2013/07/10

 

 

هرات در درازناي تاريخ هماره موقعيت سوق‏الجيشي داشته و از نگاه اقتصادي و فرهنگي بسي مشهور بوده است. هرويان در دوره‏هاي اوستايي، هخامنشي و ساساني زندگي ده‏نشيني و شهري را به سبک کلاسيک تجربه کردند. پس از انتشار اسلام در قلمرو خراسان قديم هرات باز به مرکز فعاليت‏هاي اقتصادي، تجارت، فرهنگ و تمدن تبديل شد و هرويان در شکلدهي و شيرازه‏بندي مدنيت مختلط اسلامي نقش متبارزي داشتند. اين اهميت استراتيژيک در ادوار دولتهاي مستقل خراساني نيز ادامه پيداکرد؛ ليکن پس از فروپاشي امپراتوري تيموريان دورة طولاني بحران اقتصادي، انحطاط فرهنگي و تمدني اين خطة باستاني آغاز گرديد.      
هرات در بستر تاريخ در مسير شاهراه ابريشم واقع بوده و اهميت ترانزيتي و تجارتي بارزي داشته است. اين خطة باستان به مثابة قلب خراسان بزرگ در ادوار دولت‏هاي مستقل خراساني در بين بلخ، نيشابور و ماوراءالنهر
بسيار مشهور بوده است. پس از سقوط امپراتوري پهناور تيموريان دورة درازدامن تقسيم، تجزيه، اغتشاش و خانه‏جنگي‏ها آغاز شد. جنگ و کشاکش در بين صفويان ايران جديد و شيبانيان ماوراءالنهر از ارزش ترانزيتي هرات کاست. پس از تشکيل دولت ابدالي در افغانستان، به سبب رقابتهاي خونين قومي و خانه‏جنگي‏هاي هستي‏سوزداخلي و جنگ و درگيري‏هاي پيهم در ميان ابداليان و قاجاريان ايران از يک طرف و تجزيه، ناامني‏ و بي‏ثباتي‏هاي دوامداردر حوزة خراسان بزرگ پارينه از طرف ديگر هرات را در تنگناه محدود محلي گرفتار کرد. راه قديم ابريشم و خطوط ارتباطي در بين ارکان عمدۀ خراسان قديم که هرات روزگاري قلب تپندة آن بود، به کلي دستخوش مشکلات و گسستگي گرديد.    
در دورۀ طولاني ظاهرشاه که مردم ميهن با لالايي‏هاي خواب‏آور سلطنتي در خواب صبور فرو رفته و کشور در بين دوقطب متباين شرق و غرب در طلسم سکوت و سکون سنگي گرفتار شده بود؛ فرصت متبارزي براي ارزش و اهميت ترانزيتي ولايت هرات فراهم نگرديد. در دورۀ کوتاه جمهوري محمد داوود نيز کدام تغيير اساسي در اين زمينه به ميان نيامد. پس از کودتاي هفتم ثور 1357 خورشيدي اگر چه هرات در چنگ ميکانيزم جنگي افتاد و بحران و ناامني ارزش ترانزيتي هرات را تحت‏الشعاع قرار داده بود؛ اما موجوديت بندر تورغندي در مرز هرات‏ترکمنستان و بندر اسلام قلعه در سرحد هرات‏ايران براي دولت کابل ارزش حياتي داشت. در دورۀ مجاهدين و طالبان نيز اهميت بندري هرات و عوايد گمرکات آن بسيار چشمگير بود. پس از سقوط طالبان هم اين عوايد مالياتي و گمرکي سير صعودي داشته و همواره خزانة دولت کابل و جيب‏هاي اختلاسگران و رشوه‏خواران زيادي را پر کرده است.        
در سده‏هاي اخير به سبب اغتشاشات، خانه‏جنگي‏ها و ناامني‏هاي درازدامن داخلي و اوضاع ناآرام منطقه و يورش‏هاي همسايگان فرصتي براي بازسازي و احياي ظرفيتهاي ترانزيتي و خطوط ارتباطي هرات با حوزهاي داخلي و خارجي ميسر نشد. در حال حاضر شاهراه هرات‏اسلام قلعه در مرز افغانستان‏ايران و شاهراه هرات‏تورغندي در سرحد افغانستان‏ترکمنستان اسفالت مي‏باشد. شاهراه هرات‏قندهار اگرچه اسفالت است؛ اما به سبب مداخلات پاکستان و حمايت از طالبان ناامن مي‏باشد. راه هرات_‏کابل از مسير نقاط مرکزي کشور(ولايت غور، باميان...)، شاهراه حلقوي هرات_شمال از مسير ولايت بادغيس و فارياب تاهنوز اسفالت نشده است. تنها قسمتي از شاهراه هرات بادغيس در ساحت هرات پخته گرديده است. دولت‏هاي مرکزي هرچند هميشه از عوايد مالياتي و گمرکي مردم هرات استفاده کردند؛ اما از گسترش ظرفيتهاي انکشافي هرات در ابعاد گوناگون از جمله تجارتي و ترانزيتي جلوگيري کرده و اين ولايت را در انزوا نگهداشته اند.    
هرات در درازناي تاريخ با ظرفيت‏هاي ترانزيتي و ويژگي‎هاي بندري هميشه براي کارهاي تجارتي مساعد بوده است. تاجران هرات در قرن جاري اگرچه هماره مورد بي‏مهري سران دولت مرکزي بودند؛ ليکن با استعداد فطري و تجارب تاريخي در سطح کشور خوش درخشيده اند. در عهد پادشاهي ظاهرخان تاجران هرات در تأسيس نخستين بانک افغانستان و توسعة فعاليت‏هاي بانکي نقش اساسي داشتند. بعد از کودتاي هفتم ثور 1357 خورشيدي به سکتور خصوصي ضربات کاري وارد شد. تعداد زيادي از تاجران به سبب سختگيري‏هاي دولت کابل، جنگ و ناامني به کشورهاي خارجي خاصه ايران مهاجر شدند. تجارت به رکود مواجه گرديد.     
در ادوار مجاهدين و طالبان هم براي تاجران هراتي فرصت‏هاي لازم مساعد نگرديد. در دورۀ جاري هرچند از اقتصاد بازار آزاد صحبت مي‏شود؛ اما انارشيزم مافيايي و حلقة محدود انحصاري مافياي اقتصادي در معامله با مافياي قدرت و سران آلوده به فساد دولت کابل هر نوع رشد و انکشاف واقعي را از تاجران ملي و طبقة متوسط داخلي ربوده است. تجارت در دهة اخير متکي به واردات کالاهاي مصرفي بوده و اقتصاد مصرفي وابسته در حقيقت جلو رشد و توسعة توليدات داخلي و صادرات را به کلي گرفته است. اين چرخة مافيايي و فاسد شدۀ اقتصاد مصرفي و تجارتي متکي به واردات از کار افتاده و نفس تاجران ملي، دوکانداران و معامله‏گران بازار هرات به لب رسيده است.       
هرات از باستان زمانه‏ها به زراعت و مالداري متکي بوده است. گويند که زرتشت مردم را به زراعت و پرورش حيوانات اهلي تشويق مي‏کرد و هرات در آن روزگاران شاد و خرم بود. در روزگار باستان و در عهد اسلامي هرات يکي از مراکز مهم مدنيت بوده و زراعت در آن رشد و انکشاف شاياني داشته است که مي‏توان از ادوار طاهريان، صفاريان، سامانيان، غزنويان، غوريان، سلجوقيان، کرتها و تيموريان يادآوري کرد. در دورۀ تيموريان هرات به مرکز عمدۀ زراعت و باغداري تبديل شد. آب‏هاي جاري و زير زميني با مهارت و دانش کلاسيک مهار و در جويها و کاريزها به راه افتاد. در حصة زمين و آب قوانين منظمي تدوين شد. کتبي در بارۀ کشت و زراعت تأليف گرديد.   
پس از سقوط امپراتوري تيموريان دوران طولاني رکود اقتصادي و زراعتي فرا رسيد و زيربناي اقتصادي هرات(اين تختگاه امپراتوري تيموري) در زير سم ستوران جنگ افروزان و اغتشاشات داخلي و تجاوزات بيروني نيست و نابود گرديد. اگر از محدود اصلاحات سطحي قرن جاري بگذريم، تاکنون زراعت و مالداري هرات برمبناي همان زيربناي پارينة فروپاشيده و فرسوده اتکا دارد. در شبکة آبياري، وسايل و شيوۀ توليد، مناسبات اجتماعي در ده‏ها و سطح حاصلدهي اصلاحات و تحولات اساسي پديد نيامده است. علاوه برآن در دهة اخير با رشد سرطاني اقتصاد مصرفي، واردات کالاهاي زراعتي و رشد پيش از وقت شهر هرات به زراعت و مالداري ضربات خرد کننده و کشنده‏ يي وارد گرديد. دهقانان از فقر و بيچارگي به شهر هجوم آوردند. مالکان ارضي به شکست روبرو شده و در لابلاي اقتصاد مصرفي شهر گم شدند.     
حالا با به بن بست رسيدن اقتصاد مصرفي_مافيايي به اصطلاح بازار آزاد، با شهري مصرفي (که در واقع به مانند بيماري  متورم در بستر افتاده است)، زراعت و مالداري راکد و ضعيف، دهکده‏هاي ويران و ناامن، دهقانان و مالکان ارضي ورشکسته روبرو هستيم. با يک نگاه سرسري به اقتصاد و منابع توليد و درآمد کشور از جمله ولايت هرات درمي‏يابيم که نفس‏هاي تن بيمار اقتصاد مصرفي به کمک‏هاي خارجي وابسته است و شبکة فاسد و مصرفي اداري و دولتي بدون اين کمک‏ها فرو مي‏پاشد. در کشور عقب‏مانده و دچار فقر اقتصادي و فرهنگي چون افغانستان زراعت و مالداري منبع مهم و بنيادي اقتصاد ملي محسوب مي‏شود.  
در هرات کنوني سکتور زراعت و مالداري در واقع مساعدترين منبع توليد مواد خام براي صنعت، بهترين توليد کنندۀ اقلام جهت رشد و توسعة صادرات و ساده ترين بستر براي اشتغال نيروهاي بيکار محسوب مي‏گردد. بدون رشد و انکشاف اين سکتور رهايي از چنگ بحران رکودآفرين اقتصادي و امنيتي جاري ناممکن است. رشد و انکشاف زراعت ضرورت به کمک‏هاي دولتي و سبسيدي‏هاي لازم دارد. در کشورهاي پيشرفته و عقب‏مانده به زراعت کمک مي‏شود. بدون اين کمک‏ها زارعان و مالکان ارضي در سطح ملي و تجارت منطقوي نمي‏توانند در برابر هجوم واردات کالاهاي مصرفي کشورهاي مختلفه مقاومت کنند.  
بخشهاي عمدۀ ديگري که در هرات قابل توجه مي‏باشند، سکتورهاي صنعت و معادن اند. در گامهاي نخستين در هرات در بستر رشد و انکشاف سکتور زراعت و مالداري زمينه براي صنايع مرتبط با زراعت و مالداري مساعد شده مي‏تواند. در دهة اخير طرح ايجاد و گسترش صنايع در هيئت شهرک صنعتي هرات که بدون رشد و انکشاف زراعت به راه افتاد، به نتيجة مطلوب نرسيد. در ابتدا پول‏هاي بادآوردۀ موادمخدر و کمک‏هاي خارجي تاحدودي شور و شوق کاذب خلق کرد و مافياي اقتصادي و زمينخواران درآمدهاي هنگفتي به چنگ آوردند؛ اما حالا در اين آشفته بازار مافيايي، فساد روزافزون رايج و ناامني‏هاي وارداتي، رکود و سقوط شهرک صنعتي مذکور به کلي آشکار شده است. رشد و توسعة صنعت نه تنها به رشد و انکشاف زراعتي نياز دارد؛ بلکه در پهلوي امنيت و مصئونيت‏هاي حقوقي و قانوني به زيربناي لازم و کافي اقتصادي و بازار فروش ضرورت مي‏داشته باشد.      
هرات از نگاه منابع معدني نيز غني مي‏باشد. در هرات معادن زغال سنگ، نمک، سمنت، سنگهاي تزئيني و تعميراتي، احجار قيمتي، گچ، چونه، نفت و گاز، بيرايت، طلا، مس و غيره موجود است. استخراج معادن به سرمايه‏گذاري‏هاي درازمدت اولية داخلي و خارجي احتياج دارد. سرمايه‏داران داخلي و خارجي زماني در سکتور معادن سرمايه‏گذاري مي‏کنند که از نگاه حقوقي و قانوني و از حيث امنيت و مصئونيت‏هاي لازمه خاطرجمع باشند. بدون استقرار سيستم سياسي، اقتصادي و اجتماعي پاک، سالم، باظرفيت، فعال و کاردان هرگز زمينه‏هاي لازم براي سرمايه‏گذاري در معادن فراهم شده نمي‏تواند؛ چيزي‏که مردم کشور ما از آن محروم اند.  
هرات به مثابة قطب اقتصادي، ترانزيتي و تجارتي افغانستان به مانند ساير حوزه‏هاي اقتصادي کشور از فساد سرسام‏آور اداري و دولتي، ناامني، نبود زيربناي لازم اقتصادي، سردرگمي و ناپايداري سياسي و اقتصادي و عدم پلان استراتيژيک جامع و کارآمد در سطح ملي و محلي رنج مي‏برد. رشد و انکشاف اقتصادي و اجتماعي در پرتو بهره وري از امکانات و ظرفيت‏هاي بالفعل و بالقوه اين ولايت به فاکتورهاي متذکره نياز دارد و در پروسة رشد و توسعة درازمدت سالم، توجه به زراعت و مالداري، تجارت و ترانزيت و معادن و صنايع در بستر يک پلان استراتيژيک علمي و عملي اهميت بنيادي دارد.

پايان
ثور 1392 خورشيدي

 

 

 

 

 

 
 

admin@vatandar.at

 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد