WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی

 ناله شبگیر -   در سوگ قلم سالار  زمانه  -  وصیت به جوانان - پنبه غفلت      نوشته نذیر ظفر

 

 ناله شبگیر 

  نوشته نذیر ظفر

 از سر شوریده ی ما عشق دســـــت بردار نیست

داروی دردی محبــــــــت جز وصــــال یار نیست

ناله  ایِ شبگیر ما را نیســــــــــت گــــوش آشنا

غیر زاهد نیمه شــــب یک همــــنوا بیدار نیست

رونــق بازار گـــردون گـــــلرخان باشــــــد مدام

خواندن بلــــــبل برای گل بود ؛ با خــــار نیست

شیخ و ملا عــــیب جویی میکــــنند در شهر ما

همچو ایشان هیچکس در شهر بد کردار نیست

از زبان ما به کــــــــــفر ما قضــــــاوت میکنند

واقف از دلهای ما جز حضــــــرت دادار نیست

(ن) والقلم و ما یسطرون ......

در سوگ قلم سالار  زمانه ما 

   نوشته نذیر ظفر

قــلم ســـــــالار خوشگـــــــفتار ما رفت

به سوگ اش اشک در رخسار ما رفت

گلســـــــتان ادب ما تمــــــــــــــسرا شد

نخــــــواند هدهد گـــــــــلزار ما ؛ رفت

                 (ظفر)

رهزنان در کر ســـی و اهل قلم در انزوا

من ندانــــــــستم رضــــای خالق خلاق را

شوکت بی مایه گان باشد بهر جا چشمگیر

اهل بینش خوار دیدم جمله در غربت سرا

              ( ظفر)

از خوانش خبر در گذشت دانشمند و نویسنده و پژوهشگر و گوینده خوش آوا داکتر اکرم عثمان ؛ اندوه گلویم را فشرد و بلا فا صله چهره معصوم اش در نظرم مجسم گردید و به گذشته ها رفتم .

انجایکه سخن میگفت و در می سفت و خورد و کلان و پیر و جوان همه مغروق واژه های ناب اش می شدند  و حلاوت گفتارش تلخ کامی ایام را می زود و روح تازه به غمگین دلان میداد .

کار برد کلمات وو اژه های عا میانه در نو شتار اش ؛ خاص و عام را پسند می امد و سبک نگارش اش قاطبه ای از چوانان را تشویق به نگارش میکرد .

با همان صدای گیرا با همه محبت خاصی داشت و لبخند اشنایش بیگانه گان به اشنایی می کشاند .

وی استادی بود که شاگردانش  را با سیمای محبت آموزش میداد و بی بیدل بود .نظر به عقاید سنتی ما ( کل نفس ذایقه الموت) هر نفسی مرگ را چشنده است .... اما خوش بحال انان که مانند این استاد گرانقدر با قدر و منزلت جان بحق میدهد و نامش ماند گار است .

گر چه در غربت سرای مهاجرت رخت سفر ابدی بست اما با اتمام رسالت میهنی و با نام نیکو اندوه هزاران هموطن در بستر مرگ ارامید ( انا لله و انا الیه راجعون ) جنت الماوی مکانش باد و صبر جمیل نصیب خانواده معزز شان باد

وصیت به جوانان

 نوشته نذیر ظفر

ای جوانان دست امـــــیدم به دامان شما

چند صبایی زنده گی استــیم مهمان شما

چند سخن دارم وصـیت از دل غمدیده ام

تا که مــــــثل ما نگردد تیره دوران شما

ریشه کن سازید از خاک وطن تبعیض را

زین گیاه هـــرزه میـــخشکد گلستان شما

تاجک و پشتون ازبک پشه یی و هزاره

مثل پنج انگشت باشد روی دستان شما

پیرو راه خدا باشــــید با عـــلم و یقــــین

ورنه ملا مـــی فروشـــد دین و ایمان شما

از تفنگداران جنگ افروز و قطاع الطریق

پیروی کردن چو زهری است در جان شما

همدلی و لطف گلــــــهای بهار زنده گیست

مثل شـــبنم تازه می ســــــازد بهاران شما

هر نفــس کوشـــید در کسب کمالات و ادب

تا نــــگــــیرد جهل و تاریکی گریــبان شما

عمر ما وقف بلای جـنگ و در تبعیض شد

زین بلا با شـــد خدا هــــردم نگـــهبان شما

ورجینیا امریکا

پنبه غفلت  

 نوشته نذیر ظفر

ز بس اشک از جوار دیده ام دامنکشان رفته

تو قع محبــــت در دل مـــــــــن از میان رفته

ز بی انـــصافی ایام دون ایـــــنقدر دانســــتم

که رنگ احـترام از چهرِه خوردو کلان رفته

ز سوز آتش کین سینه ها گلخنـــــــسرا دیدم

کز آن دود مــــــــــکدر تا رواق آسمان رفته

ملامت از چـی باید کرد بزم باده نو شان را

که زاهد بهر عـــشرت منزل پیر مغان رفته

کلاغان پای کوبی پیـــش گلهای چمن دارند

ازین غیرت ز گلشن بلبلی شیرین زبان رفته

خرد از نا خرد مندان چنــــــان گردیده آزرده

که تا قاف قیــــــامت از سر دیوانه گان رفته

هزاران شیونی در مســـــــلخ ِ ادم ربایانست

گمانم پنبه ای غفلــت بگوش این و آن رفته

  

به وقت اروپا AM 11:47:01 مطابق به. 26 جون 2013 میلادی PM 02:17:01 چهار شنبه 5 سرطان 1392 وقت محلی

 رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید