WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات شهلا لطیفی ولیزاده

 

  سه متن متنوع         شهلا لطیفی

 سه متن متنوع

شهلا لطیفی

~~~~~~~~

در طفولیت خموش بودم. نابسامانی ها در محیط را حس نمی کردم اما از لابلای شوخی های کودکانه با دیدن دیگر اطفال نظاره گرش بودم .و فقط

 .حس مساوات و رفاه را در آغوش پدر و در نگاه های جسور مادرم می جستم

در نوباوگی احساساتم را با عطوفت گره زدم و بی عدالتی ها را یک رمزی پُر از فتنه در پرده های افکار تاریک جامعه تلقی می کردم. و از برای رسیدن به مرز عدالت به کتاب پناه می بردم

.بعد از ازدواج/ زندگی زناشویی سردی احساس و قوت بردگی را چشیدم

.با تولد دو فرزند از کیفیت زن بودنم قدری پی بردم .و احساسات عمیق عاطفی را با همه ابعادش کشف نمودم

اما، با قلم و طرح ریزی افکارم در صفحه سپید و بی آلایش، با وجد شکفتم. روح، فطرت،خیالات و امواج لطیف زنانه در من به خروش آمدند و قوه و میل فطری ام چنان مرا تسخیر نمودند که "زن" یعنی مهد عاطفه، خلاق آثار انسانی و الهه عشق منزه با همه شگفتی های بی بند و بارش.

~~~~~~~~

.شاعر زن پدیده ای ست از تبار احساس اگر از صدق دل بنویسد نه از روی تقلید

و احساسات بلند پرواز یک زن قطعات برومند عشق و شگفتی های نهفته آدمی را با پایین و بالای واژه ها در خود پیچیده بدون هراس و اختلال فکری ارائه می نماید

اگر یک زن واقعأ از یک زن بنویسد، پرده های خام فطرت را می درد و پخته گی احساس را بی ویرایش و پرده هویدا می سازد که خود قوتی ست طبیعی نه تحمیل شده و به همان اخلاص شاعر زن باید احترام شود چون تندیس تفکر در قلمرو احساسات

شاعر زن با گشایش افکار و ریختن احساساتش، در را بروی گرایش های جسمی باز میکند و تمایل خوانندگانش را بخود مجذوب میدارد. که گه گاه خواننده- آن دریچه معرفت و قرابت با شاعر را با بی باکی وقار میدرد تا از شاعر زن لمحه ای محبت بچشد بدون توجه به اینکه شاعر به مانند هرکه دیگری انسانی ست با یک قلب و آن قلب امانتی ست برای دوست داشتن بی انتهای شیفته گانش

شاعر زن را میتوان از آنسوی دریچه دوست داشت، تعریف کرد، با کلامش در سر تخیل بست و با صدایش راحت گرفت،لیکن آن دریچه را نباید هیچ گاهی با خواهشات شخصی خود درز نمود تا احساس و اعتماد شاعر را با درایت کامل فقط حفظ کرده باشیم برای روابط پایدار و ماندگار

~~~~~~~~

در حجله عشق-عریانی احساس، نمناکی چشم، لمس خیال و خلوتگاه امیدم را برهنه می بینم که هر خواستش خواست من، هر کمانه اش توان من، هر آه اش قوت من، هر نگه اش جرقه هوس از من، هر لمسش درود بر من، هر ذره اش خوش آیند بمن، هر نازش برومند در من، هر بوسه اش شگوفایی نیاز من و هر رقمش نیرومند در من، جاودانه میشوند و رها...

 

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید