2014/05/27

روند تبادلۀ زندانيان گوانتنامو چرا در بي خبري پاكستان و افغانستان صورت گرفت؟

نويسنده: نظرمحمد مطمئن

ناگهان در اواخر شب گذشته (شنبه ۳۱ جون ۲۰۱۳)در داخل و خارج كشور مردم اين خبر را از رسانه ها دريافت كردند كه پنج مقام طالبان از زندان گوانتنامو در تبادله با يك عسكر امريكايي كه در سال 2009 در ولايت پكتيكا به وسيلۀ طالبان به اسارت گرفته شده بود، آزاد شدند.

مسألۀ‌ تبادله زندانيان از مدت ها به اينسو شايع بود و هر بار اميد مي رفت كه گفتگوها در اين مورد به پيروزي بيانجامد؛ اما اين روند ناگهان متوقف شد.

تقريبا يك ماه قبل، برادران رييس دفتر قطر سيد محمدطيب آغا به وسيلۀ نيروهاي امنيتي پاكستان از محل اقامت شان بازداشت شد.

برخي منابع موثق ابراز مي دارند كه پاكستان اين كا را به گونۀ‌فشار بر دفتر قطر و طيب آغا انجام داده است. مقام هاي پاكستاني به اين نتيجه رسيده بودند كه بالاخره روند گفتگوهاي طالبان و امريكا پيرامون تبادلۀ اسيران به نتيجه مي رسد؛ ولي خواستۀ‌ پاكستان اين بود كه بايد در حاشيه قرار نگيرد.

برخي منابع مي گويند، هنگامي كه برادران طيب آغا در پاكستان بازداشت شدند، اداره هاي امنيتي پاكستان به طيب آغا اطلاع دادند كه به اسلام آباد آمده تا پيرامون برخي برنامه هاي آينده بحث صورت گيرد؛ اما از اينكه طيب آغا عضو دفتر قطر مي باشد؛ و نمي توانست از راهكار كلي طالبان انحراف نمايد؛ اين برايش دشوار بود كه خواستۀ‌ پاكستاني ها را برآورده سازد.

از همين رو، موضوع تبادلۀ بريگدال با پنج مقام طالبان به اندازه يي سري و در خفا صورت گرفت كه حتا هيچ طرف سومي در جريان نبود و زماني كه اين روند عملا با موفقيت انجاميد؛ حكومت هاي پاكستان و افغانستان مانند مردم عادي از طريق رسانه ها از آن آگاهي يافتند.

برخي گزارش هايي نيز وجود دارد كه حفاظت از بريگدال ديگر براي طالبان به امر دشواري تبديل شده بود؛ زيرا نيروهاي امنيتي برخي كشورها در رديابي محل بودوباش او در جستجو و تلاش بودند؛ بنابراين، گمان مي رفت كه بريگدال در موجوديت همچو شرايط و حالات ضايع شود و خطر مرگ او مي رفت؛ به خاطري كه طالبان اگر به اين پي مي بردند كه نامبرده را از دست مي دهند؛ مرگ وي را ترجيح مي دادند.

ممكن امريكا هم از وجود چنين فشارهايي بر طالبان آگاه شده باشد؛ و اين مشكل را جدي پنداشته كه بالاخره با ميانجيگري كشور قطر تبادلۀ‌ زندانيان صورت گرفت.

امكان دارد كه برخي هوادران نزديك طالبان نيز در امر تبادلۀ زندانيان نقش مهمي را ايفاء كرده باشند؛ اما اينكه كشور قطر از زندانيان گوانتنامو ضمانت كرد، از همه مهمتر است.

گفته مي شود كه رهبري طالبان سه ماه قبل به دفتر قطر هدايت داده بودند كه تبادلۀ زندانيان بايد صورت گيرد؛ اما طالبان بايد به صورت مستقيم با امريكايان وارد مذاكره نشوند؛ همان بود كه با ميانجيگري كشور قطر اين كار به انجام رسيد؛ در اين روند، تنها موضوع تبادلۀ زندانيان شامل بود و پيرامون ساير مسايل هنوز بحثي صورت نگرفته است.

توافق طوري صورت گرفته بود كه شمار محدودي از نيروهاي امريكايي به خاطر تسليمي بوبريگيدال به اطراف قريۀ ((نعيم كلا)) در ولايت خوست جابجا شده و اورا تحويل مي گيرند،‌اما امريكايان با هليكوپترها به اين محل رفته بودند كه طالبان نيز آماده گي كاملي داشتند.

همچنان گفته مي شود كه روند تسليمي بريگيدال به نيروهاي امريكايي كاملا ويديو شده و ممكن زماني اين ويديو در دسترس مردم قرار گيرد.

از سوي ديگر، نماينده گان كشور قطر با طياره هاي دولت قطر جهت تسليمي زندانيان طالبان به كيوبا رفته بودند و آنها را به قطر رساندند. با رسيدن آنها به قطر، با گفتن تكبير و گريه از سوي مقام هاي قطري و طالبان مقيم در قطر استقبال شدند.

گفته مي شود كه صحت جسمي زندانيان آزاد شدۀ‌ طالبان خوب بوده، اما تداوي آنها در كشور قطر آغاز گرديده است.

به نظر مي رسد، با رهايي اين زندانيان، دفتر قطر نيز بازگشايي شده و همان شرايط قبلي بدون كم و كاست پذيرفته خواهد شد.

از سخنراني اوباما در بگرام چنين استنتاج مي شود كه آنها مي خواهند جريان سياسي را عملا آغاز نمايند. اوباما گفت كه تا 2016 همه سربازان امريكايي را از افغانستان فرامي خواند؛ ممكن يك خواستۀ‌ طالبان نيز همين باشد كه امريكا از افغانستان اعلان خروج نمايد.

در ميان طالبان نيز بنا بر دلايل مختلف نسبت به گذشته، چنين آماده گي هايي وجود دارد كه مشكلات شان را با امريكا هر چه زودتر حل نمايند.

چنين تصميم مستقلانۀ طالبان، پنهان بودن گفتگوها از حكومت هاي پاكستان و افغانستان اين باور را تقويت مي بخشد كه طالبان آزاد و مستقل اند؛‌در مسايل ملي و افغاني زير تأثير و نفوذ هيچ كشور و طرفي قرار ندارند.

همچنان اين شايعات هم نادرست ثابت شد كه دفتر قطر نمي تواند از طالبان نماينده گي نمايد. امروز پيرامون رهايي زندانيان گوانتنامو از سوي ملامحمد عمر مجاهد رهبر طالبان نيز اعلاميه يي به نشر رسيد؛ دفتر قطر نشان داد كه با طالبان نظامي عملا در هماهنگي قرار دارد.

در سال 2009 آلماني ها در تلاش بودند تا با طالبان روابط شان را برقرار سازند؛ آنها توانستند، در امارات دو بار با طالبان گفتگو نمايند؛ زمينه مهيا شد كه قبل از برگزاري كنفرانس بن دوم، طالبان و امريكايان با ميانجيگري كشور آلمان مستقيم وارد مذاكره شوند.

قبل از برگزاري كنفرانس بن دوم با حضور نماينده گان جرمني و قطر ميان امريكا و طالبان فيصله به عمل آمد كه حكومت افغانستان در كنفرانس پيشنهاد نمايد، اسناد آنرا ترتيب و به كنفرانس ارايه دارد كه:‌

۱- حمايت از پروسۀ سياسي با طالبان. ۲- نام طالبان از لست سياه حذف شود و ۳- تبادلۀ و رهايي زندانيان گوانتنامو.

امريكا به طالبان و نماينده گان كشورهاي يادشده اطمينان داده بود كه با ادارۀ كرزي در اين راستا در جريان بوده و آنها اين مسأله را پذيرفته اند.

در جريان كنفرانس بن دوم كرزي با روند سياسي با طالبان مخالفت شديدش را اعلام داشت كه در نتيجه روند گفتگوها ميان امريكايان و طالبان برهم خورد.

طالبان بر امريكا بي باور شد؛ زيرا امريكا به آنها گفته بود كه كرزي از اين روند حمايت مي كند، اما در عمل كار به شكل ديگري بود، كرزي مخالفت شديد خود را با اين روند اعلام داشت.

كرزي اميدوار بود كه در كنفرانس بن دوم زير نام طالب اشخاصي او را همراهي خواهند كرد كه به انتخاب آنها صورت گرفته و در كنفرانس به ميل آنها صحبت نمايد؛ مانند پروسۀ صلح كه از آغاز به خاطر برقراري صلح تشكيل نشده بود.

بازگشايي دفتر قطر نيز به تقاضاي مستقيم امريكايان صورت گرفته بود؛ هر دو طرف (طالبان و امريكا) پذيرفته بودند كه:

در قطر براي طالبان دفتر سياسي گشايش مي يابد.

تبادلۀ بريگدال سرباز امريكايي با زندانيان طالب در گوانتنامو

و ديالوگ بين الافغاني.

پيش از گشايش دفتر قطر، امريكا بارديگر به طالبان و كشور قطر اطمينان داده بود كه موضوع را با حكومت افغانستان در ميان گذاشته است و كرزي اين مرتبه مخالفت نمي كند، اما زماني كه دفتر قطر گشوده شد، قبل از همه رييس جمهور كرزي با آن مخالفت خود را اعلام داشت و دفتر قطر را دسيسۀ مشترك امريكا و طالبان دانست و آنرا تجزيۀ كشور پنداشت؛ اين مرتبه بازهم پروسۀ سياسي به وسيلۀ حكومت افغانستان سبوتاژ شد.

در پروسۀ نخست امريكا بار مسووليت را به دوش آلمان انداخت و ابراز داشت كه در گفتگوها سوء تفاهم به ميان آمده، و در پروسۀ دومي باز امريكايان در تلاش بودند كه بار مسووليت را به دوش قطر بيندازد، اما طالبان به قطر باور داشتند و بر تمام جريان آگاه بودند.

طالبان فكر مي كردند كه امريكا يا با موفقيت روند سياسي علاقه يي ندارد و يا هم در پي ايجاد درز در ميان طالبان است؛ يا اينكه امريكا و حكومت افغانستان مشتركا به اين نظر بودند، هنگامي دفتر قطر بازگشايي شود، شرايط آنها را نمي پذيريم، بنا آنها مجبور اند كه از موقف شان تنزل نمايند؛ زيرا آنها آمادۀ بسته شدن دوبارۀ دفتر نخواهند بود؛ اما طالبان برخلاف توقع امريكا و حكومت افغانستان تصميم گرفتند كه دفتر قطر بسته شود.

زنداني مشهور و سابق زندان گوانتنامو و آگاه بر مسايل سياسي افغانستان محترم عبدالسلام ضعيف در اين مورد مي گويد:

تبادلۀ 5 زنداني گوانتنامو با يك سرباز امريكايي با روند صلح هيچ ارتباطي ندارد و نه هم با بازگشايي مجدد دفتر قطر در ارتباط است. اين تنها تبادلۀ زندانيان بود كه به حكومت افغانستان نيز ارتباط ندارد؛ زيرا زندانيان طالبان با امريكايان بود و زنداني امريكا نيز نزد طالبان كه با ميانجيگري كشور قطر با هم تبادله نمودند.

محترم ضعیف مي گويد: امكان دارد كه امريكا مشكل خود را با طالبان به صورت مستقيم حل نمايد.

بر پايۀ برخي منابع موثق گفته مي شود كه امريكا در تلاش بود تبادلۀ زندانيان با طالبان همزمان با پروسۀ صلح يكجا انجام شود، اما طالبان به چينين امري حاضر نبودند؛ زيرا دو بار قبلا بر امريكا بي باور شده بودند.

طالبان به حكومت قطر ابراز داشتند كه آنها پيرامون تبادلۀ زندانيان موافق اند؛ زندانيان طالبان يا به شما و يا كس ديگري سپرده شود و آنها زنداني امريكايي را رها مي سازند؛ اما در مورد بازگشايي مجدد دفتر در حال حاضر با امريكا وارد مذاكره نخواهند شد.

در حال حاضر كه 5 زنداني طالبان رها شده، آنها به قطر رسيده اند؛ محل اقامت آنها از قبل مشخص شده است.

اكنون براي طالبان و امريكا كدام روند تعقيبي ديگري وجود ندارد؛ اما رهايي زندانيان گوانتنامو گام ارزشمندي در راستاي اعتمادسازي است.

امريكا مي خواهد كه مشكل خود را با طالبان حل كند؛ نگراني امريكا از اين است كه ممكن طالبان در آينده نيز با آنها مشكل خواهند داشت، اما طالبان اطمينان خواهند داد كه طالبان با خروج امريكا از افغانستان كاري با آنها نخواهد داشت؛ و در آينده نيز به دشمني خود با امريكا ادامه نخواهد داد؛ اين چيزي است كه امريكا نيز نيازمند آنست.

مسايلي كه مربوط به طالبان و امريكا مي شود و آنها در آينده نيز پيرامون آن گفتگو خواهند قرار زير مي باشد:

اول: طالبان بايد طوري وانمود سازند كه به معناي ادامۀ دشمني با امريكا نباشد؛ امريكا بايد بفهمد كه طالبان تا سرحد دشمني با آنها معامله نخواهد كرد و طالبان خواستار اين اند كه نيروهاي امريكايي افغانستان را ترك نمايند.

 

دوم: اگر كسي بر امريكا حمله مي نمايد طالبان از آن حمايت نخواهد كرد.

سوم: امريكا در افغانستان از ناحيۀ حضور مسلح و نظامي ديگران نگراني دارند كه طالبان بايد به اين نگراني امريكا پاسخ ارايه نمايند.

در گذشته ها حكومت افغانستان پيرامون روند صلح هيچگونه علاقه مندي نداشت. اگر حكومت افغانستان اين را درك نمايد كه در ميدان جنگ حمايت جهاني را با خود ندارد و امريكا از آن حمايت نمي نمايد؛ بنا حكومت مجبور است كه به گفتگوهاي صلح تن دردهد؛ زيرا در اين صورت توانايي جنگيدن با طالبان را از دست مي دهد و نه هم در برابر طالبان از حمايت جهاني برخوردار خواهد بود.

حكومت افغانستان طالبان را به جهانيان چنين معرفي مي كند كه آنها خطر بزرگي براي جهانيان است؛ و جهانيان بايد در محو و نابودي آنها با دولت افغانستان همكاري نمايد.

اكنون كه جهانيان در مورد طالبان تا اندازه يي درك درستي به دست آورده اند؛ اگر جهانيان از اين هم بيشتر از طالبان مطمين شوند؛ در اين صورت به حكومت افغانستان در آينده نه همكاري خواهد كرد و نه مصرف جنگ را خواهد داد و سربازان شان در خدمت آنها قرار خواهد داد كه به اين ترتيب توزاني به وجود خواهد آمد و در نتيجه حكومت افغانستان مجبور خواهد بود كه به روند واقعي صلح تن دردهد.

براي طالبان همه افغان ها مهم است؛ اما براي امريكا 5 تن زنداني شده مهم است. ملافاضل لوي درستيز، ملا خيرالله خيرخواه وزير داخله، ملا نورالله نوري رييس تنظميه زون شمال، ملا عبدالحق وثيق معاون اول استخبارات و حاجي محمد نبي عمري از مجاهدان ورزيده بودند.

زماني كه ملا عبدالقيوم ذاكر از زندان گوانتنامو رها شد؛ به خط مقدم جبهۀ جنگ در برابر امريكا پيوست؛ اين مسأله باعث تعويق در آزاد سازي ساير زندانيان شد.

اكنون ۱۵ زنداني ديگر افغان در گوانتنامو باقي مانده اند كه مردمان عادي اند؛ اميد آنها نيز روزي رها شوند؛ همچنان در داخل كشور نيز زندانيان زيادي وجود دارد؛ در مجموع آزادي زندانيان طالب با روند صلح كمك مي كند.

دستاورد مهم سياسي طالبان از تبادلۀ زندانيان اين است كه امريكا به نحوي روند سياسي طالبان را به رسميت شناخت.

همچنان اين را به اثبات مي رساند كه امريكا ديگر مي خواهد در مقايسه با جنگ به روند سياسي ترجيح مي دهد؛ زماني مسله سياسي شود؛ اميد براي استقرار صلح بيشتر مي شود.

         

 

1- خدايه! کابل د نورستان مرکز کړي

2 - دکابل ټکسي چلوونکي غله

3 - مشرحاجي صاحب هوښيارسړی دی، خو والي صاحب!!!

4 - خانه کرایی

5 - امريکايې پوهنتون او برتانوي پوځي اکاډمي

6 - سيد حامد ګيلاني څه شي په غوسه کړی؟!!!

7 - يوه شرموونکي مظاهره - کابل

8 - حضرت صاحب دي خدای مړ کړي؟!!! 

9 ـ سوفا، امنيتې او دفاعي تړون او مشورتې لویه جرګه 

10- غل امت او غل رهبر  

11 - مشورتي لويې جرګې ته د ولسمشر کرزي وروستۍ وينا

12 - حضرت صاحب لبیک، له هیواده ستا د هجرت او وتلو په تمه

13 - د افغانستان او امريکا اړيکې: غلط پېل او خطرناکې پايلې  دکرزي او امريکې تر خوابدون ها خوا کتنه

14 - تنش اخیر افغانستان و امریکا؛ خواسته های عربستان سعودي و پاکستان چیست؟

15 - د متفکرانو متفکر

16 - اوباما څه شي اړ کړ چې کرزي ته ټليفون وکړي!؟؟؟

17 -Death of Marshal Fahim in delicate and sensitive situation

18 - دکابل پوهنتون نوم کرزي د ځان له پاره پټ کړی

19 - د سولې او امنيت ریفرنډم او د ډاکټر اشرف غني غوراوی 

20 -The Peace and Security Referendum & Election, Choice for Dr. Ashraf Ghani

21 -جنرال حمید گل، حكومت افغانستان، طالبان و امريکا 

22-Why HPC trying to Defame Turkmenistan

23 - لیکوال او ژورنالسټ باید چې حکومت  او طالب پلوی نه يې

24 - زنده باد حزب اسلامي، زنده باد عبدالله عبدالله

25 - د هند په کونسلګري حمله  پاکستان کړي، ولسمشرکرزي  وايې

26 -Attack on Indian Consulate was planned in Pakistan- Per-Karzai

27 ـ روند تبادلۀ زندانيان گوانتنامو چرا در بي خبري پاكستان و افغانستان صورت گرفت؟

 
 

admin@vatandar.at

 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد