2013/03/03

  

فکر تعامل فعالیت کتره ای حافظه، مشعر، و برخی کارکردهای 100گانه مغز مانند برنامه ریزی، منطق، خلاقیت، تخیل، عواطف، درک محیط، شخصیت، حال روحی، انگیزه، حل معضل است. انواع فکر مربوط به زبان، عواطف، غرایز، حسهای پیرامونی، تجسم فضای 3-بعدی، تسلسل زمان می باشند. حسهای پیرامونی عبارتند از: بینایی، شنوایی، چشایی، بویایی، پوستی دما/ فشار/ درد، حرکتی.

یک عاشق با غرایز و عواطف، یک نقاش با خطوط و رنگها، یک موسیقیدان با نتها و میزان فکر می کند. یک شاعر با کلمات و موضوع، یک شیمیدان با علامتها و فرمولها، یک معمار با حجمها و ارقام فکر می کند. فکر در قالبهای گوناگون مانند کلام، شیئی، رنگ، چینش، حجم، صوت، عاطفه، حرکت می تواند بیان شود. فکر کتره ای از 12 تا 50 هزار در شبانه روز، در خواب و بیداری، در مغز بخاطر فغالیت حافظه غیرارادی جریان دارد. فکر ارادی بنا بر انگیزه فرد بر فکرهای کتره ای سوار شده؛ گاهی تلاقی آنها یا عصبهای ربط به خوشه های حافظه تداعی 2 مقوله نامرتبط را پدید می آورد.

بیان 65 % عاطفه و 35% زبان است. شعر حاشیه زبان را عمده کرده؛ عاطفه را که صمیمیت شعر را می رساند نادیده می گیرد. بیان تنها نوشتاری نبوده؛ می تواند حرکتی، حسی، عاطفی باشد. زبان از یک پیش زمینه یادگیری در مرحله کودکی، جوانی؛ سخنگویی در مرحله بعد، با ژستهای عضلانی و لحن اجرا برخوردار است. هر فردی فکرهای زیبا دارد؛ ولی با آموزش و خلاقت است که این فکرها به مرحله ادبی ارتقاء می باند. لذا در اعضای خانواده فرزندی با آموزش و خلاقیت ادیب، هنرمند، عالم می شود؛ اگرچه همه فرزندان تا 20% استعدادهای فرهنگی را بارث دارند.

در زبانشناسی مقوله ای بنام idiolect  است که دال بر ضبط عبارتها، جملات، امثال در زبان رایج بین مردم - چه در حافظه چه در نوشتار- می کند. ایدیولکت 2 بخش لغتنامه ای و کاربردی دارد. دهخدا، شاملو نمونه های درخشان کارکنان لغتنامه ایند. آنها هر واژه را در بافتار کاربردی در زبان محاوره و ادبی در لغتنامه های خود معنی کرده اند.

حافظ و هدایت نمونه های درخشان کاربردی ایدیولکت در ادبیات اند. این 2 مولف کلمات را در بافتار محرم کلامی از زبان رایج میدانی یا کتبی بکار می برند. لذا بین گزینش کلمات در جمله های آنها یک لایه ملاطی وجود دارد. این لایه دربرگیرنده زبان کاربردی در موقعیتهای مشخص بین مردم زمانشان یا متون ادبی مورد نظرشان می باشد. لذا کلمات معلق نبوده؛ به تار عنکبوت کاربردی میدانی یا کتبی با ساختار در ژرفا / معنی متصلند.  

باز تولید زبان در مثلث بروکا بر اساس حافظه عاطفی و زبانی زمانبندی می شود. برخی آدمها استعداد بخاطر سپردن موقعیت/ اپیزد و نحوه بیان کلمه را در لحظه یادگیری داشته؛ این در مثلث ورنیکه در کورتکس انجام می شود. در میان این گروه بااستعداد، قلیلی از ودیعه باز تولید در مثلث بروکا با تقلید/ بازسازی نحوه اجرای سخن، برخوردارند.

استعداد بازسازی در اجرا و نمایش تاثیر بسزایی در بیننده می گذارد. بویژه در کمدی در گزینش کلمات، دستور چینش واژه ها، عبارت سازی، تلفظ، ژستهای سر و دست، اصطلاحها ایدیولکت بسیار موثر است. هنرپیشگانی مانند ارحام صدر نمونه ی درخشان این استعداد تولید دقیق زبان در موقعیت مشخص اند. بیژن مفید، وحدت، تابش- نمونه های درخشان در کاربرد ایدیولکت اند. آنها ایدیولکت محیط کودکی خود را دقیق، خلاقانه با انطباق با شرایط لحظه، روی صحنه باز تولید می کردند. از گویش اصفهانی به تهرانی/ فارسی نمونه های هنرپیشگان فوق را می توان آورد. ولی آیا ایدیولکت گویشهای کردی، گیل، مازنی، آذری به تهرانی ترابری پذیر اند؟

مولفان کوچی با یک زبان در کودکی، زبان دیگری در جوانی برای تحصیل، شاید زبان سومی در مسنی برای خلق ادبیات- از استعداد idiolect  تهی اند. زیرا زیروبمی nuance زبان با ضبط موقعیت، صدا، لهجه در چرخه یادگیری زبان در فاز شکلگیری formative تا بلوغ یا دهه اول حیات در کورتکس و حافظه دایم جای می گیرد. البته استعداد هم باید باشد تا بتوان از حافظه صداها/ ترکیبات زبانی را با عضلات سر و دست ابراز کرد.

 روشن است که در نمایش این استعداد ضبط/ بیان اصطلاحات در نویسش و اجرا اولویت دارد. البته در ادبیات با کمی غور می توان آنرا در آثار نویسندگان حفاری کرد. نویسندگان جنوبی آمریکا مانند فاکنر، ویلیامز از این ودیعه در آثار خود بنحو بهینه بکار بردند. آیا این وجه زبان، ضبط صدا-موقعیت-تجسم، در حافظه با این که استعداد فردی می خواهد؛ بین زبانها ترابری پذیر است؟ مثلا جوک گویی سرپایی آمریکایی باب هوپ، ادی مورفی بفارسی بر حضار اثر گذار است؟

در شهرهای پرجمعیت استعداد ایدیولکت اداش اجتماعی داشته؛ رایجتر است تا محیط روستایی/ شهرستانی با تراکم جمعیت کم. شاید اصطلاح شیرین سخن در فارسی برای این استعداد یادگیری/ بازتولید لغت در بافتار محرم صوتی/ تجسمی خود باشد. از اینرو بسیاری هنرپیشگان کاربر این نوع استعداد در شهرهای بزرگ مانند اصفهان، تهران، نیویورک، لندن اند. زیرا در کلان شهرها بیان اینگونه ای در هنر جذابیت واقعی/ خاصی دارد. از تهران هدایت و فروغ در ادبیات نمونه های درخشان این استعداد اند. در هنر اجرایی مارلون براندو 1924-2007 از اوماها در نیویورک؛ لارنس اولیویه 1907- 1989 در لندن را می توان نام برد.

تولید زبان در هر فرد منحصر است؛ مانند خطهای سر انگشت یا تارهای صوتی. شاید یادگیری زبان هم بخاطر شرایط منحصر بفرد هر شخص یکتا باشد. پس زبان یک واحد ایده آلی نبوده؛ مجموعه ای از محاورات اعضای جامعه است. از اینرو جرمشناسی forensic در زبانشناسی بکار رفته تا گوینده، مولف یک اثر کلامی را حدس زد. یمی خواهد؛ین که استعداد فردی می ادهای فرهنگی را بارث می برند.=ه مرحله ادبی ارقتاء می بد.؟در پژوهش متون کلاسیک هم این تکنیک بکار میرود. در اینجا پژوهشگر با معیارهای مشخص ذوقی یا تجربی یک غزل، رباعی، کتاب بدون نام مولف را محک زده؛ تا حدس زند کدام شخص، مولف اثر در دست می تواند باشد. این شیوه جدید جستجوی کلمات کلیدی و الگوی بیانی در آثار شکسپیر منجر به تشخیص نام وردستی جوان در نگارش برخی آثارش شد.

محصول زبانی هر مولف آلیاژی از فکر فردی، گویش خانوادگی، لهجه محلی، سنت کتبی است. فکر فردی بر اساس استعداد ذاتی/ ژنی، حافظه، تجارب، آموزش، اولیاء، محیط، تخیلات، خلاقیت، عواطف شکل می گیرد. در محیط بلافصل و محلی فکرها بیان می شوند. لهجه محاوره ای در کوی و بازار روی بیان مولف تاثیر می گذارد. سنت سوای کتبی گذشته از محیط دور تاریخی یا جغرافیایی بوسیله آموزش، ترجمه از آثار غربی، سفر به نواحی دیگر با نشریات بومی برآمده؛ بر مولف اثرگذار است.

زبان محاوره ضروتا با زبان کتبی یکی نیست. در تهران بآسانی هدایت و شاملو می توانستند زبان نوشتاری خود را به زبان محاوره نزدیک کنند. ولی در شهرهای دیگر زبان محاوره در تلفظ، لغات، جمله بندی از زبان کتبی متفاوت است. دکتر ساعدی نمونه خوبی از تلفیق فکر فردی، زبان محاوره غیر تهرانی، سنت ادبیات کتبی فارسی و غربی است. حافظ هم نمونه موفق تلفیق فکر فردی، زبان محاوره شیرازی 800 سال پیش، سنت فرهنگی هزاره ی پیشین فارسی می باشد.

زبان در ترابری عاطفه قاصر است؛ ولی عضلات تن شامل تارهای صوتی عاطفه را بروز می دهند. واجهایی مانند آخ، وا، ای، وای خود نیاز به لحنهای مربوط به عاطفه دارند که در نمایش با اصطلاح اجرای موثر delivery نمود می یابند. از اینرو جوک/ لطیفه گفتن خود نیاز به استعداد اجرایی داشته تا جوک بیروح بیان نشود؛ تاثیر بهینه بر مستمع داشته باشد.  ایده گراف Ideograph برای تصویر یک فکر / ایده یک شمای تصویری بکار می برد. چند نمونه (: برای شاد ): برای غم (؛ برای شیطنت V برای پیروزی. در گپ رایانه ای شماری، بیشتر از حروف الفبا، محرکنما emoticon برای القای عواطف در لحظه گپ بکار می روند.

اصولا بازه زمانی فکر زیر ثانیه ای است؛ حافظه کوتاه مدت هم بستگی به سن داشته؛ 7 مقوله را تا 20 ثانیه بیشتر نگه نمیدارد. در ادبیات پیشامدرن بیان زبانی با سرهم کردن فکرهای متحد المرکز دایره ای، بوسیله حروف عطف، جملات طولانی و نیم صفحه ای اند. خواندن این جملات طولانی بیش از 60 ثانیه طول می کشد. البته چون مقولات با حافظه دراز مدت خواننده ربط پیدا میکنند؛ مانش خواندن داستان در ذهن طولانیتر از حافظه کوتاه مدت بوده؛ لذا کمی از آن به حافظه کاری منتقل می شود.

در زبان فارسی، سنت ساختار در ظاهر تحت تاثیر مونولوگ روضه خوانی طولانی است. این پدیده فکر در فکر در فکر، چون کاشیکاری و نقوش فرش ایرانی، انکشاف پلات دایره ای را در تقابل با خطی مدرن قرار می دهد. این سنت تودرتو، ذهن برخی خوانندگان ایرانی را با رفلکس فرهنگی مشروط کرده. انتظار زبانی آنها جملات طولانی، تا حد نیم یا حتی یک صفحه، با نقطه ای در پایان می باشد.

اگر نویسنده جملات کوتاه بکار برد؛ این گونه خوانندگان سنتی غرغر کنان از نویسنده طلب کار می شوند. نمونه: در داستان، بیان جویده آل احمد نزدیک به فکر راوی است؛ پس منقطع می باشد. بیان جویده آل احمد نزدیک بفکر او بود. ولی در جریان سیال ذهنی مونولوگ بوف کور هدایت، گاهی جمله تا 1 مفصل طولانی می شود. هر مفصل 1-2 دقیقه وقت خواندن می برد. لذا جمله مرکب از بیان چندین فکر با 4پاره های دستور زبان است. از دیدگاه سخنوری این گونه جمله ها با پایان باز نه بسته می باشند. آنها هی با عبارات ثانوی، فرعی، حاشیه ای، معترضه ادامه می یابند.

زبان نوعی بیان فکر است؛ ساختار در سطح برای ساختاری در ژرفا ست. ساختار در ژرفا اغلب با عواطف عجین است.  در زندگی این رابطه نیت سخنگو با بیان در ارتباطات اجتماعی تغیین کننده است. در تجارت، تبلیغ، معاهده عامل صمیمیت یعنی انطباق نیت بر بیان بسیار مهم است. در هنر هم این رابطه و بازسازی آن در شکل هنری در محبوبیت و جاذبه یک اثر تعیین کننده اند. هر شخص عوامفریب یا تبلیغاتچی ای با زبانبازی متاع خود را عرضه می کند. مستمع باید نیت او را دریابد. لذا ازاین زاویه دید ساختار در ژرفا با نیت مترادف می شود. 

 سادگی بیان می تواند نزدیکی جملات با فکرها باشد. می تواند با کمک زبان محاوره ای در جملات کتبی/ دستوری باشد. می تواند با کوتاهی فاصله بین فاعل و فعل در جمله باشد. می تواند گزینه واژه های روزمره، غیرمهجور، عامیانه، غیرتخصصی هم باشد. زبان گفتاری ساده فهمتر از زبان نوشتاری است.  زیرا جملات کوتاه در حافظه آنی خواننده/ شنونده، قبل از پردازش در کورتکس، پاک نمی شوند.

 اصولا بازه زمانی یک فکر کمتر از ثانیه است. ولی در بیان زبانی با سر هم کردن فکر بوسیله حروف عطف جملات طولانی 7-8 سطری 60 ثانیه خواندنش طول می کشد. پس جملات کوتاه یا ساختار در سطح به فهم سریع فکر یا ساختار در ژرفا کمک می کنند. از این رو می توان جملات دراز را شکسته به چند جمله کوتاه تجزیه کرد. دیگر اینکه از واژه های مهجور پرهیز کرد. سادگی دقیق بودن را هم در بر می گیرد. زبان گفتاری بیان فکرهای ساده اند که در جملات کوتاه، لغات رایج، زنجیره زمانی- مکانی- منطقی بیان می شوند. گاهی حرکت هم برای تجسم فکر بکار میرود؛ نیز واجهای تک هجایی برای بیان محرکه ها مانند شگفتی و اشمئزاز بکار می روند. ‏2013‏/03‏/2    

 

  

به بقیه گزیده های مقالات دکتر بیژن باران کلیک نماید  

 
 

admin@vatandar.at

 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد