WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی وسیاسی

 

   درد وطن  - باور  خانه تکانی - بمناسبت گرامیداشت  از روز جهانی زن       نورالدین همسنگر

 

درد وطن

 باکی گویم درد پنهان ترا

اشک غم در چشم گریان ترا

با کی فریاد آورم از عمق دل

قصهُ خواب پریشان ترا

از سرا پایت زبس خون میچکد

لاله افروخته بیابان ترا

خصم دون دایم به قصد جان تو

غم ببارد خاک ویران ترا

از شب تارت کی را گویم سخن

کس ندیده صبح رخشان ترا

دردتو ،رود کرانه نا پدید

کی رها سازد گریبان ترا؟

بانگ فریادت نگنجد در جهان

آتش افتاده نیستان ترا

کی به پایان آید این درد ودریغ

تا نبینم داغ هجران ترا

کی شود با یکدلی گامی نهیم

جادهُ سبز وچراغان ترا

کی به فرجام آید این دور عذاب

کس نگیرد راه جولان ترا

کی بکف گیریم عنان خویش را

تا ندزدند سفرهُ نان ترا.

هالند -اکتوبر ۲۰۱۵

 نورالدین همسنگر

باور

غافل نیم که بار دگر پرپرم کنی

باران تند باد غضب بر سرم کنی

آتش زنی به شاخه ءسبز امید من

پای گداز کینه ای خاکسترم کنی

آرامش خیال مرا آوری بچنگ

شب زنده دار دردی کش هر درم کنی

دگر مجال پر زدنت نیست خانه ام

سیلاب خون واشک به چشم ترم کنی

غافل نیم که بال وپرم بشکنی زقهر

چون صیدی دام فتنهءاستمگرم کنی

دست فریب غیر نهی سرنوشت من

محتاج درب بستهءهر رهبرم کنی

باور بکن حصار جفایت دهم بباد

این یک حقیقت است که تو باورم کنی.

 

هالند-جون 2015

نورالدین همسنگر

 

به پیشواز بهاری که در راه است

 خانه تکانی

تو بیا خانه تکانی بکنیم

خانهءدل بدهیم نور وصفای دگری

خلوت خاطره را حال وهوای دگری

سالها کوچه ز پندار طراوت خالیست

تو بیا کوچه بریم برگ ونوای دگری

تو بیا خانه تکانی بکنیم

خانه رنگین شود از همهمهءسبز بهار

از گریبان سحربوی بهاران برسد

سفره ای باز شود سایه هر بید وچنار

این خبر گوش دل تک تک یاران برسد

غنچه ها گل بدهد در گذر باد صبا

قصهء غربت وغم زود به پایان برسد

تو بیا خانه تکانی بکنیم

سینه پر بار زیک عشق شرر خیز شود

زنده گی دیده ء ما فصل دلانگیز شود

باغ پاییزی دلها فسرد هر گذری

موج گل شاد زهر دامنه لبریز شود

تو بیا خانه تکانی بکنیم

تو بیا تا به سحر گوشه میخانه رویم

دیده روشن زمی ساقی فرزانه کنیم

دل تهی داغ غم بیهوده گی

ترک آزار شب درد غریبانه کنیم

نعش هر فاصله را خاک نهیم

منزل مهر ووفا، پی فگنیم

گذری سوی طر بخانهء جانانه کنیم

قصد آبادی این خانه ویرانه کنیم

تا بود قافلهء شاد بهاران امید

 از خم کوچه بن بست گذاری بکند

بخت خوابیدهءما یکسره بیدار شود

غم دنیا شکند هر وجب این شهر غریب

صبح امید رسد،لحظه ء دیدار شود

باغ اندیشهء ما گل بکند

زنده گی هر قدمی خرم وگلزار شود

فصل پاییز ز پهنای چمن رخت کشد

همه جا از هوس زنده گی انبار شود.

بمناسبت گرامیداشت  از روز جهانی زن

در ستایش زن

 

زنی را می ستایم من

که قلب مهربان دارد

پیام آرزو برلب

به سر فکر جوان دارد

دلی باوسعت دریا

زعشق جاودان دارد

زنی را می ستایم من

سفر سوی خطر دارد

زشهر غربت وغمها

به تنهایی گذر دارد

دریده دامن شب را

به فردا ها نظر دارد

زنی را می ستایم من

ز پستی ها گریزان است

غریوی خفته در جانش

سرا پا شور وعصیان است

به کف او مشعلی دارد

نماد روز گاران است

زنی را می ستایم من

دل درد آشنا دارد

بدوش دل غم بسیار

به عهد خود وفا دارد

بسی بند حقارتها

فگنده زیر پا دارد

زنی را می ستایم من

صدایم را او میداند

همه درد نهانم را

به چشمانم او می خواند

بکوی باور دلها

چه خوش مستانه می راند

به سختی ها کنار ما

درین غمخانه می ماند

زنی را می ستایم من

چه محزون وغریبانه

زغمهای او میگویم

بگوش جام وپیمانه

براهش پاک می سوزم

چو شمعی کنج ویرانه

زنی را می ستایم من

نجوید راه بیگانه

که بیداد و مصیبت را

که تنهااوست میدانه

زنی را می ستایم من

زراه دور می آید

شکسته قامت غم را

بسی مغرور می آید

چراغ روشنی برکف

زشهر نور می آید

زنی را می ستایم من

که دل جوش صفا باشد

سخن ازعشق می گوید

به غمها آشنا باشد

بهر رهکورهءهستی

ضعیفانراعصا باشد

بکام تیره شبها

فروغ رهنما باشد

ستایش می کنم اورا

زغم تاجی به سر دارد

به سینه شور وشیدایی

بدل سوز دگر دارد

به لب گلواژهءمهری

زبحر پر گهر دارد

ستایش می کنم او را

ستایش می کنم اورا .

 

هالند-مارچ 2015

نورالدین همسنگر

  

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید