WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 بقیه گزیده های مقالات  نذیر ظفر کلیک نماید

 

  تصویر کر بلا درآیینه شعرا                                                                   نذیر ظفر 

 کر بلا سر زمینست که حقیقت عشق را بر ملا ساخت و حق را از با طل قیاس داد.طو فان خونی که از حنجره حقگوی فواره گردید ؛ در زمین خشکیده از تعصب و جهل ؛ گلهای قر مز ببار آورد وازشقایق تو حید دسته گلهای به راهیان  مو حد و آزاد منش به ار مغان داد و واژه آزادی را در قا موس انسانیت خو نین نوشت.سنت شکنی و استکبار یزید پسر معاویه ( لعنت الله علیه)و مو روثی قرار دادن خلافت اسلامی بر خلاف همه قوانین و دستاتیر اسلام و تحمیل  جور و ستم  اقلیتی بر امت مو من مستضعف ؛ خون را در رگهای حقگویان وآزاد منشان  چون حسین علیه السلام فرزند علی علیه السلام و نواده و جگر گو شه  خاتم انبیا محمد صلی الله علیه و آله و سلم؛ به غلیان آورد و لبیک گویان از ندای حق جویی عازم کربلا گردید و با 72 تن از یاران وفا دارش رایت آزادی و مبارزه حق علیه با طل را بر افراشت که باز تاب این جانبازی ها در ادبیات فارسی از قرن سوم بوجود آمده و شعرای فارسی زبان درین  زمینه اشعاری سروده اند که مختصرا  خد مت تان تقدیم میشود:-

مو لانا جلال الدین محمد بلخی  ( در نگاه عر فانی مو لانا جلال الدین محمد بلخی به عا شورا ؛ امام حسین علیه السلام و یاران بزرگوارش به سان پا کبا ختگان و عا شقان عا رفی بوده اند که برای رسیدن به حقیقت و فانی شدن و در آن جان خود را نثار کردند تا جا نان را بدست آورند و با او و برای او باشند. این وحدت قطره را به دریا و ثری را به ثریا می رساندو همه سا لکان را با وصل ابدی کامشاد مینماید که مو نا با اشاره صریحی سروده است):

کجا یید ای شهیدان خدایی
بلا جو یان دشت کر بلایی
کجایید ای سبک روحان عاشق
پرنده تر ز مر غان هوایی
کجایید ای شهان آسمانی
بدانسته فلک را در گشانی
کجایید ای ز جان و جا رهیده
کسی مر عقل را گوید کجایی
کجایید ای در زندان شکسته
بداده وام داران را رهایی(الخ)

عده یی از پژو هشگران این غزل ناب حضرت حا فظ شیرازی را به از جمله اشعار عا شو را یی میخوانند  که با نگارش بیتی چند شما را به خوانش آن فرا میخوانم

زان یار دلنوازم شکریست یا شکایت
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
بی مزد بود و منت هر خد متی که کردم
یارب مباد کس را مخدوم بی عنایت
رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس
گو یی ولی شنا سان رفتند ازین ولایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کا نجا
سر ها بریده بینی بی جرم و بی جنایت

اقبال لاهوری متفکر و شا عر بلند آوازه از اهل سنت در سروده خویش از حر مت حسین علیه السلام و لاله کا شتن او در زمین کربلا و استبداد ستیزی آن حضرت و بیدار سا ختن ملت دم میزند و چنین مینگارد

آه شنید ستی که هنگام نبرد
عشق با عقل هوس پرور چه کرد؟
آن امام عا شقان پور بتول
سرو آزادی ز بستان رسول
الله الله بای بسم الله پدر
معنی ذبح عظیم آمد پسر
بر زمین کر بلا بارید و رفت
لاله در ویرانه ها کارید و رفت
تا قیا مت قطع استبداد کرد
موج خون او چمن ایجاد کرد
ما سوی را مسلمان بنده نیست
نزد فر عو نی سرش افگنده نیست
خون او تقسیم این اسرار کرد
ملت خوابیده را بیدار کرد
رمز قران از حسین آمو ختیم
ز آتش او شعله ها اندوختیم

محتشم کا شانی که همه در آثار او بخصوص عا شو را و امام حسین علیه السلام آشنایی دارند از مهمترین و معروف ترین شعرای دوره صفوی بود که اشعاری در باب تذکر اهلبیت سروده و درین سبک شهرت یا فته که مشهور ترین شعرش با این مطلع می آغازد:

باز این چه شو رش است که در خلق عا لم است
باز این چه نو حه و چه عزا و چه ما تم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خا سته تا عرش اعظم است

حکیم سنایی غزنوی از شعرای سده پنجم و ششم در حدیقهالحقیقه در رثای حضرت حسین علیه السلام چنین سروده است:

پسر مر تضی امیر حسین
که چنویی نبود در کو نین
اصل و فرعش؛همه وفا و صفا
حبذاکر بلا و آن تعظیم
کز بهشت آوردبه خلق ؛ نسیم
وآن تن سر بریده در گل و خاک
وآن عزیزان به تیغ دلها چاک

ظهیر الیدین فاریابی که اشعارش در نهایت ملا حت معناست و دارای حلاوت سخن است در واقعه کربلا چنین تصویر شعری دارد

ای ظهیر از گور نقبی می زنم تا کربلا
من روم گر یان به پا بوس حسین تشنه لب
بسکه چشم غم سرشکم ؛ با بلا آمیخته است
خاک میدارد شرف ما نند خاککر بلا
شیخ فرید الدین عطار نیشاپوری در مثنوی در باره امام حسین نگاشته است:
کیست حق را و پیمبر را ولی؟
آن حسنسیرت؛ حسین ابن علی
آفتاب آسمان معرفت
آن محمد صورت و حیدر صفت
نه فلک را تا ابد مخدوم بود
زان او سلطان ده معصوم بود
قره العین امام مجتبی
شا هد زهرا ؛ شهید کر بلا
تشنه او را دشنه آغشته به خون
نیم کشته گشته؛ سر گشته به خون
آن چنان سر خود که برد بیدریغ؟
کافتاب از درد آن شد زیر میغ
گیسوی او تا بخون آلوده شد
خون گردون از شفق پا لوده شد
(الخ)

سیف الدین فر غانی شا عر قرن هفتم و از جمله اساتید معروف است که در رثای امام حسین ما نند سایر شعرا شعر دلنشین و روان سروده است:

ای قم درین عزا بگریید
بر کشتهکر بلا؛ بگریید
با این دل مرده؛خنده تاکی؟
امروز ؛ درین عزا بگریید
فرزند رسول را بکشتند
از بهر خدای؛ را بگریید
از خون جگر سرشک سازید
بهر دل مصطفی بگریید
با نعمت عا فیت به صد چشم
بر اهل چنین بلا بگریید
دلخسته ماتم حسینید
ای خسته دلان؛هلا بگریید
در ما تم او خمش مباشید
یا نعره زنید؛ یا بگریید
تا روح- که متصل به جسم است
از تن نشوید جدا بگریید
در گریه؛ سخن نکو نیاید
من میگویم و شما بگریید
بر جور و جفای آن جما عت
یک دم ز سر صفا بگریید
اشکذ از پی چیست؟تا بریزید
چشم از پی چیست؟ تا بگریید
در گریه؛ به صد زبان بنالید
در پرده؛ به صد نوا بگریید
نسیان گناه صواب نبود
گر دید بسی خطا بگریید
تا شسته شود کدورت دل
یکدم نرسد صفا؛ بگریید
و زبهر نزئل غبث رحمت
چون ابر ؛ گه دعا بگریید

علامه شهید سید اسما عیل بلخی ؛ واعظ؛ سخنور ؛ متفکر و شاعر عا لیمقام در رثای عا شورای حسینی اشعار ناب دارد که یک غزل معروف اش را تحت عنوان بحر عشق به خوانش میکشیم:

تا سیس کر بلا نه فقط  بهر ماتم است
دانش سرای مکتب اولاد آدم است
از خیمه گاه سو خته تا سا حل فرات
تعلیم گاه رهبرخلق دو عا لم است
ابهام امر بین ؛ که به یک خیمه یک زمان
جشن و عزای قاسم داماد توام است
اصغر بسوی محر که رفتن به دوش باب
درسی پی حصول حقوق مسلم است
هر قطره خون ز حنجر آن طفل شیر خوار
بر زخم های پیکر اسلام مر هم است
زینب چو دید نعش برادر خطاب کرد:
بر خیز بین؛ که بعد تو ما را محرم است
بلخی تو خوش باش ؛که تعریف بحر عشق
بیرون ز حد قدرت و نیروی شبنم است
شاه نور یان:
با خون نوشت سرور و سلطان کر بلا
در دفتر مبارزه عنوان کربلا
آمد به وعظ دین خدا شاه نوریان
با کاروان غصه به میدان کر بلا
تفسیر حق و با طل دنیا قیاس کن
در پله های قر مز میزان کر بلا
بنگر چسان بنای شقاوت زهم گسست
امواج پر تلاطم طوفان کربلا
اعجاز حق نگر که سر بی تن حسین
شد روی نیزه قاری قران کربلا
هفتاد و دو چراغ فروزان راه حق
روشن نمود شام غریبان کر بلا
این شعرراز صدق دل و جان( ظفر) سرود
در پیشگاه جمله شهیدان کر بلا

باید خا طر نشان کرد که اکثر شعرا در زبان های مختلف پشتو ؛ فارسی؛ عربی؛ آزری؛ ازبکی؛ پشه یی؛ کردِ ی وغیره لسان ها در رثای عا شورای سید شهدا اشعار شانرا سروده اندکه نمیتوان در حین زمان از آثار ناب شان مثا ل آورد؛  اینجانب نیز با اظهار عرض ادب به خاندان عصمت و طهارت  قطعه شعر خود را نیز تقدیم عا شورای حسین میکنم و از بار گاه رب العزت خواهانم که مسلمان  نما های متقلب وو هابی های  نفاق افگن را ریشه کن کند و دامن اسلام را از شرور این اشرار منزه گرداندو یزید منشان معا صر را که در مساجد ؛ تکا یا ؛ راهرو مسلمین و محا فل و اماکن پر اذ دهام انفجاراتی را انجام  مید هند ؛ بحق قره العین زهرا سید شهدا حسین علیه السلام ایشان را  محو گرداند و نسل شانرا قطع نمایدو جهان اسلام را از وجود سر طانی شان بری سازد  و لعنت الله علی القوم الظالمین

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید