2012/05/07

  

سخنوری شامل بحث چند نفر، بلند خوانی یک متن کتبی، مونولوگ با صدای بلند یک فرد می باشد. خواندن 3 معنی متفاوت دارد: مرور بصری متن/ باصطلاح "تو دل خواندن"، قرائت بلندخوانی متن، آواز موسیقی دار. مکث وقفه کوتاه- مدت در صدا یا سکوت طولانی می باشد. تکیه شدت فشار در هجای یک کلمه است. در املای فارسی علامتی برای تکیه نیست؛ ولی برای مکث علائم زیر بکار می روند ، . - : هر کدام با طول زمانی بویژه در نمایش روی صحنه، رادیویی، فیلم به وقفه زمانی در لفظ کشیده می شوند.

در گفتار‏ فارسي، تكيه مميز معني است. يعني در يك واژه واحد، با تغيير تكيه روي هجاهايش، معني برای مخاطب تغيير مي‏کند. ایجاد ابهام یا تغییر معنا در كاربرد اين واژگان با تكيه‏هاي متفاوت در جمله نيز اتفاق می افتد. تکیه بر سخنوری 2 گونه سوار می شود: بر هجای واژه های جمله، بر اجزای جمله کلام. تکیه هجایی تابع لهجه محلی می باشد. لذا گویش فارسی در مراکز شهری بخاطر تکیه ها گوناگون و ازهم تمایز می شوند: لهجه های هراتی، رازی، شیرازی. شاید یکی از شاکله های تکلمی فرد تکیه است که شنونده از روی آن نام ناطق یا محل کودکی او را حدس می زند.

1- تکیه هجایی: در تلفظ کلمه/ عبارت، همه هجاهای آنها، بطور مونوتون/ یکنواخت ادا نمی شوند. بلکه یک یا چند هجا، شدیدتر از بقیه تلفظ می شوند. می توان تاکید، تکیه، کوبه، فشار را با علامت ^ نشان داد. تکیه تشدید آوایی قسمتی از کلام/ واژه نسبت به قسمتهای دیگر همان کلام یا در تقابل با کلام دیگر می باشد.

موارد دستوری مانند اسم، صفت، فعل، قید- تکیه هجایی خود را دارند. برخی از تکیه های تلفظی هجای واژه های فارسی معیار در اینجا می آیند. در گویش تهرانی تکیه روی هجای آخراسم است. نمونه: نر^گس، ته^ران، تب^ریز. اسم تک هجایی، خود تکیه دارد. نمونه: ^یزد، ^آب، ^چاپ. تکیه فعل در ماضی ساده، روی هجای ماقبل آخر است. نمونه: ^بر.دی/ بردی، د^وی.دید/ دویدید.

در حالت مفرد فعل- تکیه روی هجای آخر سوار می شود. نمونه: ز^دم، پ.ری^دم، ^برد/ برد، ^کرد/ کرد. در ماضی استمراری تکیه روی می سوار می شود. نمونه: ^می.کر.دم/ می کردم، ^می.گف.تم/ می گفتم.  در فعلهای مرکب و کمکی و با ضمایر نیز جای تکیه باید تعیین شود. نمونه: صبر کردنم، جوش آوردنش.

2- تکیه ی کلامی: یعنی تاکید بر یک واژه یا یک عنصر عبارت در گفتار. نمونه: در جمله ی "من امروز مهسا را در دانشگاه دیدم" با تکیه روی یکی از اجزای جمله معنی آن تغییر می کند. روشن است که تکیه ^ بر هر یک از عناصر جمله گاهی اهمیت حیاتی دارد. بویژه در دادگاه، حضور شاهد، در ارایه آرایش تکیه کلامی معنی حیاتی دارد که منجر به برائت/ عدم برائت متهم می شود.

در ابیات سعدی گاهی ایهام، یعنی یک کلمه با 2 معنی، عمدی است: دلا خو کن به تنهایی که از "تنها" بلا خیزد. تنهای دوم بمعنی تن های دیگران است. تن آدمی شریف است بجان آدمیت./ نه همین لباس زیباست نشان آدمیت. معنی این بیت بستگی دارد باینکه تکیه و لحن پرسشی روی کدام هجا یا کلمه سوار است.

از اين رو در جمله‏اي نيما، پدر محسن آمد- بسته به تكيه روي هجاي نخست يا دوم نيما، 2 مفهوم القا می شوند: 1- به شخصي به نام نيما، اطلاع داده مي‏شود كه پدر محسن آمده است- با تكيه بر هجاي نخست نیما. 2- نيما نام پدر محسن است كه آمدن وي اعلان می شود- با تكيه بر هجاي دوم نیما. اين نمونه برای اسم و منادا در تقابل هم مصداق دارد.

در قرائت، تعويض تكيه در واژه یا جمله نيز کل معناي جمله را تغيير می دهد. گاهی حتی مي‏تواند معنايي تقريبا متضاد با مفهوم دلخواه نویسنده اصلي كلام بگیرد. سوار کردن درست تکیه بر کلام نکته مهمی در هنر نمایش و رسانه های گفتاری است. نمونه:  اين نكته بايد از سوي گويندگان رسانه های خبری مورد توجه قرار گيرد.

جابجايي تكيه بر واژگان مختلف اين جمله، امکانات معنایی گوناگون تولید می کند. تکیه بر هر یک از اجزای جمله در نقل قول معنی جمله را عوض می کند: اين نكته در تقابل با نكات ديگر، گويندگان در تقابل با نويسندگان/ گزارشگران، خبری در تقابل با برنامه‏هاي ديگر از قبيل فيلم، مورد توجه در تقابل با مورد انتقاد/ اجرا، قرار گيرد در تقابل با قرار نگيرد. مجید صالحی: منبع تبیان در زیر.

باید در قرائت ترجمه، جای تکیه در برابرهای فارسی از متن منشاء، ابهام تولید نکند. جای تكيه بر واژه در جملات مختلف همگن، می تواند متغیر باشد تا معنیهای متفاوت ایجاد ‏كند. در روخوانی بصدای بلند، اطلاع قبلي يا حدس هوشمندانه گوينده با توجه به قراين مقاله و شرايط اداي آن، درست خوانی را می تواند تسهیل کند. نیز نویسنده می تواند با ترفندهاي خاصي، خواننده متن را وادارند تا تكيه را دقيقا روي هجا/ واژه‏ی دلخواه او، بگذارد؛ یعنی خواننده/ گوینده راه ديگري جز آن، نداشته باشد.

نمونه ترجمه: وَاللّه‏ُ عِندَهُ حُسنُ الْمَآب/ و نيكو- فرجامي نزد خداست، آيه 14 سوره آل عمران. برای ابهام زدایی 2 ترفند برای نویسنده/ مترجم وجود دارند: 1- نحوي - انتقال ترکیب خداست به آغاز جمله. 2- واژگاني- افزودن واژه تنها پس از عبارت نيكو-فرجامي که می شود: و نيكو- فرجامي تنها نزد خداست. افزودن این واژه، هم بر واللّه‏ عنده تاکید می کند هم مانع گذاشتن تكيه روي هجاي یکی به آخر عبارت نيكو- فرجامي مي‏شود. 

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=102834&ParentID=0&BookID=69462&MetaDataID=4249&Volume=1&PageIndex=0&PersonalID=0&NavigateMode=CommonLibrary&Content=

نمونه تکیه در بلندخوانی یعنی گویندگی جمله زیر: هر کس باید تنها مقاله بنویسد. در تلفظ و تکیه واژه ی"تنها " 2 مورد معنایی پدید می آیند. اگر تکیه روی هجای اول یعنی ^ تن باشد معنی جمله فردی در تقابل با جمعی است. اگر تکیه روی هجای دوم یعنی ^ها باشد، آنگاه فقط مقاله در تقابل با کتاب معنی می دهد. پس تغییر تاکید از واژه 2 هجایی "تنها" در مورد 1 بمعنای فقط یک فرد و در مورد 2 بمعنای اثر یعنی فقط مقاله معنی می دهد.

در فارسی معیار، گویش رسانه ای پایتخت، تکیه روی هجای پایانی واژه‌های دستوری فعل، اسم، صفت، قید سوار می‌شود. نمونه: خور^دم، تب^ریز، س^فید، ام^روز. در کلمه با وند تصریفی از نوع -ها در اسم‌ها، - تر در صفت‌ها یا وند اشتقاقی مانند سحرگاهان، بهاران- تکیه روی دورترین وند از آغاز سوار می‌شود، یعنی گریز از آغاز. نمونه ها: اسب^ها، بر^تر، به.ها^ران. واژه‌بست‌های ضمایر متصل ام، ایم با حالت مفرد فعل ابهام زدایی باید بشود- تکیه نمی گیرند. نمونه: ^خور.دم، ^رفت.یم.

آنچه بر صفت واقع شده صفت مفعولی است. تکیه در 2 صفت مفعولی پوشیده، بُرده در هجای پایانی است. شناسه‌ها مانند شخصی و عدد فعل تکیه ندارند. نمونه هجای شناسه شخصی م تکیه نمی گیرد: ^می.ر.وم. رفتم = بن ماضی رفت + شناسه م بوده؛ هجای اول تکیه می گیرد: ^رف.تم. ضمیر متصل مفعولی در پو.شی^ده، بُر^ده شناسه نیست.  نشانه نفی و پیشوند می در فعل تکیه  می‌گیرد؛ زیرا دورترین وند تصریفی از پایان واژه است. نمونه: ^ن.می.دا.نم. fa.m.wikipedia.org/wiki/

گاهی فعل گذشته بجای صفت ترکیبی بکار می‌رود. نمونه: بسته در واژه دربسته. قواعد صرف فعل در نوشتار و گفتار متفاوتند. در فارسی نوشتاری به قیاس از فارسی گفتاری، گاهی برای صیغه‌ی سوم شخص مفرد، بنادرستی است به جای شناسه‌ی پوچ گذاشته می شود. در گفتار بدرستی گفته می شود: علی در و بسته‌؛ گفته نمی شود: علی درو بسته‌ست.

فعل استمراری گذشته فقط در فارسی گفتاری است. نمونه ها: دو تا بلوک سیمانی رو گذاشته بوده رو دوشش، "داشته می‌برده" بالای ساختمون. یه جوجه تیغی با یه کیوی "داشته میرفته"، ازش می‌پرسن: این کیه؟ میگه: داداشمه، سربازه. ظاهر کیوی با پوست سبز- قهوه ای برنگ پوشاک استتاری یک سرباز است.

http://www.jahanshiri.ir/fa/fa/gozareshi-gozashte-naghli.html

تکیه اسم در حالت منادا/ خطاب، روی هجای آغازین است. در برخی ادوات، حروف ربط، قیدها- نیز تکیه روی هجای آغازین سوار است. نمونه ها: ^مر.سی/ مرسی، ^شا.ید/ شاید، ^بل.که/ بلکه، ^ا.گر/ اگر، ^حت.تی/ حتی. در فارسیِ ولایتی/ غیرپایتختی، برخی از این قواعد تغییر می کنند. در فارسی معیار تکیه بر هجای پایانی اسم و صفت است. نمونه: تب^ریز، س^فید. در لهجه یزدی، برعکس لهجه تهرانی، تکیه اسم و صفت روی هجای آغازین است. نمونه های قبلی به یزدی تلفظ می شوند: ^تب.ریز، ^س.فید.

لهجه اصفهانی کمدینهای معروفش در تهران مانند وحدت و ارحام صدر با گوشیدن نوارهای صوتی آنها نیاز به واشکافی تکیه ای دارد. زیرا تعویض تکیه کلامی، بیان آنها را با مطایبه و هجو خنده دارتر می کند. نیز واژه های مشترک عربی و ترکی از نظر جای تکیه در فارسی گفتاری و اصل گفتاری این واژه ها باید بررسی شوند. پس تعویض تکیه هجایی گاهی با طنز همراه است.

زبان‌های دیگر. در انگلیسی جای تکیه در واژه های 2، 3، 4 هجایی ثابت است. اما تکیه در اسم، صفت و قید به ندرت روی هجای پایانی قرار می‌گیرد؛ مگر برای تغییر معنی. حالت دستوری کلمه یعنی اسم/ فعل با تکیه روی هجای آغازین یا پایانی تعیین می شود. نمونه: فعل اجرا کردن conDUCT، اسم رفتار CONduct.

باید توجه داشت که جای تکیه در گفتار محلی است. زبان عربی در خاور میانه و در هزاره گسترشش گویشهای محلی گوناگون در لیبی، تونس، مصر، عربستان، امارات، عراق، سوریه دارد. در گفتار عربی معیار ریاض قاعده تکیه بیشتر بستگی به کشش هجا دارد تا جای آن. در فرانسه پاریسی تکیه روی هجای پایانی است- اگرچه برخی زبان‌شناسان منکر تکیه در این زبان اند. در لهستانی معیار تکیه اسم‌ها روی هجای یکی مانده به آخر است. مجاری و فنلاندی با زبان ترک آلتایی قرابت دارند. در گویش معیار آنها تکیه روی هجای آغازین است. قاعده تکیه را در گفتار زبانهای فلات ایران مانند کردی، بلوچی، گیل، مازنی، آذری، لری، بندری باید مداقه کرد. نیز قاعده تکیه گویش بخشهای استان تهران مانند ری، شمیران، چاله میدان با هم توفیرهایی دارند. روشن است که هر بخش اصطلاحات، کلمات، نحو بومی مختص دارند

http://profs.basu.ac.ir/rasekhmahand/upload_file/art.426.pdf  

در زبان فارسي، تعويض تكيه هجا بقرار زیر است. رک مجید صالحی، منبع تبیان در فوق:

ا- اسم را با صفت در تقابل قرار دهد. نمونه: ک^تا.بی بمعنای يك كتاب یا ک.تا^بی/ بشكل كتاب.

ب- جاي اسم نكره را با اسم معني عوض كند. نمونه: جوانمر^دي بمعنی يك جوانمرد یا جوان^مردي بمعنی مروّت.

ج- موجب تمايز اسم و فعل امری شود. نمونه: ج.ه^نم/ جهنم بمعنای دوزخ یا ^ج.ه.نم/ به درك!

د- اسم را به جاي منادا بنشاند. نمونه: پ^سر/ پسر بمعنای فرزند ذكور یا ^پ.سر/ اي پسر!

ه- اسم را تبديل به جمله كند. نمونه: دیر^کرد/ یعنی پول دريافتي بابت تأخير در پرداخت یا ^دیر.کرد/ او به موقع نيآمد.

و- صفت را با قيد در تقابل قرار دهد. نمونه: گو^یا/ گويا بمعنای رسا/ روشن یا ^گو.یا/ احتمالاً.

ز- صفت را تبديل به فعل كند. نمونه: ^ب.رو/ برو بمعنای وسيله تندرو/ سریع یا ب^رو بمعنی حركت كن.

لحن. در گفتار فارسی لحن در جمله بمعنی منظور تلویحی کلامی تصریحی می باشد. لحن می تواند جزیی در جزء کلامی بوده. نمونه: لحن تمسخر در ادای کلمه عجب! لحن می تواند کلی در تمام یک قطعه ادبی بصورت امپرسیون/ اثر ذهنی در شنونده باشد. نمونه: لحن شعر سعید توفنده است. لحن گاهی با تکیه گاهی با زیر/ بمی هجا همراه است. این ریزه کاریها شامل تاکید، زیری، بمی، کشیدگی هجا، واجهایی چون آخ، وا، آه، تکان تن، خطوط چهره، حرکات سر، دست، تنه، اصطلاحات، شکلک می شوند.

 

در زبان ورای معنی کلمات، لحن بیان هم روی شنونده تاثیر می گذارد. در فارسی معروف است که بفرما، بشین، بتمرگ- هر 3 معنی فعل امری نشستن اند. ولی موقعیت کاربردی و لحن بیان هر کدام از یک بخش مجزای شبکه کورتکس مغز ناشی می شوند. شبکه تنظیمی غشاء بیرونی مغز منظور را با نوعی از طیف عاطفه چاشنی می زند: اولی از شبکه احترام، دومی از مراوده، سومی از محرکه لیمبیک.

 

لحن بیان می تواند حاوی منظور، محرکات، عواطف، غرایز باشد: غیض، شگفتی، نفرت، حشری، شوخی، بیان آمرانه، پرسش. الفاظ عاشقانه زوج، لالایی مادرانه، بحث، دعوا بوضوح جنبه عاطفی لحن را نشان می دهند. لحن می تواند جزیی در ادای یک کلمه یا کلی در تمام اثر در موسیقی، نمایش، فیلم، رسانه های صمعی- بصری باشد. لحن در غایت بروز خود می تواند واژه ها را نامفهوم یا مستهجن کند. این غلیان روحی گاهی با آوردن غیض، کف بردهان، برافروختگی همراه است.

 

گاهی لحن نوعی تکیه است که با تکیه زبانی تفاوت دارد. ولی هردو می توانند باعث زیر/ بمی آوا  شوند. در شعر با جابجایی تکیه ها در سطر/ جمله معنی را می توان تغییر داد. آهنگ کلام گاهی لحن را هم دربر می گیرد زیر/ بمی هجاها در زنجیره آوایی کل کلمات می تواند آرامش بخش، خوابآور، تهیجی، سماعی، رقصانگیز، شورانگیز، محرک غریزه ها باشد. لحن روایی قصه گویی، شاهنامه خوانی، پرده داری را هم باید درنظر گرفت.

 یکی از کاربردهای تکیه در زبان فارسی تغییر معنی/ لحن جمله است. جای تکیه ﺑﻪ جمله ﻣﻌﻨﺎي ﺧﺎﺻﯽ داده؛ گاهی لحن را آمرانه، طنزآلود، پرسشی، تعجب آور، اشمئزازی، تمسخرآمیز می کند. در زیر 4 نمونه لحن و جمله حاوی آن با جای تکیه و 4 معنای مختلف می آید: 1-^ﻋﻠﯽﮐﺘﺎب را ﺑﻪ آرﯾﺎ داد. بمعنی علی نه بهرام.  1-ﻋﻠﯽ ^ﮐﺘﺎب را ﺑﻪ آرﯾﺎ داد. بمعنی تقابل با دﻓﺘﺮ. 2- ﻋﻠﯽ ﮐﺘﺎب را ﺑﻪ^ آرﯾﺎ داد. ﻧﻪ اﺣﻤﺪ. 3- ﻋﻠﯽ ﮐﺘﺎب را ^ﺑﻪ آرﯾﺎ داد. ﻧﻪ ﺑﻪ کسی دیگر. 4- ﻋﻠﯽ ﮐﺘﺎب را ﺑﻪ آرﯾﺎ ^ داد. ﻧﻪ اﯾﻨﮑﻪ ﻧﺪاد

http://profs.basu.ac.ir/rasekhmahand/upload_file/art.426.pdf  

مکث. مقدار هوای ششها در خروج از گلو برای گفتار بوسیله مثلث بروکا تنظیم می شود. اگر نمایش دیالوگ شخصیتها روی صحنه، فیلم گفتار بازیگرها مقابل دوربین باشد- دکلمه مونولوگ شعر خوانی می باشد. در هر 3 گفتار مکث و توقف عمدی اثر آن را بر شنونده افزونتر می کند. از اینرو تئاتر تاثیر بیشتر از خواندن کتاب دارد. مکث مقدار خروج هوا از ششها را در گلو تنظیم می کند. کاربرد سکوت در روال گفتار روی شنونده اثرگذار است. چنانکه در بازجویی سکوت/ مکث گاهی برای کتمان حقیقت تفسیر می شود.

 

در شعر شکستن بصری سطر روی صفحه کتاب بیانگر وقفه در سیالیت خواندن، مکث در تنفس صوتی می باشد؛ نیز دیگر علامات املایی مانند ، - . : هم وقفه عمدی در روال بیان اند. در خط فارسی علامت تکیه برای تنظیم تلفظ هجا وجود ندارد. این علامات کمک به درک منظور نویسنده در "تو دل" خوانی، روخوانی صفحه تصویرگر/ مانیتور، بلندخوانی اثر ادبی می کند. برای درک سکوت در دکلمه باید آثار چاپی و گفتاری شاملو و فروغ را از زاویه مکث بررسی کرد.

توقف، مکث، درنگ غیرمنتظره گفتاری گاهی در اثر مواد و مشروب اتفاق می افتند. مواد و مشروب غضلات صوتی دهان را شل می کنند؛ لذا تلفظ را تغییر می دهند. این نوع ناروانی در گفتار با لکنت زبان و اختلال گفتاری متفاوت است. توان دم/ بازدم فرد لکنتی در حالت غیر گفتاری فرقی با فرد سالم ندارد. توقف/ مکث غیرارادی در فرد لکنتی ممکن است جنبه عصبی هم داشته باشد.  نیز جستجوی شبکه مشعر برای یافتن"واژه درست" چند میلی ثانیه وقفه در تولید صوت ایجاد می کند.

 

مکث و توقف در جریان گفتار هم عمدی هم غیرارادی می تواند باشد. عامل غیرارادی مربوط به تنفس، اعصاب، عواطف می تواند باشد. مکث عمدی با ایجاد درنگ، وقفه، سکوت- نفوذ کلام را بر شنونده تشدید می کند. این 4 واژه طول زمانی گوناگون دارند. کاربرد این شگردهای مربوط به سکوت در گفتار نیاز به علامات و استعداد نمایشی دارد. سهراب در شعر زیر با ظاهر نردبانی و وقفه در پایان هر سطر، برای کنجکاوی شنونده "مکث" را بکار می برد:

خانه دوست کجاست؟

در فلق بود که پرسید سوار.

آسمان مکثی کرد.

رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن‌ها بخشید

و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:

"نرسیده به درخت،..

منابع. براهنی‌، رضا، طلا در مس‌، جلد ا و 2، کتاب‌ زمان‌ 1340

باباچاهی‌، علی‌، گزاره‌های‌ منفرد، جلد ا، نشر نارنج‌، چاپ‌ اول‌ 1377

شفیعی‌ کدکنی‌، محمدرضا، موسیقی‌ شعر، آگاه‌، چاپ‌ چهارم‌ 1377

کریمیان‌، کاظم‌، دگرگونی‌ نگاه‌، زبان‌ و ساختار در شعر امروز، نشر روان‌ 1379

http://www.cloob.com/club/post/show/clubname/homesickalley/topicid/85665

پرکاربردترین اوزان شعر فارسی.

http://www.s-rafi.com/new_page_53.htm علم عروض

http://www.nabze-sabz.blogsky.com/pages/arooz بررسی اوزان عروضی

http://www.taraqi.eu/WazneSherD8.pdf وزن شعر

 http://www.mojri3.blogfa.com/post-142.aspx سخنوری- دکتر بیژن باران

www.daneshju.ir/forum/sitemap/t-133394.html لکنت نوروژنیک

‏06‏/05‏/2012

 

 

 

به بقیه گزیده های مقالات دکتر بیژن باران کلیک نماید  

 
 

admin@vatandar.at

 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد