WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی

 

  داغ بـی مادری -  تابوت مرا در دل سحرا بگزارید - شهادت مبارک - رفــــــــتم   شایق الله دلدار اندرابی

 

داغ بـــــــــــــی مادری

آه دلم طاقت  نداره از داغ بـــــی مادری

تاریک بوده چــــــــــــــــراغ بی مادری

آه تقدیر مـرا لایـــــــــــق یک مادر ندید

یک عمری سوختـــــم ز داغ بی مادری

آه بخـتم به غم درد علـم پـــــــیـــــــونده

آه داغ دارم که دشمـــــــــــنان خورسنده

آی بچه های مـــــــــادر دار سنگم نزنید

آی که شرین عمــــــــــــــر آدمین مادره

یک عمـر درازته نشنــــــــــــــــیدم دریغ

بچـه بودم از آب کشیــــــــــــــــدیم دریغ

بچـه های مادر دار شکـــــــــــــرانه کنید

آی ما ناخـون مادره ندیدیــــــــــــم دریغ

از بند جگرم آه کــــــــــــشم زود به زود

آسمان و زمنیه میکــــــــــنم دود غله دود

همیش میســـــــــــــوزد دلم فق دبه یاد مادر

زار زارمیـــــــــــــــــگریم فــقد به یاد ومادر

مادرم امشب میخواهم بیایم سـری مزارت

مادرم امشب میخــــــواهم بیایم در کنارت

بیایم سرم را ســــــــری مزارت میگزارم

میگویم از تنهای شــــــــــــــب های تارم

مادرم دلــــــــــــم گرفته آخیرمن کی را دارم

که سـرم را بالای زانو هایــــــــــش بگزارم

مادر جانم دســـت نوازشــــــــــت کجاست

نداستی شایق پسرت خیلــــــــــی تنهاست

برادرم ازداغ پرپرشنـــدت کمرم شسکته

خط رنج و درد بالای شانه هـــایم نشسته

عبدالســـمین جان توهم رفتی تنها گذاشتی

آخیر بیتو بکـــــــلی زندگی ام شب هسته

برادرم  خـــــــــــــسته ام از این دربدری

کی مــــــــــی آمی مـرا با خـــــــود ببری

برادرم اکنون هــــوای طفلـــــــــــــی کردم

کی می آیی هــــــمــرایم کنی بــــــــــــــازی

شایق درفراق مادر وبرادرچـــون میسوزد

همیشه پنهان پنهان درون درون میـسوزد

با عرض حرمت

شایق الله دلدار اندرابی

 

 

تابوت مرا در دل سحرا بگزارید

شایق الله دلدار اندرابی

تامردم آذاده بیاید به جنازه

واحسرتا که زاده مشـــــــــــتان شهید شد

آن مرد با وقارو سخــــــــــندان شهید شد

نامش بود گرامــــــی به هردفترو دیوان

آن تاج افتخار هر افـــــــغان شهید شد

آن رهسپار قلـــــــــــعه جنک و مقاومت

خورشید روشن افــروز دوران شهید شد

دایم لبش به خــنده داشت قلــب با صفا

او جان فدا و مـــــردم ایــمان شهید شد

چشم پدر زهــــــجرو فراقـش ز دید مان

آن شیر مردو شمـــــــــع گلستان شهید شد

در حسرت فراق او خون میچکد زچشم

آه فرمانده غیور اندرابی مایان شهید شد

بیم داشت ز نامـــــش دشمنان در جهان

آن سایــــه بان اندراب  بغلان شهـید شد

با تاسف و اندوه فراوان که دشمنان مردم افغانستان یک حمله بزدلانه فرمانده  کفایت الله خان « کاظمی »  قوماندان بلوک قطعه خاص  را در ولسوالی جانیخیل  ولایت پکتیا به شهادت رسانیده‌اند. فرمانده کفایت الله « کاظمی »  یکتن از جوان شجاع و دلیر بود در ولایت پکتیا  بود..

در گذشت وی را ضائعه‌ای به دولت اسلامی افغانستان تلقی می‌نماییم از خداوند برای این فرمانده نستوه مغفرت می‌طلبیم و برای بازماندگان و خانواده‌اش صبر و استقامت مسئلت داریم .... راحت ادامه دارد فرمانده نترس   .......

مبارک مبارک شهادت مبارک

مبارک در جنت سیاحتت مبارک

عازم دیدار رب شد

مبارک مبارک شهادت مبارک

مبارک در جنت سیاحتت مبارک

آخ فرمانده کفایت الله شهید شد

مبارک مبارک شهادت مبارک

مبارک در جنت سیاحتت مبارک

مقامش نزد رحمن شد

مبارک مبارک شهادت مبارک

مبارک در جنت سیاحتت مبارک

حیات شان شد جاویدان شد

مبارک مبارک شهادت مبارک

مبارک در جنت سیاحتت مبارک

ارواحشان شیران پرواز شد

مبارک مبارک شهادت مبارک

مبارک در جنت سیاحتت مبارک

حور جنت انتظار بود همراز شد

مبارک مبارک شهادت مبارک

مبارک در جنت سیاحتت مبارک

عاشق باغ رضوان شد فردوس شد

مبارک مبارک شهادت مبارک

مبارک در جنت سیاحتت مبارک

مسکن شان گلستان شد

مبارک مبارک شهادت مبارک

مبارک در جنت سیاحتت مبارک

همگلزار و نغمه زار بوستان شد

مبارک مبارک شهادت مبارک

مبارک در جنت سیاحتت مبارک

قهرمان درپولیس افغانستان شد

مبارک مبارک شهادت مبارک

مبارک در جنت سیاحتت مبارک

حامل پرچم دین بود

مبارک مبارک شهادت مبارک

مبارک در جنت سیاحتت مبارک

حامی احمد و قرآن مبین بود

مبارک مبارک شهادت مبارک

مبارک در جنت سیاحتت مبارک

مسلح در میدان نبرد بود

مبارک مبارک شهادت مبارک

مبارک در جنت سیاحتت مبارک

امیدش بود خدمت بودحفظ خاک بود

مبارک مبارک شهادت مبارک

مبارک در جنت سیاحتت مبارک

جوان بود سالم بود هم قایم

مبارک مبارک شهادت مبارک

مبارک در جنت سیاحتت مبارک

طالبان را شکستن برفتن

مبارک مبارک شهادت مبارک

مبارک در جنت سیاحتت مبارک

از گقـــــــــــتار دل ربا

مبارک مبارک شهادت مبارک

مبارک در جنت سیاحتت مبارک

مشو « شایق » کم صدا

مبارک مبارک شهادت مبارک

مبارک در جنت سیاحتت مبارک

باعرض حرمت

شایق الله دلدار اندرابی

 

 

 رفــــــــتم

 

صــد بار به دور تــــو نه گردم رفتم

رخت سفر از شـمر تو بر چیدم رفتم

دور حـــرم پاک تو ای شـمع رسالت

افسوس چـو پروانه نه چرخـیدم رفتم

من بلـبل شیـــدأ تو ام ای گل اسریب

در گلـشن وصال تو نه جوشیدم رفتم

یک عمر هوایـی سری کوه تو نبودم

هنگام وصــــــال تو نه فهـمیدم رفتم

از وعده وگــنان ای شــــــافی محشر

از دیده خـود اشـــک نه باریدم رفتم

من آمـــده بودم که دیگــر باز نگردم

درخاک دیار تــــو نه غلطــــیدم رفتم

<شایق> که به جوستارنفس تحفه ندارد

شرم است برای تو نه بخشـــیدم رفتم

باعرض حرمت

شایق الله دلدار اندرابی

 

 

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید