2013/09/21

شعر آفریده مغز است؛ شعر 5 هزار سال قدمت باندازه تاریخ دارد. ساختار مغز و طومار دی ان ای بقدمت حیات روی زمین یعنی 3.55 بیلیون سال می باشد. لذا پیچیدگی شعر بمراتب از مغز ساده تر است. شعر یکی از فرآورده های مغز در بین هنر و ادبیات و اختراعات است. عناصر 5گانه شعر تخیل، احساس، فکر، خلاقیت، کلام اند که همه از کارکردهای 100گانه مغز اند.  هر 5 عنصر تابع فعالیت 20 بیلیون عصب و 700هورمون در کاسه سرند. هورمونها بر لحن بیان و چینش کلام  نیز تاثیر دارند.

مغز 2 نظام مادی عصبی/ سیمی و غددی/ شیمی برای تنظیم اندام، بقا، رشد و رابطه با محیط موجود زنده دارد. منظور از سیمی تار، مدار، رشته عصب می باشد. بنمایه نظام عصبی حرکت یونهای باردار در پردازش اطلاعات، انبار/ بازآوری اطلاعات اینکود شده، توان یادگیری با تقلیل خطا می باشد. نظام عصبی از اتصال تکه های گسسته سیم برای هدایت یونها تشکیل شده. مولکول یون بار مثبت/ منفی الکتریکی دارد.

بنمایه نظام غددی حرکت مولکولهای اثرگذار بر اندامها، آفرینش، حرکت، جذب این مولکولها در اندام مقصد، اثرگذاری بر رفتار انسان است. هر2 نظام دارای روند تهییجی/ تقبیحی یا امر/ نهی اند؛ اولی برای تشدید، دومی برای تقلیل کار کردی است. این ثنویت تهییجی/ تقبیحی در ساختار زبان طبیعی، مانند فارسی/ آلمانی در تقابل با زبان ماشین مانند جاوا، اثرگذار بوده؛ شاید بر فرهنگ گذشته ایلی دال بر قواعد امر/ نهی اینکار را بکن/ نکن در اجتماع هم موثر بوده. 

 

نظام شیمی مشتمل بر انشعاب لوله پیوسته رگها برای ترابری مولکولها می باشد. این 2 نظام سیمی و شیمی پندار/ عواطف، گفتار، کردار در انسان را تنظیم می کنند. مغز انسان بالغ بر 100 کارکرد مانند احساس، محرکه، خرد/ منطق، وجدان، شخصیت، حافظه، اعتقاد دارد تا فرد بتواند خود را با محیط انطباق دهد؛ محیط را برای بقای خود تغییر دهد. این مقولات در حافظه های مربوط انبار می شوند؛ در حافظه عصبها، اطلاعات عاطفی پیوند داشته؛ تحت شرایط نرمال، در کنترل مشعر قرار دارند.

ساختار اعصاب و غدد بر روی فکر و عمل فرد اثرگذارند. ازاینرو در نقد شعر تاکید را از متن شعر برگرفته؛ بر مغز شاعر باید گذاشت. شعر را بمثابه دریچه ای برای نقشه بندی کارکردهای مغزی شاعر بکار برد؛ نیز تاثیر شعر بر خواننده آن هم موازی با شاعر واشکافی می شود. افسردگی فروغ، عرفان سپهری، شوریدگی نیما، ناامیدی اخوان، تعهد شاملو در شعرشان، تجلی شخصیت، وجدان و دیگر کارکردهای مغزی آنها می باشند.

فرد در رابطه 2سویه با محیط است؛ هم گیرنده؛ هم دهنده است. در اینجا محیط شامل فرهنگ خانواده، تغذیه، رسوم اجتماعی، انباشت تجربه فرد در حافظه خود می باشد. لذا فرهنگ جامعه، خزینه اطلاعات سنتی، با اهدای داده های افراد عضو آن در یک لغزش drift کند همزمان با موتاسیون ژنتیکی کندتر اعضایش بخاطر تغییرات جوی کتره ای، در زمان پیش می روند. 2نظام حافظه و ارتباط در بدن تابع عصب و هورمون اند.

این 2 نظام عصب و غده در 3 مقوله ساختار، کارکرد، تکامل/ آسیب شناسی بررسی می شوند. در یاخته های عصب و غده، طومار پروتینی DNA حاوی تاریخ 3 بیلیون سالی حیات روی زمین است. این طومار از طریق اولیای نوزاد، هر کدام با اهدای 23 کروموزوم، بنمایه خصوصیات، صفات، شاکله های فرد را تا 20% ارثی/ جبری  تعیین میکنند. ژنها 2 نوع اند: چیره dominant که در نوزاد تجلی میکنند؛ پنهان recessive که در اخلاف ظاهر میشوند. بقیه 80% از طریق محیط بصورت خصایل اکتسابی به فرد می رسد. این فرمول را طبیعت ارثی و تربیت محیطی فرد نیز نامند.

در سده 21م پژوهشهای علمی فرضیه لامارک 17441829دال بر وراثت نرم از تاثیر محیط بر فرد را اثبات کرد. نمونه: گردن زارفه بخاطر چریدن بالای درخت دراز شد. فشار محیط تغییرات ژنتیکی در موجود زنده بجا می گذارد که در نسل بعدی بازتولید می شود. اینها را در زجر کودکان و تاثیر اعتیاد و فساد اخلاقی هم می توان دنبال کرد. لامارک تغییرات تکاملی جانوران و نباتات را تابع فشارهای محیط بر آنها می دانست که تا سده 21م این فرضیه در مقابل موتاسیون مندل نادرست قلمداد می شد.

بدنه یاخته دارای اجسام ریزی برای متابولیسم میباشد؛ یکی از آنها هسته است که دارای کدهای دی ان ای حاوی رمز تکامل انواع و اطلاعات ژنتیک برای بقای یاخته میباشد.  هسته مرکز فرماندهی یاخته است. تا 2 سالگی تعداد باخته های عصبی بنا به ژنهای ارثی افزایش می یابد. ولی بعد از این سن تعداد دندرایتها و اکسانها بنا به محیط پرورشی/ تغذیه فرد افزایش می یابند. از اینرو مغز انسان تا 20% صفات ارثی و 80% خصیصه های اکتسابی/ محیطی دارد. پس مغز تقاطع ارث طبیعت و منش تربیت برای رفتار فرد است. ژنتیک ارثی در رنگ چشم، مو مجعد، رنگ پوست دیده می شود.  

عصب. سامانه فرماندهی تن سلسه اعصاب است با 100 تا 20 بیلیون یاخته که به گروههای کارکردی شبکه بندی شده. تعداد اجرام سماوی راه شیری 20 بیلیون است. یاخته های عصب 4 نوع اند: حسگر، پردازشگر، حافظه گر، ترابر. هز یک از این یاخته ها با 1000 تا 10000 یاخته دیگر برای پیام رسانی وصل است.

حسگر انرژی را تبدیل به سیگنال الکتریکی می کند.  این انرژی می تواند نور در چشم، صوت در گوش،  فشار/ دما بر پوست باشد. پردازشگر ورودیها را انباشت کرده؛ با آستانه آتش خود مقایسه کرده؛ یا آتش می کند؛ یا خاموش می ماند. پس 2گرا بوده؛ یعنی یا فعال است یا خاموش. حافظه گر اطلاعات را در سیناپسهای اتصال یعنی ترکی بین  2 عصب نگهداری می کند؛ این نگهداری باید از طریق جدار پیشاترک برای ترشح مواد شیمیایی فعال شود. ترابر واسطه 2 عصب است که سیگنال را از یکی به دیگری منتقل میکند.

در مغز مرده، اطلاعات وجود ندارد- برخلاف Hard Drive رایانه یا پرونده های کاغذی در کشوی میز. در حیات است که سیناپسهای حافظه گر فعال می شوند. در حافظه عصب، اطلاعات بصورت الگوی ترشح شیمیایی بالقوه/ پتانسیل در سیناپسها پراکنده است؛ نه مانند قفسه کتاب که اطلاعات/ کتاب در جای معینی بطور جسمانی/ فیزیکال قرار دارد. حجم اطلاعات تعداد سیناپسهای درگیر را تعیین می کند.

اطلاعات کم، تعداد سیناپس کم را دربر میگیرد.  اطلاعات اپیزودی مربوط به شرح یک ماجرا/ خاطره سیناپسهای بسیار زیاد از یک شبکه گسترده عصب برای زمانبندی، دستور، رنگها، کلمات، عواطف را در بر میگیرد. پس اطلاعات می تواند در چندین سیناپس پخش شده؛ یا بصورت کُنده chunk - بن درخت با هزاران ریشه- تعدادی زیاد سیناپس را در بر داشته باشد. مجموعه سیناپسها برای انبار 2 گونه تسبیحی/ سری و موازی پخش می شود. کدام یک درجه اطمینان/ ایقان در بازآوری محتوای حافظه بیشتر دارد؟

ساختار. یاخته عصب/ نورون از تارها، بدنه، رشته ساخته شده. رشته میتواند دارای غلاف عایق myelin  باشد یا نباشد. پوسته عایق از نشت/ زهیدن/ نشر یونها به درون و به بیرون جلو گیری میکند؛ مانند غلاف لاستیکی بدور سیم مسی برق. مغز ساختار 3-بعدی داشته که هر یاخته شبیه بازو - کف دست- انگشتان می باشد. یاخته عصب مانند سر و 2 دست با پنجه رشته های اکسون از یکسو و با پنجه تارهای دندرایت در سوی مقابل بوده؛ جهت سیگنال از تارها بسوی هسته برای تجمیع بسوی رشته ها برای پخش به یاخته بعدی می باشد.

بایاس در الکتروینک جریان/ ولتاژیست که یک شبه فلز/ ترانزیستور بان نیاز دارد تا بتواند کار کند یعنی تولید جریان افزون کند. بایس سوای ولتاژ ورودی این تراشه/ چیپ بنیانی رایانه ها و مخابرات است. ترانزیستور 3 سیم دارد که یکی به ورودی، یکی به خروجی، یکی هم به پایه/ مشترک در وسط وصل است. این تراشه بزرگترین اختراع نیمه سده 20م است که پایه رایانه ها، مخابرات، اینترنت، مهندسی پزشگی، تجهیزات تصویری است. تراشه برای تقویت جریان و محاسبات الکترونیک و سویچ 2گرا برای قطع/ وصل بکار میرود. 

واژه بایاس در جامعه بمعنی غرض، تعصب، عدم انصاف/ توازن بکار میرود. این تعصب میتواند نژادی، دینی، حرفه ای، جنسی، اعتقادی، مالی باشد. در دستگاه عصب هم بایاس در سطح یاخته و هم در سطح شبکه عصب وجود دارد. عصب کارکردی شبیه ترانزیستور دارد. با تلفیق خواص ترانزیستور و عصبشناسی نسل رایانه های نوینی پدید آمده که از شبکه عصب مصنوعی تشکیل میشوند.

در بازه زمانی بعد خواص حافظه، انبار اطلاعات، یادگیری پردازش اطلاعات مغز هم در این رایانه های جدید افزوده شد. این شبیه سازی صنعت از روی ساختار مغز منجر به دو نوآوری دیگر بنام الگوریتم ژنتیک و  منطق فازی/ مبهم شد.  این مدلهای نورون، همه تعدادی ورودی و خروجی، هر ورودی هم با یک وزن و بایاس، دارند. در اثر يادگيري، تغييراتي در سيناپس ها رخ مي دهد.

شبكه عصب مصنوعي مدلی از سامانه عصب بيولوژيك مغز انسان است. اين مدل رياضي با برنامه رایانه ای ساختار  چند لايه و کولونی نورون در هر لايه را شبیه سازی می کند. نورون واحد سازنده شبكه عصب مصنوعي بوده؛ چون یاخته مغز در یک شبكه از 3 لايه ورودي، خروجي، مياني برای پردازش داده ها عمل می کند.

نورونهاي هر لايه با وزنهاي متناظر با تعداد به نورونهاي لايه بعدي وصلند. با آموزش شبكه، اين وزنها با مقادير ثابت شان باياس ناميده مي شوند. این مقادیر تغيير کرده تا مجموع مربعات خطا به كمترين مقدار برسد. براي انتقال خروجي هر لايه به لايه بعدي تابعهای محرك فعال مي شوند. تابعهای محرک با حساب احتمالات و توزیع عمومی خطی چند نوعند.

 http://abangah.um.ac.ir/mataleb/f.htm پیوند گسسته 091513 

در شبکه عصب بنا به 4 عمل اصلی جمع، تفریق، ضرب، تقسیم یا در منطق برای صدق/ کذب یک انگاره با عامل/ اوپراتورهای 4گانه زیر برای پردازش اطلاعات عمل می شود: و AND ، یا OR ، نه NOT  ، نه یا XOR ، معادل/ نامعادل در منطق.  با این عملیات میتوان یادگیری، پردازش، حافظه را هم با نمادهای ریاضی و هم با برنامه های رایانه ای شبیه سازی/ مدل کرد.

شمار تارها Dendrite  یاخته های عصب مغز از 10 تا 200 هزار بوده؛ سیگنالها را از سایر عصبها دریافت می کنند. در طول رشته عصب و در ترک بین عصب ها با ترشح شیمیایی سیگنال پلس/تکانه بار یونی/ الکتریک ترابری میشود. بدنه یاخته سیگنالهای دریافتی را جمع کرده تا شمار آنها بر آستانه بچربد؛ یاخته آتش کند؛ یعنی یاخته به نوبه خود سیگنالی به یاخته های مجاورش بفرستد.

اگر زیر آستانه بود، آتش نکند. پس یاخته وضع 2گرا دارد. اما با این حال فرکانس آتش یک یاخته میتواند بنا به شمار سیگنالهای دریافتی در زمانهای مختلف فرق کند. فاصله بین یاخته های عصب ممکن است بر اساس تجربیات مختلف تغییر پیدا کند. نیز یاخته یک فاز اشباعی داشته که توان آتش ندارد؛ استراحت می کند.  پس ویژه گی های یاخته های عصب مصنوعی برای رایانه از روی عصب مغز بقرار زیرند:

-پردازشگرها سیگنال فراوان دریافت می کنند.
-سیگنال ها بنا به فاصله شان از یکدیگر، تابع وزن ناشی از ورودیهای عصبهای بینابینی، تغییر میکنند.
-پردازشگرها سیگنالهای دریافتی را جمع می کنند.
-هر پردازشگر می تواند سیگنال هایی را ایجاد و منتشر کند.
-خروجی یک پردازشگر ممکن است به چندین پردازشگر دیگر منتقل شود.
-پردازش سیگنالهای در یافتی یعنی جمع آنها در یک نقطه. هر پردازشگر 3 کار می کند: دریافت، جمع، نشر سیگنالها.

-سیگنالها تحریک کننده/ خنثی کننده اند.
-حافظه مانند هارد دیسک/ قفسه کتاب نبوده؛ بلکه در ترک/ سیناپس بین 2 عصب با ترشح ذرات شیمیایی ناشی از فعال شدن یاخته بطور آنی تولید می شود.  3 نوع حافظه در مغز است:

ا-حافظه بلند مدت همان فاصله بین یاخته های عصبی است.
ب-حافظه کوتاه مدت سیگنال هاییست که پردازشگرها به هم می فرستند.

پ- حافظه کاری ربط به مشعر داشته؛ داده های ارادی را برای منظوری خاص آماده می کند.
آیا این عصبها در شبکه دیگر حافظه برای داده های دیگر بکار می روند؟ پس با شمار محدود عصبها، با آستانه متغیر آتش/ فعال، با شمار فراوان اتصال با تار/ دندرایتها امکان تداعی یعنی تقاطع 2 مقوله حافظه، ارور/ بلوکه نام، فراموشی یا عدم اتصال عصبها- احتمالات صدق حافظه را در روال طولانی خدشه دار می کنند. شاید این احتمال پویا در تقابل با هارد دیسک ایستا منبعی برای ترکیبات/ بداعت در هنرمند/ شاعر می باشد- یعنی گیر کردن بازآوری ماژه از حافظه منجر به واژه مترادف یا ترکیب مشابه می شود.

سیگنال در اکسون خروجی و دندرایت بیشاز 1000 ورودی مثبت و منفی در یاخته است. ورودیها در بدنه با هم جمع شده یا وزن شده تا با آستانه عصب قیاس شود؛ اگر بیشتر بود اکسون یاخته آتش می کند.

http://www.niazmandha.blogfa.com/8702.aspx پیوند گسسته 091413

بازو یا رشته را اکسان Axon هادی سیگنالهای یونی/ الکتریکی دوربر از بدنه نامند. کف دست را بدنه برای انباشت ورودیها خوانند. انگشتان یا تارها/ دندرایتها Dendrites، گیرنده های ورودی اند. در محل وصل اکسان به بدنه قلمبه hillock  قرار دارد که تمام ورودیهای دندرایتها را انتگره می کند. انگشتان از 1 تا 10 هزار تارند که به یاخته های دیگر وصل می شوند. بین دندرایتها و یاخته بعدی ترک/ پیوندگاهی Synapse است.

میتوان سیگنال را به خانواده اردکی برای عبور از رود مانند کرد که از یک کناره به کناره دیگر شنا می کند. در کناره اول ماده شیمیایی ترشح میشود. سیگنال از جدار دندرایت و پساترکpostsynaptic  گذشته، به یاخته بعدی می رسد. در  فضای بین 2 غشای ترک مواد استیل کولین، دوپامین، آدرنالین، گابا هستند که با ترشح متضادهای خود بی اثر می شوند. پیامها یا حسی بالارو بسوی مغز یا حرکتی پایین رو بسوی عضلات اند. 

سرعت پیام در عصب از 2 تا 120 متر در ثانیه یعنی بیشینه 432 کیلومتر در ساعت می رسد. با سنجش نوسان نگار/ اوسیلوسکوپ تفاوت بار مثبت/ منفی در عصب تا 70 میلی ولت میرسد. برق سیمهای شهر 220 ولت است. یاخته عصب پس از هر آتش/ روشنی fire نیاز به تمدید یونها دارد که پتانسيل استراحت نامیده می شود.

در حین استراحت عصب نمی تواند آتش کند؛ اگرچه با ورودیهای خود سیگنالهای فراوان دریافت می کند. این استراحت را در افعال کلان مانند گریه/ خنده هم میتوان دید- پس از مدتی فرد کرخت می شود؛ دیگر نمیتواند گریه یا خنده کند؛ یا از یک فعل به متضاد آن میرسد- از گریه بخنده. این ثنویت رفتاری نیاز به بررسی دارد.

کارکرد. یاخته عصبی برای ترابری تحریکها stimuli است. هر نورون اطلاعات از عصب قبلی یا محیط را گرفته به بعدی منتقل می کند. پس دندرایت گیرنده؛ اکسان فرستنده پیام در یاخته عصب اند. الیاف عصبی تخصصی بوده؛ یک سویه کنش داشته تا سیگنالها بهم نخورند/ تصادم نکنند؛ هدر نروند. هواپیماها هم مسیر شرق-غرب را در ارتفاع زوج مانند 30 هزار فوت؛ مسیر شمال- جنوب را در ارتفاع فرد مانند 29 هزار فوت میروند تا از تصادم پیش گیری شود. در خیابانهای 2 طرفه هم مقررات راست/ چپ و یک طرفه با علائم ویژه تفکیک می شوند.

کنش الیاف عصب 3 نوع است: الیاف حسی آوران Afferent، گیرنده تحریکات خارجی/ داخلی اند که بسوی مغز سیگنال را می برند. مانند عصبهای درد، لمس، حرارت، ارتعاش. الیاف وابران Efferent، گیرنده فرمان از مغز اند که سیگنال را از مرکز به پیکر میبرند. مانند عصبهای ورودی به رشته های عضله. الیاف رابط برای ترابری سیگنال بین 2 نورون است.

منابع.  ‏2013‏/09‏/21

 

 

به بقیه گزیده های مقالات دکتر بیژن باران کلیک نماید  

 
 

admin@vatandar.at

 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد