WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی

   ضعیفان را به غم تنها گذاشتند - نگذاشتند که سبز ببینم بهار را  -  منتظر بهار  - جور اخوان      نذیر ظفر

 

ضعیفان را به غم تنها گذاشتند 

 نوشته نذیر ظفر

 

بحــــق ما جفا کردند و رفتند

ستم بر ما روا کردند و رفتند

بـــما رسم رخِ دشمن کشیدند

فرار از ما جرا کردند و رفتند

نماز بی وضو خواندند بمحراب

به دین ما جفا کردند و رفتند

چپی و راستی سر چپه گردید

به هر راهی خطا کردند و رفتند

نگفـــــــــتند علت کشتار ما را

فقــــط باری دعا کردند و رفتند

به عزم کشـتن سوسمار بودند

ولی با او صفا کردند و رفتند

ضعیفان را به غم تنها گذاشتند

به هر سو دست و پا کردند و رفتند


نگذاشتند که سبز ببینم بهار را

نوشته : نذیر ظفر
اهدا به فر خنده شهید هموطن معصومم 
نگذاشــــــتند که سبز ببینم بهار را 
دیدم ز خون پیکر خود لاله زار را
نگذاشتند که راز دل خود کنم بیان
سنگسار جور گشتم و دیدم شرار را
نگذاشتند که شمهِ افشا کنم به خلق
اشرار خشمگین و ملامت شعار را
نگذاشتند که صفحهء تعویذ وا کنم
روشن کنم سوانح صاحب مزار را
نگذاشتند که ظرف خرافات بشکنم
با آن طلــــسم ساحرِ نا پایه دار را
با اظهار تسلیت قلبی به خانواده شهید فرخنده و کافه ملت مستضعف که زیر سا طور جباران قرون
وسطایی بسر میبرند .
در کدام دین و آیین رواست که دوشیزهِ معصوم و بی دفاع را به اتهام نا حق ببندند و وحشیانه بر وی یورش کنند و با سنگ و چوب بر وی حواله نمایند و آوای لرزان قلبش را نا شنیده گیرند و به قتل اش اقدام ورزند و با آنهمه جنایت هنوز این سیه دلان ارضا نمیشوند و جسد مبارک اش را به آتش میکشند ؛ ای جانیان اگر هر کدام تان این صحنه را در خواب می دیدید و عوض فر خنده شهید خواهر و یا یکی از اعضای فامیل تانرا می دیدید آیا تب خال وحشت لبان کثیف تانرا فرا نمی گرفت هیچ قیاس نکردید که این خواهر تان است ؛ هموطن تان آنهم بی دفاع و بیچاره ؟ یقین داشته باشید که صدای این شهید تا قیامت در فضا خواهد بود و گواه روشن بر جنایات تان میباشد.
لعنت بر ریا کاران ؛ جباران و ظالمان و حا میان شان . شاد باد روان شهید فر خنده

 

منتظر بهار

  نوشته نذیر ظفر

 

یقینم نــــــو بهاران خواهد امد

نوای مـــــرغزاران خواهد امد

ز شادیـــــــــــهای ایام بــــهاری

ز چـــــــشم ابر باران خواهد امد

ز رقـــص جامهای لاله در دشت

طـــرب بر مـیگساران خواهد امد

دلا غـــمباده گشتی صبر کن صبر

انیس ای غمــــگساران خواهد امد

بـــــــگیرد نوبهاران دست نو روز

بــــــــشادی پیش یاران خواهد امد

بگوش ات  ای ظفر آخر ز شادی

ترنـــــــــم از هزاران خواهد امد

جور اخوان

 نوشته نذیر ظفر

بسکه مغــــروق روزگار شدم

رفته رفتــــــه جــدا ز یار شدم

بسرم گـــــــــشت آسیاب زمان

خـــــورد گردیده و غبار شدم

هر نفـــــس از خیال بی وطنی

زار و نو مـــید و اشکبار شدم

منت سفــــله زخم ناسور است

به همــــــین درد هم دچار شدم

بخت افـسانه ام دگر گون گشت

طعـــــمهِ دربطن سوسمار شدم

وای از جـــــــــور های اخوانم

لاجـــــــــرم  دور از دیار شدم

هر چـــه آمد سرم ز جور زمان

شـــــــــکر ها کرده پا سدار شدم

ور جینیا 15/03/

 

به وقت اروپا AM 11:47:01 مطابق به. 26 جون 2013 میلادی PM 02:17:01 چهار شنبه 5 سرطان 1392 وقت محلی

 رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید