WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی وسیاسی

 

   مروری بر مقاومت ونهضتهای استقلال طلبی مردم افغانستان                        صديق وفا

      28 اسد 1390 خورشيدی برابر با 19 اگست 2011 عيسايی مصادف است با نود ودومين سالروز استرداد استقلال افغانستان از چنگ استعمـار انگليس، همزمان نميتــوان چشم پوشی کرد که افغانستان از اکتوبر 2000 عيسايی بدينسو باز مستعمره بعضی از کشورهای جهانی گرديده ، اما چون شکل با نورمهای پذيرفته شدهء بين الملـلی همسان گردانيده شده و اين مستعمره سازی در قالب دفع وطرد تروريزم تحقق می يابد، بنابرآن تا اينکه اين مساله حـل وفصل ويک طرفه شود، در اينجا به بهــانهء استرداد سال 1919 عيسايی نگاهی بر چگونگی مقاومت مردم افغانستان ونهضتهای استقلال طلبی نموده وآزادی خواهی را که فطرت وخصلت مردم ماست تجليـل وگرامی ميداريم.

    مردم افغانستان به مثابهء عاملين اصلی تکامل تاريخی در طی يکنيم هزار سال با مبارزات وقيام های متعدد ضد فيـــودالی وضد استيلاگران خارجی از مراحل نهايت دشوار عبور نموده اند، خاصتاً در قرن نزدهم با هجوم های استعماری پنجه دادند وبا وجود شکستهـــــای مؤقتی وگذرا زنجير استعمــــار کهن را درقلب آسيا درهم شکستند و آزادی سياسی را به ارمغان آوردند، که اينک با مروری بر رخداد هـــای تاريخ برخی مقاومتها برجسته وبصورت فشرده به خوانش گذاشته ميشود:

   سکندر مقدونی در سال 330 قبل از ميلاد در فکر تسخير افغانستان شد، اما برخلاف اميد وانتظارش با مقاومت مسلحانه مردم موأجه شد ومدت چار سال با قبــــول تلفات زياد مشغول ماند وبلاخره تاب مقاومت نياورد ودر اثر همين جنگها از پا افتاد از راه بلوچستان وايران به بابل عزيمت ودر همانجا در گذشت، رخــــداد معروف ارسال نمونهء خاک سرزمين افغانستان به يونان را که از روايات وداستانهـــــای فراموش ناشدنی شفاهی تاريخ است، زبان زد عام وخاص بوده وهمه بخــــــــاطر دارند، وآن چنين بود، که مادر سکنـــــدر مقـــــــدونی که در غيــاب پسر امپراتوری را اداره ميکرد، طی نامه ای به پسرش خبر ميدهـــد، که اين چگونه سرزمين است که ترا بيشتر از همه جا مصروف ودرگير ساخته است، سکنــدر که خود يک نظامی برجسته وکار آزموده بود، دلايل بيشمـــــاری ماننــــــــد کوهستانی بودن اين کشور، سلحشوری مردمان افغانستان وچنـــــدين عامل ديگر به مادر نوشت وضمناً  ُُمشتی از خاک افغانستان را با نامهء همراه گسيل داشت و تقاضــــــا نمود که خاک به شيوهء خاص در زير مفروشات قصر امپراتوری جا دهند، تشنجات بميان آمده در قصر وسرکشی ها ظهور يافته بعد از آن مادر را متيقن ساخت که عبور وفتح اين سرزمين دلاوران وسحلشوران چه دشوار وغير ممکن خواهد بود، همزمان منازعات در مصر وشام رخداد ومناطق مفتوحه به آزادی رسيدند، بعد از عقب نشينی سکندر مقدونی از سرزمين مــــــا استقلال اين کشور نيز اعلام گرديد.

    متعاقباً مردم شجيع افغانستان درعهــــــد سرداران يونان باختری در سال 227 ق،م هجوم انتيوکوس سوم شامی را عقب زدندومناطق جنـــوبی هندوکش را بدون جنگ از تسلط دولت هند آزاد ساختند، فقدان سيستم دفاعی در شمال افغانستان با زمين نرم و هموار و تمدن شهر نشينی وزنده گی متمول هميشه خطر هجوم جهـــان گشايان وسوارکاران آسيای مرکزی را فرآهم ساخته بود وبدينترتيب افغانستان بصورت متـــــدوام در معرض خطر حمله از شمال قرار داشت، چنانچه هجوم های مکرر تورانيــــان در ازمنه بسيار گذشته در کشور افغانستان قدامت دارد، بعداً قبايل سيتی از آسيای مرکزی در افغانستان ريختند، يکی از آنجمله کوشانی ها توأم با هجرت بود که هزاران خانواده آمدند ورحل اقامت افگندند وجزء ساکنين اين کشور قرار گرفتند، مقتدر ترين پادشاه کوشانی هــــا کنشکا بين سالهــــــای 120 تا 160 عيسايی سلطنت کرده است.

   عرب ها از سال 632 تا 661 (ع) در مدت 30 سال قلمرو آسيايی امپراتوری بيزانس را تا دمشق وشام، مصر وافريقـــــای شمالی را تا دروازه قرطاحنه وعراق وکشور ايران را تا حواشی افغانستان استيلا نموده ودر بعضی اين منـــاطق تا کنون سيطرهء 1400 سالهء آن ادامه دارد که مصايب فراوانی را به اين سرزمين هــــا به ارمغان آوردند، تجاوز عربها  به افغانستان نتايج اسفباری را در فروپاشی کاخهای  بلند هويت تاريخی، ملی، فرهنگی وآئينی افغانستان در قبال داشت ، تاريخنگاران ما در باره تجاوز عرب ها وحاکميت وتفرقه افگنانه آنها به اين سرزمين کمتر گفته اند ويا هيج سخنی در ميان نياورده اند، اگر چيزی هم گفته شده با مجامله وريا وتزوير توأم بوده است، چنانچه بعضی از حاکميت آنان به نام امير المومنين ها وسلطان سالاران اسلام با فخر ومبـــاهات ياد آور شده اند، اما تاريخ نی ، بلکه حقايق تاريخی ايست که عاملين تجـــــاوز وجنايت در افغانستان را بر ملا ميسازد وعلل بدبختی ها وآغشته گی به امراض مزمن انديشه زده گی را هويدا مينمايد، البته کسانی هم هستند که سعی نموده ومينمايند که با  بر ملا ساختن حقايق راهجويان مسير حقيقت را از حقايق تاريخی آگاه سازند. مؤجز اينکه عرب ها از عصر اموی هــــــا، عباسی ها وخاصتاً از سالهای (642 الی 746) که دور استيلای عرب، مقاومت ومبارزات آزادی خواهانهء مردم افغانستان محسوب ميشود، از سه استقامت عليهء مردم ما ميجنگيدند، افغانستان شمـــــــالی که مرکز نظامی و اداری آن  هنگام خلفـــــای راشيدين در نيشاپور ودر دولت اموی ها شهر مرو بود، افغانستان غربی که مرکز آن شهــــــــــر زرنج در سيستان بود، افغانستان جنـــوب شرقی ( بلوچستان وحوزهء هند سفلی ) که مرکز معين نداشت، فرمــــــــــــــان دهی عمومی افغانستان شهر کوفه در عراق بود وبعضاً بطور مستقيم از شهر دمشق هدايت صادر ميشد، بهر حال در جبهه غرب جنگ رتبيل شاهــــــــان کابل مشهور است که سپاه مردم کابل جنگ سختی را با اردوی مجلل ومتجاوز عرب انجام دادند، يک سال بعد عبدالعزيز والی سيستان به کابل لشکر کشيد ولی دچار انهزام (شکست )کامل شد.

   از ابتدای نفوذ عرب در افغانستان در طی بيشتر از يک قــــرن سه نسل مردم افغانستان به مقاومت پرداخته قربانی داده اند وقيامهای بزرگی را سازماندهی کردند، بزرگترين اين قيامها عبارت اند از قيام مشهــــور ابو مسلم خراسانی که رشادت وقيادت ملی وی تا کنون سرمشق نسل های بعدی کشور است، پس از کشته شدن مرموز ابو مسلم سلسلهء قيامهــــــا در دوره عباسی ها ادامه يافت که ميتوان از قيام هرات تحت رهبری استادسيس بادغيسی، قيام حکيم مقنع بادغيسی، قيام حمزه سيستانی وقيام های متعدد ديگر نام بُرد.

   يکی از حمله های مدحش وخانمان برانداز ديگر همانا هجــــوم قوای اشغالگر چنگيزخان مغل است،که در ابتـــــــــــدا، وی نمي خواست در قضيه افغانستان در گيربماند،بلکه ميخواست بر گردد وامپراتوری صحرايی خود را تحکيم نمايد، عبور وحمله برق آسای  چنگيز خان وبعداً مغلها وتيمور گورگانی در افغانستان همهـــــمه افگند ومردم اين کشور از مناطق مختلف چون بلخ، تالقان، قلعهء گرزيوان، باميان ودر ساير قلعه ها وحصار های هرات، پروان و همچنان مرو، و نيشاپور ترتيبات تدافعی اتخاذ وبه مقاومت جانانه ودليرانه پرداختند.

    قيام ومبارزه آزادی خواهانهء مردم افغانستان در دوره های بعد از تجزيه وانحطاط کشور منتج به تأسيس دولت هوتکی ها وبعداً ظهــــور ابدالی ها در کندهار گرديد. از قرن هژدهم تا قرن بيستم يکبار ديگر افغانستان در گير سياست هـــــــــــای تجاوز کارانه واستعماری دولت انگليس وروسيه تزاری گرديد، بعد ازآنکه امير دوست محمد خان در اثر فشار انگليس در اول اگست 1838 میلادی فرار کرد، شاه شجاع وانگليس هــــا در هفتم اگست همان سال وارد شهر کابل شدند، بعد از آنکه قوای انگليس در نقاط مختلف سوق الجيشی چون کندهـــــار، غزنی، کابل، جلال آباد وباميان مستقر شدند، انگليس ها موقعيت زمـــــامداری وحاکميت را در افغانستان احراز کردند، مکناتن نماينده وسفير انگليس عملاً به حيث صــــــدراعظم وهم نايب السلطنه افغانستان در آمد، در اثر چنين وضعيت که استکبـــــار(تکبر) واستبداد انگليس بيداد ميکرد در سال  1841میلادی آتش مقاومت عليه تجاوز انگليس شعله ور گرديد، مبارزين افغانی با امکانات محدود تدافعی ولی مورال قوی عليه تجـــاوز انگليس دست به قيام زدند، که در نتيجه مقاومت شديد مردم ما امپراتوری بزرگ اروپايی دريک کشور آسيايی شکست خـــــورد که در تاريخ به نام جنگ اول افغان وانگليس معروف است، دومين تجــــاوز انگليس بعد از متارکه 35 ساله از نوامبر1878 تا اگست 1880 میلادی ادامه يافت که در واقعيت ادامهء همـــان جنگ اول است زيرا علت جنگ که عبارت از جلوگيری از سياست پيشروی استعمار انگليس در آسيای ميانه بود کماکان ادامه داشت، که اين جنگ نيز در جبهه هـــــای مختلف چون کندهار، خيبر، کُرم وکابل خلاصه ميشود، اما قيام عمومی مردم ، در ماه سپتامبر1879میلادی بعد از داخل شـــــــدن قشون دشمن در کابل 55 روز را در بر گرفت، افغانها در اين جنک نابرابر دشمن حيــــله گر را به شکست مفتضحانه ای مواجه ساخت، انگليس هــــا در جنگ دوم عملاً متيقن شدند که تسخير وحفظ افغانستان با قوه نا ممکن است، پس دستگاه ديپلوماسی را فعــــــال وزمينه را مساعد ساختند تا امير عبدالرحمن وارد کابل شود وسلطنت فئودالی را در افغانستان مستقر سازد.

   اما آخرين تصادم انگليس وافغان در زمان سلطنت شاه امان الله خان به وقوع پيوست وبه نام جنگ سوم افغان وانگليس شهرت دارد، قيـــــــام ملی 1919 (ع) مردم افغانستان که به استرداد استقلال کشور ما منتج گرديد، در جبهه های مختلف دليرانه انجام يافت، اين قيام در معاذ های چون خيبر،چترال،کندهار، پکتيا، وزيرستان، پيوار وتل صورت گرفت که شهامت، از خود گذری ورشادت ملی افغانهـــــا يکبار ديگر درخشش بينظير داشت وقوای اشغالگر را مجبور ساخت تا بعد از متارکه 3 جون طی معاهــــــــــــده ای در 18 اگست 1919میلادی استقلال افغانستان را برسميت بشناسند.

    بعد از حصول استقلال سياسی افغانستان که تحت قيادت شاه امان الله خــــــان تحقق يافت، تغييرهای زيادی در کشور رونما گرديد، اما آنچه مربوط به تجاوز بيگانه گان بعد از سالهای استرداد استقلال است، بايد اذعان داشت که مداخلهء نظامی اتحـــــــادشوروی سابق، دِخالت ودسايس پاکستان،پيشروی مرموز واعلام ناشده ايران، دهشت افگنی ها وماجراجويی های چين وسايرکشورهای عربی و همسايه ها همرديف وهم قماش اند که هر يک در تجــــاوز وتخريب اين کشور تمايز وتفاوتی ندارند، بائيس هريک به موازات همديگر محکوم ومنکوب شوند نه اينکه با در نظر داشت ذوق وسليقه سياسی بريکی تاخت وديگری را برائت داد، جنگ داخـــــــلی افغانستان که مصائب بيشماری را ببار آورد، محصول مداخله های آشکار وپنهان بین المللی و بخصوص همين همسايه هاست که هريک منافع ومقاصد بيشمار سياسی،اقتصادی، فرهنگی وايديالوژيک در اين کشور داشتند وهنوز هم دارند.

    با تأسف بعد از توافقات" بن "که ظاهراً با پاه در میانی ملل متحد صفحهء نوينی در کشور گشوده شد، وضع نه تنها بهتر نشد بلکه با مداخله نظامی و سياسی امريکا ، ناتو وهم پيمانان شان وضع ناهنـــــجار گذشته کماکان ادامه يافت، فقط مهــــــره وچهره ها تغيير يافتند والقاب جديد جاگزين نام ها ومقامهای گذشته شد، از همين جاست که برخی آگاهان سياسی دچار شک وترديد در مورد تجليل از خاطرهء پيروزی افغان ها در 1919 بر بريتانيا می گردند، چون همين اکنون کشور بريتابيا نه تنها در زمره 36 کشور در افغانستان حضور دارند، بلکه مقام برجسته سردمداری ديگران را به عهده داشته ودارای تجربه کافی در تحقق پاليسی های پيشروی در افغانستان وآسيا بوده و دوشادوش امريکا نقش محوری را ايفاء ميدارد.

    روی همين برهان است که سوال مطرح ميشود آيا ميتوان در وضع کنونی از استقلال کامل حرف زد؟ همه به آگاهی ميدانند که چنين استقلال سوال بر انگيز است خاصتـــــــا که استقلال اقتصادی کاملاً کمرنگ بوده واستقلال نيم بنــــــــــد سياسی که در آن استقلال اقتصادی وجود نداشته باشد مفهــــــــــوم ماهوی خود را از دست داده ونيــــــــــاز استرداد ديگر به وضاحت مطرح است، در کشوری که دستگاه دولتی مستقل وحکومت قانون وجــــــود نداشته باشد به مشکل ميتوان از موجوديت استقلال سياسی سخن بميـــــــان آورد، اما اگر هدف از تجليل اين رخداد ملی ياد وبود از خاطرهء تابناک قهــــــــرمانان ملی و مبارزين پاکنهاد استرداد استقلال باشد، جا دارد تا از خاطرهء درخشان نهضت امانی، يادگارهـــــــای جنبش مشروطيت ونقش جوانان افغان که در راه حصول استرداد اول با فداکاری وقهرمانی نقش پيشقراولان استرداد استقلال را ايفاء داشتند با قدردانی وابهت خاص ياد آوری نموده وخاطرهء تابناک شهيـــدان اين جنبش آزاديخواهانه را که الهام بخش نهضتها وجنبشهای کنونی ايست گرامی داريم!

خـــــدا آن ملتـــــــی را سروری داد
که تقديرش به دست خويش بنوشت
به آن ملت ســـــــــــرو کاری ندارد
که دهقــــــانش برای ديگران ِکشت

درود بيکران برروان پاک شهدا ومبارزان راه آزادی واستقلال کشور محبوب ما افغانستان!

  

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید