WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی

 

 چراغ عشق و مستی -   شعر دریاها - فوران عشق - دل صدپارۀ عید وطن  - نظام مافیایی  رسول پویان

 

رسول پویان

چراغ عشق و مستی

غزل می جوشد از سوز درونم

اگـرچـه غـرقه در دریای خونم

سـراسـر جنـبشـم در جـستجویم

به جز حرکت نیابی در سکونم

ز قلـب قطـره اقیانـوس جوشـد

ز چنگ خشک اندیـشی برونم

خـرافات و تعصـب را بگویـید

نکوشـد در فریب و در فسـونم

به بـال عشـق دارم اوج پـرواز

مـتـرســانــم ز تهـدیــد نـگـونـم

به دوشـم کوله بار ارث انسان

تجــلـی گاه دوران و قــرونـــم

به حالـم ریـشه در تاریـخ دارم

به فردا می دهم زور و قشونم

رمـوز عقـل و دانش را بـدانـم

ولی گـرویـدۀ عـشـق و جـنونم

شــدم پـروردۀ عـلــم و تـمــدن

رفـیـق مهــر و الطاف فـزونـم

ز افــراطـی و اسـتـبـداد بیزار

چـو رسـتم دشـمن دیو حـرونم

فقیران خسروان را کی ستایند

شـده پر عـشق شیرین بیستونم

نکـردم سـازشی با ارگ فاسـد

جــدا از خـیــل دزدان زبـونـم

به نام قـوم چوکی می فروشند

بـه ضـد خـایــن و دلال دونــم

نشد دستم به خون خلق رنگین

هــریــــرودم زلال جـیـحـونـم

به چشـم دشـمنان خـارم؛ لیکن

بجوشد گل ز شعر و مضمونم

ســـرود عـنـدلـیـب دل فـگارم

بـیـاد مهـــر میـهـــن مفـتــونــم

چراغ عشق و مستی برفروزم

چه میخواهی دگراز چندوچونم

21/4/2017

 

رسول پویان

شعر دریاها

دامــن هـمــســایـگان از آب مـا گلـزار شد

هرطرف جاری ازان صدجوچه و انهارشد

درشمال ودرجنوب و شرق وغرب کشورم

آب شـیـریــن بهـتـر از گنجـیـنـۀ ابحـار شد

«ریگ آمو و درشتی های او درزیر پای»

اطلس رزبفـت و درّ و گـوهـر شـهـوار شد

ساز هیرمند و هریرودم دهد شور و نشاط

رقـص امـواج کهــن دنـبـوره و دوتـار شد

شعـر دریاهـای ما شـه فـرد فـردا می شود

مـوج مـوج آن غـزل، مجموعـۀ اشعار شد

از شیوع جنگ و بحران وطن در قرن ها

کـشـتـزار و بـاغ میهـــن جــایگاه خـار شد

شـرم بـر حکّام خایـن باد در طـول قـرون

فـرش اسـتعـمار روی گـنج ما همـوار شد

اژدهــای حـافــظ گنجـیـنـه ها را کُـشـتـنـد

بـر ســر گـنـج وطـن بیگانـه آمـد مار شد

سـاغـر آب وطـن مسـتی دهـد با دیگـران

بهـر مـا فـتـوای قتـل و درّه و تـلـوار شد

خشک می گردد اتک بی آب دریاهای ما

تحـفـۀ همسـایـه بر ما موشکِ  اشرار شد

خون می جوشـد زخاک میهنم برجای آب

خـانـۀ امـن وطــن ویـرانـســرای نـار شد

فرصت رشد و ترقی در وطن برباد رفت

روزگار انـتـحـار و عـقـده و کـشـتـار شد

نیست دلسوزی برای آب و خاک کشورم

نـوکـر بـیـگان بـر مـا حـاکـم و بادار شد

حــقِ آب مـا بـه طـبـق اصل قـانـون ملل

آشــکارا در حضـور مـردم هـشـیـار شد

8/7/2017

 

 

رسول پویان

فوران عشق

تا زدل آتـشفـشـان عـشـق فـوران می کند

کینه آتش می زند دشـمن هراسان می کند

کوره زارعشق دل ها می کند تا سینه را

مهـربـانی و صـفا همـواره غلیان می کند

گلخـن آتـشگه و صحرای سوزانِ خراب

جلوه گاه نرگس و رشک گلستان می کند

زلف شب را تاسحـرگاهان فرداهای دور

گاهگاهی شـانـه و گاهی پریشـان می کند

زخم خونین وطن را تا سراطون کرده اند

عشق پاک دل فقط ازریشه درمان می کند

عاشقان زور و زر را نیست پروای وطن

رندمسکین از صداقت جان قربان می کند

سـر به پای اجنبی کی خـم کند آزاده کیش

هـمـت و آزادگی را زیب انـسـان می کند

کور خـود بینای مردم تکیه برقـدرت زده

عشـق پاکان چهـرۀ مکّاره عریان می کند

پول ها صرف نفاق و جنگ قومی میشود

هرکه حرف قوم وخویش خودعنوان میکند

طالب وداعـش دوزخ کرده میهن رابه خلق

مدعی آسـوده کیف حـور و غلمان می کند

از برای عیش و نوش فاسدان رشوه خوار

انتحاری گوشت وخون خلق بریان می کند

قلب مـردم را چـونان با خنجر خونین زدند

در فغـانـسـتان دل صـد پـاره افغان می کند

آن که پـول خـون مـردم را چـپاول می کند

دین به دنیا می فروشد ترک وجدان می کند

رسول پویان

دل صدپارۀ عید وطن

از دل صـد پارۀ عـید وطـن خـون می چکد

هردم و هر هفته و هرسال افزون می چکد

گارد ارگ و انتحاری هـردو آدم می کـشند

از دو چشـم مردم ما اشک گلگون می چکد

جامۀ سـوگ و عـزا از تن نمی گردد برون

از قلم خـونـابـۀ دل روی مضـمون می چکد

عـشق ومستی وطرب ازبـزم دلها کوچ کرد

آهن و سـرب مذاب از قلب مفتون می چکد

رحم والطاف ومحبت نیست دردلهای سنگ

کینه و خشم وعداوت بسکه بیرون می چکد

نعـش خونین وطـن بـر روی دوش خستگان

تابکی باران خون درشهر وهامون می چکد

امـنـیـت را از وطـن دزدان دالـر بــرده انـد

لاشـه هـای اعـتماد از قلب مفـتون می چکد

میهـن آزادگان را زخــم بسـتـر کـشـته است

هرطرف دردوغم وخوناب طاعون می چکد

انـتحـار و اعـتـیـاد و جنگ تـوأم گـشـتـه انـد

از لـبـان مافـیــایـی خـون و افـیـون می چکد

شـیـشۀ عمــر سـیـه دیـوان دوران بــشکنـیـد

خون مــردم از سرانگشتان ملعـون می چکد

نیل معنا خشک وموسا راعصابشکسته است

جوجوچرک وفساد از دست قارون می چکد

هـیــرمنـد و دالـه فـریـاد هـــریــرودم کـشـد

همدلی از سـاغــر امـواج جیحـون می چکد

نیســت پـایــانی بـرای جنبـش عـشـق وطـن

تا ابــد از دیـدۀ دل اشـک مجـنـون می چکد

24/6/2017

 

 رسول پویان

نظام مافیایی

نـظــام ارگ کابــل مافـیـاییست

درون فاسـد و برونش کذاییست

اساسش انتحـار و تریاک اسـت

حصولش اعتیاد و بی نواییست

نـظام فـاسـد دزدان پــوچ اسـت

چـپاول جـای کار زیـربناییست

نـیـابـی نـقـشـۀ پاکیـزه در ارگ

همه تـوطـئه و مادر خـطاییست

بخاک و خون فتاده خلق مظلوم

غـنی سـرگـرم آهنگ غناییست

شود معـدوم خلق و کـشـور مـا

غنی درفکر تیم و تیمگراییست

پلان ارگ یکسر انحصار است

وطـن قــربـانـی بی اعتـناییست

به مثل شاه شجاع و عبدالرحمن

 امیر ارگ غرق خود نماییست

چـه می پرسی زعبدالله ونازش

بـه دنـبال لـبـاس و دلــرباییست

شـــده اتمــر کلان ارگ طالــب

به افراطی وراچون همنواییست

رئیس امـنـیـت هـمکار طـالــب

همه ضعف وبکلی رسواییست

قضـاء و پارلمـان مـزدور دالـر

همه باخصم میهن همصداییست

مــده آخـند دربـاری بـه مـا پـنـد

دل وعمامه وریش ات ریاییست

بـود چـون غـــدۀ بـدخیـم دولـت

برای طالب و داعش سراییست

گروه دزد و فـاسد بـر سر کار

که کاروبارشان چوروگداییست

مرام ارگ بحران آفـرینی است

نه این جنجال وبحران نهاییست

شده خاک وطن سـکّـوی داعـش

درین بازی نه چونی وچراییست

غنی چون کودک هردم خیالست

بـه پـاکـسـتان وی را آشـناییست

وطـن مـیــدان جـنگ اطلاعـات

جهان مشغول نیرو جابجاییست

به مرگ ما کند دشمن عـروسی

به خون خلق دستانش حناییست

به نزدخالق ومخلوق خواراست

نماد زشت بی شرم و حیاییست

سران ارگ غرق ناز و نعـمت

فغـان خلـق ما از بی غـذاییست

به جای عـدل وداد وفهم ودانـش

فقط بحران جنگ  قومگراییست

بــه نـام قـوم آتـش می فـروزنـد

میان خون و آتش، همگراییست

تمام پول و قـدرت بهرقوم است

بـرای شـهــرونـدان نـارواییست

اگر دولت به دست شیطان است

ولـی کار وطـنـداران خـداییست

جـوانــان وطـن روشـنگران اند

مرام و مقصد شان رهنماییست

بـه چـنگال سـتـم تـاکی و تا چند

تـلاش و هـمـدلی راه رهاییست

طی چل سال درخاک وطن وای

فـقـط جنگ زمینی و هـواییست

بـه جـنگ داخـلی نـابـود گـردیم

ولی ازهمدیگر مشکل جداییست

11/6/2017

 

 

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید