WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی

 

  مقصر اصیل شهادت اجمل نقشبندی کرزی و حکومت مفسد آن است                 ایمل نقشبندی

 

يكی از دلخراش ترين و بغرنج ترین حوادث در تاريخ افغانستان، شهادت جوان معصوم بود كه قلوب و احساسات ميلونها تن افغان را جريحه دار ساخت، حادثۀ كه نشان داد ارزش انسانی يک افغان هيچ اهميتی نسبت به ارزش انسانی يک غير افغان ندارد، حادثۀ که گیتی را به لرزش در آورد، حاثۀ که آرمانهای میهن دوستانۀ شهید اجمل نقشبندی را به خاک و خون مبدل کرد.

شهید اجمل نقشبندی به تاريخ 19 حمل همراه با همکار ايتاليايی اش دانيل ماستر جياكومو و رانندۀ او سيد آقا در ولايت هلمند ولسوالی نادعلی توسط طالبان که غلامان بیگانه هستند گروگان گرفته شدند. این گروهی تبهکار درنخستین لحظات سيد آقا رانندۀ اجمل را سربريده و جسد این جوان را بدون سر به دریا انداختند، و در بدل رهايی دو تن دیگر آنان خواستار رهايی پنج تن طالب از زندان حکومت گرديدند. و حکومت افغانستان به معامله های همیشگی عقب پرده اش پرداخت، از همین رو طالبان تنها خبرنگار ايتاليايی را رها كرده و اجمل که قلب مملو از آرمان داشت، را همچنان در بند نگهداشتند و بعدها در بدل رهایی اجمل خواستار آن شدند تا حکومت دو تن طالب دیگر را نیز از زندان رها سازند اما حکومت مفسد افغانستان با بی توجهی تام اقدامی در اين راستا انجام نداد.

نقطۀ بغرنج آن است که ناگهان حکومت مفسد افغانستان روی خط اصول آمده و وزیر خارجۀ وقت به اسم دادفر رنگین سپنتا که خود یک خارجی مطلق بوده و تابعت افغانستان راهم ندارد خطاب به روزنامه نگاران گفت، که اگر طالبان روزی او را هم به گروگان بگیرند نباید به خاطر او دولت حاضر به معامله شود. دادفر این سخنان را درحالی بیان میکرد که رئیس جمهور آقای حامد کرزی خود پیوسته مهماندار طالبان در ریاست جمهوری بود. و همه هموطنان ما شاهد اند که رئیس جمهور همیشه به سراحت غلامی خویش را اعلام میدارد گویا ملاعمر و گلبدین..... فرزندان افغانستان و برادرهای او اند  بناً حکومت با تزرع با آنها گفتگو میکند در حالیکه پاسخ طالبان همیشه انفجار، انتحار، خشونت و وحشت بوده است.

در همین حال شکریه بارکزی نمایندۀ مردم کابل در پارلمان با حرات و هیجان از حکومت کرزی دفاع کرده افزود که حکومت به اصطلاح آمده از آسمان هفتم نباید حاضر به معامله با طالبان شود. شاید شکریه فراموش کرده بود که این حکومت خود در نتیجۀ معامله به وجود آمده است، این خانم خود با معاملات عقب پرده که همه آگاه است شهرت نامشروع کسب کرده و با فساد و رشوه داخل خانۀ ملت شده است، چه معلوم که چند فیصد از اعضای پارلمان در نتیجۀ معامله به کرسی های پارلمان تکیه زده اند، و چه معلوم شاید آنهایی که خود پیوسته در هر گام یک معاملۀ تازه مشمول هستند و زنده گی شان جز ادامه معاملات سیاه چیز دیگری نیست، می خواهند تا بیشتر از دیگران خود را مخالف با معامله نشان دهند.

آیا ضرور بود که این تابع خارجی یعنی وزیر خارجه آقای دادفر رنگین سپنتا و این ولکیل ایستاده در خط سوم خانم شکریه بارکزی، با گفتن چنین سخنان نا سنجیده و نامشروع خطاب به طالبان، این پیام را بفرستند گویا شما به راحتی کار خود را انجام دهید ما اندیشمندان و خط سومی ها آماده معامله نیستيم. اگر هم معامله کنیم در جهت اهداف دیگر است نه به خاطر زنده گی یک ژونالیست و یا یک تبعۀ افغان . وزیر خارجه ولی این نکته را نمی دانست و مبرا از علم بود که وزارت خارجه صنف درسی ایشان نیست که هرچه در دل تنگش خطور کند اخراج کند. هیچ تردید وجود ندارد که تبصرۀ این دو تن، طالبان را در شهادت اجمل مصم تر و چاقو را بر گلویش تیزتر ساخت. چنان که آنها یک روز قبل از ضرب الاجل تعین شده یعنی به روز 19 حمل 1386 به ساعت 3 بعد ازظهر اجمل نقشبندی را عازم سفر ساختند.

این حادثۀ دلخراش مردم میهن پرور افغانستان را در ماتم ملی قرار داد و معلوم نیست که  آن دو فرد انتخابی با وجدان سبز و خط سومی با خویشتن چه فرمودند، شاید گفته باشند که درخت دموکرسی هم خون می خواهد همان گونۀ که دیروز کمونستان می گفتند که درخت انقلاب خون می خواهد.

شهریان کابل و ولایات با چهره های اندوهگین و دلهای شکسته و ناامید به روز 21 حمل 1386 مطابق با 10 اپريل 2007 از ساعت 3:30 بعد از ظهر در پارک زرنگار و سایر محلات گرد هم آمدند به روان آن شهید که تمام آرمانها را جهت خدمت به کافۀ ملت افغان و خاونوادۀ ژورنالیسم فدا کرد را دعا کردند و در تصاویر اوهیکل گل نهادند. در این مراسم گل گذاری شمار زیادی از نماینده گان نهادهای مدنی، کمسیون مستقل حقوق بشر، وكلای پارلمان، روزنامه نگاران، شخصیتهای فرهنگی و اجتماعی و دانشجویان دانشگاه ها اشتراک داشتند. پس از مراسم دعا و گل گذاری در سخنرانی های کوتاهی که ارائه گردید حکومت مفسد افغانستان به سبب سهل انگاری در جهت آزادی اجمل نقشبندی مورد انتقادهای شدیدی قرار گرفت.

تعداد از هموطنان ما عملکرد دولت را يک شيوۀ خفت آور، شرم آور و ننگين خوانده و افزودند که متأسفانه حکومت ما در قبال جان، مال، حيثيت و آبروی شهروندان خویش هیچ نوع احساس مسؤليت ندارد، اما اگر خارجی به گروگان گرفته شود باز هم همين حکومت است كه برای طالبان امتياز پرداخت خواهد کرد ایشان همچنان افزودند که مردم بايد در مقابل طالبان و تفكر طالبانی بايستند و در غیر آنصورت آنچه بر سر شهید اجمل نقشبندی آمد روزی بر سرهر فرد اين ملت خواهد آمد.

از این حادثه بیش از پنج سال میگذرد، اما احساس و درد آن همیشه در قلوب کافۀ ملت افغان و خانوادۀ ژورنالیسم تجلی دارد، بارها احزاب اپوزیشن، جامعۀ مدنی، کمیسیون حقوق بشر و سایر ارگان ها خواهان به دادگاه کشانیدن این ظالمان و مستبدین شدند، اما معکوسآ در پهلوی اینکه حکومت در این راستا هیچ نوع اقدام عملی نکرده بارها شاهد آن هستیم که همان طالب که برای کشتار و قتل عام مردم ما میانید به نهایت عزت و قدر از جانب حکومت با تحایف و اهدا ها رها میشوند، همین بی عدالتی ها سبب شده که بعد از حادثۀ شهید اجمل نقشبندی حوادث وخیمی دیگر بر خانوادۀ ژورنالیسم و ملت افغان رخ دهد و مردم از حکومت فاصله گرفته و همه به این نظام مفسد بی باور شوند.

    

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید