WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی وسیاسی

 

 عیدی که بعید است - حقه ونیرنگ                                        نورالدین همسنگر 

عیدی که بعید است

 برای آنهاییکه در سوگ جانسوز عزیزان  از دست رفته خویش،سفرهُ اشک وآه وماتم گسترده اند،برای آنهاییکه درآتش داغ فقر وتنگدستی،بیکاری وبی پناهی،بیماری وبی داویی ودها محرومیت تباه کن اجتماعی میسوزند،برای آنهاییکه از جفای بزرگ بیعدالتی ها،ظلم واستبداد مشتی از بی مایگان زور وزر زجر میکشند.برای آنهاییکه جنگ وجنایت همهُ هست وبود زنده گی شانرا. نابود نموده وبخاک مبدل کرده است

.برای آنهاییکه بار سنگین ناملایمات شرایط سخت ودشوار مهاجرت وآواره گی را بدوش می کشند .عید جز تجدید رنجها وغمها ،یاس و نا امیدی هاچیز دیگری نمی تواند باشد

اما برای آنهاییکه به بهای نابودی زنده گی ،نامرادی وتیره روزی دیگران،با غصب وتاراج مال ودارایی مردم با بیگانه پرستی ووطنفروشی،چور چپاول بیت المال ،قا چاق وآدم ربایی،زور گویی،قتل وکشتار وحشیانهُ مردم بیدفاع وهزاران جنایت دیگر مالک ثروت بی شمارقصر های مجلل در داخل وخارج از کشور گردیده اند،ایام عید برای آنها . لحظه های شادی آفرین ولذت بخش است

آری در نتیجهُ عدم موجودیت یک حاکمیت ملی ومردم سالار ونبود عدالت واقعی ُتطبیق قوانین عدل وانصاف ،جامعهُ ما .سیر قهقه رایی خود را می پیماید

بیایید بخاطر سعادت امروز وفردای مردم عذاب دیدهُ کشوروبهمنظور فراهم سازی شرایط زیست باهمی وحاکمیت مردمی وبرگزاری یک عید واقعی  همگانی چون یک مشت واحد،فارغ از تمامی تعصبات قومی،قبیلوی،محلی وزبانی وبا اندیشه فراخ  متحدانه تلاش ومبارزه نماییم تا باشد روز گارانی پدید آیدکه ازیک عید سراسری تجلیل وبزرگذاشت بعمل آوریم.

همچو عید مایهُ سرور وشادمانی ،سعادت وبهروزی های بی پایان  برای باشنده گان سرزمین واحد ما افغانستان عزیزخواهدبود به امید آنروز خجسته وپر میمنت عیدرابرای همه را شاد وفرخنده آرزو  می نمایم

 

نورالدین همسنگر

عید غربت

عید آمد ویکروز خوش آغاز نکردم

جز سفر غم،خوان دگر باز نکردم

ایام طرب وسعت یک فاجعه بگذشت

زآن شکوه ای در بزم کس ابراز نکردم

عمرم همه در کنج قفس بیتو سرآمد

پر پر شدم وسوی تو پرواز نکردم

در شام پریشانی این دیر شکستم

اسباب خوشی با دلم انباز نکردم

از گرد غم آیینهُ دل گشت مکدر

دل پای وصال تو سرافراز نکردم

از بی سرو سامانی کس سود نجستم

زآن کاخ مجلل بخود احراز نکردم

بگذشت همه زنده گیم کوی غریبی

در خلوت مهر توغزل ساز نکردم

عیدآمدبرق خوشی ازچشم ترم چید

هر بی خبری محرم این راز نکردم

از حسرت دیرینه بدل زهر جفا ریخت

زین درد بکس لب به سخن باز نکردم

 هالند-جولای ۲۰۱۶

نورالدین همسنگر

 حقه ونیرنگ 

هرکی بوطن زمام دارد

آرامش دل مدام دارد

از غارت ودزدی و جنایت

در بانک بسی سهام دارد

هرگز خللی به کار او نیست

صد رشته ای با نظام دارد

از بهر مقام وثروت وجاه

حرص وهوس تمام دارد

هر گوشه ُشهر قصر زیبا

ایام خوشی بکام دارد

از ظلم وجنایتش چه پرسی؟

اعمال بد وحرام دارد

پیوسته خوراک مرغ بریان

بر سفره ُصبح وشام دارد

کارش همه حقه وفریب است

در فتنه گری او نام دارد

بس کینه تمام عمر در دل

اندیشهُ پوچ وخام دارد

عیش همه را فگنده بر خاک

پروای نه خاص وعام دارد

با دون صفتان پست وناکس

بوزینه صفت خرام دارد

در محفل شاد خوبرویان

صهبای طرب به جام دارد

گاهی چوریس ویا وکیل است

دور وبر خود غلام دارد

بربادی اهل این وطن را

پیوسته بدل مرام دارد

باین همه پستی وپلیدی

پیش همگی مقام دارد

فردا که دمد سحر زکویی

گویید که او چه نام دارد؟.

هالند-اپریل ۲۰۱۶

نورالدین همسنگر

نورالدین همسنگر

  

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید