WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی

 

 قرار سبز -   انقلاب عشق                                  رسول پویان 

رسول پویان

قرار سبز

قـرار سبز تـو بـار دگـر بهار آورد

هـوای تـازه و امید نـو بـه بار آورد

اگرچه قرمزوزرد وبنفش مقبول اند

ولی سـپیـد و سیاه تـو شـهکار آورد

نکو بـه کار زنی استعاره وسمبو ل

به یک اشاره دل مطلب آشکارآورد

در اوج آن هـمه رنگ اتـاق تنهـایی

نوید وصل به دل های ما قرارآورد

چنانکه گفته ام وباز می کنم تکرار

قرار محکم ما وصلت دو یار آورد

دگـر بهـم نخورد وعـده و قـرار ما

اگـر هـزار تکان درد انتـظار آورد

برون پریم چوعقابان ز کنج تنهایی

نشاط تازه به دل عطر کهسار آورد

بلای بـرگ درختان سفر کنیم گاهی

بدان جنگل سبزی که روزگار آورد

به دره های خراسان دوباره روآریم

که موج چشمه و آهنگ آبشار آورد

گهی به کابل و بلخ هرات سربزنیم

اصـالـتی که ز اجــداد یـادگار آورد

ز کیف شـبچره و قصۀ وطن بشـنو

روایتی که بدل کیف خوشگوارآورد

ز مـوج زمـزمۀ روسـتا چه میدانی

که بوی ساده دلی ها زکشتزارآورد

بیا بـه دیـدن قـلـب بزرگ اقیانـوس

زلال آبـی امــواج در نـظــار آورد

طبیعی است درین قارۀ کهن پنهان

که در نگاه قلم نقش صد نگارآورد

همیشه در سفر میهنم و دور جهان

زهی که تجربه وکیف بیشمارآورد

 مشو پرزۀ ماشین که بهرنسل بشر

فقـط استرس و رنج بی شمار آورد

چوباده جمع شـویم دربلـور تنهایی

ظرافتی که بدل لطف کردگارآورد

درخت عشـق بما میوۀ وصال بداد

چه ارمغانی به تاریخ یادگار آورد

 

رسول پویان

انقلاب عشق

چـو شمس بار دگر انقلاب بایـد کرد

هـزار مولـوی اینجا خـراب باید کرد

زنـای تـازه خـروش دیگـر کنید بالا

دوباره تار نیستان به تاب بـایـد کرد

شـراب حافـظ شـیراز در قدح ریزید

دل گـرفـتـۀ مـا را کـبـاب بـایـد کـرد

ز بـوســتان ســنایی و بـیدل و خـیام

سـراغ جوش بهار و شباب باید کرد

حدیث رستم وسهراب را زنوخوانید

ز اشـتباه کهـن اجـتـنـاب بـایــد کـرد

اسـیر کینۀ اعـراب تـا بـه کی بـودن

برای شستن خون فکر آب باید کرد

ز دام فـتنۀ جهـل و سـتم بگـریـزیـد

صفای عشق به دنیا خطاب بایدکرد

بر اوج جنبـش امـواج بحـر بنشینید

سکون دریده و لعن سراب باید کرد

هـنوز خـواب مزامیر بـاســتان بینید

سپیده در بزند ترک خواب باید کرد

اسیر سـوگ و عـزا بـذر غم بپاشاند

بـرای جـامعه فکر خضاب باید کرد

تمام حاصل جهل و خرافه و اوهام

بـرون ز مملکت آفـتـاب بـایـد کـرد

فروغ حرکت جاویدعشق دل ها را

چـراغ دیـده و درج کتاب باید کرد

سرودعشق ومحبت که نوردلها باد

نشاط طبله وچنگ ورباب باید کرد

بجای مدرسۀ انتحار و درس ترور

بنای خمکده جوش شراب باید کرد

کسی تبه نتوان کردقلب مستان را

ازان برون هزاران شهاب بایدکرد

نوت: این شعر را بسیار تند و به شتاب نبشتم، حوصله یی برای مطالعۀ مجدد نداشتم؛ اگر کوتاهی در آن یافتید مرا به بزرگواری تان می بخشید.

 

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید