2018/08/05

یادآوری جنگ کره

 

ولادیسلاو گول‌اویچ (Vladislav Goulevich)

 

https://www.fondsk.ru/news/2018/07/27/vspominaja-vojnu-v-koree-46518.html

 

ا. م. شیری

 

https://eb1384.wordpress.com/2018/08/02

 

١١ مرداد- اسد ١٣۹۷

 

در آن جنگ نظامیان آمریکایی و اتحاد شوروی در نبرد رو در روی همدیگر  قرار گرفتند

 

درست شصت و پنج سال قبل، ۲۷ ژوئیه ١۹۵٣، جنگ سه ساله کره- یکی از خونین‌ترین مناقشات نیمه دوم قرن بیستم پایان یافت. فقط پنج سال پس از تارومار شدن آلمان نازی و میلیتاریسم ژاپن، ایالات متحده آمریکا با دشمنان پیشین برای مقابله با متحد قبلی- اتحاد شوروی- اتحاد نمود. رینهارد گلن، گرهارد وسل، هینتز گودریان، اریش فون مانشتاین، ارتور هایزینگر و دیگران که در جبهه شرقی نازی‌ها جنگیده بودند، توسط آمریکا دلسوزانه از محاکمه خلاصی یافتند و به پست‌های بالا در ناتو و ساختارهای دفاعی جمهوری فدرال آلمان گمارده شدند.

 

در سال ١۹۴۹ برنامه آمریکا برای جنگ برعلیه اتحاد شوروی (عملیات دراپشوت)، یعنی نسخه تکامل یافته طرح محرمانه تدوین شده در سال ١۹۴۵ تحت عنوان طرح جامع (Plan Totality) آماده بود.

 

در پایان جنگ جهانی دوم کره از مدار ٣۸ درجه به دو قسمت تقسیم گردید: از َشمال ارتش اتحاد شوروی آن را از اشغال ژاپن آزاد کرد، از جنوب ارتش آمریکا. آمریکائیها با ژاپنی‌ها همانگونه رفتار کردند که با آلمان‌ها: افسران ارشد را بعنوان مشاور و مربی در ساختارهای ارتش آمریکا بخدمت گرفتند و نظامیان عادی را به جنگ با ارتش آزادی‌بخش خلق چین فرستادند.

 

آمریکایی‌ها کره جنوبی را بمثابه نقطه پرش برای جنگ‌های آتی با اتحاد شوروی و چین انتخاب کردند. قرار بود ژاپن به طرفداری از آمریکا در این جنگ‌ها مشارکت نماید. با این حال، پیونگ‌یانگ، مسکو و پکن به تماشای آرام این تدارکات دشمن ننشستند.

 

اتحاد شوروی پس از مداخله آمریکا وارد جنگ شد. برای جلوگیری از شکست پیونگ‌یانگ که تا ورود نیروهای آمریکایی به پیروزی‌های یکی بعد از دیگر‌ی دست می‌یافت، مسکو در مجموع ۴۵ هزار نفر متشکل از خلبانان، تفنگداران ضدهوایی، بی‌سیمچی‌ها و مشاوران نظامی را برای کمک به جمهوری دموکراتیک خلق کره اعزام کرد و چین صدها هزار پیاده نظام. مائو آنین، فرزند مائو تسه‌دونگ رهبر چین درمیان اعزامی‌ها به کره بود. در سال ١۹۴۲ او داوطلبانه به ارتش شوروی پیوست، تا برلین رفت و با بمب‌ آمریکایی‌ در کره کشته شد.

 

ایالات متحده آمریکا ۴٠٠ هزار نظامی به کره جنوبی فرستاد. اضافه بر این، انگل‌ستان، فرانسه، بلژیک، لوکزامبورگ، استرالیا، زلاند نو، کانادا، ترکیه، تایلند و برخی کشورهای دیگر واحد‌های نظامی خود را به شبه‌جزیره کره اعزام کردند. ژاپن نیز به ائتلاف اعلام نشده بزمامداری ایالات متحده آمریکا پیوست.

 

نخستین نبرد، برتری خلبانان اتحاد شوروی را نسبت به آمریکایی‌ها نشان داد. دو فروند میگ- ١۵ بدون مواجهه با هیچ مشکل خاصی از عهده ده‌ها فروند بمب‌افکن اف- ۸٠ و اف- ۸۴ آمریکایی برآمدند. تجارب جنگ کبیر میهنی و برتری فنی ماشین‌های اتحاد شوری نیز تأثیر داشتند (ایوان کوژه‌دوبوف قهرمان اسطوره‌ای، سه بار قهرمان اتحاد شوروی، فرماندهی گردان ٣۲۵ جنگنده‌های هوایی را در کره بعهده داشت). ۲۲ نفر از خلبان اتحاد شوروی شرکت‌کننده در جنگ کره شایسته اعطای نشان قهرمان اتحاد شوروی شناخته شدند.

 

جای تصویر

 

کاریکاتورهای چینی در خصوص جنگ کره: سین هو رزمنده جوان نظامی ژاپنی را به اسارت می‌گیرد

 

سازمان ملل متحد در حمایت از سئول و واشینگتن، اقدامات پیونگ‌یانگ، مسکو و پکن را محکوم کرد. و این، صرفنظر از ارتکاب نظامیان کره جنوبی و آمریکایی به جنایات جنگی متعدد، کذشته از درخواست مصرانه پیونگ‌یانگ برای تقبیح جنایات ایالات متحده آمریکا صورت گرفت.

 

در سال ١۹۵۲ گزارش کمیسیون انجمن بین‌المللی دموکراتیک حقوقدانان تحت عنوان گزارش در مورد جنایات آمریکا در کره حاوی واقعیاتی از توحش نظامیان آمریکایی انتشار یافت.

 

در این گزارش ١۵ فقره حادثه مستند کاربرد تسلیحات باکتریولوژیک (بمب‌های حاوی مگس، کک و عنکبوت آلوده به تیفوس، طاعون و عفونت‌های روده‌ای) قید شده بود. جمعیت محلی در مواجه با حشرات ده‌ها- ده‌ها جان می‌سپردند.

 

گزارش در مورد جنایات آمریکا در کره  استفاده آمریکا از تسلیحات شیمیایی، از جمله، بمب‌های ناپالم در کره را ثابت کرد. هنگام حمله شیمیایی آمریکا به شهر نامپو ۴۸٠ نفر شهروندان غیرنظامی در اثر خفگی مردند. تعداد چنین حملات بسیار بود. آسیب‌دیدگان سایر تهاجمات به استفراغ، یرقان ازرق، ورم شُش و افزایش بیش از صد درصدی هموگلوبین دچار می‌شدند.

 

کشتار جمعی غیرنظامیان توسط آمریکایی‌ها در این جنگ به امر طبیعی تبدیل گردید. تنها در سینچون از ١۷ اکتبر تا ۷ نوامبر سال ١۹۵٠، ٣۵ هزار و ٣۸٣ نفر شهروند عادی، از جمله آنها ١۶ هزار و ۲٣۴ زن اعدام گردید. ستمدیدگان را در گودال ‌انداخته، نفت بر روی آنها می‌پاشیدند و آتش می‌زدند. نام خانوادگی افسر آمریکایی که برای انجام چنین اعمال غیرانسانی فرمان می‌داد، هاریسون بود. او محاکمه نشد.

 

جای تصویر

 

نقاشی پابلو پیکاسو قتل‌عام در کره تصویری از فاجعه سیچون. نشان دادن این تصویر تا سال‌های ١۹۹٠ در کره جنوبی ممنوع بود.

 

پس از تسخیر پوسان و سئول توسط نیروهای نظامی کره جنوبی، ٣۴ هزار نفر از شهروندان کره جنوبی مشکوک به طرفداری از جمهوری دموکراتیک خلق کره بدون تحقیق و محاکمه کشته شدند. بمباران گسترده پیونگ‌یانگ- پایتخت جمهوری دموکراتیک خلق کره به نابودی ۶۴ هزار ساختمان (از مجموع ۸٠ هزار واحد) و بیمارستان‌ها منتهی گردید.

 

جای تصویر

 

تیرباران فراریان کره‌ای در روستای نوگون‌ریچ. کانال تلویزیونی بی‌بی‌سی در سال ۲٠٠١ فیلم مستندی بنام همه را بکش (Kill 'em All) درباره این رخدادها ساخت

 

ساختمان سفارت اتحاد شوروی در پیونگ‌یانگ نیز بمباران گردید. در اثر بمباران شدید سدّهای کوسون، کوبونگ و چاسان توسط آمریکا و جاری شدن سیل ده‌ها ساختمان ویران شد و تعداد بی‌شماری انسان به قتل رسید. پس از آن تفنگداران ضدهوایی اتحاد شوروی حفاظت از سدّهای کره شمالی را بعهده خود گرفتند. تعدادی از فرماندهان نظامی آمریکا در آن سال‌ها به هواداری از بمباران اتمی چین و اتحاد شوروی برخاستند.

 

اما ۲۷ ژوئیه ١۹۵٣، روز پایان جنگ، بمب‌افکن‌های آمریکایی هواپیمای مسافری اتحاد شوروی را ساقط کردند، در این حادثه ۲١ نفر کشته شد.

 

شرکت اتحاد شوروی و چین در جنگ کره هشداری بود برای واشینگتن. شرکت در این جنگ نماد همکاری نظامی تنگاتنگ اتحاد شوروی و چین بود که آمریکایی‌ها را بیش از همه می‌ترساند. رو در رویی با خلبانان اتحاد شوروی در آسمان کره، واشینگتن را به امتناع از برنامه بمباران شهرهای اتحاد شوروی وادار کرد. اتحاد شوروی بیش از ٣٠٠ نفر از پرسنل ارتش خود را در جریان دفاع از کشور در دوردست از دست داد.

 

جمهوری دموکراتیک خلق در پی پیروزی در جنگ، به حمایت از کشورهای آفریقایی در مبارزه ضد استعماری آنها با غرب پرداخت. تا سال ١۹۸٠ پیونگ‌یانگ با ارائه کمک‌های تسلیحاتی و متخصصان نظامی به کشورهای موزامبیک، لیبی، الجزایر، ماداگاسکار، زئیر و فلسطین از آنها پشتیبانی نظامی بعمل آورد.

 

در کره شمالی این جنگ را جنگ آزادی‌بخش میهنی می‌نامند. در آنجا از کمک‌های اتحاد شوروی یاد می‌کنند و هیچ توهمی نسبت به برنامه‌ها و مقاصد آمریکا ندارند.

 

ـــــــــــــــــــ

 

مقاله حاضر تنها به قصد کفتن حداقل، شرم کنید! به آن کسانی ترجمه شد، که رژیم تروریستی- صهیونیستی امپریالیسم آمریکا را دموکرات تلقی نموده و مذاکره و برقراری روابط با آن را به اذهان عمومی حقنه می‌کنند. همان آمپراطوری آمریکا که جنایت‌پیشگان غربی آن را با نسل‌کشی تقریبا کامل جمعیت بومی اتازونی بعنوان پلیس جهانی برای سرکوبی خلق‌های کره زمین بوجود آوردند.

 

روشن است که تمامی صفحات تاریخ آمریکا نه تنها از جنگ کره تا امروز در سوریه، بلکه، از همان روز نخست پیدایش، سراسر جنگ بوده و خونخواری‌های فوق تصور بشری. بطوری که هیچ مناقشه، جنگ، درگیری، حتی محدود یا محلی و یا کودتای ضد دولتی در هیچ نقطه جهان روی نداده که امپراطوری جعلی ایالات متحده آمریکا بصورت مستقیم یا غیرمستقیم، مرئی یا نامرئی در آن دخالت و مشارکت نداشته باشد.

 

نابود باد امپراطوری جعلی آمریکا، دشمن اصلی بشریت جهان!

 

مترجم

 

--

ebrahim shiri

 

در افق جنگ برای تنگه هرمز

 

جای تصویر

 

یلنا پوستاویتوا

 

(Yelena Poustovoytova)

 

https://www.fondsk.ru/news/2018/07/30/na-gorizonte-vojna-za-ormuzskij-proliv-46528.html

 

ا. م. شیری

 

https://eb1384.wordpress.com/2018/08/05/

 

١۴ مرداد- اسد ١٣۹۷

 

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آماده است تنگه هرمز را ببندد.حتی همین فردا

 

این، که واشینگتن از برجام، معروف به معامله هسته‌ای ایران خارج شد، نباید تعجب‌کرد. مسئله بر سر این نیست که خود این معامله، به تعبیر ترامپ رئیس جمهور آمریکا فاسد شده و گندیده است. و نه بر سر این است که تهران بنوعی مخفیانه به کار بر روی سلاح هسته‌ای ادامه می‌دهد- بارزسان سازمان بین‌المللی انرژی اتمی که سه سال پیش اجازه بازرسی از همه سایت‌های هسته‌ای جمهوری ایران را کسب کردند، تصریح می‌کنند که تهران تمامی مفاد قرارداد را رعایت می‌کند: بخش اعظم برنامه هسته‌ای خود را متوقف نموده و اکنون با ساخت سلاح هسته‌ای نسبت به زمان پیش از معامله فاصله زیادی دارد.

 

در کاخ سفید به روی جمهوری اسلامی ایران از همان روز اول پیدایس، از روز ١۴ فوریه ١۹۷۹، هنگامی که آیت‌الله خمینی در پی سرنگونی رژیم آمریکایی شاه بدون کمترین توجه به واشینگتن دولت تشکیل داد، خط کشیدند. جیمی کارتر پس از شش ماه نفت ایران را تحریم کرد، حساب‌های ایران را در بانکهای آمریکایی و شعبات خارجی آنها مسدود نمود. از آن زمان حلقه طناب تنگ‌تر می‌شود. برای آمریکا خطرناک‌تر از بمب اتمی این است، که علیرغم اقدامات شدید واشینگتن، ایران به یک رهبر منطقه‌ای در خاور نزدیک و میانه تبدیل ‌شده است. درست به همین سبب امضای قرارداد ایران، آمریکا، فرانسه، انگل‌ستان، روسیه، چین، آلمان و اتحادیه اروپا در خصوص برنامه هسته‌ای ایران (برجام) دیگر نمی‌توانست باب طبع کاخ سفید باشد.

 

جای تصویر

 

اما اروپا که سه سال پیش قرارداد بین‌المللی با تهران را امضاء کرد، دو باره بطرف واشینگتن روی آورد. همانطور که پورتال کسب‌وکار سوئیسی نوشت، همینکه اداره نظارت بر بخش مالی و دفتر اطلاعات مالی آلمان بررسی این معامله در انطباق با قانون اعتبارات و مبارزه با پولشویی را شروع کرد، جا داشت ایران برای باز‌گرداندن پول‌های خود از آلمان (٣٠٠ میلیون یورو نقد) کوشش نماید. ایرانی‌ها بخوبی درک می‌کنند که لازم بود ایران برای بازگرداندن سریع پول‌های خود به میهن، آن‌ها را قبل از اعمال مجدد تحریم‌های آمریکا از حساب بانک تجارت اروپا- ایران برداشت نموده، به پول نقد تبدیل نماید. با این حال، آلمانی‌ها عجله نداشتند احتمال پولشویی یا تأمین مالی تروریسم را بسرعت بررسی نمایند. علت ساده است: ریچارد پرنل سفیر آمریکا در جمهوری فدرال آلمان از برلین خواست مداخله کند و تحویل پول نقد به دولت ایران را متوقف سازد، و دولت آنگلا مرکل دو باره سر خم کرد. پورتال کسب‌وکار سوئیسی در ادامه می‌نویسد، اگر چه با توجه به اینکه منطقه یورو کمافی‌السابق در بحران بسر می‌برد، خارج کردن پول از آلمان برای دولت آن بخودی خود، و نیز بعنوان یک سابقه برای سایر کشورها نامطلوب است.

 

با این وجود، تحلیلگران استارتفور تصریح می‌کنند، این جنگ آشپزخانه‌ای اروپایی‌ هرگز قابل مقایسه با کارزار فشار حداکثر- با چال کردن اقدام جامع مشترک، بازگشت همه تحریم‌ها علیه ایران و تهدید به استفاده از نیروی نظامی بر علیه شرکای تجاری ایران نیست؛ این کارزار می‌بایستی حاکمیت ایران را به بازگشت به پشت میز مذاکره برای امضای مجدد معامله هسته‌ای وادار نماید. به باور آنها، استفاده آشکار از ترکیب اختلالات اقتصادی با تلاش‌های تبلیغاتی و اقدامات مخفیانه در همکاری با اسرائیل و عربستان سعودی [بر ضد ایران]، شرایط تغییر کامل رژیم [ایران] را آماده خواهد کرد.

 

جای تصویر

 

از بخت واشینگتن، به جبهه ضد ایرانی آن علاوه بر اسرائیل و عربستان سعودی، اعتراضات بهار ایرانیان و تظاهرات ماه ژوئن تجار آسیب‌دیده از تحریم‌ها اضافه شد. بلافاصله بعد از خروج آمریکا از برجام و گسترش تحریم‌های آمریکایی، نرخ ارز ملی ایران دو برابر کاهش یافت. درخواست آمریکا از شرکت‌های آمریکایی و خارجی برای قطع خرید نفت ایران که ۶۴ درصد از صادرات این کشور را تشکیل می‌دهد، ضربه باز هم سنگین‌تری بر اقتصاد ایران وارد خواهد کرد. همه این‌ها عراق سال ۲٠٠٣ را به یادها می‌آورد. به این دلیل نیز یادآوری می‌کند، که اظهارات شدید ترامپ بر ضد حاکمیت ایران، فضایی برای مانور سیاسی باقی نمی‌گذارد، و این، واکنش تهران در مقابل فشارها را تشدید می‌کند. حسن روحانی رئیس جمهور ایران با بستن تنگه هرمز و قطع صدور نفت به سایر کشورها تهدید می‌کند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای اجرای آن حتی همین فردا اعلام آمادگی نمود. آیا این بدین معناست که پس فردا تهاجم جدید آمریکا به خاورمیانه شروع خواهد شد؟ بویژه به این سبب که روزانه ٣٠ درصد تجارت جهانی و ١۸ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور می‌کند که دو میلیارد از آن‌ها به سوی آمریکا می‌رود.

 

جای تصویر

 

برای جلوگیری از انفجار نارضایتی‌های داخلی، چه راه گریز از سناریوی لبنان (یا یوگسلاوی- سوریه) در پیش پای ایران باقی مانده است؟ آیا می‌تواند با از سرگیری آزمایش موشک‌های بالستیک بمنظور ترساندن ناوهای آمریکایی در خلیج فارس و شروع مجدد چرخه کامل غنی‌سازی اورانیم، آمریکا را به پشت میز مذاکره بکشاند؟

 

تونی کارتالوچی مفسر سیاسی می‌گوید، بخش نهایی فاجعه ایران در آینده زمانی منتظر ما است که آمریکا ستون پنجم خود- یعنی سازمان‌های ممنوعه القاعده و داعش در روسیه و سازمان کمتر شناخته شده مجاهدین خلق را برای حذف کشور ایران از نقشه سیاسی جهان بکار گیرد. پیامدهای این رخدادها در یوگسلاوی، عراق و لیبی مشهود است.

 

 

 

 

  بقیه گزیده های مقالات سیاسی ا. م. شیری

 

 
 

admin@vatandar.at

 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد