گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی
دعا به یار نو شته نذ یر ظفر

دستی که با تو جور نماید بریده باد
چشمی که بد کند نظرت کور دیده باد
حر فی که در قفای تو گوید به کینه غیر
در گوش های عا شق تو نا شنیده باد
دارم دعا به درگه یزدان بی نیاز
مهر ت به کار خانه ای دل ها تنیده باد
هر قا متی که همسری با قد تو کند
با باد یاءس و غصهء تو فان خمیده باد
خال تو نقطه را به الفبا ودیعه کرد
هر حرف نقطه دار ز رویت کشیده باد
گر آهوان ز چشم سیاه ات حسد برند
در کوه و دشت و دامن صحرا رمیده باد
هر کس ملامتم کند از عشق روی تو
مثل ظفر وصال جما لت ندیده باد
![]()
![]()
![]()

![]()
رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار ! لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید

“
“این دژ یا حصار در حدود سه قرن (از قرن دوم تا پنجم مسیحی) آبادی روی
پشته بالاحصار به شکل اثر مذهبی ساخته شده که نظر به شواهد نقاط مجاور
میتوان آن را نیایشگاه بودائی خواند که احتمالاً بعید نیست که شالوده
اولین قلعه جنگی در همین زمان بدست یکی از شاهان هپتالی (هون) بوده
باشد. تیمورشاه که پایتخت افغانستان را از قندهار به کابل انتقال داد و
در بالاحصار کابل جاگزین شدند. تا عصر سلطنت امیر عبدالرحمن خان پایتخت
در همانجا بود”










