WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی

  شبچراغ   - صـــدای دل  ـ الگوی حر یت - قاتلان دیروز ؛ قهر مان های امروز  نوشته نذیر ظفر 

 

شبچراغ 

نوشته نذیر ظفر

 

اشکهایم به شب چراغ منست

بسترم گرم ز اشک داغ منست

شادمانی ز مــــن گریزان است

غصه دنبال و در سراغ منست

بیـــــخودم می تــپم به هر پهلو

خــــون دل باده در ایاغ منست

داغهــــای دلم شــــــگوفانست

سینه ام گلســتان و باغ منست

گر مــــرا ذوق دیدن گل نیست

عطــر جان تو در دماغ منست

 

 صـــدای دل

 نوشته نذیر ظفر

 

بیا تا دســــــــت همــــدیگر بگیریم

محــــــــبت را کنون از سر بگیریم

برای محو تبعــــــیض و دو رنگی

خدا را شاهــــــــــد و داور بگیریم

بجـــــــای کیـــنه و رشک و تکبر

یتیــــمان وطــــــــن در بر بگیریم

ز این جنـــــگ و جدال خانمانسوز

ســــــبق از حال این کشور بگیریم

مـــن و تو (ما) می گردیم ز وصلت

بـــــــرادر وار گــر سنـــگر بگیریم

خدا عقـــــل و فــــراست داده با ما

چرا هـــر جانی را رهــــبر بگیریم

جوانان! چـــشم امـــــــیدم شما یید

چرا در آتش جنـــــــگ در بگیریم

بیا یید همـــــــدلی را پیشه سازیم

که تا از آســــــــمان اختر بگیریم

نفـــاق قـــوم و آیــین و زبــان را

ز دل رانیـــم  ؛  تا که فر بگیریم

بجای شکـــــــوه از دزدان میهن

قیام مــردمی یکــــــــسر  بگیریم

 

الگوی حر یت

 نوشته نذیر ظفر

از گل توحـــید بر جانـــــش قبا دارد حسین

جامه ای گلکون  زباغ کــــبریا دارد حسین

تا نــــــــماید حق و با طل را جدا از همد گر

صنف جانبازی به صحن کر بلا دارد حسین

پیروی در راه او تنها به اشک و ناله نیست

مکتـــــــب حریت و علم و سـخا دارد حسین

گرچه میگویند یا مـــــــــــظلوم دشت کر بلا

کی بود مظـــــــلوم با ظالم غزا دارد حسین

گر چه اردویش نبود مانند دشمن چند هزار

ارث غــیرت  از علی مر تضی دارد حسین

با یزید پست رای خویـــــــــش با ذلت نداد

ظاهرا شد کشـــــــته و دایم بقا دارد حسین

زیر بار ظلم رفـتن شیوه ای مردانه نیست

از شما ای مو منان این التجا  دارد حسین

اهلبیت اش شد اسیر و کشته شد یاران وی

از برای عشــــــــــق نذر نیـــنوا دارد حسین

گفته اند مجنون عاشـــــق بود میگویند غلط

عشق را بنگر که با خالق چه ها دارد حسین

چارده قرن از وقـــــــوع کر بلا بگذشته است

تا کنون صـــــد ها محافل هر کجا دارد حسین

معـــــنی شـــــــعر( ظفر) با نام او بالا گر فت

همـــــچو او صد ذاکران خوشنوا دارد حسین

 

 قاتلان دیروز ؛ قهر مان های امروز

نو شته نذیر ظفر

 

دیروز بود جانی و امروز داور است     دیروز بود قاتل و امـــروز یاور است

دیر وز بود در پی کـــــشتار مردمان     امروز متـــقی شــــده بالای منبر است

دیروز راه ِ مردم بیچاره مـــــیگرفت     امروز بهر مردم غمـــدیده رهبر است

دیروزناله   داشت که کفر امده وطن      امروز بهر جـــمله ِای کفارنوکر است

دیروز شهر ما که به خمپاره بسته بود    امروز بهر امدنـــــش ساز دیگر است

دیروز دست شان به جنایت خضاب بود   امروز قــهر مان پر آوای کشور است

دیروز نام او به زبانــــــــها شرور بود    امروز مرد نامی و سر تاج دفتر است

دیروز قـــــتل کردند و رفتند به غار ها    امروز داد خواهی آن تا به محشر است

  

 

 رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید