WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات دکتر بیژن باران

 

    کشتی شهری                                                                               دکتر بیژن باران

 
کشتی شهری
 
بیژن باران

   

ماه بلند بر فراز بادبان

به بندر وارد میشود؛

ردیف بلمها هویدا.

 

از پنجره شمعدانی شعله ور -

گیسوی شب آویخته بر

گیتار هیجان موج.

نیلوفر کنار دیوار

چشم بسته برویای شبانه

تا ِسحر سَحر او را کند بیدار.

 

در کنار اسکله

میزی با دو صندلی

نوشابه ای دهان گشاده به ستارگان.

نسیم بر پوست طراوت ترعه

مهتاب با پیرهن دودی شب.

101007

دبستان

مهر است و کودکان

گلهای رنگارنگ دیر بهار

بر مخمل سبز چمن

با باد دانش به سوی در فردا..

100907

منو ترک نکن

Ne Me Quitte Pas. - Jacques Brel
         منو ترک نکن.
اگر چه ترا ترک کردم-
در جوانی.
از آبهای عمیق سبز گذشته
چون اوليس به خاک غربت رسيدم.


بی تو هيچم.
بی تو من نيستم.
من آمدم و زيستم.
تو بوده و هستی و خواهی ماند.


نميدانم ترا خواهم ديد دوباره.
پرنده می سوزد.
ولی پرواز ادامه دارد.
چون باد آمده - چون برق میروم.
من رفتنی ام.
تو ماندگار برای هميشه - ای ميهن.
۰۷۰۳۰۷

گذران

بر یال ماهور مشرف بر دره شطرنجی

نظاره میکنم اشجار شعله ور پاییزی.

برگهای خاطرات رنگین دور می شوند در باد.

 

پایین، حباب برکه پیچنده میرود تا رود کفین دور-

تا انتهای تنهایی دریا،

زیر تازیانه خشایاری عبث،

از بدایت سبز تا نهایت محتوم.

 

در دور دریا ناظری است براین ماجرا.

جدایی برگ خاطرات شاخه های فصول

در این باد به ابدیت می انجامد-

به ِسحر سَحر، تا طلیعه طشت طلا.

101207

  

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید