WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات اقتصادی فرهنگی  سیاسی وفلسفی

 

  دشمن جان  - در رثای مرحوم استاد محمد طاهر هاطف  -  آه و ناله  - دل آرا  محمد اسحاق (ثنا) 

مدی ای دشمن جان این همه آزار مرا

مکن از زنده گی ام  خسته و بیزار مرا

عشوه بسیار مکن نازو ادا کمتر

طعنه از ناز مزن این همه بسیار مرا

قصه از یار مگو درد من افزون نکنی

باز از چشم مران خواب شب تار مرا

شادم از ننگ نشد دامن من آلوده

چه شناسند دگر زاهد و کفار مرا

دست من نیست چو دست تو به خون آلوده

خصم چون تو نشناسد کسی خونخوار مرا

همه دانند چه گویم چه نگویم رهبر !

چون تو نشناسد دم موذی و طرارمرا

کرده مخمور مرا نرگس جادوی کسی

می برد پای از آن خانه ای خمار مرا

ای قلم شکوه ز زاهد مکن و بند زبان

دشمن جان نشوی طبع شرر بار مرا

بلبلان سخن و شعر زیاد اند "ثنا"

تو مکن زاغ صفت خسته ز گفتار مرا

محمد اسحاق "ثنا"

ونکوور کانادا

پنجشنبه

2012-12-6

استاد وقت رفتن و ویرانیت نبود

ای کاش مرگ این همه ارزانیت نبود

بودی فروغ بزم ادب در زمان ما

بی نور بزم ما ز چراغانیت نبود

در شعر هات جوش لطافت نهفته بود

وقت خزان و ترک گلستانیت نبود

صد شعر خوش نوا به گلو داشتی هنوز

خشکیدن گلوی خوش الحانیت نبود

بودی تو مهربان به همه از دل و ز جان

آزردن کسی به پریشانی ات نبود

گوید "ثنا" به ناله و افغان به دریغ

ای کاش بهار عمر زمستانیت نبود

محمد اسحاق "ثنا"

ونکوور کانادا

سه شنبه 2012-12-

این شعر آه و ناله و افسانه ای منست

درد درون سینه ای غم خانه ای منست

با یاد دوستان  سفر کرده از وطن

این یادگار مامن و کاشانه ای منست

مخلوطی از صدای خوش و نغمه های شوق

یکتا از سروده ای مستانه ای منست

پاییز و برگ ریز شد و پیری ام رسید

برف سفید بر سرو کاشانه ای منست

هر چند پیر و خسته تن و جا فتاده ام

لاکن نشاط در دل دیوانه ای منست

در زندگی به گوشه نشینی گذ شت حیات

مردم چه شهرتی و هنگامه منست

در یاد و در خیال چه روز و چه شب "ثنا "

هر لحظه یاد کشور ویرانه ای منست

محمد اسحاق ثنا

ونکوور کانادا

دوشنبه ۳-۱۲-۲۰۱۲

مکن آرایش بی جا که بی پیرایه زیبایی

به تن با جامه زیبایی به قد سرو دل آرایی

تمنای دل و جانی چه زیبا ودل آرایی

به خوبی بس فریبایی تو خوب و خوبی دنیایی

همیشه با تو ام با تو همیشه زنده ام با تو

نیم یک دم جدا از تو به امروزم به فردایی

قسم بر تار گیسویت چو من عاشق نخواهی یافت

در این دنیای سرگردان یک مجنون صحرایی

مشو از حال من غافل تویی دارا من ام سایل

مران از خود مرا از در به صدخواری وتنهایی

ثنایت میکنم از دل تویی باغ مرادی دل

از آن در سینه مرغ دل کند یادت به شیدایی

محمد اسحاق ثنا

ونکوور کانادا

شنبه ۱-۱۲-۲۰۱۲

  

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید