال آینده ارتش 7 کشور زیر نابود شود: عراق، سوریه، لیبی، لبنان، سومالی، سودان و ایران.  https://telegram.me/joinchat/BhTHXjwQRyqG9BClznrE_A

 

این طرح حمله به خاورمیانه با تخریب یک قرن ساختارهای مدنی جهنم را به پا می کرد. آمریکا هزینه نابودی و بازسازی ارتش افعانستان، عراق، لیبی، سومالی را متقبل شد که بنفع جناح نظامی آمریکا بود. نمونه: کمک به مجاهدان افغان بضد حکومت سکولار دکتر نجیب منجر ظهور طالبان و القاعده شد. نابودی ارتش عراق منجر به پیدایش داعش شد. جناح نظامی آمریکا در افغانستان از 1979 و در عراق از 2003 در جنگ است. در جنگ اسراییل با الفتح فلسطین حماس بقدرت رسید. در لبنان، حزب الله پدید آمد. از دهه 1970 بحران نفت عربستان، بخواست آمریکا دلار واحد مبادله نفت شد.

 

ذخیره نفت و گاز عراق با 113 میلیارد بشکه شاید بهترین ذخایر جهان است. در 2002 اجازه کشف این ذخایر را به کشورهای دیگر داد. مثلث نئوکان پرل از نهاد محافظه کار اینترپرایز آمریکا- رامزفلد وزیر دفاع- چینی معاون پرزیدنت با لابی خادم اسراییل بضد عراق پرونده سازی کرد. با واسطه چلبی، پال برمرز 2فرمان در انهدام ارتش، انحلال حزب بعث و سازمان اطلاعات داد.

 

انتخابات آمریکا بخاطر تاثیر گسترده در سیاست جهانی رخداد مهمی برای جهان، منطقه، ایران می باشد. کابینه دولت آمریکا 15 وزارتخانه داشته که هر کدام بودجه سالانه و برنامه هزینه کردن آن را به مجلس سنا ارایه می دهند. در دولت جناحهای حاکمیت شرکت دارد. در عین حال برای مصرف بودجه هر وزارتخانه باید برنامه ریزی کند. در بخش خارجی وزرات دفاع برای رشد بودجه سالانه خود برنامه می ریزد. جنگها، پژوهشها و کاربرد ادوات جنگی، ناو، هواپیما، موشک را باید مصرف کند تا نسل بعدی را تولید انبوه کند. لابیها هم در سنا و کنگره به تحمیل برنامه های خود مشغولند. گاهی این رقابتهای درون کابینه به اعلان جنگ بمثابه پردرآمدترین برنامه اجتماعی پیروز می شود- جنگ با صدام، قذافی و اسد. لذا جناح جنگی آمریکا برای سود در خاور میانه است. بخش مالی بومی منطقه برای آرمان خود در منطقه خرج می کند.

 

وزیر خزانه داری و رهبری صندوق بین المللی پول دوره 8ساله کلینتون کنترلهای گردش سرمایه جهانی را حذف کرده که بنفع سرمایه مالی بود. جاگدیش 204. در بحران مالی 2008 جناح نظامی دخیل نبود؛ نهادهای مالی مانند گلدمن ساک با کمک قرض از دولت فدرال از ورشستگی جهیدند؛ البته چند 10 هزار شغل هم حفظ شد.

 

نیویورک تایمز در 2015 نوشت: از 158 خانوار ثروتمند 1.76 میلیارد دلار یا 50% پول برای انتخابات ریاست جمهوری جمعآوری شد.

آنها سفید، ثروتمند، مسن، مرد از حوزه مالی و انرژی اند. در 1996 دو حزب حاکمه برای انتخابات ریاست جمهوری 449 میلیون دلار خرج کرده؛ در 2012 به 6 میلیارد دلار رسید. پلوتوکراسی/ حکومت ثروتمندان در آمریکا شدیدتر شد. بنا به حکم دیوان عالی 2011 بنام "شهروندان متحد" نهادهای مالی آزادند هر مقدار برای انتخابات صرف کنند. "کمیته های عمل سیاسی" بزرگ آگهی های تخریبی بضد لایه هایی از مردم را متقبل می شوند.

 

اکنون 2حزب حاکمیت لایه های مشترک اجتماعی داشته؛ لذا برنامه آنها نکات مشترک دارد. در دولت جدید پرزیدنت معتمدین خود را در 2000 شغلهای فدرال نصب می کند. کابینه، سوکابینه/ نهاد های زیر کمیسیون، ریاست آژانسها، کمیسیونها را سنا باید تصدیق کند. در 21 سال انتخابات غیر پرزیدنتی بطور متوسط 30 کرسی کنگره و 4 کرسی سنا را در انتخابات حزب پرزیدنت می بازد. لذا قوه مقننه کارکرد پرزیدنت را تصحیح می کند.

 

حکومت آمریکا با رقابت انتخاباتی 2حزب دمکرات و جمهوریخواه تعیین می شود. این 2حزب با تعامل در قدرت سیاسی سهیم بوده یا یکی بطور دوره ای غالب می شود. با پیروزی نیکسون، ریگان، بوش پدر و بوش پسر، جناح نفتی-نظامی در حاکمیت آمریکا غلبه کرد. 8سال ریگان بدهی کشور از 900 میلیارد به 2.8 تریلیون دلار رسید. در 8 سال بوش پسر با 1 تریلیون دلار هزینه عراق بازهم بیشتر شد.

 

پس از ج ج 2 آمریکا چه در دوره ریاست جمهوریخواه چه دمکرات در جنگهای عدیده شرکت داشت. این نشان می دهد که 2 حزب لایه مشترک نفتی- نظامی داشته؛ وجود جنگ برای این لایه لازم است که با شعارهای گوناگون تداوم دارد. پس از دوره جنگ سرد، برنامه هسته ای کره شمالی و ایران، اکنون ضد تروریسم شعار است برای بقای بودجه نظامی ملی. تروریسمی که ناشی از گسترش بنیانگرایی مذهبی بضد سکولاریسم از دکتر مصدق، عبدالکریم قاسم، ناصر، بوتو، نکرومه در 60 سال گذشته می باشد.

 

لذا هجمه نظامی آمریکا در نیکاراگوئه، گرانادا، پاناما، لیبی، عراق/ آزادی کویت، سپس در پی نسل کشی بوسیله صربها به خاور میانه در سیاست خارجی دیده می شود. کلینتون تجارت جهانی را با نفتا پیش برد؛ نیز حمله هوایی در یوگسلاوی منجر به تجزیه خونین و تشکیل 7 کشور جدید شد.

 

در دهه 2010 مشی خارجی آمریکا با غلبه گلوبالیزاسیون سرمایه مالی بر امپریالیسم/ جناح نظامی حذر از جنگ در خاور میانه و تعامل هسته ای با ایران را گزید. در 2016 به کوچ نظامی به خاور دور- چین و کره شمالی، روسیه- بخاطر ایجاد تجهیزات نظامی گرانبها و سودده؛ از خاورمیانه- ایران و داعش- می باشد.

 

ولی جناح جنگی/ کمیته سیاست خارجی سنا- جان مکین بر طبل جنگ می کوبد. در سیاست خارجی آمریکا موش می دواند؛ خط و نشان می کشد که با پیروزی جمهوریخواهان در ژانویه 2017 نخستین اقدام پرزیدنت حذف برجام ایران و حمله هوایی شدید بضد داعش در شهرهای عراق، سوریه، لیبی با جمعیت مردم عادی خواهد شد. در دولت جدید رژیم چنج/ تغییر از لیست گزینه های آمریکا حذف می شود.

 

مشکلات برجام برای هر 2 طرف پیش بینی پذیر نبود. با فشار جناح مخالف در آمریکا و اصولگرایان در ایران برجام در خطر است. اسناد افشاء شده 11 سپتامبر در حمله 3هواپیمای مسافری به آمریکا، در رسانه ها بضرر عربستان خواهند شد. گویا عربستان وجه معتنابهی در 2015 در اختیار لابی اسراییل آیپک برای تبلیغ بنفع خود داد. مناسبات آمریکا و عربستان بدتر خواهد شد.

 

رابرت پاری 15آوریل 2015 اخبار کنسرسیوم نوشت: عربستان 16 میلیارد دلار در بازه زمانی 2.5 سال از راه یک کشور سوم برای زیرساخت های آبادانی مانند خانه سازی در کرانه باختری/ فلسطین در اسراییل به لابی اسراییل داد. در عوض لابیهای اسراییل تبلیغ در کنگره آمریکا بنفع عربستان و بضرر ایران مانند برجام، اجازه پرواز اسراییلیها بر آسمان عربستان بکنند.

 

عربستان صدام را در5 اوت 1980 در ریاض تحریض به حمله به ایران کرد. کارتر بخاطر گروگان گیری ایران به صدام چراغ سبز حمله را داد. در جنگ 8ساله قطعات هواپیمایی را اسراییل به ایران برای زدن صدام می فروخت؛ در عهد ریگان برخی جنبه های فروش اسلحه به ایران رو شدند. زدن صدام و اسد و رژیم چینج خواسته های اسراییل و نئوکانها در حاکمیت آمریکا بودند. https://consortiumnews.com/2015/04/15/did-money-seal-israeli-saudi-alliance 

 

حمله 2003 به عراق، ناخواسته کفه ترازوی قدرت را بنفع شیعیان بهم زد. سعودی و ترکیه بضد قدرت شیعی به تسلیح سنیها در عراق و سوریه پرداختند. اسراییل القاعده/ النصره را به اسد سکولار، علویان، آشوریان با حمایت ایران ترجیح داد. سفیر اسراییل در سازمان ملل، در ژوئن 2014 گفت: داعش بر اسد یعنی ابلیس سنی بر ابلیس شیعی رجحان دارد.

 

در 26 مه 2014 ملاقات سران جاسوسی عربستان ترکی الفیصل و اسراییل برای  1ساعت به اهداف مشترک در باره حمایت از کودتای مصر، ضدیت با برجام، ادامه جنگ سوریه، خشم از حماس با 1.8 میلیون سنی در غزه رسیدند. شاهزاده الولید بن طلال، بزرگترین ثروتمند عرب، دومین سهامدار فاکس نیوز، صاحب نیوز کورپوریشن است. https://video.search.yahoo.com/search/video?fr=ush-mailn_02&p=Rabert+parry#id=5&vid=e5b71686729fdbd03a2eab773d48adc4&action=click

 

اگر جناح مالی انتخابات 2016 را ببرد؛ بسط تجارت جهانی، تخفیف درگیریهای منطقه ای، توسل به قانون و تحریم برای کشور یاغی خواهند آمد. جناح نظامی گزینه جنگ را در مناسبات با کشورهای یاغی الویت خواهد داد. هر 2 جناح نظامی و مالی در حاکمیت حضور دارند. هر 2 جناح حاکمیت آمریکا علاقه ای به سرمایه گذاری در ایران ندارند. جناح نظامی- نفتی در خدمت منافع ماشین جنگی خواهان درگیری نظامی است. جناح سرمایه مالی علاقه به زدن پهبادی تروریستها داشته؛ معترض جنگ کلنگی با بیش از 10 میلیون آواره در خاورمیانه بویژه عراق، سوریه، یمن، لیبی بوده؛ در جی 20 با امنیت بیشتر سرمایه گذاری می کند.

 

محافظه کاران عمدتا انبوه بشیران مسیحی، کاتولیکها، لایه هایی از طبقه متوسط، کارگران سفیدپوست دبیرستانی هوادار ترامپ اند. برنامه اجتماعی آنها حق داشتن سلاح، ضدیت با سقط جنین، تضییع حقوق دگرباشان و پناهندگان است. ترامپ اصول حزبی را زیر پا گذاشته؛ بداهه گویی، تولید ترس از خارجی، بدون داشتن دانش حقوقی و کارشناسی قراردادهای جهانی، صرفا از تماشای تلویزیون، خواندن داستانها، مباحثه با دوستان، رسانه های راستگرا به موج ضد خارجی دامن می زند. پیروانش سفید های راست و نژادگراهایند. او 1 سال و 4 ماه از خانم کلینتون پیرتر است.

 

خانم کلینتون در خدمت بهبود اجتماعی با حمایت از کودکان و زنان فقیر، ایجاد شغل برای لایه هایی از طبقه متوسط، تساوی حقوق اقلیتها است. او همچنین در خدمت برخی خواسته های لابیها، زیربنای اقتصادی لایه سرمایه مالی، مجتمع نظامی- صنعتی است. او مجری رئوس مشترک برنامه سندرز چپگرا، حزب دمکرات، منشورهای اتحادیه های صنفی کارگران، کارمندان، آموزگان، طرح های اندیشکده های شورای روابط خارجی، بنیاد بروکینگز، مرکز راهبرد و مطالعات بین المللی، شورای امنیت ملی، کمیسیونهای سیا و وزارتخانه ها می باشد.

 

برنامه او ادامه مشی خارجی اوباما، ازدیاد شغل، کابینه نیمی زن؛ تعمیر زیرساختی یعنی جاده، پل، فرودگاه، راه آهن، بندر؛ رفرم اقامت مهاجران است. ورود اعضای این مراکز به حاکمیت نشانگر نفوذ آنها در فرموله کردن منافع طبقات حاکمه، لابیهای صاحبان صنایع کلان، خواسته های روشنفکران ارگانیک، ارباب رسانه ها می باشد. مسئله مراوده ایمیلهای دولتی با سرور خانگی را جمهوریخواهان به کمیسیون سنا و اداره اطلاعات داخلی/ اف بی آی کشانده؛ رسانه های راست این مسئله را برای بی آبرویی او افشاگری مدام کردند که ژنرال پاوول جمهوریخواه هم انجام داده بود.

 

ربع قرن است که درگیری با خانم کلینتون را کمیسیونها چون توطئه راستگرایان اجرا می کنند. تصادم قوه مقننه و اجرایی در ایمیلهای مخلوط عادی و محرمانه روی سرور خانگی تا برائت خانم کلینتون بوسیله مدیر اف بی آی پس از بررسی طولانی خشم راستگران را انگیخت. لوموند دیپلماتیک 2016.07، هیلاری کلینتون، بازگشت به مداخله گری قدرتمند؟ Sylvain Cypel ترجمه شهباز نخعي. http://mondediplo.com/2016/07  

 

آیا استبداد در خاورمیانه ساختاریست؟ الجزیره جنگ رهایی بخش بضد امپریالیسم فرانسه را برد. ولی حکومت انقلاب انتخابات 1991 را به جبهه ملی اسلامی و ارتش رستاخیز سلفی باخته؛ کودتای نظامی کرد. در روند اسلامی دهه 1990نزدیک به 100 هزار نفر کشته شدند. کودتاهای پاکستان این کشور سکولار را به جمهوری اسلامی رساند. مصر هم با سقوط دیکتاتوری 30 ساله مبارک به دمکراسی نیانجامید؛ زیرا پیروزی انتخاباتی اخوان المسلمین به کودتای ژنرال سیسی منجر شد. در ترکیه اردغان شریعت خزنده را با انتخابات در حاکمیت نشت می دهد.

 

البته تضادهای درونی تبعیض حاکمیت به اقلیتها و زنان نیز وجود دارند: در عربستان تبعیض به 15% مردم شیعی، آپارتید جنسیتی زنان، اعدام فله ای شیخ نمر و 46 جهادی در 2015، در ترکیه با 75 میلیون نفر تبعیض به 18% کرد و 1 میلیون علوی/ شیعی، در ایران تبعیض به زنان و اقلیتهای سکولار، سنی، بهایی و اعدامها در ملاء عام.

 

در 2015 عربستان 150 انسان را گردن زد؛ پس از داعش مقام دوم در جهان داشت. ایران هم بیشترین اعدامها را در جهان داشته که در رسانه های جهانی خوشآیند نیست. ترکیه هم در روال درگیری با گلوبالیزاسیون با رهبری اردوغان و حزب عدالت و توسعه سنی راست در مسیر اقتدارگرا، آوردن حجاب در دانشگاه، خشونت و مناقشه با همسایگانش اسراییل، روسیه، ایران در غلطیده؛ ژوئن 2016 برای بهبود مناسبات با این 3 کشور تلاش کرد. کودتای نافرجام به زدایش مخالفان اردوغان در حاکمیت منجر شد.

 

تحدید حاکمیت فشار بر توده را در موج پناهجویی افزایش می دهد. فرار لایه هایی از پناهجویان به غرب در ایران دهه 1380 تحت تحریم بانکی، کلنگی شدن سوریه دهه 1390 با پیدایش 100 ها گروه مسلح، نقض امنیت مردم را بخوبی می توان دید. آینده کشور یاغی عملا در عصر گلوبالیزاسیون در نهایت کشور بی دولت مانند سومالی و یمن است؛ لیبی، عراق، سوریه هم بسوی زوال دولت مرکزی می روند. جدایی طلبی هم دمکراسی نمی آورد. ارتیره در استبداد و سودان جنوبی با جنگ داخلی روبرویند.

 

منابع.  ‏2016‏/08‏/29

In Defense of Globalization-Oxford University Press, 2005- Jagdish N. Bhagwati جاگدیش باگواتی.

 http://scholar.harvard.edu/files/idiwan/files/chekir_and_diwan_-_2015_-_crony_capitalism_in_egypt.pdf

http://english.alarabiya.net/en/views/news/middle-east/2016/01/07/Corruption-crony-capitalism-at-heart-of-Israeli-politics.html

 

در خاورمیانه رویدادها با شتاب و بطور مسری به دیگر عوامل بیرونی سرایت می کنند. تحلیل زیر را رابرت پاری نوشت که در اوت 2016 این صفآرایی، یارگیری، پس و پیشی، کانونی و پیرامونی نیروهای در زیر می اید. ترکیه دیگر شعار سرنگونی اسد را نداده؛ با رایزنی روسیه و ایران برای جلوگیری از پیشروی کردها و قلع و قمع داعش به نوار مرزی/ جرابلس سوریه حمله کرد. در این حرکت جدید عربستان ناخرسند اوت شده؛ قطر هم از آن بسوی ترکیه گرایش یافته.

 

این عمل ترکیه با فرستادن گروهی تانک به سوریه سال گذشته اعلان جنگ به روسیه و ایران قلمداد می شد. این کشور از اتحادیه اروپا فاصله گرفته؛ آمریکا را هم در این مشی جدید نسبت به سوریه همراه کرده. تنها شدن عربستان از تابستان 2015 و برجام ایران آغاز شد که کاهش آمریکا در حمله هوایی به یمن را هم دربر می گیرد.

 

ماجراجویی عربستان در منطقه ترکیه، قطر، آمریکا را هراسان کرد. اکنون عربستان در تنشهایش با ایران گیر کرده. گروههای جیره خوار عربستان در سوریه را نیروهای دیگر قلع و قمع می کنند. در کنفرانس ژنو روسیه و امریکا هم حامیان مسلح عربستان دیده نمی شوند. ستون تانک های ترکیه و انزوای منطقه ای سعودی ها http://www.asriran.com/fa/news/489445/ 

به بقیه گزیده های مقالات دکتر بیژن باران کلیک نماید  

 

 
 

admin@vatandar.at

 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد