2018/3/02

اقتصاد چین سده 21

دکتر بیژن باران

بیآموز، بیآموز، بیآموز. لنین

 

سده 20 انقلابات مهم در روسیه، ویتنام، چین و استقلال هند در کنار امپریالیسم آمریکا رخ دادند. روسیه در نیمه آن سده بضد اصلاحات سیاسی و اقتصادی خروشچف کودتای سفید کرده؛ دوره 20ساله رکود برژنف نظام شوروی را از درون پوکاند؛ در 1991 فروپاشید. از 1991 ببعد خصوصی سازی روسیه یلتسین به دست مافیا و کنترل الیگارشی افتاد. در برخی دولتهای اروپای شرقی دمکراسی نضج گرفته؛ در کشورهای آسیای میانه دیکتاتوری مانا شد. ویتنام 3امپریالیست ژاپن، فرانسه، آمریکا را شکست داده؛ از 1975 مدل تک حزبی چین و اقتصاد مختلط سرمایه خارجی، خصوصی، دولتی را دارد.

 

هند پس از استقلال در راس جنبش غیرمتعهدها به کندی طبقه متوسط را به 267 میلیون نفر رساند. متوسط عمر 34سال دهه 1960 را اکنون 2برابر کرده. عضو مشترک المنافع انگلستان با 50 کشور است. اگرچه در آن تصفیه های انقلابی رخ نداد؛ ولی با کمبود بهداشت، تغذیه بد، مرگ و میر اطفال، عفونت مسری شاید بیش از چین تلفات داد. در سده 21 با رشد 7% سالانه، اقتصاد هفتم بین فرانسه و ایتالیا ست. هند با اصلاحات کندتر- حقوق مدنی، اینترنت، رسانه های آزاد، دادگستری مستقل دارد.

 

جمهوری توده ای چین با تز "محاصره شهرها از طریق روستا"، تولید "نیمه فئودال نیمه مستعمره"، مارش طولانی انقلاب 1949 تشکیل شد. رفرم ارضی، صنعتی کردن، جاده سازی، آفرینش میلیس خلق، تجهیز ارتش مدرن، آزمایش بمب اتم، گسترش آموزش و بهداشت عمومی انجام شدند. 30سال کیش شخصیت صدر مائو، سپس 30 سال رفرم، شاید هم پرزیدنت کنونی 30 سال در رهبری بماند.

 

در دهه 1970 درگیری 2خط چپ افراطی باند 4نفره شامل همسر مائو، رفرمیسم دنگ ژیائو پینگ در انقلاب فرهنگی منجر به پیروزی رفرمیسم شد. این پیروزی با مذاکرات کیسینجر- نیکسون و مائو- چوان لای اقتصاد چین را با فنآوری و سرمایه آمریکا در تقابل با شوروی و هند باز کرد.

                 

اصلاحات سیاسی در کنگره 1982 زدایش کیش شخصیت مائو، محدودیت به 2دوره ریاست و نایب جمهوری، ورود به بازار آزاد جهانی بوده؛ سرمایه خصوصی بومی و خارجی در مشارکت با دولت آزاد شد. از غرب سرمایه، دانش تولید، مالکیت فکری به شرق آمدند.

 

چین کشور بزرگی با 1.3 میلیارد نفوس و 14 هزار کیلومتر ساحل است. شانگهای و هنگ کنگ با برجهای مدرن مراکز مالی جهان اند. پکن با بناهای تاریخی- مانند کاخ شهر ممنوعه، میدان تیآن آمن/ صلح آسمانی، دیوار عظیم شرقی غربی چین- سیاحتگران را جذب می کند. در 2016 GDP چین 11.2 تریلیون دلار با 6.7% رشد اقتصاد سالانه بود. واحد ارزی رنمین بی، در آمد سرانه خالص ملی GNI 8123 دلار، توان خرید سرانه PPP 15500 دلار، سرانه اینترنت 38.4% جمعیت اند.

 

سال 2021 صدمین سالگرد پیدایش حزب کمونیست با 89 میلیون عضو است. کنگره حزب هر 5سال تشکیل می شود. در اکتبر 2017 کنگره 19 حزب با 2000 نماینده، خط دنگ ژیائو پینگ در مشی شی جین پینگ ادامه یافت. این مشی ادامه رشد اقتصاد، کاهش فساد حزبی و دیوانی، زدایش آلاینده های هوا و آب، مهار بدهیهای ایالتی، اصلاحات قانون، حق مولف، حقوق شهروندی می باشد.

 

شی جین پینگ 3مقام رهبری دارد: رییس جمهور، صدر حزب کمونیست، صدر کمیسیون نظامی مرکزی. مردم از هر 2 سیاست مراوده جهانی و رشد اقتصاد حمایت می کنند. چین برای افزایش وجهه جهانی، رشد نیروی خورشیدی، نوآوری در ابزار نظامی می کوشد. فرید ذکریا وپ020318

 

جین پینگ در گزارش به کنگره مشی خود را به تصویب رساند. روی نوآوری، افزایش درآمد سرانه، مدیریت اقتصادی حزب، نقش بازار، توزیع ثروت، فنآوری رایانه در خودرو، روباتیک، بهداشت عمومی، تجارت الکترونیک، اقتصاد دیجیتال، الگویابی ابر رایانه ای علائق مردم تاکید شد. حق مولف/ کپی رایت برخط در شبکه های اینترنت چین اجرا خواهد شد.

 

کاربرد هوش مصنوعی بقرار زیر است: توان پرداخت با آیفون، موتور جستجوگر در مالیگرایی، اعتبار و خرید قسطی برخط بدون وثیقه با داده های تحلیل شده، بررسی اعتبار فردی. لذا خریدار با اعتبار مالی، اقلام گرانتر از وسع ماهانه خود را می تواند بخرد. شرکتهای علی بابا، جی دی، 10سنت در جهان رقیب شرکتهای بزرگ غربی اند.

 

چین پس از انقلاب توده ای تا انقلاب فرهنگی خط مائو با 20میلیون کشته؛ رفرم 1978 دنگ ژیائو پینگ را تا ریاست جین پینگ با سرمایه داری مختلط خارجی و دولتی پی گرفت. آیا این رفرم با بررسی ریویزونیسم خروشچف، آمار ضعف اقتصاد روسیه، قیاس خود با آمریکا بود یا خلاقیت دنگ در برابر دگماتیسم مائو؟ آیا در حزب گروههای پژوهشی با مقایسه اقتصاد آلمان شرقی و غربی، قیام 1956 مجارستان، تمرد دوبچک در چک 1967، قیاس رشد اقتصادی ژاپن و چین- گزارش برای کمیته مرکزی حزب تهیه کردند؟

 

چین با رفرم دنگ ژیائو پینگ در پلنوم سوم، یازدهمین کمیته مرکزي حزب کمونیست چین، دسامبر 1978 بهتر از رفرم خروشچف در سخنرانی 1956 کنگره 20حزب کمونیست اتحاد شوروی، انعطاف نشان داده؛ اقتصاد را شکوفان کرد. البته سرمایه داری آمریکا در بازه زمانی 20سال بمثابه عامل اثرگذار به مرحله گلوبالیزاسیون توسعه یافته بود.

 

این 2عامل رفرم و آمادگی آمریکا در کوبا هم با مدل سوسیالیسم روسی در 2017 دیده شد. هم در شوروی هم در کوبا کسبهای خدماتی مانند سلمانی، رستوران، تاکسی رانی برای انباشت سرمایه ضروری بودند. ولی ارتودوکسی ایده الوژیک، تحجر حزب، امتیازات بوروکراتیک اجازه این خدمات را به شهروندان ندادند یا دیر دادند. زیرا در فاز تاریخی سرمایه داری، نوع خصوصی بهتر از دولتی اقتصاد را شکوفان می کند.

 

در چین رهبر حزب رشد رسمی را اعلان کرده؛ در برنامه 5ساله، ایالات هر کدام باید به رشد تعیینی از مرکز برسند. بدهی دولت های ایالتی بخاطر فساد حزبی 234% تولید ناخالص داخلی است؛ یعنی 2برابر تولید خود قرض دارند. گسترش صنایع در چین به صادرات، سرمایه داری دولتی و خصوصی تحت کنترل سیاسی حزب حاکم، رشد بورس سهام انجامید. بورس چین روی بورس جهان اثر گذارد. لذا چین مواضع سیاسی رادیکال بضرر بازار بورسش دیگر نمی گیرد. مبادله سهام در چین فقط یک/ سوم GDP است؛ آمریکا 100% است. م2. در 2013 در آمریکا 20% جمعیت 92% سهام را داشته؛ یا 80% مردم 8% سهام را دارند. وپ 010317

 

ونزوئلا با برنامه های مرکزگرا، نابودی اقتصاد، رشد جنایت خیابانی، فرار مردم به کلمبیا- یک کشور مافیای مخدرات- نشان می دهد: بدون انباشت سرمایه توزیع ثروت به فقر منجر می شود. در مقابل اقتصاد شکوفان شیلی با سرمایه داری خصوصی در بخش کشاورزی و خدمات را می توان آورد.

 

حاکمیت تک حزبی رشد مستمر اقتصاد 3دهه ای 10% سالانه چین را به رتبه اقتصاد دوم جهان در سده 21 رساند. رشد اقتصادی سریع چین به دمکراسی لیبرال از نوع هنگ کنگ و تایوان هنوز نرسیده. چین با انقلاب و حزب مرکزگرا، اکنون با رشد کندتر اقتصاد، محدودیت حقوق مدنی، سانسور رسانه ها روبرو ست. قتل عام 1989 در میدان تیآن آمن ماه عسل چین-آمریکا را پایان داده؛ رشد چین با سوءظن برانداز شد. جناحی از حاکمیت، نه تمام آن، مسئله حقوق بشر در چین را مطرح می کنند.

 

با رفرم 1978 چین از اقتصاد مرکزگرا به بازارگرا رفته؛ توسعه اقتصادی و اجتماعی سریع را تجربه کرد. سریعترین رشد اقتصادی پایدار در تاریخ 800 میلیون نفر را از فقر نجات داد. با جمعیت زیاد، رشد اقتصاد در جهان اهمیت یافت. این را رشد غیر سیاسی "بازارهای باز نوظهور"پاسیفیک خوانده اند. از 2012 رشد اقتصادی کند شد. از 2008 در رشد جهانی اقتصاد سهم عمده دارد. چون درآمد سرانه اش از کشورهای پیشرفته کمتر است، اصلاحات بازار آن کامل نبوده؛ این کشور در حال پیشرفت می باشد.

 

مراودات ایران و چین 2پنجم تجارت خارجی ایران اند. در 2016 چین شریک تجاری عمده ایران با 21% صادرات و 17%واردات بود که نسبت به سال پیش 31% افزایش داشته؛ 18 میلیارد دلار بود. سپس کره جنوبی، ترکیه، امارات اند. رابطه تجاری چین با ایران در 2017 به 40 میلیارد دلار رسید؛ از ربع دوم ایران 5 میلیارد دلار اضافه تجارت داشت. در 2018 به 50 میلیارد دلار بالغ می شود.

 

صادرات ایران به چین از 1999 بخاطر نفت و گاز 82% کل صادرات بود. واردات ایران از چین ماشین آلات غیربرقی، فرآورده های آهن، فولاد، شیمیایی بارزش 3.49 میلیارد دلار در 4ماه اول 1396 بود. در 2017 صادرات غیرنفتی 8.5 میلیارد دلار و نفتی 11 میلیارد دلار به چین بود. یوآن واحد پول چین برابر 15% دلار است.

 

پس از رفع تحریمها در 2016، بانک چینی Exim برای 26 پروژه در ایران 8.5 میلیارد دلار وام داد. جاده ابریشم با قطار 3200 کیلو متری از اروقی/ ایغور، پایتخت شین جیانگ غربی به قزاقستان، ازبکستان، ترکمنستان، تهران وصل می شود. چین یک قرار داد 25 ساله گاز مایع با ایران داشته؛ پس از روسیه مقام 2 در صدور اسلحه به ایران را دارد.

 

شریک اول ایران اروپا با 25 میلیارد دلار تجارت بوده؛ اکنون چین است. بخش عمده واردات چین به ایران از راه دوبی است. ایران معاهده پالرمو یعنی نظارت سازمان ملل بر امور بانکی بضد پولشویی را همراه 8کشور دیگر امضا نکرده؛ 190 کشور آنرا امضاء کرده اند. وامدهی چین افزایش سالانه نشان می دهد: در 2014  به میلیارد دلار 1.6، در 2015 به 1.8، در 2016 به 2، در 2017 به 2.5، در ژانویه 2018 به 4. رسید.

 

تعصبات چین نسبت به خارجیان گریبان ایراینان را گرفته: 1- برخورد بد آنها به مسافران ایرانی در فرودگاه شانگهای. 2- بسته شدن حسابهای بانکی دانشجویان و تجار ایرانی. 3- عدم صدور مجوز سرمایه گذاری. 4- مخالفت با عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای.

 

برای چین خاورمیانه دومین صادرکننده نفت و هفتمین شریک تجاری است. تجارت آن با شورای همکاری خلیج از 92 میلیارد دلار در 2010 به 350-550 میلیارد دلار در 2020 خواهد رسید. سبد اصلی این تجارت انرژی، زیرساخت، تسلیحات است. عربستان مقام اول و ایران سوم در صدور نفت به چین دارند.

 

مردم آلمان، شیلی، اندونزی، اطریش، کانادا، هلند به چین بیشتر از آمریکا اعتماد دارند. رابطه فرهنگی چین سکولار با 25 میلیون ایغور مسلمان و خاور میانه بد است. چین ماهواره تلویزیون عربی در خاورمیانه نداشته؛ فقط یک روزنامه عربی در مصر دارد؛ نیز عربها از محصولات نامرغوب چینی ناراضی اند.

 

در نظرخواهی 2005 در مصر 15% و عربستان 41% به چین بدبین بوده؛ در 2011 بترتیب به 43% و 66% افزایش یافت. مخالفان چین از اسلامگرایان، اعتدالگرایان، بنیانگرایان مسلح اند. رک: لیاو. مردم هند، فیلیپین، ژاپن، ویتنام 74% نسبت به چین ناراضی اند. در حالیکه در اروپا، استرالیا، آمریکای لاتین سرمایه گذاریهای چین با هیجان توام مکررتر، شدیدتر بوده؛ نشانه تعدیل آن دیده نمی شود. WP17016

 

بورس سهام شیکاگو پس از 135 سال را چین به 20 میلیون دلار در 2017 خرید- مشروط به پذیرش SEC کمیسیون مبادله سهام. این کمیسیون برای نظارت بورس و اوراق بهادار آمریکا می باشد. در 2016 چین در آمریکا 171 شرکت را 65 میلیارد دلار خرید- 3برابر 2010 با خرید 45 شرکت به بهای 5میلیارد دلار. چین 10هزار پروژه عمرانی در آفریقا دارد.  WP030917

 

سرمایه چین در فاز گسترش با برنامه های جاده ابریشم، فلاحت در آفریقا، گسترش زیر بنا صرف می شود. بانک توسعه نوین NDB در شانگهای با سرمایه 50 میلیارد دلار برای اعضای بریکس است. بانک آسیایی سرمایه نهی زیرساختها AIIB در پکن با سرمایه 100 میلیارد دلار برای 56 سهام دار بغیر از آمریکا و ژاپن است. آمریکا با این بانک مخالف بوده؛ باین دلیل که پروژه های مالی بین الملی و استانداردهای زیستبومی را مختل می کند.

 

در مقایسه بانک جهانی 200 میلیارد دلار سرمایه دارد. چین تا 1 تریلیون دلار اعتبار برای OBOR "یک کمربند یک جاده" از آسیا و اروپا تا آفریقا کنار گذاشته با شعار "آموزش از هم، بهره مندی مشترک، نتایج برد-برد." جاده ابریشم با بودجه 10برابر برنامه مارشال آمریکا، برای امتداد مسیر زمینی به اروپا آغاز شده.

 

بانک توسعه آسیایی با سرمایه بیشتر ژاپنی با مرکز دفتری در فیلیپین تشکیل شد؛ با تخمین نیاز مالی 8 تریلیون دلار تا سال 2020 برای به روز کردن زیربناهای کشور های فقیر. خود آمریکا از برنامه های آبادانی کنار کشید؛ در 2014 حدود 85 میلیون دلار در این بخش سرمایه گذاری کرد. در مقابل در 2015 کمپانیهای آمریکایی در لوکزامبورگ با جمعیت 4% کامبوج 290 میلیون دلار سرمایه گذاری کردند.

 

بنا به بانک جهانی آمریکا 8.1، چین 3.1، هند 1.4%GDP  را صرف بیمه بهداشت می کنند. متوسط عمر آمریکا 78، چین 76، هند 68 سال است. جی دی پی از 6.9% به 6.5% افت 2018 بنا به تقاضای جهان را نشان می دهد. مبادلات تجاری 2017 چین و آمریکا 580 میلیارد دلار بود. چین وارد کننده مواد خام مانند نفت است.

 

آیا دمکراسی و سرمایه داری باهمند؟ پاسخ با تجربه فاشیسم نیمه سده گذشته و الیگارشی سده 21 روسیه منفی است. آزادی اقتصادی به آزادی سیاسی نمی انجامد. پس از جنگ سرد سرمایه داری گسترش یافت؛ ولی دمکراسی خیر. گرایش به اتوکراسی  را در چین با "هسته اعتبار اجتماعی" تا 2020 برای کنترل شبکه های مجازی و داده های خریداران می توان دید. محدودیت 2دوره ریاست و نایب جمهوری هم در کنگره آخر لغو شد.

 

صنعت تلویزیون و فیلم در چین 4.1 میلیون شغل در مقابل 2میلیون شغل در آمریکا در 2016 داشت. این صنعت 0.34% اقتصاد را تولید می کند. چین 41هزار بیشتر از 50هزار پرده سینما در آمریکا داشته؛ تا 2020 فروش باجه سینما چین اول در جهان خواهد شد. اقتصاد چین نگران اقتصاد مصرفی جهان، مشی مالی آمریکا، افزایش نرخ سود اداره دارایی فدرال است.

 

در روستا 55میلیون فقیر در 2015 داشت. رشد اقتصادی بیعدالتی، شهرنشینی، چالش زیستبوم، تجارت خارجی ناموازن، پیری جمعیت، مهاجرت درونی کارگران را پدید آورد. از فقر به درآمد متوسط ساده تر از متوسط به بالا رشد می توان کرد. 13مین برنامه 5ساله تا 2020 حل مشکلات زیر را نشانه می رود: بسط خدمات، ترمیم زیستبوم، کاهش نابرابری اجتماعی، کاهش پالاینده ها، افزایش کارایی انرژی، بهبود آموزش و بهداشت، تامینات اجتماعی.

 

جنبش ضدجنگ، زنان، غیرسفیدان، کارگری آمریکا در دهه 1960 دستآوردهایی برای بهبود وضغ کارگران داشت. تفرقه بین چین مائویست و شوروی رویزیونیست درگیری مسلحانه مرزی را پدید آورد. برای سرمایه داران آمریکا اینها باب طبع شدند: کوچ سرمایه بخارج بخاطر گرانی کار، مقررات زیستبومی، پیدایش پناهگاههای فراساحلی برای خواباندن سرمایه بدون مالیات، رشد فنآوری دیجیتال، تقسیم بندی تولید کالای جهانی، توزیع اتوماتیک کالا در جهان، ارایه برخط سهام در بورسهای جهانی. مالیگرایی با فنآوری دیجیتال به انتگراسیون بورس سهام جهان ممکن شده بود.

 

لذا تولیدات صنعتی به شرق رفته؛ تولیدات نوین مانند خودروی برقی، روباتیک، تفریحات، لیزر، بیسیم، ویدیو، هواپیمایی، داروهای نوین، ابزار دقیق حفاری، مخابرات، اینترنتی در آمریکا  به رشد ادامه دادند. این تقسیم تولید صنعتی در چند کشور چین، هند، مکزیک و تولید نرمافزارهای توزیع کالا به تمام جهان با رایانه ها و بهینگی روند تولید- توزیع در آمریکا و انگلیس ممکن شد. لذا گلوبالیزاسیون با انتگراسیون برخط اهم بازارهای بورس سهام 3 فاکتور زیر را پدید آورد:

 

1-سود بیشتر در خارج از مرزهای ملی نوید داده شد. با بررسی انباشت ثروت 1% ها در 4دهه قبل صحت این نوید ثابت شد. 2-کوچ سرمایه به چین با نیروی ارزان کار و عدم مقررات مناسب بود. 3-با مسکوت ماندن وضع تایوان، چین به عضویت شورای امنیت نائل شد. این 3عامل باعث شدند مراوده چین و آمریکا گسترش یابد؛ بدرجه ایکه به انکشاف سرمایه به فاز گلوبالیزیسیون در آمریکا و انگلیس و فروپاشی اردوگاه منجر شد.

 

گلوبالیزاسیون اینها را در بر می گیرد: 1- اراده سرمایه برای ازدیاد ثروت، سود بیشتر، امنیت مال در جهان است. با کاربرد فنآوری دیجیتال در شبکه های تولید، توزیع، فروش اینترنتی، پناهگاه پولی فراساحلی جهانی است. 2- زنجیره عرضه را خودکار کرده؛ در 5قاره روند بهینهprocess improvement ، ارزش افزوده VAR، کاربرد رایانه تولید را جهانی چون ساعت دقیق کرده است.

 

3- مرحله فراتر از تولید صنعتی، فروش در بازار، صدور کالا ست. 4- در چند کشور پدید آمده که در عالیترین مرحله تولید سرمایه داری مانند آمریکا، انگلیس، برخی کانونهای تولیدی کشورهای جی 20 می باشد. 5- ادغام مالیگرایی و فنآوری دیجیتال می باشد. 6- تحت پاکس آمریکانا پس از جنگ سرد یا بزعم برخی "پایان تاریخ" رشد بورس جهان را جهشی افزود. 7-افزایش شهرنشینی، مهاجرت درونی به کلانشهرها و بیرونی از خاورمیانه به غرب.

 

سرمایه داری مراتب از کف مانند کشور موزامبیک تا عالی مانند چین و هند در صدور سرمایه گذاری زیرساختی در جاده ابریشم و بندر پیره یونان و بندر چابهار ایران، تا سقف مانند آمریکا و انگلیس دارد. سرمایه داری در 193 کشور جهان در مراحل گوناگون بوده؛ با 3انقلاب صنعتی سده 18، اطلاعات و ارتباطات سده 20، دیجیتال بیسیم کنونی ثروت ساز نجومی می توان متناظر یافت.

 

شرایط سرمایه در چین و هند از دهه 1970 مانند آغازش در غرب است: آزادی بیشتر در تخریب زیستبوم، عدم ایمنی کار، بازار فروش پایین دستمزد، تسهیلات مالیاتی، ردیف کردن منابع کانی. این شرایط برای سرمایه گذاری آمریکا در شرق جذابیت دارند. در غرب، رشد طبقه متوسط مرفه، مقررات حفظ زیستبوم، نیرومندی سندیکاهای کارگری، اشباع مصرفی طبقه متوسط علیرغم آمدن مدهای نو به بازار- حرکت سرمایه را رو به شرق کرد.

 

در کشورهای سرمایه داری دیگر، بازفروشی ارزش افزوده value-added reseller خودکار نبوده؛ بصورت قطعه خرید و فروش شده تا در مرحله آخر، کالای نهایی سرهمبندی می شود. این نوع تولید نمی تواند در برابر گلوبالیزاسیون با شبکه بهینه جهانی رقابت کند. لذا صادرات چین به آمریکا و ایران، مصنوعات داخلی ورشکست می شوند. تولید کنندگان سابق به توزیعکننده، ضامن تمدید جواز کارکرد کالا، پشتیبان بالابر Upgrade به مدلهای بعد، خدمات پس از فروش، فروش تضمینات سالانه محصولات ساخت چین تبدیل می شوند.

 

شغلهای با حقوق بالا مانند طرح مهندسی، پژوهش، شبیه سازی، پروتوتیب فنآوری فرابرتر، طرح مدلهای نوین، بازار یابی، خرده فروشی در آمریکا می مانند. در اینجا گروههای نوآور به اختراعات ادامه داده؛ در مرحله ای از رشد- شرکتهای بزرگ مانند اپل، آمازون، مایکروسافت، گوگل- آنها را خریده؛ تا با شگردهای کاغذبازی مالیگرایی بهای سهام خود را در وال ستریت بالا برند.

 

در این روند، امریکا شغلهای یقه آبی را صادرoutsource  کرده؛ شغلهای گران حقوق را افزایش می دهد. شرکتهای چندملیتی آمریکایی اپل، نایکی، گپ در بازاریابی، طراحی، نوآوری فنآوری ادامه کاری می کنند. مهارتهای آمریکا در داروسازی، تفریحات، تسلیحات، هولیوود، هواپیما، بازیهای الکترونیک، ابزار حفاری لیزری، مخابرات بیسیم، امور فضایی، سبدهای مالی، مالیگرایی، نرمافزارها- سلطه تکنولوژیک آمریکا را نسبت به دیگر اعضای جی 7 حفظ می کنند. سروری نظامی، فرهنگ نرم مدرن، سرمایه عظیم- سلطه مالی آمریکا را حفظ می کنند.

 

چین 3برابر آمریکا در 2010 رشد داشت. شرکتهای آمریکایی از اپل تا خودرو فورد، نایکی، هاینز، گپ برای سود بیشتر در چین گسترش یافتند. آنها در چین 3.6 میلیارد دلار در 2009 سرمایه نهی مستقیم خارجی FDI؛ بیشتر از 2.9 میلیارد دلار 2008 داشتند. سرمایه نهی مستقیم FDI شرکتهای آمریکایی در چین از 11.14 میلیارد دلار در 2000 به 92.48 میلیارد دلار در 2016 رسید. آمریکای 2حزبی و چین تک حزبی دریافت کننده بزرگترین FDI در چند دهه اخیر اند. منبع1

 

در حالیکه سرمایه آمریکا با مالیگرایی در فاز بالاتر قرار دارد. این فاز ایجاد لایه های برخط با دانش ژرف روی بورس سهام جهان، خدمات، مستغلات، سرمایه کارآفرین  VCیعنی تزریق پول به هسته آغاز فنآوری در یک کسب جدید، آغاز عرضه عام IPO می باشد. منبع 8سپتامبر 2017 پاولا سوباچی. آمریکا با 50 ایالت ارز دلار بکار می برد؛ کالیفرنیا اقتصاد پنجم جهان است.

 

سلطه ارز تجاری جهانی دلار را اکنون لیره انگلیس، یوروی اروپا، ارزهای بومی سازمان همکاری شانگهای و بریکس به چالش کشیده اند. در 2016 ارز چین "رن مین بین" به دلار، یورو، ین ژاپن، لیره انگلیس سبد ارز ذخیره IMF افزوده شد. سلطه دلار بعنوان ذخيره ى ارزى جهانى كمك بزرگى به اقتصاد آمريكا تا 200 میلیارد دلار سالانه بابت حق الزحمه، کنترل قیمت، تعیین نرخ سود به خزانه آمریکا مى رساند. حق برداشت ویژه با نهادهای چند جانبه است که حاکمیت سرمایه جهانی روی آنها قرار دارد.

 

وخامت بین المللی دلار، از توان آمریکا با تحریم و جنگ اقتصادی با روسیه، ایران، ونزوئلا، کره شمالی بیشتر می کاهد. این تضاد اقتصاد با گسترش سرمایه و سیاست با نفعبران دیگر در حاکمیت را نشان می دهد. لذا حاکمیت در خدمت سرمایه، یکدست نبوده؛ بلکه با سیاست، مسالمت آمیز قدرت سیاسی را تقسیم می کند. نقش زیربنای اقتصاد و روبنای سیاست در حکومت دیده می شود. این 4 کشور و اندونزی در طرح چین برای کاربرد طلا بجای دلار شرکت دارند.

 

اگر "پترو یوآن" بخواهد رایج شود؛ باید چند کشور عرب نیز این طرح را بپذیرند. پترو دلار در 1974 در جده  متولد شد. در سده 21 آمریکا با گاز صخره ای خود بهای نفت را کاهش داد؛ ضربه مالی به عربستان زد. چین و روسیه برای مقابله با نوسانات یا سقوط  ارزش دلار به استخراج معادن و خرید طلا افزوده اند. طرح مشترک روسیه و چین برای خاتمه سلطه جهانی دلار، راشاتودی: ترجمه رضا نافعی https://aayande.wordpress.com/2017/

 

نسبت منابع کانی به تولید ناخالص داخلی آمریکا با 19% و چین با 10% بزرگترین محل سرمایه نهی مستقیم خارجی FDI در چند دهه اخیر بوده اند. آنها سرمایه گذاران کلان در جهان اند. در پایان 2011 FDI جهان 19 تریلیون دلار بود. آمریکا در پایان 2012 سرمایه نهی مستقیم در خارج 4.5 تریلیون دلار یعنی ربع همه FDI در جهان در کشورهای ثروتمند را داشت.

 

برای چین 53.2 میلیارد دلار بود که در 2013 به 660 میلیارد دلار رسید. آمریکا پنجمین در چین بود- پس از هنگ کنگ، ژاپن، سنگاپور، کره جنوبی. در پایان 2012 چین 2.16 تریلیون دلار FDI داشت که سهم آمریکا 73 میلیارد دلار بود. نیز نشان داد: سرمایه به کشورهای فقیر نرفته؛ به کشورهای پیشرفته بخاطر امنیت و توافقات چندجانبه می رود. منبع MOFCOM

 

علتهای ناچیزی FDI آمریکا در چین نسبت به GDPو جمعیت بقرار زیرند: 1- ضعف حق مالکیت مولف و حاکمیت قانون. 2- آمریکا در کشف معادن طبیعی، عمدتا سرمایه نهی مستقیم در خارج می کند. چین منابع طبیعی نفت، گاز، کانها، غذا کم دارد. هر 2 نسبتا منابع طبیعی، انرژی، غذا دارند. 3- دوری چین از آمریکا. 4- بقیه جهان به چین اعتماد بیشتر داشته؛ امریکا نظر خنثی به آن دارد. 5- خدمات مدرن مالی، مخابرات، بهداشت، آموزش، رسانه، تمهیدات/ لوجستیک، در آمریکا قوی ند؛ در چین محدودند.

 

در 2011 سرمایه گذاری جهان، آمریکا، چین در مقصدهای زیر از عمده ترین تا کمترین قرار گرفتند: آمریکا، هلند، آمریکا؛ چین، بریتانیا، استرالیا؛ بریتانیا، کاناد، بریتانیا؛ فرانسه، ایرلند، قزاقستان؛ .. ایران، سوئد، مجارستان. در این جدول امریکا عمده ترین مقصد سرمایه گذاری جهان بود؛ سپس هلند بود. چین مقام اول سرمایه گذاری در آمریکا را داشت. WP261017

 

سرمایه گذاری ها در کشورهای آلمان، ژاپن، کانادا، فرانسه، استرالیا، مکزیک، اسپانیا، آفریقای جنوبی، برزیل، روسیه، سوئد بودند. در جهان گرفتن سرمایه خارجی 2011 ایران مقام 20م را داشت. چین مقام 1 منبع مالی سازمان ملل و مقام 5 منبع مالی بودجه سپاه صلح سازمان ملل- پس از هنگ کنگ، ژاپن، سنگاپور، کره جنوبی- داشت. منبع MOFCOM

 

آمریکا در سیاست به چین نیاز دارد: تعدیل فعالیت اتمی ایران و کره، تعدیل گرمایش جو، امنیت جهانی اینترنت، نفوذ در آفریقا. چین بزرگترین تجارت آفریقای زیر صحرا/ مرکزی و جنوبی را دارد. چین هم نیاز به تعدیل فساد اداری، کاهش گرمایش جو، آلاینده های شهری دارد. هر دو بهم در کاهش مرض ناشی از ایبولا، تقویت اتحادیه آفریقا نیاز دازند. هر 2 پایگاه نظامی در جیبوتی دارند.

 

تجارت آمریکا با چین 568.4 میلیارد دلار در 2017 با 12.6% افزایش از سال پیش بنفع چین بود. این عدد بنا به ارزش کالا در مرز می باشد. اکنون این نوع تولید به مرحله اشباع منحنی عرضه و تقاضا در چین رسیده. لذا تولید چین از 10% جی دی پی در دهه پیش به 6.7% رسیده. یک نمونه تجارتی روند ساختن  و مرز گمرکی برای محصولات اپل است.

 

آیفون اپل محصول تجارتی آمریکا و چین است. اجزای آن- تراشه، آنتن، حسگر در ژاپن، کره جنوبی، تایوان، ایالات متحده، اروپا- ساخته به چین فرستاده شده؛ در شرکت تایوانی فوکسکون در چین به آیفون بسته بندی می شود. ولی در صادرات بنام و بهای کالای چینی قلمداد می شود. این کالا 749 دلار با 60% سود ناویژه یعنی فروش منهای هزینه در آمریکا خرده فروشی می شود. فقط 10% آن به جیب کارگر و شرکتهای چینی می رود. لذا افزوده صادرات چین به آمریکا به یک سوم عدد فوق می رسد.

 

قیمتگذاری محصولات چین در گمرگ آمریکا که از کشورهای گوناگون در چین جمع شده- تا 90% غلو می شود. فروش اپل آیفون، آیمک، دیگر اقلام با برچسب "محصول آمریکا" در خارج 140 میلیارد دلار در 2015 بود. در حالیکه بخش کوچکی در آمریکا ساخته می شود. وپ 130318

 

از دهه 1990 چندین شرکت چینی جهانی شدند. علی بابا یکی از 10 شرکت بزرگ جهان با فعالیت در همه جا است. این شرکت در تجارت الکترونیک، خرده فروشی، ارتباطات اینترنتی، هوش مصنوعی، فنآوری دیجیتال، پرداخت اینترنتی، رایانه ابری در 1999 آغاز شد. 3مدل خدمات اینترنتی زیر را بکار برد: C2C "خریدار به خریدار" مانند حراج برخط، بازاریابی، آگهی تجارتی؛ B2C "کسب به خریدار" مانند پخش کالا چون آمازون، مدلهای فروش، بازار اینترنتی، دیدن فیلم با پرداخت برخط؛ B2B "کسب به کسب" مانند نرمافزار کسب، نرمافزار ابر در برنامه ریزی منابع تولیدات ERP، خودکاری خدمات، تجارت کانال اٌمنی. 

 

شرکتهای بزرگ دیگر چینی این 2 یند. جی دی JD.com بازار الکترونیک، 266 میلیون کاربر، بارزش 184 میلیارد دلار در 1998 آغاز شد. خدمات آن بقرار زیرند: تلفن همراه، رایانه، پهباد، هولدینگ بین الملی. هولدینگ سهام شرکتها را در بلوک کلان خریده؛ با رای زیاد مشی کسبی آنها را کنترل می کند. 10سنت شرکت 500 میلیارد دلاری برای خدمات افزوده بازفروشی VAR اینترنتی، شبکه های اجتماعی، پخش کالا در 1998 گشایش یافت.

 

چین در سال ۱۰ میلیارد دلار برای تبلیغ هویت خود در سطح جهانی تبلیغ می کند. نزدیک به ۲۰۰ میلیارد دلار برای امنیت ملی و هزینه‌های نظامی صرف می کند. ولی چین ۱۲٫۴ تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی و ۳٫۱ تریلیون دلار ذخائر ارزی دارد. http://www.iran-emrooz.net/index.php/think/more/73406/

 

خط غیرتعهد مستقل از مسکو و واشنگتن- تیتو، نکرومه، بن بلا، ناصر ضدامپریالیسم بود. از دهه 1960 در 3قاره پدید آمد. نکرومه وجدانگرا برای پان آفریقا، ایده های سوسیالیسم را با فرهنگ آفریقا، وحدت آفریقا، ضدامپریالیسم، عدالت اجتماعی، آشتی با دین آمیخت. ولی پرزیدنت نکرومه را پس از 14سال زمامداری 1952-1966 شورای آزادیبخش در غنا خلع ید کرد.

 

راه تیتو هم با نتیجه فروپاشی خونین یوگسلاوی راهی برای پیروی در 3 قاره نشد. اگرچه او و چائوشسکو در رومانی راه جدا از مسکو داشته؛ ولی راهشان چون شوروی به شکوفانی اقتصاد، تسکین تضادهای اجتماع، رقابت با جهان آزاد نرسید. چارهجویی اجتماعی با سرکوب برای چند دهه بوده؛ در نهایت ناپایدار و در تاریخ به حاشیه رانده شد. لذا راه نکرومه و تیتو پاسخی مناسب برای کشورهای عقبمانده نبود.

 

حتی خط مصدق، ناصر، سوکارنو، بن بلا، قذافی هم راه مناسب برای کشورهای همگن نبودند. این پدیده سقوط حکومتهای ملی انتگراسیون سرمایه جهانی به سرکردگی آمریکا را نشان می دهد. هر نوع یاغیگری را این سرمایه جهانی منکوب کرد؛ تا همه 196 کشور جهان را در مدار سرمایه جهانی قرار دهد. البته رشد سرمایه در کشورهای جی 20 منهای جی 7 و بریکس امکان پیدایش ارزهای مستقل از دلار را ایجاد کرد. آمریکا با سلاح تحریم کوبا، ایران، کره شمالی، ونزوئلا، روسیه، سوریه را تحت فشار می گذارد. در مدار سرمایه جهانی بودن مانند کره جنوبی، اسراییل، امارات مزایا هم دارد.

 

تضادهای ژرف جامعه با سرکوب مدتی غایب شده؛ رهبر با برنامه های مورد نظرش این تضادها را حل نکرده؛ در بحران مرگ رهبر یا آچمز جناحهای حاکمیت، طرفهای تضاد شوریده؛ تضادها بطور خصمانه و خونین حل می شوند. در حالیکه زودتر حاکمیت می توانست آنها را با مسالمت حل کند. نمونه تعویق حل تضاد: یوگسلاوی، لیبی، عراق، افغانستان، سوریه کنونی.

 

اصولا راه تک حزبی با اقتصاد مختلط چین، ویتنام، کوبا تاکنون با پذیرش سرمایه جهانی استوارتر است. اقتصاد با آرمانگرایی، بوروکراسی، تز من درآوردی کوچ شهریان به روستا مانند خمر سرخ پال پات، ناسازگار با واقعیات عینی جهان، ناشکوفان بود. لذا همه این تجربه گراییها به شکست انجامیده؛ سرمایه جهانی با ارز مبادله دلار، شبکه بانکی سویفت، قراردادهای تجاری، نظارت ماهواره ای بر ترافیک الکترونیک داده ها، امور مالی، مکالمات در این کشورها پیروز شد. آیا در این فاز تاریخ زمین، سرمایه داری آمریکا و اتحادیه اروپا فاتح است؟ باید در 2خط گاندی-مندلا و سوسیال دمکراسی اسکاندیناوی غور شود.

 

پس از ج ج 2 و فروپاشی اردوگاه، کشورهای غیرمتعهد کاهش تسلیحات آمریکا را خواستند. ولی رشد بودجه دفاعی آمریکا ربطی به اوضاع جهان ندارد، محرک درونی لابی تسلیحات است. علیرغم سالانه قتل چند هزار نفر در کشور، فروش اسلحه در بازار داخلی آزاد است. آمریکا در 2017 بیش از 38% بودجه دفاعی جهان را داشته؛ همیشه در حال افزایش بوده؛ برنامه نظامی جهانگستر کسر بودجه سالانه ایجاد می کند. هدف از استقرار 900 پایگاه نظامی در 153 کشور جهان، جنگیدن برای آزادی نیست. این پایگاهها نتیجه گسترش تسلیحات تا یک سوم اقتصاد آمریکا یند.

 

در آغاز سده 20 در دمکراسی لیبرال غرب، نخبگان چپ جهان شعار "دیکتاتوری پرولتاریا" را ترجیح دادند. در جنبش چریکی تقابل با امپریالیسم دهه 1970 صیانت "خلق" یا عامه گرایی، استقلال، قلدری قبیلگی استبداد مطلقه دائمی فردی داخلی مد بود. رشد ارتباطات، خدمات، طبقات نو- شعار "دیکتاتوری پرولتاریا" و عوام گرایی "خلق" حتی در خود آمریکا را کهنه کردند.

 

توده ها برای ریاست جمهور گاهی به رهبرانی رای می دهند که بر خلاف منافع آنها حکمرانی می کند: انتخابات منجر به ورود هیتلر، اردوغان، مرسی، ترامپ شد. عامه گرایی در مقابل نخبگان انسانگراتر به تخریب سندیکاها و زیستبوم ادامه می دهد. خط استالین اجرا شد؛ ولی خط تروتسکی هم درست نبود؛ چون نتوانست جنبشی پدید آورد.

 

گاهی توده ها عامیگرا بوده؛ کسانی را می گزینند که در نهایت آنها را به سلاخی و فقر می کشانند. نمونه: هیتلر، موسولینی، میلوشویچ. نخبگان هم آرمان، عاطفه، واقعیت را با هم می آمیزند. لذا نظرات آنها متشتت و ناروشن اند. نمونه: نقش انگلیس در تئوری توطئه در ایران حتی پس از غروب قدرت امپریالیسم انگلیس در نیمه سده 20 در نمونه دایی جان ناپلئون تصویر شد.

 

در دهه 1950 پیمان سنتو بضد شوروی با آمریکا، ایران، عراق، پاکستان، ترکیه بود. اکنون ناتو بیشتر در عناد با روسیه رزمآیش دارد. البته در جنگهای آمریکا در لیبی، افغانستان، عراق هم شرکت دارد. در دهه 1960 چپ در جنبشهای چریکی با چهره جذاب چه گوارا، کودتاها مانند افغانستان و گرانادا، جنبشهای رهایبخش مانند آنگولا لیبرالیسم را به چالش کشید. پیدایش طبقه متوسط شهری به گروههای نو با تقاضاهای نو منجر می شود.

 

در دو نمونه چین و هند، آیا توسعه اقتصادی کاهش فقر، مشارکت طبقه متوسط در حاکمیت سیاسی را ببار می آورد؟ آیا آمریکا و انگلیس با تمرکز ثروت در 1% جمعیت، دور شدن از لیبرال دمکراسی را ببار می آورند؟ توده ها آستانه بردباری- هم در کشورهای فقیر هم در کشورها غنی- دارند. زیر این آستانه و در تضاد با حاکمیت دو دل، توده ها طغیان می کنند- مدل اسپارتاکوس.

 

چین با مرکزیت آمرانه حزب زیرساختهای غولین برای این تولید و پخش کالای جهانی 3دهه رشد اقتصادی 10% سالانه داشت. این رشد اقتصادی در تاریخ بیسابقه بود. لذا بهتر از امریکا و هند زیرساختها را پدید آورد: بنادر، جاده ها، قطار، فرودگاهها، روباتها، کارخانجات، هوش مصنوعی، رایانه ها، مخابرات بیسیم، برق خورشیدی با سلولها و پنل، کارگران با دیسیپلین، مراکز مالی برخط مانند شانگهای، هنگ کنگ، پکینگ.

 

چین کارخانه تولید صنعتی است که مقصد زنجیره عرضه supply chain جهانی می باشد. در این زنجیره 100 کشور، شرکت، قطعه در زنجیره عرضه خودکار فعالاند. آنها چون خط تولید کالا، اجزاء را به کارخانه های مونتاژ چینی رسانده تا محصول نهایی سرهم بندی شود.

 

مدرنیته نیاز به ثروت دارد. تمدن با مالکیت و انباشت سرمایه پدید آمد. ثروت هنر و معنویت را در بر دارد. نمونه: رقص و موسیقی گروه شن یون 2018 چین باعث اعجاب بینندگان در اجرا، رنگامیزی، کوریوگرافی/ رقص آرایی پویا ست. فقر نکبت، خرافات، عدم معنویت می آورد. نمونه: ظهور طالبان پاکستان و بوکو حرام نیجریه. در تحلیل جامعه باید ذهنیت توده ها و نخبگان جداگانه بررسی شده؛ به حرفهای جفرسون در باره عوام توجه کرد.

 

گذار کند مانند هند و تند مانند چین از فقر به ثروت همراه با ورود معیارهای مدرن شهری می باشد. با انباشت ثروت مقررات مدرن ساختمانی، زیستی، بهداشتی، آموزشی، ارتباطی، ورزشی به شهرها وارد می شوند. ثروت تحول فرهنگی، ذهنی، مدنی پدید می آورد. با تداوم ایجاد ثروت کشور با نهادهای اقتصادی، قانونی، تجاری، بانکی جهان مراوده می یابد. وقتی کشوری فقیر است اجتماع از امکانات مدرن دور می ماند. در کشورهای ثروتمند رسانه ها بخش علمی دارند: گاردین، نیویورک تایمز، بی بی سی.

 

منابع: ‏2018‏/03‏/19

  BBC310118 وپ= واشنگتن پست تاریخ. تولید ناخالص ملیGDP . توان خرید سرانه PPP Purchasing power parity 

م2 https://en.wikipedia.org/wiki/Economy_of_China

https://en.wikipedia.org/wiki/Economy_of_the_United_States

م1  https://www.forbes.com/2010/07/05/us-investments-china-markets-emerging-markets-fdi.html و

https://www.statista.com/statistics/188629/united-states-direct-investments-in-china-since-2000/

https://www.truthdig.com/articles/the-end-of-empire/  chris hedges کریس هجز2017 پایان امپراتوری.

Alfred W. McCoy 2017 In the Shadows of the American Century: The Rise and Decline of US Global Power.

http://www.uib.no/en/geografi/95154/modality-climate-change-mena-drought-or-drying ناصر کرمی 28.01.2016

http://www.negahnew.com  / سمیر امین: چین در سال 2012: سرمایه داری یا سوسیالیستی؟

http://www.worldbank.org/en/country/china/overview

 

 

به بقیه گزیده های مقالات دکتر بیژن باران کلیک نماید  

 

 
 

admin@vatandar.at

 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد