2012/10/19

 

با رشد تمدن مدرن در خاور میانه، اصلاحات دینی جسته و گریخته در لایه های اجتماع بوقوع می پیوند. این اصلاحات برای انطباق با مدرنیته در تمام مذاهب خاورمیانه از جمله سنی و شیعی به پیش می رود. برای  اقلیتهای بدون قدرت سیاسی- مانند ارمنی/ آشوری کلیسای شرقی، قبطی، بهایی، یهودی، زرتشتی اصلاحات ساده تر اند.

دولتهای خاور میانه عمدتا 3 نوعند: 1- تماما مطابق مذهب اکثریت مانند عربستان وهابی و ایران شیعی. 2- سکولار یعنی مذهب اکثریت از دولت جدا مانند ترکیه و جمهوری آذربایجان. 3- ملغمه ای، تقیه ای، التقاطی از جمله عراق و امارات. در دولتهای اسلامی- بخاطر عدم آزادی بیان، عدم رسمیت دین خصوصی، عدم حقوق اقلیتهای دینی- مصلحان برای ادامه حیات بخارج می گریزند. لذا اصلاحات ارایه شده موضعی و موردی اند؛ نه سیستماتیک و عام برای همه پیروان.

در شرایط مدرن برخورد به مذهب را می توان بشکل هرم با 4 لایه از نظر تعداد تصور کرد: راس هرم منکران، لایه فوقانی نقادان، لایه میانی مصلحان، لایه زیرین یا قاعده مومنان با بیشترین تعداد. مذهب مجموعه اعتقادات نظری در حافظه مغز و اعمال رفتار یا عادات عضلانی می باشد. این 4 لایه طیف اعتقادی-کنشی را تشکیل می دهد. با 2 غایت اصول دین سلبی و ایجابی. برخورد سلبی غایت منکرانبا رد اعتقاد و عمل دینی است. برخورد ایجابی رعایت مومنان در اجرای موبموی اعتقاد و عمل دینی است.

شرایط پذیرش در این 4 لایه ارایه می شوند: منکر باید دارای قابلیتهای فردی و محیطی زیر می باشد: شک، منبع اطلاعاتی، قدرت تحلیل/ حل مسئله، شجاعت، بیزاری از غم، مرثیه، رنگ سیاه، گریه، دیدن تناقض بین گفتار و رفتار مومنان، دسترسی به ارتباط سریع، بیان حقیقت. منقد باید با آگاهی و حقانیت altruism - انگیزه مطلع کردن دیگران را داشته باشد. شخصیت او معمولا باید ایرادگیر، کنجکاو، کمال طلب، هوشمند، تیزبین باشد.

مصلح پیشینه خانوادگی مطلوب، اطلاعات زیاد، بیان قوی، حس عدالت، صداقت، حقیقت، قانونگرایی باید داشته باشد. مومن با شخصیت ضعیف در مقابل دین و ناکنجکاو، اعتقادات خانوداگی قوی دارد. او عادتگرا، راحت طلب، مریدمنش است. او مراسم عروسی، عزا، تولد را- بدون خلاقیت و بدعت در شرایط جدید تکرار می کند. در نهایت برای او هویت گروهی با مکتبی شدن  indocternateهمراه می باشد.

در عصبشناسی تصویری fMRI، ناحیه ای از شبکه ی عصب غشاء بیرونی مغز مختص اعتقاد، ایمان، باور  می باشد که مداربندی سخت در عصبهای مغز از محیط اکتسابی کودکی می شوند. این ناحیه از شبکه ی خرد، عقل، منطق در مغز چپ متمایز است. محتوای این ناحیه می تواند آرمان دینی یا سیاسی باشد.

نیز این ناحیه با بخشهای دیگر مغز از جمله عواطف لیمبیک، غرایز بقا، منافع و مقام طلبی/ پاداش ربط دارد. لذا توهین به اعتقاد منجر به برافروختن طرف می شود. شبکه اعتقاد در کودکی در خانواده مداربندی سخت شده؛ توان پاک شدن آن در نوجوانی مشروط است. اغلب اصول و فروع اعتقادی با تجربه، اطلاعات، شخصیت نوجوانی، محیط اجتماعی تکامل، تثبیت یا حتی تغییر می کنند.

منابع دینی- فقه و شرعیات دبستان و دبیرستان، باورهای خانواده، اطرافیان، خواندن کتب، منابع اینترنت، برنامه های تلویزیون، تکیه، مسجد- می باشند. نقد دین روی اعتقادات برخی افراد در عمق اثر نداشته؛ ولی آنها را با کاربرد منطق به قانونگرایی، حقوق شهروندی، علوم نزدیکتر می کند. تغییر محل سکونت عادات فرد را در ادامه مناسک اعتقادی می تواند شل کند.

انگیزه، فرد را به آغاز کاری تشویق می کند. عادت او را به ادامه آن تحریض می کند. اکنون کتب فراوانی را می توان از کتابخانه مجازی زندیق پایین گذاری کرد؛ ازجمله 23 سال دشتی، شیعه گری کسروی، آثار غربی. http://zandiq.com/

در مذهب شیعه هم اصلاحات از 100 سال پیش تا امروز در حیطه های مختلف انجام می شود. ولی این اصلاحات موضعی و لایه ای بوده؛ در بقیه اقشار اجتماعی گاهی با مقاومت روبرو می شود. برخی کتب شبه-علوم طبیعی از نوع ذره بی انتهای بازرگان و شبه-علوم انسانی مانند جهان بینی و ایده الوژی شریعتی- راه را برای مصلحان کنونی شیعی باز کردند. باید بررسی شود که شبه-علوم بودن بخاطر درک ناقص ناشی از اعتقادات مولفان بود؛ یا از عدم استعداد علمی آنها. روشنفکران راست رژیم ساقط و چپ مخفی، آثار مصلحان شیعی درون و بیرون کشور را بررسی نکرده اند.

عناصر روشنفکری تبعیدی آماده جذب دمکراسی، تکثرگرایی، حقوق بشر اند. چند نمونه از مصلحان شیعی کنونی عبارتند: دکتر سروش، گنجی، اشکوری، کدیور. ولی این نواندیشها بر هیرارشی مفتیان/ حوزویان و توده های پیشامدرن شهرنشین بی اثرند. هر کدام از یک زاویه به اصلاحات دینی برای لایه ای از قشر روشنفکری می پردازد. آنها در خارج با پرسش-پاسخ حضوری در همایشها و در داخل بطور یکسویه بوسیله سایت اینترنتی و رسانه ماهواره ای نظراتشان را ارایه می دهند.

دیگر اینکه آثار برونمرزی این 4 مصلح دینی سیستماتیک نبوده؛ شماری مواضع مدنی با نثری شاعرانه می باشند. مثلا مشخص نیست که چگونه دین امتی/ جمعی/ دولتی به دین شخصی/ فردی/ خصوصی گذار می یابد؛ یا شک که مقوله بنیانی مدرن است چگونه مذاهب شیعی و سنی پذیرفته می شود. برابری زن و مرد، منع اعدام، کودک آزاری، عدم نجاست سگ و گربه و کافر، آداب نوین مثل دست دادن زن و مرد و پوشاک ورزشی زنان در المپیک، سوزاندن جسد مانند هندوان یا غربیان- برخی مسایل دیگرند.

اصلاح دین برونمرزی از دیدگاه فلسفی در مقایسه با بدعتهای شریعتی درون کشور تاثیر توده ای نداشته؛ زیرا در خارج از کشور- مهاجران میانه رو، خط راست بقایای کمپرادور، نیروهای چپ، ملیون، ملی-مذهبیها، مجاهدین شیعی- اکثرا سکولار بوده؛ بدعتهای دینی برای آنها عمده نیستند. جناح انحصارگرا به آثار شرعیتی هم روی خوش نشان نمی دهد.

این نظرات فلسفی می توانند روی بخشی از دانشجویان و کارمندان اثر بگذارند؛ ولی در خارج عمدتا اثر معکوس/ منفی دارند. اکثر سیاسیون برونمرزی در انتقاد و ردیه هایشان نسبت به اصلاح دین لحن پرخاش بکار می برند؛ شاید هم بخاطر گذشته این مصلحان در حاکمیت غیرادواری خودکامه باشد. پرخاش و عصبیت واکنشی در اثر ترشحات اندوکراین در مغز اند؛ نه شبکه های عصب منطق و اطلاعات. پرخاش یکی از 3 مکانیزم تکاملی انسان می باشد: گریز و گریبانگیری که در مردان قوی اند و تعامل که در زنان قوی است.

شخصیت یک مصلح هم نیاز به بررسی دارد. او تا زمانی که در مسند اجرایی حاکمیت بود؛ به دیگران اجحاف می کرد. وقتی باند او بیرون افتاد؛ باند حاکم جدید باو امر و نهی می کند تا از آمران جدید اطاعت کند. 2 واکنش وجود دارند: یکی فرار می کند- یعنی غریزه گریز. یکی قُدی او عُود کرده هجمه می کند یا به تعامل اقناعی جدلی می پردازد. یک نمونه این را در نامه سرگشاده دکتر خویی به دکتر سروش در 2007 در مورد انقلاب فرهنگی در اخراج استادان مترقی می توان دید. بنظر می رسد تکانه های شخصی، آزادی بیان در غرب- نه نیاز به اصلاحات دینی مردم، گاهی بیان انگیزه نشر اینگونه نظرات اند.

http://www.esmailkhoi.com/EK-Article-LetterToSoroosh.htm

شخصیت درونگرا در اعتقادات و اصلاحات دینی هم خود را نشان می دهد. در مقابل گنجی و اشکوری با شخصیت برونگرا نیروهای لاییک، سکولار، فراجناح شیعی را می بینند؛ درک می کنند و در تحلیلهای سیاسی خود بحساب می آورند. روشن است که مخاطبان نظرات اصلاحی شیعی آنها درونگروهی دینی اند؛ برای سکولارها جذبه ندارند. روشن است که در سطح کلان کشوری این پاسخ و بحساب آوردن برای اصلاحات دینی کافی نیستند.

چگونه مقام و امتیازات مربوطه، طعن و لعن دولتمردان، فشار به خانواده و بیت خود را یک فرد ندید گرفته؛ بخاطر بیداری وجدان به کمک ضعیفان و بیحقان جامعه میرود؟ مورد نهیب وجدان اجتماعی منتظری در نپذیرفتن اعدام فله ای زندانیان سیاسی 67 و فتوای حقوق شهروندی بهاییان باید مداقه شود. نقطه مقابل کسانی اند که با حقوق دولتی به مصاف صدای مبارزه برای ستمکشان در نماز جمعه تبلیغ می کنند. اصولا دین دولتی منابع ملی را در جهت تبلیغ اعتقادات خود بکار می برد؛ تازه ارشاد اقلیتهای مذهبی با منابع خوشان را منع می کند.

انطباق با جهان مدرن قابلیت اصلاحات اعتقادی می طلبد. شاد بتوان این قابلیت را سواد قرن 21می نامید. الوین تافلر می گوید: بیسواد قرن 21م کسی نیست که خواندن و نوشتن بلد نباشد، بلکه کسی است که توان یاد گرفتن، دست کشیدن از یاد گرفته ها، دوباره یاد گرفتن را ندارد. او نویسنده، جامعه شناس متولد نیوریوک، 1928 می باشد. او آینده شناس هم هست که تحولات بنیادین ارزشهای جامعه را همراه با پیشرفت های علمی-تکنولوژی، مد نظر دارد.

مصلحان درونمرزی برد بیشتر در جذب مردم دارند. ولی در خارج آنها کنجکاوی برخی ارباب رسانه ها را برانگیخته؛ تدریس فقه دانشگاهی را هم برایشان ممکن می کند. آنها درون کشور تامین جانی ندارند؛ زیرا بعداز چین 1.3 بیلیون نفری ایران مقام 2م را در جهان در اعدام شهروندانش دارد. نمونه حکم اعدام دکتر آغاجری بخاطر جانشینی میمون برای "تقلید" ملاحظه شود. مصلحان نوع منتظری، صانعی، سیستانی در عراق اصلاحات دینی سیستماتیک تدوین نکرده؛ بلکه مواضع مدنی تر نسبت به دین دولتی گرفته اند.

روشنفکران راست حاکمیت دهه های 40-50ش مسئولیت تاریخی در مبارزه با خرافات داشتند. در حالیکه آنها خود بعدم توجه به خرافات همراه ساواک بودند. در رژیم ساقط روشنفکران راست بضاعت فرهنگی جدل با روشنفکران شیعی و چپ را نداشتند. یکی از این روشنفکران راست، نصر می گوید: حسینیه ارشاد را ربعه همایون، مطهری، سید حسین نصر، شاهچراغی با حمایت ثابتی در ساواک برای مبارزه با چپها راه انداختند. همایون سرمایه دار خیری بود که همسر انگلیسی ولی مسلمان شده داشت. او گوید شریعتی با دکتر اونیورسیته = فوق لیسانس، عارضه افسردگی داشت؛ حقوق بگیر برخی نهادهای حاکمیت بود. شریعتی الهیات رهایبخش رایج آمریکای جنوبی را تبلیغ می کرد.

نصر متولد 1312 پیدایش حسینیه ارشاد را با کمک ساواک در خاطراتش بیان می کند. ساواک بیاینه 12 ماده ای یعنی رئوس ولایت فقیه بقلم ثابتی را در کمی پیش از انقلاب 57 وسیع در سراسر ایران پخش کرد. رک به پانویس. نصر عضو فرهنگستان‌ علوم‌ ايران‌، عضو شوراي‌ ملي‌ آموزش‌ عالي‌ ايران‌، بنيانگذار و نخستين‌ دبير كل‌ انجمن‌ فلسفه‌ ايران‌ 52 1357؛ اکنون استاد مطالعات‌ اسلامي‌ دانشگاه‌ جورج‌ واشنگتن‌ است‌

او 50 كتاب‌ و 400 مقاله‌ به‌ زبانهاي‌ فارسي‌، انگليسي‌، فرانسه‌ و عربي‌ نشر کرده؛ بمثابه نماینده مكتب‌ سنتي‌ انديشه‌ي‌ اسلامي‌ در محافل‌ دانشگاهي‌ آمریکا است‌. او در میان دینخویان و دانشجویان مذهبی در ایران قابل عرض نیست؛ با همه معلومات آکادمیک فقط در سطح یک استاد مبرز بوده؛ ارزش اجتماعی ندارد. او با خانلری، نراقی، نهاوندی در مجامع اسلامی و علمی شرکت می کرد. در مقابل چپ بضد تكامل‌ باوري‌، روانكاوي‌، اگزيستانسياليسم‌، تاريخ‌ باوري‌ و ماترياليسم‌ ديالكتيكي‌ نوشت؛ ولی نتوانست بضد بنیانگرایی دینی اثری بنگارد

http://www.iptra.ir/prthnwnku23nq.fd3.tzn2t2a.tfg2.html

روشنفکران راست با تفرعن دنبال عیاشی و مقام بوده؛ به نقد دینی برخورد نکردند. از چپ، علی اکبر اکبری نخست در جُنگ فصلهای سبز، سپس در جزوه بررسی چند مساله اجتماعی، نظرات التقاطی شریعتی دهه 50ش درباره ماشینیزم سرمایه داری را با نقد جامعه شناسانه، انحرافی و غیرعلمی ارزیابی کرد.

اکبری به نظرات شریعتی برخوردی انتقادی کرد که بخاطر سانسور داخل، کنفدراسیون دانشجویان آنرا چاپخش کرد. عامل ذهنی- یعنی پخش گزاره های التقاطی شریعتی و گزاره های علمی اکبری در دهه 50ش روی تکوین عینی انقلاب یعنی خیل حاشیه نشینهای شهری، فرار بورژوازی کمپرادور، صلابت شورای انقلاب تمام شیعی- اثری نداشت

البته همه مصلحین دینی از سلسله مراتب حوزوی بیرون بوده؛ درک سطحی از فرهنگ غرب داشتند. روشنفکران راست از قماش شفا، نراقی، نهاوندی، نصر، فردید بضاعت فرهنگی برای جدل با نظرات مصلحان دینی و سیاسی نداشتند. آنها عمدتا پس از انقلاب تارومار شده؛ چندتایی در خارج خاطرات نویسی کردند.

آنها از عهده بحث با بنیانگرایان دینی و چپها- چه در 2دهه 40 و 50ش چه 3 دهه پس از انقلاب بر نیآمدند. قهر و سانسور ساواک با بساط عشرت و منزلت آنها، بهترین راهکار برای رشد راست مذهبی بود. پس از کودتای مرداد 32 هم فلسفی، کاشانی- نوآوری دینی نداشتند. شاید مواضعی از شرعیتمداری مدرن بودند.

قلع و قمع سکولارهای ملی و چپ در 2 دهه 40-50ش منجر به انحصارگرایی شیعی شد. اگر سکولارها در حاکمیت ساقط اقلیتی قانونی داشتند؛ بهنگام بحران 56ش طوفان شیعی را تخفیف می دادند. نمونه اخوان المسلمین مصر در بهار عربی شاهد است. آنها کمی بیشاز 50% رای از 50 % واجدین یعنی 25% کل مردم، رای آوردند؛ نه باندازه 98% رفراندوم جمهوری اسلامی. اکثریت قریب باتفاق این رفراندوم بیانگر قهر ویراگر رژیم کودتا بود که فروپاشی 2500 ساله شاهنشاهی و طلوع دولت قرون وسطایی را باعث شد.

مصلحان دینی 2 گونه اند؛ آنها که اصلاحات را از دیدگاه سیاسی دنبال می کنند مانند کروبی در حصر خانگی، آنها که از دیدگاه فلسفی، منطقی، شاعرانه دنبال می کنند مانند اشکوری، مشیری، کدیور، سروش در خارج. آنها پیروان فراوانی از دانشگاهیان و کارمندان دولت دارند. نظرات مصلحان دینی، هم از طرف دولت هم از طرف روشنفکران برونمرزی، خصمانه استهزاء می شوند.

واشکافی اعمال و گفتار مصلحان دینی درونمرزی از نوع منتظری، صانعی، نوری، خاتمی مورد نیاز است. وجود سایتها، همایشها، امکان نشر مقالات و مصاحبه برونمرزی- بررسی اصلاحات دینی را ساده تر می کند. نظرات چند مصلح دینی در زیر با ریشه های بنیانگرایی در ایران می آیند. اشکوری بجرم ارتداد- با داشتن عقاید مبنی بر تغییر پذیری احکام اجتماعی اسلام، آزادی حجاب زنان مسلمان- حکم اعدام گرفته؛ سپس آزاد شد؛ عبا را بدور انداخت.

کدیور به آمریکا آمده؛ در دانشگاهها تدریس علوم اسلامی کلام، فقه jurisprudence، تفسیر، حدیث، اصول فقه کرده؛ به واشکافی مسایل حکومت اسلامی و زنان می پردازد. او با تکیه بر عقل دگمهای عتیق را بررسی می کند. او با نشر مقالات و حضور در همایشها- حقوق تساوی زن و مرد، عدم حجاب اجباری، اصلاح فکر اسلامی، پالایش اندیشه شیعی، تعامل سنت و تجدد، حقوق مدنی اقلیتها در جامعه اکثریت مسلمان را با منطق و منابع اصلی مطرح می کند. شاید آثار تجدد دینی اقبال در هند و محمد حسین طباطبایی مد نظر او باشند.

گنجی با تیزهوشی و منطق روی تضادهای منطقی و فاکتهای تاریخی، با نمونه شک تاریخی در وجود مهدی موعود برای تصحیح اعتقادات تکیه می کند. کل اعتقاد مومنان در ادیان مختلف مثلا پرستش گاو هندوان و سمندر آباوریجینیهای استرالیا ربطی به منطق پیروان ندارد؛ زیرا نظام سرکوب دولتی را پشت خود ندارند.

اصل پرستش و نماد آن در تمام ادیان مشترک است. نماد منورای 9 یا 7 شاخه و ستاره 6پر داوود یهودی، چلیپای مسیحی، سنگ سیاه/ حجر السود مکعب مکه- تفاوت صوری دارند. ولی هر 3 در مناسک پرستش بمثابه واسطه با متافیزیک در شکل نماد بصری وجود دارند.

اصولا اعتقادات شخصی در جامعه مدرن، پدیده متاخر نسبت به دین سرکوبگر دولتی از نوع تفتیش عقاید کاتولیکهای قرون وسطای اروپا می باشد. البته گاهی اعتقادات خصوصی هم مخربند؛ نمونه کشیش جونز با فتوای 1978 خودکشی 900 نفره در گینه آمریکای جنوبی. رک به عصبشناسی مغز در این جستارها.

سروش با بیانی شاعرانه، فاخر، نخبه گرا- روشنفکر دینی، تقلیل غلو در تشیع، برخی تجریدات عدالت درونگروهی، عرفان، انصاف را برای مومنان شیعی مستعد ارایه می دهد. ولی جهان او بسیار محدود بوده؛ یعنی مذهب جناحی از حاکمیت ایران است.

نظرات مشیری در ادامه کارهای کسروی در رسانه های صوتی، بصری و اینترنت برد اجتماعی بیشتر دارند. او با بیانی عامه فهم روی خرد، فاکتها، عقل سلیم، انسانیت، تاریخ تکیه می کند. نظرات انسانی خردگرای او در تقابل با دولتهای کودتایی، اعتقادات عتیق، استبداد 100 ساله، قتل منقدان، عدم حق اعتقاد شخصی، غارت ثروت ملی، ضعیف کشی اقلیتها ست.

عدم آزادی تغییر دین، بخشی از جامعه را به تقیه اعتقادات شخصی اشان می کشاند. ولی این بخش در آمار دینی کشور جزء دین دولتی گنجانده شده؛ منابع غربی هم این آمار را نقل می کنند. با پخش آثارشان این مصلحان دینی در اینترنت، خوانندگان نظرات خود را در پای آثار می نویسند. با خواندن نظرات در زیر مقالات این نویسندگان، می توان دید که مدح/ ذم بکنار، ثلث نظرات حاوی اطلاعات تکمیلی، پرسش ها، انتقادهای مفید بوده که نشانگر درایت، کنجکاوی، آمادگی پذیرش نظردهندگان است. شاید با قدرت گرفتن مصلحان، منقدان دینی مصونیت بیانی پیدا کنند.

البته اکثر خوانندگان نظر نمی دهند؛ ولی در بحثهای شفاهی، نظرخواهی فیسبوکی، همایشهای حضوری- می توان تاثیر کمرنگ این مقالات را در اظهارات فرد دید. تازه تاثیر روی عصب مغز فرد در روندی مجزا و دیرتر تبدیل به کردار در جامعه می شود. لذا تاثیر این آثار بر خوانندگان بعدها در کردار شان بروز می کند. بخشی از مردم هم از مذهب دولتی زده شده اند؛ فرقی بین بنیانگرایان، اصولگرایان، اصلاحطلبان، اسلامگرایان، دینکاران نمی بینند؛ بهمه آنها توهین و نفرین می کنند.

منابع. http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_Muslim-majority_countries   ‏2012‏/10‏/18‏ 04:22 ب.ظ

http://www.drsoroush.com

https://www.facebook.com/AkbarGanji http://bahrammoshiri.com/ http://yousefieshkevari.com/  http://kadivar.com/

پانویس. آشوری در مصاحبه ای گفت: احمد فردید در دانشگاه بدلیل نداشتن دکترا امکان استادی نیافت. بلکه پرونده وی با اعمال نفوذ احسان نراقی در هیات امنای دانشگاه مطرح شد. او به درجه معلمی اکتفا نمود، هرچند پس از انتصاب فضل‌الله رضا به ریاست دانشگاه تهران، سرپرستی سید حسین نصر به دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی، مدرک دکترای فردید تأیید و استاد شد.

فردید در دههٔ 50-60ش در دانشگاه تهران به طرح اندیشه هایدگر در درس‌ فلسفه خود پرداخت. هایدگر در ایران چندان آشنا نداشت؛ فردید شیفته ش بود. او معتقد بود که خود وی با هایدگر همسخن و در بسیاری موارد یکسخن است. او به دانشجویان خود توصیه می‌کرد که خود راسا زبان آلمانی را فرا گرفته؛ به مطالعه آثار هایدگر بپردازند؛ از خواندن ترجمه‌های نارسا بپرهیزند. منبع فوق.

در دههٔ ۵۰ سلسله نشست‌هایی فلسفی به محوریت فردید و با حضور نویسندگان ابوالحسن جلیلی، داریوش شایگان، حمید عنایت، داریوش آشوری و رضا داوری معمولا در منزل امیرحسین جهانبیگلو برگزار می‌شد که به فردیدیه معروف شده بود. گرایش ضد مارکسیستی با توجه به تاثیری که عقاید چپ‌گرایانه و فعالیت‌های فلسفی حزب توده در آن زمان بر جامعه گذاشته بود در این جلسات کاملا آشکار بود. این محفل راست اثری در جدل اجتماعی با راست دینی و چپ نگذاشت.

رشد بنیانگرایی شیعی در دهه های 40 و 50ش چند دلیل عمده دارد. یکی خرافاتی بودن شاه و کمک دولت به مذهبیون. سرگرد پرویز انصاری در رابطه با کتاب در دامگه حادثه می نویسد: روحانیون در 1340ش جامعه مدرسین را از اتحاد 2 گروه موتلفه اسلامی و انجمن اسلامی بازار برای فعالیتهای سیاسی و حزبی مبارزه با رژیم زیر لوای تبلیغ اسلام/ شیعی در داخل و خارج تاسیس کردند. جامعه مدرسین با اعزام طلاب به شهرها و روستاهای مختلف برای سخنرانی و نوآوری در کمک به مبارزه فعال بود. ساواک آنها را نمی پایید.

نیز از ص 600-602 کتاب فوق نقلی می آورد دال بر امر پاکروان، ریس ساواک، به مقام امنیتی ثابتی در نوشتن بیانیه جعلی/ کنتر بامضای جامعه روحانیت قم و پخش آن در تهران و شهرستانها. بیانیه ساواک با استناد به 2 سوره، خواسته های روحانیون را در 12 ماده بقرار زیر نوشت: 1- ولایت و حکومت بر مردم باید به عهده روحانیت شیعه باشد. 2- املاک فروخته شده به زارعین غیرشرعی/ حرام است. 3- دخالت دولت در موقوفات ممنوع است. 4- بی حجابی فحشا تولید می کند. 5- مومنان و مومنات از سفر به خارج پرهیز کنند. 6- اعطای حق رای دادن به زنان برای فساد و فحشا ست. 7- دادگاههای عرفی باید منحل شده؛ امور قضا به روحانیت واگذار شوند. 8- رجم/ سنگسار و بریدن دست از جنایات جنسی و زنا جلوگیری می کنند. 9- روحانیت باید آموزش و پرورش را عهده دار شود. 10- گروه نهی از منکر مبارزه با فحشا در ادارات را انجام دهد. 11- کاباره، رستوران با فروش مسکرات برچیده شوند. 12- تفکیک جنسیتی در قطار و اتوبوس همراه با جلوگیری از امتزاج زن و مرد نامحرم در معابر عمومی اجرا شود.

این بیانیه 12 ماده ای با مفاد ساده فهم ولایت فقیه را ساواک در تیراژ وسیع در سراسر ایران نزدیک انقلاب پخش کرد. کی به ژنرال پاکروان امر به نوشتن آن کرده بود؟ چرا اینکار را ساواک کرد؟ اگر به ص 600-602 فوق در آدرس زیر بروید مفصل اصل محتوای بیانیه آمده. بنظر می رسد مقام امنیتی پرونده ای با اوراق دیگر را در اختیار داشته باشد.

همو می گوید گزارش دفتر ویژه اطلاعات، 19 بهمن 1356 به بزرگ ارتشتاران، نشان از عدم دقت ساواک در مورد مدرسین بقرار زیر است: تعدادی طلاب در گروه های 2-3 نفری به روستاهای استان فارس اظهار نموده اند که در آینده نزدیک یک قیام عمومی برپا خواهد شد. دفتر ویژه جدا از ساواک بود؛ شاه امر می کند: همه سازمانها با دقت در همه نقاط موظب باشند. نصیری اظهار داشت: اطاعت می شود.. طلاب قم در تمام نقاط کشور برای روضه خوانی در عزاداری پراکنده شده اند. دی 1357 مقاله رشیدی مطلق {اسم مستعار در روزنامه آیندگان} را جامعه مدرسین دستاویز تعطیلی درسهای حوزه علمیه قم قرار داده؛ تظاهرات وسیعی را سازماندهی کرده؛ دامنه مبارزات را به سایر شهرها کشاند.

شاه راس تمام سازمانهای جاسوسی از جمله ساواک بود. گزارش هفتگی آنها را می خواند. البته مشکل نه تنها خنگی دیوانسالاری شاهنشاهی بود؛ بلکه تمرکز ساواک روی جنبش چریکی، عدم تجربه کل نظام در برخورد با سازمانهای حزبی، سیاسی، صنفی را نشان می دهد.

بجز ترکیه، جمهوری آذربایجان با جمعیت 9 میلیون اکثریت شیعی، دولت سکولار هوادار غرب دارد. این کشور اولین کشور مسلمان با رای زنان بوده؛ رشد سالانه درآمد ناخالص کل 35% دارد. در 2012 کنسرت جی لو خواننده زن پاپ آمریکایی با حضور 30 هزار نفر در باکو، ساحل دریای خزر، برگزار شد.

  

به بقیه گزیده های مقالات دکتر بیژن باران کلیک نماید  

 
 

admin@vatandar.at

 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد