WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات اقتصادی فرهنگی  سیاسی وفلسفی

 

    سوال ؟ - شد ، شده باشد/ کج قلم                                               محمد اسحاق (ثنا) 

ای شهر خروشنده خروش تو کجا رفت

جرم تو چها بود چنین جور جفا رفت

صبح تو سیه شام شد و تیره و تاریک

ایام همه شام ز خورشید ضیا رفت

یک عده ای نا بخرد و یک عده ای خاین

بگرفت به کف تیغ پی خلق خدا رفت

کذب آمد و تزویر وریا سایه بر افگند

نامرد به قدرت شد از عهد وفا رفت

از خوان کرم پیشه که گسترد شب و روز

آیا چه شد امروز کرم رفت و سخا رفت

از بار ستم قامت صد نخل برومند

خم گشت کمان کشت چه زودش به دوتا رفت

تعظیم به استاد و پدر بود در آن روز

امروز ادب گم شد و از چشم حیا رفت

ماندیم چو پا در طلب منزل مقصود

در دشت شدیم هر قدمی خار به پا رفت

زاهد که دیروز سخن داشت ز قرآن

امروز چه رفت ست که در راه خطا رفت

بگرفت فضای وطن امروز سیاهی

مرغان خوش الحان نواسنج کجا رفت

گویم به تو ای دوست درین گوشه غربت

یک عمر به افسوس که ازدست "ثنا" رفت

محمد اسحاق "ثنا"

ونکوور کانادا

27-11-2012 سه شنبه

گر قامتم ز هجر تو دو تا شد ، شده باشد

ورجان من از جور تباه شد، شده باشد

بر جلوه ای حسن ایکه خدا کرده نصیبت

عاشق چو من بی سرو پا شد ، شده باشد

تیری ز نگه  بر دل  ریشم که رساندی

گفتی به غلط رفت خطا شد، شده باشد

من رخت سفر بسته سوی یار به امید

گیرم خطر در ره ای ما شد، شده باشد

گفتیم حقیقت ز کسی نیست هراسی

آزرده کس از گفته ی ما شد، شده باشد

آورد خبر پیک ز جانانه که گفته است

درمانده و جا مانده "ثنا" شد، شده باشد

کج قلم هردم نویسنده حرف خوش گفتار کج قلم

دوست دارد کج سخن حرفیکه بیمقدار کج

کج نهاد هرگز نداند حرف مهر و عاطفت

می نویسد حرف بد درباره ای ابرار کج

خودکش بیگانه پرور ملک خود سازد خراب

بهر ویرانی ملکش کشته چون اغیار کج

صاحب قدرت ز خون هموطن موتر خرد

می دواند هر طرف بر جاده ای هموار کج

می برد صد دل به یغما دلبر ناز آفرین

سوی عاشق می کند ابروی شمشیر دار کج

زاهد خودبین به منبر می شود گاهی بلند

می نهد بر سر ز نخوت یکطرف دستار کج

گر بنای کار بی تدبیر میگردد شروع

می شود از ابتدا تا انتها دیوار کج

آرزوی مادر غمدیده باشد این چنین

کج شود سرهای قاتل هر یکی بردار کج

این همه نازک خیالیت نمیدانم ز چیست!

زانکه می باشد مرا نوک قلم بسیار کج

من ثنا نالم ز بخت بد  به صد شوروفغان

رنج غربت قامتم بنموده صد ها بار کج

محمد اسحاق "ثنا"

ونکوور کانادا

18-11-2012

  

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید