WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

  گزیده های مقالات   عبدالوکیل کوچی

 

 جنبش رزمنده  - نور گهربار -  عید قربان  - کدام استقلال    عبدالو کیل کوچی 

 جنبش رزمنده

جنبش رزمنده  باز آید به میدان  غم مخور

کاخ فرعونان شود ازبیخ  لرزان غم مخور

هرچه  باشد کشتیُ ما در خط  تهد ید موج

مردمان گرهمصدا باشند زتوفان غم مخور

در ره  آزادییُ  این  سرزمین ی   با  وقار

سرزنشها گرکند طاغوت دوران غم مخور

هر قدر دشمن قوی باشد چو فرعون زمان

مردم آنرا میکند بر خاک یکسان غم مخور

همو   طنها ی  که  سردادند  در  آزاد گی

سرزند از خون آنها ، قهرمانان  غم مخور

داد خواهان وطن اهداف   تان  پیروز  باد

میرسد روزی وفاق جمله یاران  غم مخور

گر نباشد ره یکی لیکن هد فها واحد  است

در وفاق ماست پیروزییُ مایان  غم مخور

در نبرد  داد  خواهی  گر  سر آید  زندگی

افتخار ماست  بازوی  جوانان   غم مخور

هرچه آزادییُ میهن رو برو با چالش است

لیک اینهم میرسد روزی  بپایان غم مخور

رنج میهن زخم خونین است بر اهل  وطن

میشود با اتحاد این  درد درمان  غم مخور

از وفاق  ما  که ملاک عمل  همبستگیست

جنبش  آزادگی  گردد خروشان  غم مخور

چون تغییر، حکم تاریخ است امید وارباش

در پیُ  هر شام آید صبح تا بان  غم مخور

عبدالوکیل کوچی

نور گهربار

دوش رفتم  بدر  میکده  خواب  آلوده

گفت ساقی سخن لطف و عتاب  آلوده

چشم بکشا چنین آتش سوز ن  را بین

کشته سوخته وزخمی جوانان  را بین

پیکر غرقه بخو نهای شهیدان را بین

شور و فریاد  اسفبار یتیمان   را بین

جنگ کفار به عنوان مسلمان  را بین

این جنایات جنون آور انسان  را بین

ما نبودیم چنین عاجز و بیچاره وزار

که  بغرد  بدر  خانه ی  ما  استکبار

تا که  بودیم  بهر جبه  بجنگ  اغیار

پوزدشمن بزمین مالیده  میشد  هربار

آن زما نیکه همه همدل همراه  بودیم

ملت ی  واحد  آزاد و  توانا    بودیم

قلب  آسیا و شکوهمند وطنها   بودیم

سر نوشت همه خیر شر  دنیا   بودیم

پس چه شد آنهمه نیرو و  توانایی  ما

قدرت وعزت  میراث   نیا کانیُ   ما

جوشش همدلی و غیرت   افغانیُ  ما

افتخارات   بزرگان    خرآسا نیُ  ما

چه  شد  اسلامیت و  باور  ایمانیُ ما

هیبت  نعره   تکبیر و  مسلما نیُ  ما

که چنین فاجعه هند وبه مسلمان نکرد

هیچ ملای  پدرسوخته به ایران نکرد

تیکه داران مذاهب به پاکستان  نکرد

بسمچی هم بحریم تا جیکستان  نکرد

اینقدروحشت حیوان به حیوان  نکرد

مثل شان گرگ به آهوی بیابان  نکرد

این چنین  بود که حالا نگرانیم  همی

در میان  خون و آتش به   فغایم همی

سخت محتاج  بیک  لفمهُ  نانیم  همی

چونکه زیر اثرو هرسو  روانیم همی

هرچه شد ،  بازبهم  آمده همیارشویم

مگر ازخواب  گران رسته بیدارشویم

بیش  ازین عاقل  فرزانه هشیارشویم

تا که  آزاد و زبردست ماند گارشویم

در  افقهای  وطن  نورگهر بار شویم

عبدالو کیل کوچی

 

 

 

 

           عید قربان

با ز  عید  آمده  عید   قر  بان

عید   تبریک  به  پاکیزه دلان

حرمت عید  گذشت ویار یست

صلح و آشتی و ایثار  گریست

درس  اعیاد  نیکو کاری است

شادی و همدلی و  یاری است

لیک هر دل نشود  شاد  از آن

آنکه گیر آمده  در جنگ گران 

 این نشد عید که ریزد همه جا

خون   انسان  بد ست دد ودام

حاجی آغاشنواین حرف نخست

حج مروکج مروازراه  درست

خدمت  خلق حج  پاکان  است

کجروی  کار ریا کاران  است

بگذ ر از کعبه طواف  دل کن

دل  ما تم زده را  حا صل کن

ریختن خون که  قربانی نیست

شهرت وکذب مسلمانی  نیست

آ  تش   تفرقه  را خا مش  کن

توده را رسته ازین چالش  کن

دروطن آتش خون جنگ است

آخراین بستن کشتن ننگ است

تو که ازجنگ زر اندوخته یی

عطش توبهر  طواف سنگست

بسته  کن دام   فریب و تزویر

باز کن  پای  وطن از  زنجیر

بسکه اوضاع وطن خونینست

قتل و  کشتا ر بنام  دین  است

در فلسطین  و دمشق  و بغداد

خاک ازخون بشررنگین است

حاجی آغا شنواینحرف نخست

حج مروکج مرواز راه درست

بس  کن  افسا نه عیدی   گفتن

در چنین  ما تم و شادی کردن

هرزمانیکه شوم رسته زجنگ

عید  ما میشود آنگاه  پر رنگ

عبدالو کیل کوچی   

 عید قربان

 زحج رفتن چه میخواهی دلی را شاد کن حاجی

طواف صد هزاران کعبه بر یک دل نمی ارزد

عید سعید اضحی ، عیدی که رمز و راز آن به پاکیزه گی و دوستی ، محبت وخدمت ، گذشت وصلح  ، وحدت وفدا کاری ،آشتی ومهربانی،  شادی ودلخوشی، متمرکز بوده است ، این موهبت آسمانی و روز خجسته باستانی را به مومنین آزاده و پاکنهاد تبریک میگویم . همان عیدی که شمشیرش بعوض اسمعیل از« میش »قربانی گرفت ولی حا لا متاُسفانه بجای حیوان انسان قربانی شده وسیمای عید با خون آدمیان رنگین میشود .

 عیدی که گروه اجیر شده  شمشیر شیطان را به اجاره گرفته در کشور ما انسانها ی بیگناه را سر میبرند . از چهل سال تا بدین سو در اثر خشونت  وحشیانه متجاوزین در کشور ما اوضاع خجسته عید به ماتم سراسری عمومی مبدل گردیده جای فدا کاری را جنگ وتجاوز گرفته وبجای آشتی ومحبت ، ظلم وخونریزی ،بعوض پاکیزه گی ، فساد وغارتگری ودربدل شادی عزای عمومی سایه افگنده و دشمنان وطن چیزی برای خوشی کردن باقی نگذاشته اند . ازینرومراسم عید در میان دود باروت ، آتش وخون برگزار میگردد.

 بآنکه در کشور اسلامی ما درسهای عید ملهم از فداکاری ، کمک وهمیاری ،خدمت وهمدردی ،مهر ودوستی ، محوکدورتها با دلهای آگنده از صداقت می آموزد که در پرتو آن فضای خونبار کنونی به صلح وآرامش مبدل گردد . ولی با درد ودریغ که جریان بی پایان جنگ وتجاوزگری در افغانستان چنین چانسی را از مردم  گرفته ودرچنین فضای  مختنق ارمغان عید را به چالش کشیده اند که بر بنیاد آن مصیبتهای غیر قابل تحمل وتحمیل شده در کشور ما روبه افزایش است . مصیبتهایی که حتا در همین ایام عید  از داخل شدن کاروان سیاه متجاوزان تروریست داعش وطالب درافغانستان ، تهدید استقلال وتمامیت ارضی کشور ،  لیلام  نوامیس ملی دربازار های پاکستان ، موجودیت زندانهای شخصی وخصوصی غیر دولتی  ، بیسرنوشتی میلیونها نفر از ملت هردم شهید کشور ،کشتار جوانان افغان در یمن وسوریه وطالب سازی ایرانی ها را درولایات غربی  ، کشت سراسری کوکنار  درافغانستان  ، ناسزاگویی ملاهای بی عمل وضد ترقی ورشد روز افزون مغزشویی کودکان معصوم درشهر ها ومحلات ، گرسنگی ،فقر ،جهل ،مرض وبرتری جویی قومی قدرتمندان شهری ومحلی ، حملات وحشیانه طلب وداعش  در کندز وقتل عام مردم  در بغلان ، گروگانگیری زنان وکودکان وکشتار مردم بیگناه  در ولسوالی های مربوطه  ، برده گیری زنان در ولایات شمال ، شمالغرب ،جنوب و شرق کشور ، سربریدن مردم  در ولایت ننگرهار ، خوست وبدخشان ،هرات ، بامیان وسر پل ، معامله  خرید وفروش بعضی ولسوالی ها توسط دلالان دالر وکلدار ، شهید شدن برخی از سربازان فداکار وطن بدست طالب وداعش وبی مسولیتی دولت وعدم مواظبت لازم از قوای مسلح کشور، سیاه پوش شدن عموم مردم وعزای عمومی سرتاسری  و گریه کردن مردم برسر تابوت خونچکان جگرگوشه های شان حکایت دارد .

بنا بر آن با حفظ رعایت حرمت و تقدسات این روز خجسته همچو میراث گرانبها وملهم از ارزشهای بزرگ انسانی ودرسهای همدلی ، نمی توان عزای عمومی مردم  ومصیبت بزرگ میهنی را بجای تسلیت گفتن تبریک گفت وروزگار سیاه مردم را نادیده گرفت.

باگذشت چهل سال جنگ در افغانستان تا هنوز در بستر تجاوزات نوکران زرخرید دالر وکلدار و جنگ نیابتی قدرتهای بزرگ ، وحشت وتجاوز در سرتاسر کشور از مردم قربانی گرفته روزی نیست که خون انسان بیگناه بدست وحشیان جلاد صفت طاغوتی نریزد .

بگونه مثال اگر  در فاصله زمانی بین دو عید  که یکی نه ماه وبیست روز ودیگری دو ماه وده روز در یک شهر یا قریه ی حد اوسط بتعداد دوصد نفر شهید ، زخمی ومفقودالاثرمیشوند و تعداد اعضای فامیل هرکدام شهید ومریض وزخمی حد اوسط پنج نفردرنظر گرفته شود  به تعداد هزار نفر واگر هر فرد ازین هزار نفر ده  نفر اقارب و خویشاوند داشته باشند ، ده هزار نفردر هرشهر وده ، روز های عید در گلیم فاتحه وعزا داری نشسته در غم ومصیبت عزیزان از دست داده خود گریه ونوحه سر میدهند .

به اینترتیب تمام شهر ها ، قرا وقصبات کشور با از دست دادن اعضای فامیل یا اقارب شان یکباردر روز جنازه وبخاک سپاری جسد خونچکان شهید ، وبار دوم روز های عید عزاداری مصیبت باری برگزار میشود. علاوه بر آن فقدان همیشگی جگر گوشه های مادر وطن رنج ومصیبت وآلام همیشگی است که درطول سال وماه وروز دامنگیرشان میباشد.

در کشور فقیر وجنگزده ما اکثراً فامیلها با از دست دادن اعضای فامیل ونان آور خانه به مصیبت بزرگی روبرومیشوند  زیرا فامیلهای مصیبت زده با ازدست دادن نان آور فامیل توان تعلیم وتحصیل و زندگی جمعی را از دست داده آواره ومتواری میشوند . بآنهم در چنین حال وهوا بعضی ها  در وصف عید ورسومات آن از قبیل  خانه تکانی وتزءین منازل ،وپوشیدن لباسهای جدید ، دستان حنایی ورفت وآمدهای آشتی جویانه بخانه یکدیگر وسفره های رنگین غیره وغیره عید را به تجلیل میگیرند ایکاش که چنین میبود درحالیکه مردم عوام از تجلیل مناسک عید خیلی عاجز اند وبا خوشیها فاصله دارند .

اگر اغنیا روزهای عید را با راه اندازی بازار گرم قربانی ،سفرهای پر درامد حج وسفره های رنگین پر زرق وبرق و مراسم  شانداری  بنمایش میگیرند ، این کارمربوط  بیک قشر بالا نشین نظام است ،کار یک گروه زورمند وغاصب است که با نمایش عید بروی زخمهای مردم نمک پاشیده وخاک بچشم مردم می زنند که خط اینها از ملت جداست واینها بخود عید دارند به این معنا که این گروه خوشی را از مردم گرفته بخود عید ساخته اند .

به باور این قلم اگر دلسوزان وطن وانسانهای متعهد ومسولیت پذیر وفرزندان صدیق وفداکار این سرزمین برای رهایی مردم از بدبختی ومصیبت حاضر ، متحداً چاره اندیشی نموده اولاً خود کینه وکدورت وفاصله های موجود را از میان خود برداشته باگذشت وفروتنی وهمدیگر پذیری بخاطر نجات مردم یک دیگر را در آغوش گرفته تا دیر نشده یک نیروی فراگیرویک جنبش سرتاسری با چرخش عظیم و تحرکات تازه برای نجات وطن و روزهای عید واقعی زحمتکشان کشور بشتابند . این رسالت بزرگ بالا تر از هزاران بار تبریکی دادن روزعید برای توده های ملیونی کشور حاُیز اهمیت میباشد .

آنچه را که ملت در آرزویش نشسته اند آنست که نیروهای مسولیت پذیر ،بادرد وبادرک جامعه ،گروهای وطندوست ودوستان واقعی مردم وفرزندان صادق وطن در جریان بزرگ وجنبش سراسری همبستگی ملی با هژمونی صادقانه ودادخواهانه مردمی ملت را بسوی نجات شان رهنمون گردند تا بر پایه ی آن در زندگی مردم عید واقعی بمیان آید وآنگاه به همه تبریک خواهم گفت .

 

عبدالوکیل کوچی  

 

کدام استقلال

همسنگر  عزیزم  و هموند  مهربان

همرزم  راستینم  و همفکر جا ودان

اندیشه و نگارش  احساس  پاک  تو

آثار بی  بدیل و هد فمند و نا ب  تو

از خاطرات رزمی و دوران افتخار

از سا لگرد  آزادیی  خاک این دیار

شایان مرحبا وهزاران ستایش است

حماسه ی نبرد خروش همایش است

آموزه ی زصفحه تاریخ  میهن است

توفیق مابه نوزده صدنزده روشنست

اما از آن چه مانده بجا تا به اینزمان

جز افتخار خاطره ی  نام  بی نشان

بآنکه در مسیر هدف خوب بوده ایم

اما بکا ر با همی ، مغلوب بوده ایم

آیا چنین‌  نبود  که  جلال  الد ین را

غازی امان  و اکبر و جما لد ین را

دردا که  این وطن تحمل نکرد شان

چیزی که ماندگار بشد  نام  جاودان

آزاد گی ز سوی   لعینا ن حرام شد

بر ضد  اعتلا  و ترقی   قیا م   شد

آن   رهبران   جنبش  آزادیی وطن

قربا نیی  مد اخله ی   نا  تما م  شد

واضح بود که مردم ما باشهامت اند

اما  درین پروسه  اسیر غرامت اند

خون میدهیم هزینه یک قرن  پیشرا

درمان نکرده یم هنوززخم  نیش را

من آنیم که استقلال خاک خویش را

زیر سوال  برده ،  تعالیی  پیش را

اماگذشت آنهمه اکنون به سالها ست

کآزادیی وطن همه درکام اژدهاست

کشوراسیر لشکر بیگانه گشته است

درزیرپای اجنبی ویرانه گشته است

بر خا ک  ما  چو آمر و آقا بتا ختند

ما را میان  کشور ما ، برده ساختند

آزادی ام کجاست که محکوم مطلقیم

بی سرنوشت راه خم  و پیچ  مغلقیم

در پهنه زمانه چه وقت شادبوده ایم

بآ  نکه  مدتی همه  آزاد  بوده   ایم

آزاد گی به  هلهله  و سالگرد نیست

آمادگی عمل بجزاحساس درد نیست

اما  شود به  وحدت و نیروی  اتحاد

آزاد گی  موفق  و آزادی  زنده  باد

در اتحا د  ما ،   وطن   آباد میشود

روزی  وطن  بلا خره  آزاد میشود

آنگاه  بنازم ازدل وجان برسعا دتش

با  افتخار  بر همه   گویم  مبارکش

عبدالو کیل کوچی

  

 

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید