WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی

 

  گل عیدی                                                           شهلا لطیفی ولیزاده

گل عیدی

دخترک با اشک در چشمان،مادر صدا زد. گل سوسنی که انگشتان کوچکش را محکم به اغوش داشت لرزید. مادر

 بیتابانه نزدیک شد
چرا دخترم؟ این چه است، ایا زمین خوردی؟-
!نه! دخترک با اهی در لب بمادر نگریست. گُلم مرده است.تحفه ی عیدیت بود مادر
مادر شتابانه خندید

 اوه دلبندم! این نمرده، تشنه است. بیا که سیرابش کنیم-
اشک در چشمان بهشته به یکبارگی خشکید،گل را لغزاند به ان اغوش مادر 
!اه مادر،تو چه هوشیار ای،همه را میدانی.دوستت دارم-
!مادر با خنده ی جان بخشش بوسه ی ربایید و در گوش بهشته اش زمزمه کرد: عید تو هم مبارک عزیز دلم

شهلا

 

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید