WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات دکتر بیژن باران

 

     یادها4                                                                                     دکتر بیژن باران

   

پنجره را باز می کنم.

خیابان و ردیف درختان

آسمان و ماه تابان

مردم درگذر

دستفروش با دستمال یزدی

دکه آب آلبالو و توت خشگ

 

چراغ را خاموش می کنم

تا ماه را بهتر ببینم

موسیقی خیابان

صدای ایران

از خیابان خاطرات ویران

مرا بخواب می برد.

020512

 

یادها5

دکتر بیژن باران

 

غروب

توپ نارنجی در افق می افتد.

بر نیزار رود

فاخته ماه می نشیند- بر شاخه شب.

بین 2 صف تپه ها، صحرا

رنگ می بازد.

آسمان آبی سیاه می شود.

ماه نیمه درخشان

بالا می آید.

نور چند خانه ی دور دست

پشت درختان چشمک می زند.

 

در وسعت طبیعت

کودکی من روزها را پشت سر می گذاشت.

در ظلمات شبهای بدون ماه

حاکم بود سیاهی بر صحرا.

بسوی نور چند خانه میرفتم

زیر تور بیشمار ستاره ها.

 

نیاکان من در سیاهی خاک خفته اند.

من در تقاطع خاطرات گذشته

و آرزوهای آینده

در حال، فکر می کنم.

031712

 

یادها6

دکتر بیژن باران

 

آنچه بیرون است

درون است.

بهار است.

تنهایم.

گلی در نسیم میرقصد.

 

نه حوضها دیگر هستند.

نه جویها آب پاک دارند.

گربه گان شهر تشنه اند.

 

اکنون در غربت غروب

دمای زادگاهم

نه در چشم حس کنم؛ نه بر پوست.

بلکه در روزنامه محلی  با سیاهه شهرهای جهان

ردیف تایپه، توکیو، ترانتو

عددی میخوانم-

دمای تهران.

 

میهن کودکی من است.

خاطرات نخستین

زبان خانه پدری

لالایی و شیر مادری

گنجشگان باغچه، عطر آفتاب

عکس یاس سفید حوض آب

عبور کبوتر ماه در آسمان الماس

بسوی گنبد دور.

 

میهن خاطرات مشترک

تکرار سفره شام خانواده

در صلات ظهر نوشیدن شربت خاکه شیر سقا

ردیف خانه های آشنا

درختان پرشکوه معطر است.

040212

‏30‏/08‏/2012

  

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید