2018/06/30

اگر حزب توده کودتای موفق می کرد

دکتر بیژن باران

تغییر بوقوع نخواهد پیوست اگر ما منتظر کسی دیگر یا زمانی دیگر باشیم. ما کسانی هستیم که در انتظارشان بوده ایم. ما تغییری هستیم که بجستجویش بوده ایم. رییس جمهور باراک اوباما

 

حزب توده یک کودتای موفق بین 1324 و 1364 نتوانست بکند؛ در حالیکه سازمان نظامی مخفی داشت. این ناتوانی در قیاس با کودتاهای موفق 1357 افغانستان، 1353 حبشه، 1345 اسد پدر در سوریه چشمگیر است. کودتاهای نظامی بنا به مشی آمریکا و شوروی در سده 20 خاورمیانه شکل گرفتند. در سده 20 ایران ممکن بود در اردوگاه شوروی با 3سناریوی فرضی زیر قرار گیرد.

 

در سناریو 1 فرضی، ارتش سرخ در 1918 با ماندن در ایران، ایران را کشوری در بلوک شرق مانند رومانی می کرد. نظر مساعد لنین شامل بیرون کشیدن ارتش سرخ از شمال ایران در 1918 هم شد. در کنگره 8 حزب بلشویک، مارس 1919 لنین با استقلال فنلاند موافق بود. در باره گرجستان ارژنکدیزه و استالین با جزوه "مارکسیسم و مسئله ملی" خود پیش لنین وساطت کردند. تا برخلاف موضع قبلی لنین، او با حمله نظامی موافقت کند. اکنون فنلاند مستقل پیشرفته تر از گرجستان اتحاد جماهیر شوروی است.

 

سناریو 2 اشغال ایران بوسیله شوروی پس از ج ج 2 و تبدیل به ایرانستان مانند تاجیکستان یا آذربایجان با توپی آمریکا و زیرکی قوام اجرا نشد. سناریوی 3 کودتای نظامی چپی در ایران بود که در زیر بررسی می شود. با فروپاشی 1991 اردوگاه هر 3 سناریوی فرضی پایان یافته؛ ایران در مدار آمریکا قرار می گرفت.

 

در این 3سناریو، ایران کنونی جمهوری سکولار، استبدادی، در مدار آمریکا مانند آذربایجان و تاجیکستان می شد. این نوع ایران مدرنیسم آمرانه را دنبال می کرد؛ از نوع سنگاپور، کره جنوبی، ژاپن. لذا اگر عقده امپریال و استقلال در بین ایرانیان نبود؛ وضع ایران سده21 به مدرنیسم نزدیکتر می شد؛ با رشد 5% سالانه اقتصاد. شبیه تایوان، ترکمنستان، ترکیه. ولی استقلال را بر اقتصاد شکوفان با بهبود وضع زحمکتشان رجحان داد.

 

حزب توده سازمان افسران مخفی داشت که 4بار به کودتای نظامی ناموفق کوشید. اگر هر یک از این 4 کودتا پیروزی فرضی داشت؛ ایران در مدار شوروی قرار می گرفت. اگر حرب توده کودتاگر نبود چرا افسران نظامی را سازماندهی مخفی کرد؟ شاید دسترسی به اسرار نظامی آمریکا در منطقه منظور حزب برادر بود. سندی در این رابطه فوق سری دیده نشده؛ حزب خط 2 در حبشه، افغانستان، سوریه هم سازمان نظامی داشتند.

 

مواضع کلی راهبردی/ استراتژیک مانند دشمنی با بورژوازی ملی در خاورمیانه و مواضع آنی راهکاری/ تاکتیکی مانند موافقت با پیشنهاد شوروی برای نفت شمال حزب توده ناکارآمد بودند. حزب اطلاعی از سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه یعنی کمربند سبز آمریکا بدور شوروی نداشت. تابع موضع ضدامپریالیسم شوروی بود. لذا برنامه حزبی شعاری، عاطفی، بیربط به واقعیت جهان و ایران بود. رک حدیث نفس کامشاد در شک او به حزب بخاطر مواضع سیخکی حزب بضد دکتر مصدق.

 

این ندانمکاریهای حزب باعث شد گروههای روشنفکری از آن جدا شوند. نمونه: هدایت، گلستان، بزرگ علوی، توللی، نادرپور، رویایی، آل احمد، کامشاد، مسکوب. حزب استبداد شرقی را ندید گرفت. ولی در حزب آنرا با شگردهای دیوانی رسمی کرد. پیروزی ولایت شیعی 1357 در ایران شبیه امارت طالبان 1375/ 1996 در افغانستان بود.

 

ولی حزب در رثای بنیانگرایی شیعی رجز خوانی کرد. این توهم با ضرب، شتم، اعدام، زندان، فرار اعضا زایل شد. آیا انتخابات آزاد رییس جمهور موقت حامد کرزی 2001 / 1380 آینده ایران 1400 را ترسیم کرد؟ ایران با 31 استان مانند دایره با پیرامون سنتی تر و بخش مرکزی مدرنتر است. می توان کودتاهای چپی ناموفق در ایران را در 4مقطع زمانی بررسی کرد.

 

کودتای اول سازمان افسران حزب توده ایران در خراسان بود. سازمان نظامی حزب توده با رهبری کامبخش، سیامک، روزبه در ۱۳۲۳ آغاز شد. در ۱۳۲۴ قیام افسران لشکر ۸ خراسان شکست خورد؛ 40 افسر دستگیر شده؛ ولی 20 نفر لو نرفتند. رک خاطرات دکتر عطا صفوی برای درک سرنوشت سلطانزاده، لادبن، نوشین، کسرایی.

 

کودتای دوم هم ناموفق بود. با قدرت گرفتن فرقه دمکرات طرفدار شوروی، غلام یحیی دانشیان ژنرال فرقه دموکرات و پیشه وری راس سیاسی بودند. با پیدایش فرقه دمکرات آذربایجان در ۱۳۲۴ افسران لو نرفته فراری قیام خراسان به آن پیوستند. حزب توده به رهبری رادمنش در 1324 سراسر آذربایجان را تسخیر کرد. ارتش شوروی در 1325 شمال ایران را تخلیه کرد.

 

با شکست پیشه وری، بسیاری از افسران دستگیر شده را رژیم اعدام کرد. برخی به شوروی پناهنده شدند. قیام افسران خراسان، واقعه آذربایجان، ترور ناکام شاه  ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ تلفات افسران حزبی را زیاد کرد. ولی سیامک، روزبه، مبشری لو نرفتند. در زمان دستگیری ۱۳۳۳ در هیئت دبیران مبشری بجای کامبخش بود. ویکیپیدیا-سازمان افسران حزب توده.

 

پیآمد پیروزی فرضی فرقه دمکرات آذربایجان بررسی می شود. اسکندانی و سرهنگ آذر گفتند: با تخلیه قوای بیگانه، مردم آمادگی قیام دارند. این شعار نادرست بود؛ زیرا مردم تکان نخوردند. رهبری حزب توده با دنباله‌روی از فرقه دمکرات با 3موج اعتراض روبرو شد. 1- سیاست‌ تجزیه ‌طلبانه‌ فرقه دموکرات آذربایجان. 2-دخالت‌ ارتش سرخ مستقر در ایران. 3-سازمان ملل با کنترل آمریکا. این سناریو 3دهه پیش در افغانستان تکرار شد.

 

حزب 2بار 1333 یعنی در بازه زمانی ملی شدن صنعت نفت 1329 و کودتای 1332 آمریکایی و 1358 بین انقلاب بهمن 57 و کودتای نوژه به تله افتاد؛ اعضاء اعدام و حبس شدند. اگر هم حزب کودتای موفق می کرد؛ با بررسی کودتاهای چپی گرانادا، حبشه، افغانستان عاقبتی به نفع زحمتکشان نداشت؛ ولی سکولاریسم را رشد می داد. رک کودتای موفق- در منبع.

 

در حزب توده ایران در 1332 تا 600 افسر و در 1358 هم تا 200 افسر عضوگیری شده بودند. هر 2 بار در دهه های 1330 و 1350 افسران لو رفته؛ بیشتر آنها اعدام و زندان شدند. چرا با تجربه 1333 خطای سازمان افسران مخفی در 1358 تکرار شد؟ نابودی این انسانهای پاکباخته نشان از ندانمکاری رهبری حزب بود. باید پرسید این همه افسران را برای چه حزب جمع کرده بود؟

 

چرا رهبری حزب در مخفیکاری و توطئه با جان آنها بازی کرد؟ آیا برای ترابری اسرار نظامی آمریکا در منطقه به شوروی لازم بود؟ دکتر عطا صفوی با 2رفیق دیگر در فرار از مرز در 1947 در شوری مجاکمه شده. در اردو کار اجباری ماگادان 8سال بود. متن کتاب، ویدیو، مصاحبه او نشان می دهد: حزب توده فرار آنها را به حزب برادر گزارش نکرد.

 

حزب هم هیچوقت جربزه کودتا را برای قبضه قدرت سیاسی نداشت. همیشه توهم، حرافی، شعارگویی عاطفی، ندیدن واقعیات، فحاشی به اپوزیسیون و آمریکا، مخفی کاری، خارجه نشینی کرد. این نوع حزب دوستدار شوروی در افغانستان، حبشه، اریتره، سوریه در ارتش هم سازمان افسران مخفی درست کرده؛ ولی همه با کودتا قدرت را قبضه کردند. حزب توده در شرکت یا در دست گرفتن حکومت ناکارآمد بوده؛ چند کودتای ناشیانه کرد؛ در مقایسه با کودتای موفق آمریکایی 28مرداد.

 

شبیه حزب توده، حزب خلق افغانستان بود که با شجاعت کودتای موفق کرد. بفرض یک کودتا موفق حزب توده، می توان موازی با  رویدادهای افغانستان- نتایج آن را پیش بینی کرد. افغانستان در چرخه کودتا بضد دولت مرکزی، کودتاهای جناحی بضد رفقا، ورود ارتش شوروی، جنگ داخلی، امارت وهابی بنیانگرا، ورود ارتش آمریکا را از سر گذراند. این زنجیره رویدادها زیرساختهای کشور را کلنگی کرده؛ میلیونها کشته، مصدوم، معتاد، پناهجو ببار آوردند. عقبماندگی این کشور منجر به کودتاهای چپ، سلطه بنیانگرایان وهابی، نظامیگری شوروی و آمریکا شد.

 

کودتای چپی اغلب با کودتای جناحی ثانوی تضعیف می شود. از روی تاریخ، انشعابات درون حزب خلق افغانستان و حزب توده، می توان گفت: اگر کودتای فرضی افسران حزب توده 27 سال زودتر از کودتای 1357 افغانستان رخ می داد؛ ایران به مدرنیته نزدیکتر؛ لذا پیشرفته تر می شد. یا در جنگ بنیانگرایان شیعی و چپها، ورود شوروی، مداخله آمریکا کلنگی می شد. پس از قبضه قدرت، درون حزب توده هم کودتا می شد؛ آن را ضعیف می کرد. مانند چند کودتای درون حزب خلق در افغانستان. راز بقای ایران در سده 20 موضع دفاعی، محتاطانه، خرده کاری در تمام نیروهای سیاسی از جمله حزب توده بود.

 

اگر کودتای سوم فرضی را سازمان افسران حزب توده برهبری سروان روزبه در فاصله ملی شدن نفت 1329 و کودتای 28مرداد 1332 انجام می داد. خلیل ملکی پیشنهاد انحلال سازمان افسران را داد. برخی افسران به رهبری سروان روزبه مستقلانه "سازمان افسران آزادیخواه ایران" را آغاز کردند. حسن کامشاد در کتاب 2جلدی حدیث نفس نوشت: دستور حزب به اضاء روز 28مرداد از خانه بیرون نروید.

 

در ۱۳۲۷ این سازمان به حزب پیوست. از ۱۳۲۹ به بعد هیئت اجرائیه سازمان نظامی در 5 شعبه تشکیلات، تبلیغات، تعلیمات، مالی، اطلاعات بود. همان سال رهبران و روزبه از زندان قصر تهران فرار داده شدند. در مارس 1953 استالین فوت شد؛ حزب برادر، دولت شوروی، حزب توده آچمز بودند. کودتای آمریکایی 5ماه پس از فوت رهبر در اوت رخ داد. به قول مصدق، تا استالین زنده بود دول استعمار از او ملاحظه می کردند. ورقا، ص 228. مصدق در خاطرات و تالمات ص344 نوشت: "حزب توده اسلحه نداشت."

 

رئیس دفتر تیمسار زاهدی عضو سازمان نظامی مخفی حزب توده بود. او طرح کودتا را در 25مرداد به حزب توده خبر داد که به دستگیری نصیری منجر شد. چند رهبر شیعی مانند کاشانی، بهبهانی، فلسفی بضد دکتر مصدق در کودتای آمریکایی با پول خریده شدند. لذا لایه های امل جامعه، برخی سران ارتش، اوباش مزدور چون شعبان بیمخ، طیب، سکینه قاسمی/ پری بلنده، پری غفاری با رهبری و پول سیا ورق را برگرداندند. http://culturallogic.blogspot.com/2010/08/blog-post_23.html

 

در ۱۳۳۳ ستوان عباسی، رئیس دفتر اطلاعات حزب توده، اتفاقی به تور پلیس افتاد. او 3دفترچه پر از معادله های مثلثات حاوی رمز‌ نام بیش از ۶۰۰ افسر داشت. آنها دستگیر شده، ۳۶ نفر از جمله روزبه اعدام شدند. پزشگ و پرستاری از بیمارستان سینای تهران گفتند: در شب کودتای نافرجام حزب امداد پزشگی، اعضا، افسران آماده بودند. نزدیک صبح خبر رسید: همه در خانه بمانند. خبری نیست. یعنی رهبری کودتا را لغو کرد. ورقا 480 عضو سازمان نوشت. ص 241

 

در ایران کمی پیشتر از 1953 با فرض زنده بودن استالین، وفات مارس 1953، کودتای چپی محتمل می شد. یا کودتای راست آمریکایی ناممکن می شد. سناریوی قبضه قدرت دولتی حزب توده در ایران با کودتای فرضی سازمان افسران پیش از کودتای 1953 و پیآمد آن بررسی می شود. وضع چه گونه می شد؟ پس از قبضه قدرت، چندی بعد، در حزب کودتای جناحی شبیه حزب خلق/ پرچم افغانستان می شد. دلایل ناتوانی کودتای ناموفق حزب توده بقرار زیرند:

 

1- حزب کمونیست شوروی در محدوده توافقات رهبران 3کشور آمریکا، شوروی، انگلیس دربارهٔ سرنوشت کشورهای اروپایی پس از پایان ج ج 2 در 3کنفرانس تهران 1943، یالتا 1945، پتسدام عمل کرد. مشی شوروی در رعایت مفاد معاهده یالتا در تقسیم جهان، در اشغال ایران دو دل بود. روی میز استالین 2 پیشنهاد متضاد حزب مرکزی مسکو و تشکیلات حزبی باکو بود.

 

لذا در مورد ایران، یونان، تقسیم آلمان بنا به میل غرب عمل کرد. استبداد درون اردوگاه به کشورهای اقمار بلوک شرق چون سوریه و عراق هم نشت کرد. "راه رشد غیرسرمایه داری" سوسلوف هم نادرست بود. زیرا در عراق، سوریه، افغانستان به اقتصاد شکوفان، ثبات، انتخابات نرسید. نمونه مقابل: مالزی، ترکیه، اسراییل.

 

2- رهبری حزب توده شجاعت، آمادگی، مهارت برای کودتا نداشت. رهبری حراف، توطئه گر، مخفیکار، مشاطه گر، هتاک، چاپچی مقالات عاطفی گمراه کننده بود. رهبری نالایق حزب توده نتوانست کودتای نظامی خراسان و آذربایجان را بثمر رساند. ولی باز در دهه های 1330 و 1350 مخفیانه 100 ها افسر جانباز را سازماندهی کرده؛ باعث قتل، اعدام، فرار هزاران انسان پاکباخته شد. "رهبری.. نه اطلاعات وسیع و همه جانبه یی از اوضاع درون کشور و جهان را که پایه و ضرورت اولیه ی درست تصمیم گرفتن است در اختیار داشت." ورقا ص253.

 

در بحثهای شبانه مونیخ 1335 نیکخواه، خانبابا تهرانی، فریدون، فروغ، امیر فرخزاد تز محاصره شهرها از طریق روستا مائو را بحث کردند. در برخی بحثها زوج اسکویی هم حضور داشتند. پس از کودتای 28مرداد انفعال روشنفکران ناامید و سرکوب شدید ساواک تبدیل به شعار سرنگونی رژیم انجامید. گروههای زیر با تجهیزات و تعداد کم به مبارزه مسلحانه در دهه 1340 پرداختند: بهمن قشقایی-کشکولی، شریفزاد-ملاآوره کردستان، پاکنژاد- صفایی فراهانی به فلسطین. آنها شجاعت و آگاهی طبقاتی را بهم آمیختند.

 

انشعاب سازمان انقلابی از حزب توده در بهمن 42، به عملگرایی رادیکال منجر شد: دکتر کوروش لاشایی در کردستان، حمله به پاسگاه دهرم برادران کشکولی و بهمن قشقایی 1343. بخارایی از فداییان اسلام در رابطه با کاپیتولاسیون/ مصونیت قضایی آمریکاییها در 1343 نخست وزیر منصور را ترور کرد؛ شمس آبادی در کاخ مرمر بقصد ترور شاه 1344 تیراندازی کرد.

 

قیام 13 جوان عملگرا و شجاع در بهمن 49 در سیاهکل را باید شاهد آورد که بر ناامیدی ناشی از شکست حزب در 1332 فایق شد. آنها با شجاعت، ایثار، عملگرایی شعار سرنگونی را در دهه 1350 بر جنبش مسلط کرده؛ بر فرهنگ، ادبیات، هنر  اثر مثبت گذاشتند. سیاهکل اوج شجاعت بود تا خط بطلان روی شکستها، توطئه ها، رفتن بخارج بکشد.

 

انتقاد سیاهکل به انفعال حزب، شور جامعه در مبارزه را دامن زد. خفقان دهه 1350 منجر به بروز نظرات براندازی قهری رژیم شد. تبلیغات دولت لفظ انقلاب در "انقلاب سفید" بهمن 41 را در میان توده ها رایج کردند. توطئه گرایی، مخفیکاری، حرافی محفلی 600 افسر در مقابل 13 جوان شجاع، معتقد، عملگرا قیاس شود.

 

خرده گیری به سیاهکل در مورد "عدم کار توده ای" نادرست است. مسئله مبرم جنبش آن زمان اعتماد، شجاعت، جسارت، عمل بود. زیرا حزب توده و چند سازمان دیگر در خارج، تبلیغ مبارزه مسلحانه را رد کردند. آنها با "کار توده ای" نیرویی هم جذب نکردند. حزب توده با "کار توده ای" رادیو پیک ایران از 1336 شنوندگان را آگاه کرد. ولی رهبری بیعملی، لافزنی را در خارج بکمال رساند.

 

حزب در قیاس با کارزارهای دفاعی و تبلیغات رسانه ای کنفدراسیون دانشجویان در حمایت از مبارزان مردم و افشای استبداد بیعمل بود. کوچکی حزب در جذب نیروهای مقطع انقلاب را در بهمن 57 می توان دید. تنفس 39-42 به پیدایش کنفدراسیون دانشجویان، احیای جبهه ملی دوم با الهیار صالح و صدیقی، فعالیت نهضت آزادی مهندس بازرگان در 1340 منجر شد. بیکفایتی رهبری حزب توده و 2دلی سازمان افسران با قاطعیت حزب خلق در کودتای 1357 افغانستان مقایسه شود.

 

3- با 600 افسر زبده حزب مذبذب و خرده کار بود. شاید قبضه قدرت سیاسی را نخواسته؛ تنها اپوزیسیون خواسته حزب بود. این جذبه مخفیکاری 2سویه بود- یعنی برخی افسران محفل مخفی توطئه گر را دوست داشته، جمع می شدند. این مخفیکاری برای اقتصاد مریض ایران برای بهبود وضع زحمتکشان کارآمد نبود.

 

4- بخاطر سوق الجیشی بودن ایران، آمریکا کودتای راست جمهوری بسر کردگی ژنرال بختیار یا قرنی را پلان ب داشته؛ ولی انجام نداد. لذا پس از کودتای حزب توده موافق شوروی، کودتای راست نظامی موافق آمریکا آن را خنثی می کرد. باید گفت در سده 21 ایران در مدار آمریکا سکولار، با اقتصاد شکوفان مانند ترکیه، نبود مهاجرت بخارج مانند مالزی می شد.

 

کودتای چهارم حزب توده در 1358 می خواست انجام شود. از انقلاب بهمن57 تا 1358 اعضای مخفی حزب توده در نیروهای مسلح جمهوری اسلامی به 114 نفر رسید. کیانوری دبیر اول حزب مهدی پرتوی را در رأس آن نصب کرد. پرتوی با دریادار افضلی، سرهنگ کبیری، سرهنگ عطاریان، سرهنگ شمس، جهانگیری و امیر معزز مسئول دو شاخه با ۵۰ و ۵۵ نظامی ارتباط داشت.

 

حزب توده از ماهیت رجعتگرای ضد امپریالیسم انقلاب 57، از ضدیت با کودتای نوژه، از جنگ ایران و عراق ۱۳۶۱- ۱۳۶۲ حمایت تبلیغی کرد. ولی به بهانه طرح کودتای نظآمی برخی اعضای علنی و مخفی حزب دستگیر شدند. دادگاه ویژه نظامی ۱۰۱ افسر را محاکمه کرد. دریادار افضلی فرمانده نیروی دریایی ایران، سرهنگ عطاریان فرمانده جبهه غرب و دستیار ویژه وزارت دفاع،

 

سرهنگ کبیری فرمانده یگان‌های کماندویی ویژه یا کلاه سبزها و فرمانده عملیات جنوب و شکستن محاصره آبادان، سرهنگ آذرفر استاد دانشکده افسری در بهمن ۱۳۶۳ اعدام شدند. سرهنگ شمس، سرهنگ غیاثوند و سرهنگ افرایی به حبس ابد تا 5سال محکوم شدند. حجری، بهزادی، رصدی، پورهرمزان، کیهان، ابراهیمی، میزانی، رزم‌دیده، جودت هم در کشتار ۱۳۶۷ اعدام شدند. دریادار افضیلی عضو مخفی بود که چکار کند؟

 

باید با کودتاهای شبیه در گرانادا، افغانستان، حبشه بررسی قیاسی می شود. بنا به شواهداین 3 کشور، اگر حزب توده کودتای موفق هم می کرد؛ کمی بعد در حزب کودتای جناحی رخ می داد. در پی کودتای موفق، انشعاب تغییر رهبری است؛ ولی در حزب انشعاب خروج از حزب است. انشعاب اول دکتر اپریم و خلیل ملکی، انشعاب دوم جناح تندرو سقایی، قاسمی، فروتن بودند. آنها به اتهام مخالفت با رهبری حزب، پشتیبانی از 2انقلاب چین و کوبا- از رهبری اخراج/ تعلیق شدند.

 

این انشعاب حزب را ضعیف کرده؛ تا کودتای راست فرضی رخ بدهد. با این انشعاب، سازمان انقلابی حزب توده ایران در اروپا آغاز شد. نظریه پرداز جناح معتدل اسکندری با حمایت بهرامی، یزدی و جودت بود. انشعاب سوم کامبخش، کیانوری، قریشی و مریم فیروز در قبضه رهبری حزب بود.

*

چرا برخی روشنفکران گرایش به محفل مخفی غیرقانونی دارند؟ سنت عرفان و ریاضت از عصر ساسانی تا سده 20 را می توان رصد کرد. در شخصیت حضار در محافل عرفانی و حلقه های درویشی باید غور شود. نافرمانی مدنی، نامه به نمایندگان قانونگذار، تظاهرات، اعتصاب، سندیکای صنفی، عضویت در محفل مخفی غیر قانونی بوده؛ مجازات جرم امنیتی زندان و اعدام اند.

 

رفتار فرد ایثارگر غیر قانونی است. رفتار او پاسخ به تکانه شخصیت عجول مخفیکار و توطئه گر می تواند باشد. با همه شکستها و قتلها باز هم حزب جذبه عرفانی برای برخی ایرانیان و افغانها دارد. آنها نسبت به حزب توده و حزب خلق/ پرچم در سده 21 سمپاتی دارند.

 

با همدلی دریافت با احساس تنگنایی، ستم، ظلم، استثمار دیگران- فرد به ایثار می رسد. در سازمان مخفی در فرایند حضور در جلسات، تحکیم نظرات دلسوزی برای ستمدیدگان، اطلاع از وضع بد فقیران فرد را به مرحله ایثار ارتقاء می دهد. ایثار altruism  یا از خودگذشتگی با انصاف در رفاه اجتماعی دیگران در ادیان و فرهنگهای سنتی هم تبلیغ می شود. سعدی: تو که از محنت دیگران بی غمی/ نشاید که نامت نهند آدمی.

 

لذا کادرهای رهبری با تجربه تشکیلاتی طولانی عموما سرسختی در ایده الوژی خود نشان می دهند. کیانوری و طبری را می توان نام برد که بخاطر باور خود به میهن پرستان ایران چون دکتر اپریم، خلیل ملکی، دکتر مصدق، دکتر فاطمی تهمت جاسوس، خائن، مزدور اجنبی زدند. به این آزادگان، یعنی رقیبان سیاسی حزب توده، برچسب " دشمن" زدند.

 

فرهنگ عرفانی درویشی، توهمات هپروتی، تقیه و نجسی غیرخودی شیعی، سنت 1000 ساله اند. توطئه و مخفیکاری برای نوعی از شخصیت خرده بین و پارانوید در رهبری، کادرهای حزب، برخی ایرانیان مهرابه نشین جذابند. مهرابه محل محفل مخفی کیش میترایی بود. مديتيشن/ مراقبه براى صحت ذهنی همه انسانها ضروري ست.

 

آیا برخی عقاید سیاسی، دینی، اجتماعی از عادت و واکنش خودکار رفلکس است؟ موضعگیری در باره رویدادی اجتماعی می تواند عادت تغییرناپذیر با هجوم داده ها، اسناد، شواهد جدید می تواند ناشی از عادت باشد. برخی ایرانیان موضع ثابت در باره کودتای 28مرداد 32 دارند. برخی افغانها هم موضع ثابت در باره کودتای حزب خلق 1357 دارند. یعنی سفید یا سیاه.

 

مبلغان مسیحی، بهایی، وهابی به کشورهای نامهربان با ریسک جان برای تبلیغ می روند. در آغاز دهه 1990، در حومه سان فرانسیسکو دور میز با دوستان بودم. فردی روی شانه ام دست گذاشت. برگشتم پیرمردی با زنش به لهجه تهرانی خود را معرفی کرد: "آقآ" در کلیسایی در تهران دهه 1970 تبلیغ مسیحیت می کرد. او از "فرقه قدیسان متاخر حضرت عیسی/ مورمون" یکی از  2500 فرقه مسیحیت بود. خانمش در تیم شنای المپیک آمریکا در جوانی بود؛ نام فرزندشان، زاده تهران، سیروس بود.

 

واعظ مورمون انسانی مهربان، مهمان نواز، هوشمند، فعال بود که چند کتاب در تفسیر انجیل می نوشت. او گفت: خیلی دلش می خواهد با خانوده به تهران برگردد. ولی روادید ایران به گذرنامه ش داده نمی شد. او دستور تهیه دوغ ترش با یک قاشق آبلیمو و نعنا را بمن داد. من هم یک رایانه کوچک اپل دادم تا کتب خود را بفارسی با آن تحریر کند.

 

چندی بعد 2کتاب فارسی خود را برایم پست کرد. در آن جمع پزشگ زنی با شوهر و دخترشان از آفریقا آمده بودند که در آنجا تبلیغ مورمونیسم با کمک پزشگی می آمیختند. نیز برادر دوستم زندگی مرفه در میسوری را ول کرده؛ در آفریقا تبلیغ بهایی می کرد. دوست دیگری در کلمبوس اوهایو دهه 1980 از تبلیغان واعظان "تبشیری" آمریکایی در روسیه داستانها گفت.

 

بررسی یک وضع باید مستقل از نظر شخصی تحلیلگر باشد. نگران امری بودن، مسئول بودنِ آن نیست. کنشگر و تحلیلگر مشکل پیآمد رویدادها را می توانند بموقع پیش بینی و نشر کنند. آیا آنها می توانند بخاطر پیآمد ناخواسته سیاست گران و کنشگران را از عمل برحذر دارند؟ مثلا به حزب خلق می گفت در 1347 بضد داوود خان کودتا نکند؛ تا جامعه اسیر طالبان و بمباران پس از سپتامبر 11، جنگ داخلی، مهاجرت نیمی از جمعیت افغانستان نشود.

 

آیا تحلیلگر می توانست به شاه و آمریکا بگوید کودتای 28مرداد 32 و انقلاب سفید بهمن 41 پیآمد انقلاب بهمن 57 را دارد که به بیرون راندن 62 عضو خاندان سلطنت و 92هزار مستشار آمریکایی شد؟ اکنون می توان با عبرت از براندازی شاه، مبارک، قذافی، اسد سوریه به اپوزیسیون برانداز گفت: پیآمد آن استبداد دیگر و افت اقتصاد خواهد شد.

 

تحلیل مسایل سیاسی امروز هم با تشبیه، مجاز، عبرت از مداخله نظامی آمریکا در عراق، افغانستان، سوریه آموزنده است. این گونه بررسی احتمال و نتایج حمله نظامی خارجی، براندازی، اصلاحات، اقتصاد شکوفان را تبیین می کند. در آمریکا هم در  اتاق فکر، پژوهشکده، دانشگاه این مسایل بررسی شده؛ نشر می شوند. گفته شده گذشته چراغ راه آینده است. یعنی از گذشته خود و دیگران عبرت می توان گرفت.

 

سطح فرهنگی روشنفکران چپ از دانشگاهیان داخل و خارج در درک معضلات جامعه عمیقتر بود. ساواک دولت ساقط کادرهای سیاسی خود را نه از دانشگاههای ایران و آمریکا، بلکه از مبارزان چپ با آگاهی سیاسی بیشتر بخود جذب کرد. حاکمیت گاهی با شکنجه تواب سازی کرد؛ روشنفکران لایه دیگر مردم را به خدمت خود در آورد. حاکمیت برخی روشنفکران چپ خواهان تغییر را راست برای حفظ اوضاع موجود اجیر کرد:

 

رضا روستا، دکتر مرتضی یزدی، حسین جودت، احمد قاسمی، نادر شرمینی، دکتر بهرامی، لاشایی، نیکخواه، عاصمی، سیروس نهاوندی، پارسانژاد، دامغانی. گاهی هم موفق نشد؛ آنها را اعدام کرد: دکتر ارانی، کیوان، روزبه، گلسرخی، جزنی، حمید اشرف، پویان، دهقانی، سلطانپور، مختاری، سیرجانی.

 

چپ در 100سال گذشته 3کمبود داشت: 1-بندرت از عملکرد، سازماندهی، شعارها، دوستان خود جمعبندی عملی کرده؛ تا خطا، کمبود، اشتباه را ترمیم کند. 2- کارکرد چپ ایران با کشورهای مشابه مقایسه نشده؛ تا استنتاجات منطقی برای بهبود کار آتی حاصل شوند. 

 

3- تاثیر عوامل خارجی مانند آمریکا، شوروی، انگلستان روی کل کشور و مبارزات چپ عمیقا بررسی نشده؛ با سطحی نگری و مزدور خواندن عاطفی، جریانهای کلان جهانی در صورت مسئله پاک شدند. شاید بتوان گفت این کمبودها مختص ایران نبوده؛ عراق، سوریه، افغانستان هم آنها را دارند. وضع چپ ترکیه با شکوفانی اقتصاد، رشد سندیکاها، سنت احزاب بهتر شد.

 

جمعبندی و تحلیل چپ در 100 سال گذشته کمند: جنبش سنديکايی در ايران سلطانزاده 1923، چه باید کرد دکتر اپریم1324، تاریخ 30ساله جزنی 1353، جمع‌بندی سه ساله و تجربیات جنگ چریکی در شهر و کوه حمید اشرف 1354، یاس و داس فرج سرکوهی 1381، یک اودیسه چریکی پیمان وهابزاده به انگلیسی 2010.

 

تظاهرات اگر به ترمیم قانون برسد مانند جنبش مدنی لوتر کینگ آمریکا، تظاهرات دانشجویی مه 67 پاریس، تظاهرات خیابانی مه 2018 ایروان منجر به نخست وزیر مخالفان شد. ولی وقتی به سرنگونی، براندازی، تغییر رژیم انجامد؛ اغلب وضع اقتصادی افت کرده؛ آزادی سیاسی کاهش می یابد. این را در بهار عربی مصر می توان دید. البته در تونس نتیجه مثبت داده؛ ولی دراز مدت آیا ثبات 10ساله خواهد داشت؟

 

شعار دشمن ستیز جامعه را به فاز بهتر نمی رساند. نمونه: تجربه مندلا در فشردن دست پرزیدنت نژاد پرست سفید آفریقای جنوبی. آگاهی از عوامل بیرونی، درونی، قدرت، تاریخ، قانون، اقتصاد، جامعه مشتق می شود. ولی مردم و نخبگان نیاز به اسطوره، آرمان، ایمان دارند. فاز سرمایه داری در همه شئون جامعه و دراز مدت عرضه می شود. دولت از زیربنا و روبنا بجا مانده از گذشته، در رابطه با عهد نوین، وضع اقلیمی خاص تشکیل شده. رفتار مردم این لایه های را همپوشانی می کند. طنز توهین به تبعیضات است. در استبداد توهین خط قرمز داشته؛ ولی شکنجه خط قرمز ندارد.

 

منابع. ‏2018‏/06‏/26

http://www.bbc.com/persian/iran/2012/02/120204_l44_tudeh_khanbaba_tehrani انشعاب های حزب توده- مهدی خانبابا تهرانی

http://www.bbc.com/persian/iran/2012/01/120114_l44_tudeh_party_category جناح بندی درونی حزب توده ایران- مازیار بهروز

م. بهروز، شورشیان آرمانخواه: ناکامی چپ در ایران، تهران: ققنوس، ۱۳۸۰.

http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=44430 کودتای ناموفق- بیژن باران.

https://www.youtube.com/watch?v=8WblPB4Pr-g خاطرات دکتر عطا صفوی.

https://www.youtube.com/watch?v=zTRwccxy1c8 حسن کامشاد يکی از قربانيان حزب توده

ماشاءاله ورقا، فروریزی دولت دکتر مصدق و بررسی کنش خزب توده، پراگ، 449 ص.

مصدق- خاطرات و تالمات ، تهران

https://fa.wikipedia.org/wiki حزب توده ایران

 

به بقیه گزیده های مقالات دکتر بیژن باران کلیک نماید  

 

 
 

admin@vatandar.at

 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد