2017/02/13

ترجمه و تلخیص

ا.دهقان

طالبان توان مبارزه دربرابر دولت اسلامی (داعش) را دارند

در همین نزدیکی ها بین وزرای خارجه روسیه فدرال و دولت جمهوری اسلامی افغانستان مذاکراتی صورت گرفت.

وزیر خارجه روسیه سرگی لاوروف در پایان مذاکرات اعلام داشت: گرچه بدون شک این یک خبر هیجان انگیز بوده میتواند. روسیه اشتراک حرکت طالبان را در حل و فصل قضایای افغانستان صلاح میداند و میگوید که تاثیر گذار خواهد بود.

واشنگتن با اعلام این خبر از خود عکس العمل کاملاً عصبانی نشان داد و قوماندان عمومی قطعات ( حمایت قاطع در افغانستان) بیان داشت که روسیه، ایران و پاکستان از نیروهای رادیکال یعنی طالبان حمایت میکنند. ایشان به این عمل خود ثبات را در افغانستان برهم میزنند.

تبصره:

سوال میشود که کدام ثبات قوماندان صاحب! ثبات امریکایی را ثبات واقعی که حتی طور نسبی وجودندارد؟

چرا مسکو یکباره با تمکین با سازمانی که تا دیروز گروه تروریستی قلمداد میشد و با همین نام تا کنون معروف است، چنین پیش آمدی را در پیش گرفت؟

آیا این یک نرمش دور از پرنسپ است و یا پراگماتیزم عام و تام است؟

واقعاً اعتراف باید کرد که اوضاع به تندی پیش میرود، طالبان در سال 2003 در لست سیاه روسیه به مثابه سازمان تروریستی ثبت است. چطور شده میتواند که جناب لاوروف وزیر خارجه حرفی از امکان کار و تماس با طالبان را میزند.

جان قضیه در این جا است که طالبان از سال 1990 جز جدایی ناپذیر و چشم انداز سیاست در افغانستان بوده است. طالبان بالای قسمت بیشتر افغانستان به شمول مرکز یعنی شهر کابل از سال 1996 الی تجاوز اشغالگرانه ناتو و امریکا در سال 2001 حاکمیت داشتند.

ایشان مرکز را از دست دادند و در ولایات همجوار با پاکستان بدون قبول شکست و نابودی جنبش جابجا شدند. طالبان در حال حاضر نیروی قابل توجه سیاسی، نظامی و اتنیکی در منطقه به حساب می آیند که بدون در نظر گرفتن علایق ایشان به حل و فصل هیچ چیزی در افغانستان نخواهند رسید.

دوستان باید تذکر داد که بدبختانه در افغانستان عنصر مهم دیگری تروریستی خشنتری به نام داعش یا دولت اسلامی که در روسیه منع قرار داده شده است نفوذ کرده و تلاش برای جابجا کردن خود در افغانستان دارند.

بناً ازینجا باید با دقت کامل به بررسی و ارزیابی طوریکه شاید و باید است شروع کرد و اوضاع و شرایط را دقیقاً به تصویر کشید.

دولت اسلامی( داعش) بدون شک یک گروه تروریستی خشن و وحشی است که پیروزی بالای آن از وظایف درجه یک ما است.

طالبان هم گروه ظالم و خشن است که باید بسیار وقت نابود میشدند که نشدند. حال امتحان باید کرد که طالب را در برابر داعش قرار داد، اگر این کار را نکنیم و از اختلافات شان استفاده ننمائیم امکان دارد که ایشان باهم یکجا شوند که آن وقت از بد ترین وریانت ها خواهد بود.

قابل دقت است که راجع به کدام اختلافات صحبت میشود و تا کدام حد این اختلافات جدی است؟ دیگر اینکه ایشان یعنی طالبان و داعش از یک قماش نیستند؟ خوب به هر صورت تا کنون هردو گل یک باغ اند.

طالبان: نظر به مزایای خود یک حرکت وطنی است که اکثریت آنرا پشتونها تشکیل میدهند که در لباس اسلام در آمدند. داعش کاملاً چیز دیگریست و چنین تعریف میشود که داعش حرکت جهانی اسلامی و یا انترناسیونالیزم تروریست های اسلامی جهان اند.

در آخرین تحلیل منطق هردو طالب و داعش این طور بیان شده میتواند:

الف. منطق طالب حکم میکند: به کار های من کاری نداشته باش! من با تو کاری ندارم!

ب. منطق داعش حکم میکند: من تا آنوقت رهایت نمیکنم تا دین و مذهب مرا قبول نکنید!

باید دریافت که تا کدام اندازه اختلافات میان این دو جهان بینی آشتی ناپذیر و یا متضاد است. در زمینه از تاریخ بهتر پیداست.

از این اختلافات استفاده باید کرد! روی آن تکیه باید کرد! و خود را در برابر داعش اگر به کشور های سابق آسیای میانه شوروی حمله ور شوند تنظیم کرد.

نفس بحث ما روی همین است جنگ جویان داعش مواضع خود را در عراق و سوریه از دست میدهند و به صورت فعال در جستجوی پناه گاه ها و پایگاه های جدید استند، افغانستان از مناسب ترین جایی برای ایشان است. اگر ایشان در افغانستان خانه کنند بایک محاسبه دقیق بهترین میدان عملیات استراتیژیک را در افغانستان صاحب شده تا در برابر کشور های آسیای میانه سابق شوروی و در مقابل پاکستان، ایران، هندو چین عملیات نمایند.

گیرم این کار را نکرد، اما موضع را طوری واضع و شفاف در پیکنگ غیب میدانند که از چه قرار است. روی همین ملحوظ ملاقات وزرای خارجه روسیه و افغانستان در مسکو فقط چند روز بعد از دید و وادید ها با چین صورت گرفت ودرین دید و وادید ها مسائل روابط با طالبان مطرح بحث قرار گرفت. سر انجام بدین نتیجه رسیدند که در صورت پل های جدیدی را روسیه با طالبان اعمار کند، چین کدام مخالفتی ندارد.

ضمیر کابلوف نماینده خاص رئیس دولت روسیه در سال 2015 راجع به این مسئاله در کابل صحبتی داشت، پس این موضوع که سرگی لاوروف اعلام داشت نه تازه است و نه حیران کننده و یک باره، چون پیشینه ای سابقه داشت.

دوستان!

فکر نمیکنید که ایالات متحده امریکا یک باره عکسل العمل نشان دهد. البته بدون شک واشنگتن روسیه را در همکاری با دشمنان محکوم و مسئول میداند که خوبترین کشور ها را که میخواهند به مردم افغانستان صلح و ثبات را آورند مزاحمت میکنند، اما خود یعنی امریکا از کانگرس خویش تقاضای قوت های اضافه کرده و پول برای افغانستان میخواهد.

تبصره:

این کدام کشور های مهربان تر از مادر است که به مردم افغانستان صلح و ثبات بار می آورند؟ ما افغانها اضافه از شانزده سال این حرف ها و شعار های عوام فریبانه را به امید صلح و ثبات به ملک و ملت ما میشنویم اما نه صلح را دیدیم و نه ثباتی را. حتی امنیت و آتش بس نسبی را بجز از خون، انفجار، انتهار، خشنونت، تجاوز، فساد، توهین و تحقیر، مهاجرت های اجباری و ....ندیدیم.

شما کشور های پیام آور صلح و آرامش به مردم به خاک و خون نشسته افغانستان، عراق، لیبیا، سوریه ، سومالی، یمن، اوکراین و ....چه کرده اید؟ خداوند از سر ما شما را کم نکند!!!!

خواننده محترم! علاوه از تقاضای قوت های اضافه آنهم به تعداد هزاران تن و پول اضافی نمیدانم که چرا فراموش میکنند که در اپریل سال 2016 وزیر خارجه آنوقت امریکا آقای جان کیری شخصاً طالبان را به مذاکره دعوت میکرد و قبل از این در سال 2013 آمریکایی ها تلاش زیادی به خرچ دادند تا با طالبان ارتباط مستقیم را در مرکز قطر دوحه برقرار نمایند که نه در سال 2016 و نه در سال 2013 به کدام نتیجه رسیدند. حال روسیه را در تماس با طالبان مسئول میدانند. آیا عجیب نیست؟

ما قوت های تازه دم را وارد افغانستان مینمائیم تا تلاش های روسیه را در آن کشور از هم بپاشیم. اگر در آنجا ما چیزی کرده نتوانستیم. هیچ کسی از ما کرده هوشیار تر نیست. خوب بدین ترتیب بازی بزرگی در اطراف افغانستان بد بختانه ادامه دارد.

تبصره:

ناتو و امریکا بعضی از اهداف سیاسی، نظامی و استراتیژیک خود را که حتی در مجاوزه شورای امنیت ملل متحد هم نبوده مطابق میل خود انجام دادند.

یک. ایجاد 9 پایگاه نظامی دایمی درین کشور کوچک در صورتیکه در ترکیه بزرگ فقط یک پایگاه بزرگ نظامی دارند.

دوم.قراری که شایعات است، کرایه هر پایگاه نظامی امریکا در کشور های دیگر سالانه یک ملیارد دالر تخمین میشود، اما از ما فقط 4.5 الی پنج ملیارد دالر اعلام میشود که به قوای مسلح افغانستان کمک میکنند و بار بار آنرا در وسایل اطلاعات جمعی حتی در بعضی ملاقاتهای رسمی با سران دولت نیز یاد آور میشوند.

سوم. ملک و ملت ما را با همکاری دست نشانده گان خود خراب کردند. عده ای محدودی از افغانها را خریدند و سرمایدار ساختند و متباقی ملت را به خاک سیاه نشاندند و افتراقات قومی، مذهبی و زبانی را چاق و چاقتر ساختند.

فساد، خشونت، مواد مخدر، جنگ های انتحاری، انفجارات، عدم تطبیق قانون که قبل از سال 2001 در افغانستان به این سطح پیشینه نداشت، اما با آمدن پیام آوران صلح، ثبات، آرامش و دیموکراسی طوریکه خود شان ادعا دارند به همکاری خالصانه دولت های ناکار و ضعیف افغانستان، گراف این همه سیاه روزی ها سیر سعودی داشته و هنوز هم طوریکه در بین عوام معمول است و میگویند که ( سر کلاوه هنوز هم معلوم نیست). جنگ تحمیلی بالای ملت مظلوم، گرسنه، پا برهنه و بیکار ما سنگینی میکند، ایشان به صدای رسا و بلند میگویند که جنگ دیگر بس است! ما دیگر توان فشار جنگ را نداریم!

  

 

 

 
 

admin@vatandar.at

 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد