WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات دکتر بیژن باران

 

  شعر فارسی پس از مهاجرت آریایها                                         دکتر بیژن باران

خصیصه های تولید شعر شاملو   دکتر بیژن باران  

  

خلاصه. تا پیش از ورود آریایها به فلات ایران در هزاره دوم ق.م. با نبود خط، آثار ادبی مستقیم بجا نمانده. ورود آریایها در 4 موج مشخص منجر به ایجاد بزرگترین امپراتوری جهان در فلات گشت. در نتیجه خط برای کارهای دیوانی، دینی، تجاری بکار برده شد. البته ادبیات شفاهی سینه به سینه از اسلاف به اخلاف می رسید. حاویان این سنت با حافظه خوب، قریحه ی زبانی، تخیل قوی این آثار شفاهی را بمرور بهینه کردند.  تا سده 5م نزدیکی رومیان مسیحی، تازیان مسلمان، بسط تجارت با چین و هند، وفور کاغذ و جوهر برخی از این آثار مکتوب شدند. در چند سده بعد، با مهاجران زرتشتی و مانوی آثار دینی به شرق، گجرات در هند و ختن در چین، رسیده، بازتولید شدند. در عصر استعماری سده 19م برخی از این آثار به موزه ها، کتابخانه ها، دانشگاه های چند کشور اروپایی آورده شدند. محققین غربی به ترجمه، زمان بندی بر حسب موضوع و تطبیق نسخ گوناگون از یک اثر همت گماشتند. در بازه چند دهه این کوشش منجر به نویسش تاریخ، سیر ادبیات، سیر علوم، پژوهشهای تطبیقی دینی/ زبانی شد.

یکی از این آثار غربی، تاریخ ادبیات پروفسور براون در لندن است؛ ضعف این گونه آثار چسباندن ادبیات به تاریخ سلاطین بود. متاسفانه این سنت غیرادبی غربی ادبیات فارسی را زائده ای مداحی دربار قلمداد کرده؛ در تاریخ ادبیات فارسی بوسیله استادان دانشگاهی جیره خوار دولتی ادامه یافت.

ادبیات باید براساس مکتبهای ادبی نگارش شده؛ شاعران و نویسندگان را بنا به سبک و مکتب ادبی طبقه بندی کند؛ آنها را با دیگر مشاهیر ادبی بطور تطبیقی قیاس کند. بزرگترین خدمت را لغتنامه دهخدا در 24 جلد به ادبیات، زباشناسی، تاریخ شعر فارسی انجام داده. زیرا این اثر سترگ تمام مقوله های زبانی را بصورت الفبایی با نمونه های حاوی آنها از آثار ادبی در فلات مستند می کند.  کوچ. در آسیا و اروپا بومیان از 20 هزار سال پیش با منشاء شرق- افریقایی در روستاها زندگی می کردند. زندگی آنها غالبا با شکار، کشاورزی، ساختن خانه های گلی /سنگی، حفر چاهها/ کاریزها برای آبیاری جالیزها، باغها، مزرعه ها میگذشت. بقایای این زندگی آغازین در بناها، برخی ابزار سنگی، گورستانها بامروز رسیده – از جمله مخروبه های ساوجبلاغ از 10 هزار سال پیش، شهر سوخته، تلهایی که چون تپه ای از شن خرابه های زندگی گذشته را در زیر خود پنهان دارند. این بومیان آثار ادبی از خود بجا نگذاشته اند؛ اگرچه با قیاس با دیگر تمدنها، مانند سرخپوستان بومی 2 قاره آمریکا، بویژه تمدنهای مایان/ آزتک و قبایل آپاچی/ کمانچی، میتوان گفت که آنها فرهنگ، منجمله ادبیات شفاهی/ وردخوانی، خود را داشته اند.

مهاجرت آریاییها از راس دریای خزر در هزاره 2ق.م. به 3 سوی شرق به شبه قاره هند، جنوب به فلات ایران، غرب به قاره اروپا اتفاق افتاد. این مهاجرت هم با داده های باستانشناسی و هم از روی قرابت زبانی تبیین شده؛ علل این کوچ تاریخساز نیاز به جستاری دیگر دارد. نگارنده در پژوهشی با خواندن کتب باستانشناسی، جامعه شناسی قیاسی، تاریخ، داده هایی را گزیده تا به ساختن مدلی ریاضی برای این کوچ تاریخی نایل آید.  سپس این مدل پراش جمعیتی را بکمک رایانه ی دیجیتال و دادههای مشخص زمانی، مکانی، نفوس، متغیرهای وابسته مانند نرخ پیشروی در فلات، تعداد احشام، میانگین مرگ، تعداد انسانها در بازه های زمانی محاسبه کرده.

قبل از ورود آریایها در عصر مفرغ به آسیا و اروپا ساکنان بومی این 2 قاره حیات ثابت خود را داشتند. در شهرهای ساخته در 4هزار سال پیش هم بخاطر نبود خط، حملات نابودگر اقوام مهاجم فرهنگ ضبط شده آنها ناچیز است. 

تشابهات زبانی ایرانیها، ارامنه، آلمانها، یونانیها، لاتینها، اسلاوها، سلتها، هندیان رابطه نزدیک آغازین این ملیتها را اثبات میکند. نمونه: ستاره فارسی، آستر یونانی، آستروم/ ستلا لاتین، ستار انگلیسی، شترن آلمانی. آریایها باخود فن آوری ارابه سازی، ذوب فلز، پرورش اسب، پرستش نمودهای طبیعی، سازماندهی اجتماعی، زبان/ شعر خود را همراه آوردند. در دهه اخیر از روی آزمایشهای ژنتیک بین بقایای اسکلتی و ساکنان کنونی، رابطه زبانهای این انسانهادر آثار ادبیشان هم نیز اثبات شده. این آثار ادبی شامل ریگودا در هند و برخی سرودهای اوستایی- قرابت زبانی و اعتقادی را نشان می دهد. این کوچ بجنوب در 4 موج مشخص، از تیره های منسوب بهم، با لهجه های متمایز به فلات بقرار زیر اند:

1- کاسیها بخشی از کردان با اعتقادات ثنویت مزدا و اهریمن نخستین موج است. این قبیله در 1400 ق.م. مصر را فتح کرد. آنها خورشید و مردی آسمانی با بال گشاده، اهورا/ فروهر، را در فرهنگ مصری وارد کردند. میتانیها هم تیره ای آریایی بودند که در سوریه، همزمان با کاسیها، اسکان کردند. در برخی آثار مانده از بین النهرین، به کارنامه رهبران قوم کاسی/ کاشی اشاراتی شده.

2- مادها پس از عبور از کوههای قفقاز، در دره های سهند و سبلان رحل اقامت گزیدند. این قوم با اعتقادات میترایی اسلاف آذریها بودند. آنها بساط جور آشوریان را در 800 ق.م. برچیدند. پایه های فرهنگ رزمی و پیمانی میتراییان/ مهرپرستان به آناتولی و روم نشت کرد. مهر، نماد مرد-نمای سوار بر گردونه خورشید، برای کنترل جنگها و پیمانهای انسانهای روی زمین، بود. اعتقادات مرد- محورشان تا پیش از رواج مسیحیت در روم در سده 4م بمثابه کیش میترایی حتی بر دین جدید مسیحیت هم تاثیر گذاشت. این کیش با 7 مرتبت/ هیرارشی دینی، زادروز مهر/ میترا را در 21 دسامبر جشن می گرفتند. برخی جشنها و بقایای مهرابه هایشان در انگلستان، یوگسلاوی، ایتالیا هنوز وجود دارند.

3- پارتیان در میدانی بمرکز ساوجبلاغ بشعاع تا خراسان و ری در جنوب و جبال البرز گسترده شدند؛ تاکستانهای گسترده ای ایجاد کردند. چابکسواران آنها با تیر، کمان، اسب و ترکش، بعدها از پس سلحشوران رومی با جامه رزمی فلزی سنگین در عراق /فلسطین برآمدند.  آثار خطی پارتیان به خط یونانی، آرامی/نوعی عبری بجای مانده؛ بسیاری از این آثار بر تکه های سفال، تیله های ظرف انبار شراب، می باشند. شاید پارتیان شاخه شرقی همزمان کوچ کاسیها از کوههای قفقاز بوده که نخست در خراسان اسکان یافته؛ سپس به جنوب و غرب فلات پیش رفتند. این کوچ، عشیره دارنده اسلاف زرتشت را با خود داشت. از اینرو قرابت زبانی اوستا با ریگودا مدلل می شود. زمانبندی اوستا هم این کتاب را در حول و حوش هزاره اول ق.م. قرار میدهد. گاتها/ گاهان سرودهای زرتشت اند که بخشی از اوستاست. اگرچه سند کتبی بجا مانده در هند مربوط به سده های میانی هزاره اول میلادی است. یعنی اوستا هزار سال سنت شفاهی بوده؛ موبدان /زوترها آنرا به کودکان پیروان و نوجوانان طریقت زرتشتی با تکرار روزانه، هفتگی، سالانه تمرین کرده، در ذهن آنها این اشعار هجایی را ضبط میکردند.  چون کار گروهی بوده، مانند گروه کر کلیسای مسیحی، تحریف/ تغییر در متن بسیار ناچیز می باشد.  نیز شرایط ایستای زندگی مفاهیم جدید اجتماعی ای را دربرنداشت. لذا ایستایی محیطی ثبات متن را تضمین میکرد.   

4- پارسیان موج 4م بودند که در دشت مغان در جوار بومیان ایلامی اسکان کردند.  آنها اهوراپرست بودند. در 538 ق.م. بساط بردگی بابلیان را بهم زدند. بکرات نام و اعمال آنها و نوادگانشان در عصر ساسانی در انجیل  برده شده.  آنها با استقرار بزرگترین امپراتوری - در شرق با فرهنگ هند و چین، در غرب با فرهنگ یونان و مصر- رابطه برقرار کردند. برخی از فرهیختگان یونانی از مراکز علمی، ادبی، دینی پارسیان دیدن کرده؛ به تدریس هم پرداختند.  در این جاست که نظرات زرتشتی/ بابلی ثنویت، آتش، فرشتگان، تقدیر به ادبیات یونانی نشت کرد.  شاید این بده بستان فرهنگی یکی از علل رشد فرهنگی یونان در سده های 4 و 5 ق.م. شد.  اقامت طولانی هرودوت، اشارات افلاتون و ارسطو به مقولات فلسفی ایرانی زرتشتی، وجود تعدادی واژه های یونانی در فارسی نمود این بده بستان می باشد. نمونه واژه های یونانی در فارسی: زنبق، لغت/ لغز، ابریق، پیاله.  

هر کدام از 4 تیره آریایی فوق با زبانهای بومی مجاور در بده بستان قرار گرفتند.  آریاییها با خود اسب سواری، شلوار، فلزکاری، کباب گوشت، فرهنگ، زبان، باورهای شاد طبیعت- محور را به فلات آوردند. آنها با بومیان سفالگر، با چاههای آب برای آبیاری باغهای میوه و جالیزهای سبزی و ادویه آمیختند. کشور پهناور آریاییها آلیاژ فرهنگهای عرفانی دراویدی/ موهنجو دارو، تقدیری بابل، تضادی زرتشتی، بروج زودیاک ایلامی، طبیعتگرای میترایی، عینیگرای یونانی، و تخیل قوی ایرانی شد.  

فرهنگ. اعضای هر جامعه 2 نوع مناسبات باهم دارند: 1- تولید و مراوده محصولات مادی که اقتصاد آن جامعه است. 2- ارتباطات برای خواستهای ذهنی که فرهنگ آن جامعه است. فرهنگ شامل زبان، دین، آداب/ رسوم، خوراک، پوشاک، ادبیات، هنر، ورزش، امور اجتماعی، قضایی، حقوقی، سیاسی، دولتی، نظامی، فولکلور می باشد. فرد و فرهنگ با تغییرات درونی و بیرونی با دیگر افراد جامعه و فرهنگ های همسایه در داد و ستد سرمدی اند. این تغییرات را میتوان در روال 3 هزار ساله تطور شعر فارسی نیز دید. در فلات، با ورود آریاییها شعر هجایی شفاهی، با ورود تازیان شعر عروضی خطاطی، با ورود غرب شعر مدرن چاپی، با ورود اینترنت جهانی شعر پسامدرن نرم/ الکترونیک نضج گرفت. ابزار تولید شعر بر روال آفرینش شعر اثرگذار است.

فرهنگ فلات در ورود آریاییها- 40تیکه ای، ایستا و در سطح شبانی، دامداری، باغداری، کشاورزی، سفالگری بود. با ورود آریایها با تمدن فلزکاری و پرورش اسب- یک مرکزیت سیاسی، فرهنگی سراسری قوام یافت. اگرچه این مرکزیت در 2 محور شرقی- غربی پارتی- مادی و شمال- جنوبی کاسی- پارسی فلات هر چند سده دست به دست می گشت. یکی از دستآوردهای معماری فرهنگ ایرانی کاربرد تاقی تکامل خانه سازی یزدی برای سقف بود که در برابر سقف تیری/ چوبی بیداوم مصری/ یونانی بدعت موثری در معماری شد. اوج آنرا در تیسفون نزدیک رود دجله و بغداد از سده 1 ق.م. تا حمله تازیان و گرمابه کراکالا در ایتالیا در سده 2و 3م گنیدهای باشکوه مسجدها در هزاره دوم میلادی و سرانجام در معماری کاتیدرال کلیساهای قرون وسطای اروپا می توان دید. آغاز این بدعت معماری در ساختمانهای آجری/ گلی یزد امروزه هم دیده می شود.  واژه تیسفون با کاسفی، کاسپین، قزوین قرابت دارد. این شهر در سده 6م بزرگترین شهر جهان بود. تیسفون به تازی مدائن، بارمنی تیزبون است. معماری تاقی از یزد به تیسفون، سپس به دیگر نقاط خاورمیانه و فلسطین و کراکالا در رم به کلیساهای اروپا تکامل یافت. دراین معماری، سقف با تیر چوبی نبوده بلکه با آجرهای تاقی است که بسی ماندگار تر است. 

زمینه ورود فرهنگ سامی در فلات با آزادی بردگان در فتح بابل، اکتبر 539 ق.م.، آغاز شد.  سپس در بازه هزاره بعدی، در مراوده با آشوریان و ایلامیان صاحب بروج 12 گانه زودیاک قضا و قدری در غرب فلات، کاربرد خط میخی نضج گرفت. پارسیان نخستین امپراتوری فراگیر فدرال با 20 ساتراپ/ شهرب/ خشثراپ ایالتی را بنیان گذاشتند.  اوج تمدن آنها در بنای سنگی تخت جمشید با کتیبه های پیروزی بجا مانده؛ ولی خانه های گلی کارگران آن نابود شده اند. پارسیان با دراویدیان ریاضت کش عرفانی، هندوان صاحب ادویه و ابریشم در شرق حتی با سکاهای آریایی در شمال شرق، ترکمنهای صاحب اسبهای راهوار در شرق دور داد و ستد داشتند.   

فرهنگ و زبان ایران از آغاز 40تیکه ای بوده؛ هیچگاه فرهنگ متجانس، واحد نبود. در این جامعه پر ملیت و قوم، هر دوره یکی از این اقوام غالب شده؛ ولی اقوام دیگر را در زبان و باورهایشان آزاد می گذاشت.  این فرهنگ، چه شفاهی چه کتبی- پس از کاربرد خط بر روی سنگ، سفال، کاغذ ضبط می شد. 

خط دبیره اوستایی و آرامی اشکانی با عبری در اسراییل قرابت دارند. خطهای ارمنی، گرجی، یونانی، رومی هم بودند که منشاء در خط فینیقی لبنان داشتند. خط عربی و فارسی در 1400 سال پیش از روی خط عبری بین کاتبان/ ناسخان قراردادی با قلمها گوناگون کوفی، شکسته، نستعلیق مورد پذیرش قرار گرفت.  این خط در مکتب و مدرسه تدریس شد.  بخط دبیره، شعری از 1500 سال پیش بجا مانده؛ بنام درخت آسوریک. این شعر مناظره ای، بسبک پروین اعتصامی، بین درخت خرما و جانور بز است. چون درخت ماندگارتر از جانور است؛ در این مناظره درخت پیروز می شود. این شعر بطور شفاهی شاید چند هزار سال پیش در فلات برای آموزش کودکان بکار برده میشد. زیرا نقش رودرویی / مشاعره درخت با بز روی سفالینه هایی از شهر سوخته در موزه های مختلف واشنگتن، پاریس، لندن وجود دارند. شاید هنرمندی بتواند این شعر را با نرم افزار فلش پویانمایی animation کند.

با نرم افزار ویزیو، میتوان تخت جمشید، چغازنبیل، دیگر ابنیه های باستانی را تجسم تکمیلی کرد. از روی بقایای این ابنیه ها، نقشه هندسی رقومی/ ترسیمی آنها را با ابعاد متریک رسم کرد. با روشهای ریاضی بسطی/ برونیابی  extrapolationو الحاقی/ درونیابی interpolation نقاط افتاده در حجم را محاسبه کرده؛ سرجایش قرار داده تا از یک بنای مخروب بنای کامل را تجسم کرد. بعد با تکنیک walk-thru یعنی تغییر دیدگاه این تجسم و منبع نور به این ساختمان ایستای توی رایانه، پویانمایی را افزود تا کلیپ دیدن از بیرون ، راه رفتن در بنا و دیدن از درون را تجربه بصری کرد. نرم افزارهای AutoCAD, Visio, Flash را میتوان بکار برد. این محصول رنگی هنری را میتوان با گفتار و موسیقی آمیخته؛ در یوتیوب قرار داد تا در دسترس 1 بیلیون کاربر اینترنت در جهان قرار گیرد

شعر. مقوله شعر، زیر ادبیات قرار داشته که بخشی از فرهنگ است. فرهنگ ابرسازه Superset ، ادبیات زیرسازه Subset ایست که شعر، نثر، داستان، نمایش، فیلمنامه، مقالات ژانرها/ بخشهایی از آنند. شعر عینیت توازن لحظه ای ذهن فرد با فرهنگ رایج عامه است. چون ذهن فرد و فرهنگ محیطی او در بازه زمانی تغییر می کند؛ لذا شعر هم پویا بوده؛ خود را در محتوا و شکل با جامعه محاط متناظر میکند. شعر فلات دوره ها، زبانها، سبکهای متعدد دارد. در این جستار تطور شعر فارسی در 3 هزار سال گذشته مرور می شود. از 3 هزار سال پیش، با ورود اقوام آریایی به فلات، شعر شفاهی نضج گرفت. از آثار ادبی ایلامی در جنوب، کاسپی حاشیه دریای خزر و دیگر نقاط فلات چیزی بجا نمانده؛ ولی تصاویر روایی مربوط به صحنه های آسمانی روی جامهای فلزی بیانگر روایت کلامی متناظر با تصویرهاست. این نوع روایت تصویری در تمدنهای آزتک و مایان در مکزیک قبل از ورود فاتحان اسپانیولی قرن 25م نیز وجود دارد. برای نمونه: در حجاری ورزشگاهی از آغاز سده دوم میلادی در شبه جزیره یوکتان مکزیک، تصویر فرمانده ای با زبان بسیار بزرگ بیرون از کام نماد سخنگویی اوست.

شعر جهان را از نظر وزن می توان به 4 نوع تقسیم کرد:

1- عددي Numerical –تعداد هجاها در هر سطر/ مصرع برابر اند. نمونه: شعر فرانسوي، ترکمن، ايتاليايي، گاتاهای زرتشت.

2- تكيه‌اي Accentual2 – تقطیع کلمه به هجا؛ شمارش تعداد تكيه‌ بر هجاهای هر سطر/ مصرع. نمونه: شعر انگليسي، آلماني

3- كمي Quantitative - وزن ناشی از طول زمان يا بلندي/ كوتاهي هجاهاست. نمونه: شعر کلاسیک فارسي، سانسكريت/ ودیک هند، اوزان و بحور عربي، لاتين، يونانی.

4- كيفي Qualitative که Tonicلحنی هم نامیده می شود – ناشی از زير/ بم هجاها در سطر شعریست. نمونه: شعر چيني، ويتنامي. در فارسی زیر/ بم هجا برای تغییر معنی بکار میرود.

شعر 3 هزار ساله فارسی را از نظر بنمایه فکری میتوان در 4 نوع مقوله بندی کرد:

1- پیشاکلاسیک آغازین که حاصل عواطف ساده شبانی شفاهی شاعر

 است. خط برای تجارت یا امور دیوانی-دینی پدید آمد. در نبود خط، شعر

 شفاهی مانند ترانه های معاصر همراه با تکنوازی نی یا تار بود که برای

 گروههای همزبان عامی ترنم میشد. در این دوره موسیقی، چون چتر فراگیر

 آزاد از گویشهای محلی، برای اقوام گوناگون زبانی واحد بود که شادی/ غم

 مردم را با الحان/ ملودیها، ریتم/ وزن، ایقاع و آلات زهی/ بادی گوناگون برای

 همه فهم پذیر میکرد. وزن عروضی/ ایقاعی نظام یادیاری برای بخاطر سپردن

 را تحکیم میکرد. قواعد لحن، ايقاع، ارتباط  كلام با موسيقي، ابعاد و فواصل

 بين نغمه‌ها ریشه در کار گروهی یا بقول دالامبر 1783-1717 ضربه های

 پتک بر سندان یا همراهی پاروزنان کشتی دارند. هجا بخشی از کلمه است که

 در یک دم بتوان آنرا تلفظ کرد. نمونه های تک هجایی: به، بز، رخش. در

 شعر پیشاکلاسیک آغازین، وزن هجایی همراه با قافیه ثابت مفصلی بود.

محتوای آن را اخلاق، پند، تصویر چرخه زندگی، عواطف انسانی، تخیلات

 فلسفی پر میکرد. نمونه: گاتهای زرتشت، شعر عامیانه، لالاییها، ترانه های

 عروسی، مرثیه خوانی در عزا، تعزیه. در تصویری از مُهر سنگی در ایلام

4 هزار سال پیش مراسم دسته راه انداختن، کارناوال، تعزیه بخوبی مشهود

 است.  خون سیاووشان هم تعزیه دیگری است که از هزاره های دور مرسوم

 بوده؛ شاید با 4شنبه سوری که سوری بمعنای سرخ هم هست ربط داشته باشد.

برخی داستانهای 1001 شب هم با نامهای فارسی شهرزاد، شهریار، سندباد و

 برخی داستانهای هندی مربوط به آغاز هزاره اول میلادی است.

از تشابه زبانی گاتهای اوستایی با ریگودای هندی، پیدایش گاتها را می توان در

 بازه زمانی 1100- 1500 ق.م. تخمین زد. برخی اعتقادات در شمال شرق

 فلات با نامهای میترا/ خورشید، ایندرا/ آتش، وارونا/ باد، گیاه مخدر هااوما،

 دیو با اعتقادات ودیک هندی تشابه دارند. در برخی از ظروف سیمین/ زرین

 این اعتقادات کنده کاری شده اند. نمونه: جام تپه مارلیک. باید افزود پرده

 داری، امامزاده سازی، تعزیه، دسته راه انداختن مراسم ایرانی بوده که با هجوم

تازیان و تمهای مذهب جدید در هزاره دوم میلادی به روز شدند

واژه گات از زبان ایرانی باستانی هزاره اول ق.م. به گاه در فارسی مدرن تغییر کرده؛ بمعنی لحن، نجوا، چم یا سرود یا حتی تصنیف و نت موسیقی می باشد. در موسیقی ایرانی 3گاه و 4گاه کاربرد نُتی گات اند. گات به هندی گیت به عربی جیت/ جید می باشد. این واژه در عربی نهایتا به تجوید/ قرائت قران با آهنگ ویژه خود استحاله یافت که از قاریان نسلهای گذشته به اخلاف ترابری شد. نسک هم به نسخ مانند کندک به خندق از زبان فارسی به عربی وارد شده. اوستا و ودا بزبان ودیک هندی هر 2 بمعنای دانش اند. فرازهایی از گاتها را میتوان آورد تا وزن هجایی و قافیه بندی را نشان داد. گاتها اثر زرتشت در هزاره اول ق.م. وزن هجایی دارد

یا از مرکز نماینده هایی به این نقاط فرستاده تا آثار شفاهی را جمع آوری و به مرکز آورند. در روال کتابت، مقایسه، فصل بندی، بیرون ریختن لهجه های محلی، متن کتاب دینی بیک زبان واحد و خط دبیره مکتوب شد. خط دبیره بر اساس خط آرامی/عبری از راست به چپ قرار داشت. پس از حمله تازیان در مهاجرت پارسیان، برخی از این کتب به گجرات و بهارستان هند برده شدند. این کتب خطی بجامانده بیشتر مربوط به هزاره 2م مسیحی اند

نمونه شعرهای هجایی. هدایت: دیشب که بارون اومد-/ یارم لب بوم اومد./ رفتم لبش ببوسم./نازک بود و خون اومد. این ترانه از 4 سطر، هر سطر 7 هجا در باره تصویر عشق شبانه روستایی است. نمونه های دیگر: شعر 4 لختی کرمانجی در خراسان بزرگ 1-2 هزار سال پیش. نمونه مدرن شعر هجایی از بیژن باران: شب که میشه یاکریم/ برای جفتش میخونه/ تو خنکی، رو پشت بوم/ عطر اقاقی ویلونه. این ترانه هم 7 هجایی و باقافیه است. یکی از شاعران جوان شیراز، خساره، ترانه های هجایی موفقی در وبلاگ خود دارد.

از 300 سال پیش با کوچ کردها به خراسان شعر، موسیقی و رقص کردی در خاور فلات تکامل یافت. در شعر کردی خراسان/کُرمانجی، بر وزن ُدورانجی، 3 قالب هجایی پیدا شد: 3خشتی/

لختی از 3 مصراع 8 هجایی قافیه دار تشکیل شده؛ پس این گونه شعر کوتاه در 24 هجا ست. این قالب بازمانده نو خسروانی سده 5 تا 6 میلادی در تیسفون است. نمونه: واچی به ژنو واچی باله/

کریه سری مه خیاله / ئوغه تی مه بی وی تاله. برگردان: ای زن با چه قدی و چه بالایی/ در سرم خیال توست/ لحظه‫هایم بی تو تلخ است. لو قالب دوم است که دارای مصراع های نابرابر می باشد؛ جایگاه قافیه نیز در آن ثابت نیست. پس لو نوعی شعر آزاد کوهستانی است که وزن و قافیه در آن ثابت نمی ماند. قالب 3م بانگی است که وزن و قافیه ثابت ندارد؛ آنچه به آن وحدت ساختاری می دهد ملودی و لحن خواندن آن می باشد.  موضوع شعر بانگی درباره سوگ است

زنان بر مزار عزیزان این نوع شعر را می خوانند. در هر 3 قالب، شعر عینی و حسی است؛ اگر ذهنی هم شود ذهن در خدمت عین و عاطفه است.

لالاییها و 4پاره ها نیز 2 قالب محبوب شعر کوتاه کهن فارسی اند. دومی در زبور و مزامیر مانوی نیز کاربرد دارد. این 2 قالب شعر اغلب هجایی و باقافیه بوده؛ گاهی هم وزن تکیه دار یا اکسانتی مانند accented انگلیسی دارند. هدایت برخی از این گونه اشعار کوتاه را در آثارش گردآوری و گاهی مانند 3قطره خون ابداع کرده است. پس از استیلای تازیان بر فلات در سده 7 و  8م، این 2 قالب خود را در رباعی بحر هزج مثمن مکفوف محذوف/ مقصور  و 2بیتی در بحر هزج مسدّس محذوف/ مقصور، یعنی مفاعیلن مفاعیلن فعولن/ مفاعیل بازتولید کردند. ابوسعید ابوالخیر، عمر خیام، باباطاهر عریان کاربرد این 2 نوع شعر کوتاه را باوج رساندند.  پس در 2 هزار سال گذشته، شعر کوتاه در فلات از 2، 3، 4 سطر /مصراع / لخت بر زون بخت تشکیل می شود. البته در شعر دری، بیت دو مصراع دارد که بر اوزان و قالبهای از پیش ساخته شده اند. رایجترین آنها 20 نوع وزن اند که دربرگیرنده طیف عاطفی شاد-غمگین می باشند. شعرهای 2 لختی/ سطری در لندی پشتو و لیکوی بلوچی هم وجود دارند.

شعر کوتاه مورد علاقه عوام و کودکان نیز می باشد. پس از پیروزی ایران در لاهه در 1951با ملی شدن صنعت نفت، این شعر در کوچه و خیابان خوانده میشد: آب اومد و آب اومد./ دکتر مصدق اومد./ باکشتی نفت اومد. امروزه هایکو و طرح، 2 قالب شعر کوتاه، در فارسی هوادارانی دارند.  هایکو از ۱۷ هجا در 3 خط که 2 تا پنج تایی، یکی هفت تایی اند تشکیل شده

2- کلاسیک از 1000 سال پیش، با ورود فرهنگ سامی تازیان تثبیت شد. این شعر با قواعد ثابت اوزان بازتاب کنترل شرقی و تبعیت فرد در جامعه ایستای قرون وسطا را بوضوح نشان میدهد. ابزار تولید شعر با کاغذ، قلم، نی، پر، جوهر بود. خطا در کتابت منجر به نسخه های متعدد میشد. بازار ناسخان/ کاتبان شهرهای بزرگ در بازتولید این نوع شعر برای اشراف و تجار رونق داشت. اوزان عروضی بر تمام تمهای حماسی، تغزلی، مرثیه، مدح، طنز، اروتیک محاط بود. نمونه ها: آهوی کوهی در دشت چگونه دوذا؟/ او ندارد یار بیار چگونه بوذا؟ - ابوحفص سغدی سده 3م هجری. اوج شعر کلاسیک در شاهنامه فردوسی، رباعیات خیام، غزل حافظ، مثنوی مولوی، خمسه نظامی دیده می شود.  شعر کلاسیک به 3 مکتب رئالیسم خراسانی با نمونه رودکی و فردوسی در سده 4- 6 هجری، رمانتیسم عراقی سده 7- 10 هجری با نمونه سعدی و حافظ، سمبولیسم هندی سده 12- 14 هجری با نمونه بیدل و کلیم کاشانی در زمان و جغرافیا تقسیم شده. رک: دکتر جنتی عطایی، مکتبهای شعرکلاسیک فارسی.

3- مدرن. در سده 19م با درگیری با دول عثمانی، روسیه، انگلیس و فرهنگ غرب، تحول عظیمی در فرهنگ فلات ایجاد شد. حول و حوش انقلاب مشروطیت، با ورود فرهنگ غربی در شعر، نخست محتوا به روز شد تا مسایل اجتماعی، ملی، طبقاتی را در بر گیرد. شعر مدرن دریچه مشرف بمیدان سیاسی و حقوق قانونی برای فرد باسواد شهری بود.  صنعت چاپ از غرب، کتب خطی ناسخان/ کاتبان برای اشراف/ بازرگانان را با تکثیر/ تصحیح در دسترس عوام گذاشت. صنعت چاپ نخست در بوشهر، تبریز، تهران، اصفهان براه افتاد.

برای اولین بار بخاطر روابط فراگیر و جمعآوری آثار گذشتگان- در نسک، نسخ، ورژن های مختلف- یک ژانر ادبی هم بنام تصحیح آثار قدما پدید آمد. استادان این ژانر چون ربیان یهودی به مقایسه، اشراق، تصحیح متون خطی در دست بنا بسلایق فردی سالها وقت صرف کردند. با مقایسه ورژنها، اراده به یک نسخه "معتبر" کرده؛ گاهی با ممیزی و کج سلیقگی معلم اخلاق روستایی بخشهایی از کتب عتیق را سانسور کردند.  نمونه: تصیحح آثار سعدی بوسیله فروغی که بخش اروتیک کتاب را بنام عفت عمومی سده 20 در تهران حذف کرد.

لایه های ممیزی بمرور بر شعر مدرن فشارآور شدند تا جاییکه کمی بعد از انقلاب مشروطه این نوع شعر از نفس افتاد. نمونه شعر مدرن/تجدد در آثار: پروین، یزدی، عشقی، لاهوتی، ایرج، عارف، بهار، دهخدا. سپس در شکل، با استعداد و پشتکار نیما، ابداعات فراوانی مطرح شدند.  

نیما برخی بحور عروضی را حفظ کرد ولی با ترک تکرار قافیه و طول مساوی سطر شعری، چاشنی کردن حس فردی شاعر، شعر فارسی را متحول کرد. آنرا به زبان محاوره نزدیک و از زبان کتبی سنتی دور کرد، ورود واژه ها/ مفهاهیم فرنگی و بومی را تسهیل کرد. بجای گفتن مونوتون/ یکنواخت نشان دادن تصویری/ پویا را برگزید. لذا از این زاویه به شعر آغازین و مکتب خراسانی رجعت کرد؛ از مکتب عراقی و هندی دور شد. نمونه شعر تصویری نیما: در چنین وحشت نما پاییز/ که ارغوان از بیم هرگز گل نیاوردن/ در فراق رفته ی امیدهایش خسته می ماند./ می شکافد او بهار خنده ی امید را ز امید.

شعرنو با بدایع استعاره ای جدید و نمادگرایی، از ممیزی با ذهن سنتی، قِصِر در می رفت.  شعر نیمایی را اخوان بخوبی خصیصه بندی کرده؛ بدایع آنرا واشکافی کرد.  شعر نیمایی برخلاف ظاهر نردبانی / متقارن و محتوای مطلق گرای شعر کلاسیک از نظر بصری پلگانی و از نظر محتوا اجتماعی نقادانه با مسایل کنکرت امروزی است. در شعر گذشتگان فرد/ معشوق مشخص نیست. مانند نقوش سربازان پلگان تالار آپادانا که نوعی/ تیپیک همشکل حجاری شده اند. تنها تفاوت در پوشاک، کلاه، هدیه قومی نه فردی آنها است. در آثار نظامی اگرچه نامهای خاص برای شخصیتها بکار رفته ولی آنها هم نوعی/ تیپیک هستند. روان و ظاهر آنها فردی نیستند.

در شعر نیمایی تصویر مقولات کنکرت دست بالا را دارد. روستا مطلق نبوده؛ یوش است. استبداد کلی نیست؛ رضاخان، پادشاه فتح، در راس قلعه متحجر سقریم است. هراس از نظام پلیسی، فرار آزادیخواهان مانند لادبن، برادر نیما، در برخی شعرها پارانویا را با عناصر محیطی مشخص تصویرنمایی میکند.  اگرچه سنت گرایان در آغاز با حمایت دولت در نشریات خود شعر نیمایی را تمسخر می کردند. در دراز مدت آنها به تاریکخانه تاریخ انداخته شدند.

نیما، هدایت، سهراب، فروغ علاقه به نقاشی، هنر حسی در تقابل با کلامی شعر، داشته؛ در طرحهای خود روی حس بصری لمحه/تاکید میکردند. شاملو، اخوان علاقه به موسیقی داشته؛ بویژه اخوان روی حس سمعی در شعرش اصرار میکرد. شعر نو خیلی زود از دهه 20 ببعد 2 شقه شد: شعر عروضی نیمایی، شعر منثور شاملویی. شعر شاملو روی مفهوم انسان در شرایط مشخص جامعه بیقانون زوم میکند؛ این انسان را در رابطه ای در حال پویش با طبیعتی همدرد/ سمپاتیزان و مبارزه ای مدنی با استبداد تصویر می کند. رویدادها، شخصیتها، همه تناظر با واقعیت در جامعه ای خاص در زمانی ویژه دارند؛ آنها مطلق و مجرد نیستند- چون روایتهای 1001 شب، امیرارسلان، 40 طوطی. آنها از تجربه بلافصل خود شاعر به شعر در می آیند. 

شعر تعهد تاریخی است. از گذشته های دور شعر گرایش به تعهد در برابر نیروهای قهار طبیعی، سیاسی، فرهنگی داشت. اصولن شاخه شعری ماندگار شعر تعهد است که از اعصار گذشته بدست اخلاف رسیده. از هزاره 1 ق.م نمونه: زرتشت: ستيز من تنها با تاريكي است./ و برای ستيز با تاريكی شمشير به روی تاريكی نمی كشم؛/ فانوس می افروزم. تا قصاید خاقانی با مطلع هان ای دل عبرت بین، از دیده نظر کن هان/ ایوان مدائن را، آیینه‌ی عبرت دان.  این سبک شعر در گذشته هم وجود داشته؛ سیف فرغانی نمونه ای متعالی است. فرغانی در توبره کشی آبادیهای ایران بویسله ایلغار مغول  قصیده خود را این گونه آغاز کرد: هم مرگ برجهان شما نیز بگذرد/ هم رونق زمان شما نیز بگذرد. خوانش این شعر درتاریخ تکرار شده؛ نوعی آرامش به مصیبت دیدگان می دهد.

شعر تعهد جهانی است؛ اردوگاه گسترده ای با نامهایی چون مایاکوفسکی، لورکا، شلی، شیلر، ویتمن، برشت، نرودا، حکمت، محمود درویش، یانیس ریتسوس، سلطانپور، شاملو. شعر تعهد یکی از شقوق مهم شعر جهانی است. شعر تعهد این گروه شاعران جهان وظیفه ضبط/ کرونیکل پروسه خونین مبارزه و تهییج نیروهای بالنده اجتماعی را بعهده داشت. شاعران متعهد این مبارزه ی نابرابر - از نظر قوا ولی ظفرنمون از نظر راهکار/ استراتژی- را برای اخلاف انسان در جهان انجام دادند. بیانیه شعر تعهد بقول شاعر اسکات، یو مکدیارمد Hugh MacDiarmid "سازمان نوین و آگاه اجتماع" است. این سنت در زبان انگلیسی با شللی در سده 19 آغاز شد. شعر تعهد طیف گسترده ای را در بر دارد- از وجدان آگاه شاعر، دوری از دربار صاحبان قدرت، منزلت، ثروت، بیان پلیدیهای صاحبان زور، زر، تزویر تا مبارزه برای عدالت اجتماعی.

4- پسامدرن. این نوع شعر منطبق بر رهایش ذهن شهروند از اعتقادات سنتی و کاربرد ابزار دیجیتال تولید سریع می باشد. با ورود رسانه های فراگیر مانند ماهواره، اینترنت، تلفن همراه، آیفن، رایانه حاوی موسیقی، ایمیل، وب جهانی، رایانه های چندرسانه ای صوتی/ متنی/ تصویری بیسیم، شعر پسامدرن شکوفان شد. این نوع شعر منثور، به فکر نزدیکتر، به فردیت شاعر وفادارتر، مملو از ابداعات کلامی، با ابزار ضبط / ترابری سریعتر عینیت می یابد. باید توجه داشت که شعر منثور همیشه وجود داشته؛ ولی در شعر مدرن، شاملو موفقترین شاعر نثری است.

شعر نثری کنترل آرایه های ادبی سنت را که در نیمکره راست مغز اند کنار گذاشته، مصالح شعر را مستقیم از حافظه حفاری کرده؛ شبکه اراده آنرا به مشعر آورده؛ در بخش زبانی نیمکره چپ مغز پردازش میدهد. این نوع شعر مستقیم از فکر خام بوده؛ کمتر بوسیله سنت آرایه های ادبی دستمالی میشود. شاملو گفت که او شعرش را پیرایش/ آرایش نمی کند؛ همان ورژن اول را از فکر به کاغذ می آورد. روشن است که مغز راست اخوان خمیر شعر را هی مشتمال/ ورز داده؛ برای وزن/ قافیه، بقول بناها 4پاره در تاقی جاسازی میکند، تا شعر مانند کیک عروسی مجلل خوش ریخت و مزه شود.

ادامه دارد..

‏2011‏/03‏/22 http://persianpost1.blogspot.com/  aalborzray@yahoo.com

 

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید