WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی

 

 سرود عشق - تمنای دل - دل گم شده  -  محنت‏‏آباد                                رسول پویان

سرود عشق

لبت چـو بـرگ شـقایـق گل گلاب بود

تبـســم نمکـیـن کــوزۀ شـــراب بــود

تــو نـقــش مـوقـلـم کارهـای بهـزادی

و یـا پـری بـه مثل در میان قـاب بـود

خیال موی توهرشب زند به دل چنگی

زشام تا به سحر هی به پیچ و تاب بود

ز چشـم شـوخ تـو آمـوختم غـزل گفـتن

بویژه وقتی‏که مسـتانه‏مست خواب بود

شـراب از لب قـنـد تـو کی بود ممنوع

قسـم بـه چـشم سیاه تـو، در کتاب بود

خوشا دلی که شـود بند تار گیسـویـت

 ز حال تا بـه ابـد عاشق و خراب بود

مـن از نخـسـت فـتادم به چنگ تنهایی

چو ماهی‏یی که جدا از صمیم آب بود

نـشـد راز معمای دل بـه کـس روشـن

چـو آفـتــاب کـه در پــردۀ نـقـاب بـود

کتاب قـلب مرا خوانـده ای مگر از بر

که هرچه گفته‏یی درّ و طلای ناب بود

نـشـد بـسـترم از عطر خـاطـرت خالی

توگویی روح تودرپیکرم به خواب بود

بیا بیا که شـوم نـاز و عـشوه را قربان

به جـز وصال تو هرچه بود عذاب بود

چـونان گـرمی احسـاس می‏کـنـم تقـدیم

که تا بـه حشـر دلـت مـسـت آفـتاب بود

اگر که لطف کنی پـا نهی به چـشـمانم

همیشه خنده به لب رفع اضطراب بود

ز مـوج‏خیـز هـری تـا بـه دامـن کابـل

سـرود عشـق چو نیلاب در شتاب بود

بـرای خـوشــی هـم‏میهـنـان غـمـناکـم

شـمیـم بیت و غـزل نغـمۀ ربـاب بود

تمنای دل

دل را بـه تمـنایـی دیـوانـه کنم یـا نه

ســودایی چـشـمان فـتـانـه کـنم یـا نه

از چشم تومی‏نوشم رویای شراب‏آلود

بیت و غـزل دل را مسـتانه کنم یا نه

یاد تو مرا هـردم مسـتی دهد و دردم

این گوهـر خاطر را دردانه کنم یا نه

دریک شب رویایی دل رابه تماشایی

بر شمع رخت یارب پروانه کنم یا نه

عشق سر سـودایی رسوا کندم روزی

ایـن قصۀ پنهان را افسانه کنم و یا نه

در ماتـم آزادی یکـباره دلـم بگـرفـت

دل را به سـر زلفی زولانه کنم یا نه

ازدست بلای غم گاهی دل زخمی را

در حلقۀ درویشـان سرخانه کنم یا نه

روحم به فغان آمـد از خشـم مسلمانی

دیـر و حـرم دل را بتخانـه کنم یا نـه

از کبروغرورآدم در کاخ هوا بنشست

این قصردروغین را ویرانه کنم یا نه

عشقم ز خردورزی غرق هنر نو شد

ایـن مایـۀ هسـتی را رایـانـه کنم یا نه

بهـر زدن دیــوان حـس شـشمـینم را

بـر کنگرۀ قصرت دنـدانه کنم یـا نه

عقل و هنر و دینم پیوسـته نشـد آخـر

این هرسه تناقض راهمخانه کنم یا نه

در معـرکۀ فــردا از بهر نجات قـوم

پنج‏تیر قـدیمی را بر شـانه کنم یا نه

ظلم و ستم طالب آواره و دورم کرد

غمخانۀ غـربت را کاشانه کنم یا نه

 دل گم شده

گـم‏گـشته دل واله و حـیران به دست کیست

خانه به دوش بی‏سروسامان به دست کیست

دانــش‏پــژوی خـبـره و آمـــوزگـار مـــــن

این طفل پاگـریـز دبسـتان بـه دست کیست

گـفتم که مسـت می‏کنمش از شـراب عشـق

آری همان مست و پریشان به دست کیست

روزی بـه شـهر و گاه به کهسـار دیـدمـش

آن خوش‏نما غـزال بیابـان بـه دست کیست

درچین و در فرنگ بود جنس رنگ رنگ

نه نه نگـین کلک خراسـان به دست کیست

گــر از ســـلالـۀ پــدری مـی‏کنـی ســراغ

بنگر نشـان رسـتم دستان به دسـت کیست

دل رفـت مــدتی بــه نیـسـتان مـولـــــوی

آخـر کباب آتش سـوزان به دسـت کیست

خـشکیـد مـزرع وطـن از وحـشت تـموز

آب حیات و چشمۀ حیوان به دست کیست

پیچــیـده در ســتمکــدۀ ما نهـیـب گــرگ

یال بـلند شــیر نیـسـتان بـه دسـت کیست

زیـن تیره شـب مگر نبود ره به صبحدم

آن شه‏کلید مهر درخشان به دست کیست

در گـرد و خاک خفته هریـوا دلم گرفت

یارب شکوه گنج خیابان به دست کیست

محنت‏‏آباد 

جهان در پنجـۀ خـونیـن دیـو جنگ و بیـداد است

به هرسو بنگری سیلاب خون و موج فریاد است

خـدا گـویـی فـراموش کـرده دیگـر بـنـدگانـش را

و یا خـود گفته این مأوا نـه بلکه محنت‏آباد است

نـمـی‏ســـوزد چــرا در آتــش قـهــر خـــدا آخــر

ستمکاری که این آتش بدین ویـرانه درداد است

نیــابـی زرۀ رحــم و عـواطـف در دل سـنگـش

مگر از تخـم خـون آلـودۀ نمـرود و شـداد است

بسـوزانـد به آتـش چـوچـه را در لانـۀ مرغـان

به دستی قلب خونینی به دسـتی دام صیاد است

خـروش خـون و بـانگ آتـش و هنگامـۀ فـولاد

گهی در کابل وشام و زمانی طرف بغداد است

نـه مهری در مسلمانی نـه بیم از قهـر یـزدانی

چه شد وجدان انسانی به هرسو ظلمت‏آباد است

یـکی بـا پـول می‏نـازد یـکی وافـور می‏ســازد

یکی با زورمی‏تازد چه دردی درسرافتاد است

نشـد از انتحاری خـاطـر کـس لحـظه‏یی بی‏غم

وطـن تـاکـی اسـیر مافـیـای دزد و شـیاد است

اسـیر درد و رنج و فـقر و بیکاری بود مردم

به جزدزدان حاکم هرچه بینی قلب ناشاد است

بـه نــور دانــش از تجـربۀ تـاریــخ دانـســتـم

که آخـر کاخ ظـلـم و پـایـۀ بیـداد بـرباد است

   

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید